چگونه با همسر بی‌اعتماد رفتار کنم؟

یک کارشناس ارشد روانشناسی گفت: اغلب کسانی که در گذشته عذاب بدرفتاری و بی اعتمادی را چشیده‌اند، مجموعه پیچیده‌ای از احساساتی مثل درد، ترس،‌ غضب و سوگ را تجربه کرده‌اند. در نتیجه روابط فعلی‌شان هم دردآفرین و تحت تاثیر گذشته است. در چنین شرایطی باید از راهکارهایی برای رفتار با همسران بدبین استفاده کرد.

به گزارش ایسنا، فاطمه رضایی‌نسب افزود: با توجه به اینکه فرد بی‌اعتماد احتمالا در دوران کودکی مورد بدرفتاری قرار گرفته است، در بزرگسالی نیز از نزدیک شدن به دیگران و ایجاد رابطه صمیمانه با آنان هراس دارد.

وی در ادامه گفت: این افراد در روابط خود احساس راحتی نمی‌کنند. دیگران به جای این که برایشان اطمینان آفرین و شادی بخش باشند، پیش بینی ناپذیر و خطرناک جلوه می‌کنند. چنین افرادی فکر می‌کنند که دیگران به آنها صدمه می‌زنند، خیانت و از آنان سوء استفاده می‌کنند. پس باید در برابر دیگران همیشه حالت دفاعی داشته باشند. اعتماد کردن حتی به نزدیکان برای این افراد سخت است.

این روانشناس اضافه کرد: افراد شکاک گمان می‌کنند که دیگران مخفیانه قصد دارند به آنان آسیب بزنند حتی اگر رفتار فردی با افراد شکاک خوب، انسانی و احترام آمیز باشد در ذهنشان به دنبال این مساله می‌گردند که انگار کاسه‌ای زیر نیم کاسه است. این افراد اعتقاد راسخ دارند که سلام گرگ بی طمع نیست. علاوه بر آن این افراد به خودشان و توانایی‌ها و دوست داشتنی بودن خودشان هم اعتماد ندارند. آن‌ها شک دارند به این که آنقدر خوب باشند که طرف مقابلشان حاضر باشد با آنها بماند. بنابراین دائم به دنبال نشانه‌های برای این مقصود طرف مقابلشان هستند.

وی درباره راه‌های زندگی با افراد بی‌اعتماد گفت:‌ هرچند زندگی با یک فرد بی اعتماد به نظر مشکل می‌رسد، اما اگر یک همسر بی اعتماد دارید ،از او توقعات غیرواقعی نداشته باشید. در صورتی که بی‌اعتمادی و بدرفتاری همسرتان تحت تاثیر دوران کودکی اوست،‌ نباید انتظار داشته باشید که این مشکل به سرعت رفع شود. گاهی به نظر می‌رسد که تلاش شما به منظور ایجاد اعتماد و خوش بینی، نه تنها ثمری ندارد، بلکه موجب افزایش خصومت همسر نسبت به شما می‌شود.اگر قادر به پذیرش همسر بی اعتماد خود هستید و همزمان امید به درمان دارید، شرایط بهتری برای تحمل بدرفتاری‌های ناشی از بی اعتمادی خواهید داشت.

صبورانه اعتمادش را جلب کنید
این روانشناس با بیان اینکه برقراری رابطه با چنین فردی و جلب اعتماد او مستلزم عملکرد سنجیده و شکیبایی بسیار است، اظهارکرد: به‌تدریج و بدون هیچ‌گونه فشار و یا اجباری وارد رابطه با او شوید و اجازه دهید که او اندک اندک به شما اعتماد کند. به یاد داشته باشید که به همسر خود در مورد اعتماد فرصت لازم را بدهید و اصرار زودهنگام در این باره نداشته باشید. برای مثال نگویید: «چرا تو نمی‌توانی به من اعتماد کنی؟» اگر چنین کنید فرضیه همسرتان مبنی بر این که شما فردی انتقادگر هستید،‌ به اثبات خواهد رسید و در نتیجه با شما مقابله خواهد کرد.

