شعر آیتاللهحائری شیرازی برای همسرش

ای همسر مهربان دلبند
ای مادر عشق را تو فرزند
از لطف، نگاه تو ز دل رفت
هر غصه که خاطرم پراکند
چون نور ز ذره بین گذر کرد
آتش به میان کاغذ افکند
ای همسر من تو ذره بینی
از توست هرانچه از من آرند
تو دست نوازش خدائی
بر همسر خویش و چند فرزند
زندان سیاه اهرمن را
با داشتن یکی دو فرزند
دیدار من آمدی شب و روز
ای مرهم زخم شوی در بند
دست تو شکسته بود و می شست
همسایه لباس ما و فرزند
در خواب بدید آن مددکار
زهرا به تو گفته بود فرزند
زان روز که این سخن شنیدم
در بند توأم به مهر سوگند
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23:54 توسط غلامرضانجفی سولاری
|
سلام تلاش من بر این است تا مباحث مربوط به نفقه و موارد مبتلابه آن را تقدیم شما بازدید کنندگان عزیز بنمایم .