از او خشمگین نشوید
رضایی‌نسب افزود: طبیعی است که شما در برابر بدبینی، اتهامات، سرزنش‌ها و بدرفتاری‌های همسر بی‌اعتماد با خشم و ناراحتی از خود واکنش نشان می‌دهید. اما این فرد از آنجایی که به شما بی اعتماد است، دقیقا انتظار همین رفتار را از سوی شما دارد.

لجبازی نکنید
وی تاکید کرد: لجبازی کردن شاید روشی برای تخلیه هیجان‌های منفی نسبت به همسر بدرفتار و بی اعتماد باشد اما پژوهش‌ها نشان داده است که لجبازی و اصرار بر تکرار رفتار نمی‌تواند چنین مشکلی را حل کند. رفتارهای تلافی‌جویانه سبب می‌شود که یک بار دیگر همسرتان به این نتیجه برسد که مثل همه افراد دیگر به شما نیز نمی‌تواند اعتماد کند بنابراین از چنین واکنش‌هایی خودداری کنید. فکر این که یک فرد بی اعتماد،‌مانند کودکی زخمی و هراسان است، می‌تواند شما را در کنترل خشمتان نسبت به او یاری کند.

همسرتان را مقصر ندانید
این روانشناس اضافه کرد: به هسرتان نشان دهید که او در گذشته مستحق بدرفتاری و سوء استفاده شدن نبوده است. افرادی که در گذشته به همسرتان بدرفتاری کرده‌اند،‌به احتمال زیاد او را مستحق این بدرفتاری‌ها و بی‌اعتمادی‌ها می‌دانسته‌اند. رسیدن به این نتیجه که بدرفتاری در گذشته به خاطر بد بودن او رخ نداده است، می‌تواند به عزت نفس بیشتر او کمک کند.

رفتارهای شک برانگیز نکنید
وی تاکیدکرد: رفتار مبهم، شک برانگیز و یا غیر صادقانه می‌تواند موجب افزایش بی‌اعتمادی همسر شود. برای مثال اگر به دلایل مختلف که برای خودتان موجه است ترجیح بدهید تماس‌های تلفنی اعضای خانواده،‌ دوستان و یا همکارانتان را در حضور همسر پاسخ ندهید؛ بدون این که برای او توضیح دهید که این کار را از روی عادت و یا به خاطر خجالت انجام می‌دهید، می‌توانید زمینه ایجاد شک و بی اعتمادی را در همسرتان فراهم کنید.

از یک روان درمانگر کمک بگیرید

رضایی‌نسب در پایان مطلب خود در مجله سپیده دانایی گفت: اگر بی‌اعتمادی و بدرفتاری همسرتان شدید است،‌ به ویژه اگر تجارب بد رفتاری در گذشته آسیب جدی به او زده است، به تنهایی با این رفتارها روبرو نشوید،‌ در صورت امکان بدون این که همسرتان را متهم به بدبینی کنید و یا او را مقصر بدانید،‌ از درمانگری صاحب صلاحیت برای تغییر این ویژگی‌ کمک بگیرید.

ارسال پیامک اشتباهی به ازدواج انجامید + تصویر

زمانی که سه سال پیش خانم کیسی بِرگ اشتباهاً پیامی را به شماره‌ای نادرست فرستاد، هرگز تصورش را نمی‌کرد که فرد آن‌سوی خط همسر آینده‌اش شود.

بِرگ که خود اهل سنت لوییس است، در سفری کاری در دنوِرن به سر می‌بُرد و  برای برقراری تماس با همکارانش به مشکل برخورده بود. ظاهراً پس از آخرین مکالمه با یکی از همکارانش شماره موبایل او به صاحب جدیدی با نام هنری گِلِندِنینگ واگذارشده بود.
 
کیسی بی‌خبر از ماجرا در طی پیامکی به شماره واگذارشده نوشت: سلام. کیسی هستم. قرار بود ماریا را در پارک ببینم اما پروازش تأخیر داشت، الآن هم در وستین هستم. می‌خواستم ببینیم اگر کس دیگری از همکاران هست که با او تماس بگیرم. 

هنری نیز در پاسخ او نوشت: متأسفم. شماره را اشتباه گرفته‌اید اما اگر سر کار نمی‌رفتم کمکتان می‌کردم. موفق باشید. هنری تصور می‌کرد مکالمه به پایان رسیده اما کیسی پاسخ داد: واقعاً در وضعیت بدی گرفتار شدم چون نمی‌توانم هیچ‌کدام از همکارانم را پیدا کنم.
 
در طی روزهای بعد این دو بی‌وقفه درباره مسائل مختلفی همچون علایق شخصی‌شان صحبت کردند و آن‌قدر احساس نزدیکی به هم داشتند که اختلاف سنی‌شان را فراموش کردند. برگ 50 ساله و هنری بیست‌ساله است.
 
نهایتاً آن‌ها در 27 ژوئن 2015 ازدواج کردند.

مساله خیانت در میان زنان به وضعیت هشدار رسیده!

یک رفتار شناس جنسی با اشاره به اینکه خیانت جنسی را نمی توان با آموزه های دینی توجیه کرد گفت: کسی که تعاملی را با یک نا محرم با انگیزه غیر مشروع آغاز می کند بدون شک اولین قدم را برداشته و تضمینی برای آنکه مکالمه و تعامل جنسی میان آنها برقرار نشود وجود ندارد.
 
دکتر عفت السادات مرقاتی خویی بر خلط آموزه های دین و مساله خیانت های زناشویی اشاره و تصریح کرد: در جامعه دینی ما افراد بسیار راحت با تفسیر به رای آموزه های دینی شان به هم خیانت می کنند. بطور مثال مرد با پیش کشیدن بحث عدم تمکین، نارضایتی خود را عنوان و کژکاری اجتماعی را توجیه می کند. هملانطور که بین زنان شاهدیم که به دلایل مختلف مانند عدم ارضاء نیاز جنسی، دلزدگی جنسی، افسردگی جنسی، بی حوصلگی و خستگی جنسی را بهانه و برای روی برگرداندن از کانون زناشویی مسیرهای ناهنجار را انتخاب میکنند.

نمی توان از آموزه های دینی دستاویزی درست کرد و امر خیانت را موجه نمود/مساله "خیانت جنسی” هیچ ارتباطی به بحث تمکین یا عدم تمکین جنسی ندارد

وی افزود: در حوزه علم سکسولوژی چنین چیزی وجود ندارد به این معنی که چون زن تمکین(همسر راارضاء نمی کند و یا خدمات جنسی متناسب با تمایل شوهر نمی دهد ) ندارد بنابراین مرد می تواند دست به خیانت جنسی بزند. . ما معتقدیم این فرد در هر شرایطی امکان دارد که به روابط عدم ارضاء نیازهای جنسی خطا کاری و گناه جنسی در قالب خیانت را به هیج وجه توجیه نمی کند. به اعتقاد بنده، اینکه همسری به علت مشکل و یا محرومیت جنسی در زندگی زناشویی طرف مقابل را مقصر جلوه دهد تا بر رفتار غیر اجتماعی و غیر شرعی خود سر پوش بگذارد، نادرست است و باور ندارم در هیچ متن علمی شما سند و ادله ایی برای آن پیدا کنید.

 نمی توان از آموزه های دینی دستاویزی درست کرد و امر خیانت را موجه نمود. متاسفانه امروزه برخی از افراد که در جهت ارتقاء سطح آگاهی دینی مردم تلاش می کنند دانسته و یا ندانسته به این موضوع دامن می زنند و توصیه هایی غیر علمی را بالاخص به زنان می کنند که حتما و در هر شرایطی همسرانشان را از نظر جنسی تطمیع کنند و اگر نکنند اتفاقات بدی منتظر آنان است، و آسیبهای جدی به زندگی زناشویی و استحکام خانواده خواهد خورد مانند لغزش مردان و گرایش آنها به محرک های جنسی خارج از خانه! اما واقعیت از دید بنده این است که مساله "خیانت جنسی” هیچ ارتباطی به بحث تمکین یا عدم تمکین جنسی ندارد. مضافا، بنده این نوع تفکر که "عدم تمکین زن، مرد را به خیانت می کشد”، مستقیما اهانت جنسی به مردان می دانم؛ چون مردان را موجودات جنسی غیر قابل کنترل و بدون قدرت مدیریت جنسی نمیدانم. آیا مردان موجودات صرفا تناسلی هستند؟ آیا آنها قادر نیستند تمایلات، علایق و نیازهای جنسی خود را مدیریت و در حریم خانواده کانالیزه کنند؟!

یک مرد دین مدار باید علت عدم تمکین جنسی همسر خود ر ا جویا شود نه اینکه سریعا با سوء استفاده از مجوز دینی همسر خود را با دیگری جایگزین کند!


این استاد دانشگاه ادامه داد: یک مرد دین مدار وفردی که بر اخلاق و کدهای دینی اشراف دارد باید علت عدم تمکین جنسی همسر خود ر ا جویا شود و سوالات پاسخ داده نشده جنسی در طول زندگی زناشویی را پاسخ دهد؛ تا اینکه سریعا با سوء استفاده از مجوز دینی همسر خود را با دیگری جایگزین کند! مسلما قبل از هر گونه اقدامی همگان باید سوالات محتمل را از خود بپرسند که شاید در ده سال گذشته به دلیل استفاده ابزاری که از زن شده است زن دچار سرخوردگی جنسی شده؟ آیا می توان به راحتی اسم سرد مزاج جنسی، ناشزه و غیره رابر روی این زن گذاشت و از مجوزهای مختلف مبتنی بر سناریو های فرهنگی را استفاده کرد و نام خیانت را به آسانی به ازدواج مجدد و یا ازدواج موقت متصل کرد؟!

مساله خیانت در مورد زنان هم هشدار دهنده شده است


وی افزود: متاسفانه ما در حال حاضر تنها با مساله خیانت توسط مردان رو به رو نیستیم بلکه این مساله در مورد زنان هم هشدار دهنده شده است و ما با زنانی مواجه ایم که به همسرانشان خیانت می کنند صرفا به این دلیل که شوهر نیاز جنسی زن را برآورده نمی کند!

زن و مرد با هیچ توجیهی نمی توانند از حریم های اخلاقی خود صرف نیاز جنسی خارج شوند

مرقاتی خویی با تاکید بر اینکه زن و مرد با هیچ توجیهی نمی توانند از حریم های اخلاقی خود صرف نیاز جنسی خارج شوند و تعهد خود را بشکنند در پاسخ به این سوال که گاهی از زبان برخی درمانگران هم این موضوع شنیده می شود و زنان متهمان اصلی روابط زناشویی به حساب می آیند گفت: من هم این موضوع را شنیده ام البته باید به این مساله تاکید کنم که این مساله در لایه لایه های سناریوهای فرهنگی ما وجود دارد ومی توانم به جرات بگویم درمانگری که این توصیه را می کند در حوزه جنسی اطلاعات کافی را ندارد.

 مایلم به دو بحث در این زمینه اشاره کنم. اول این سوال مطرح است که آیا این دو نفر واقعا محرک همدیگر هستند؟ آیا به همدیگر کشش جنسی دارند؟ آیا از نظر جذابیت های جنسی همدیگر را قبول دارند؟ اگر جواب این سوالات مثبت باشد مطمئن باشید این زوج تا حد قابل قبول از کنار هم بودن آرامش پیدا می کنند و راضی هستند و هیچ گاه به جدایی فکر نمی کنند چون تعاملات جنسی آنها (نه صرفا روابط تناسلی) خوشایند و رضایت بخش خواهد بود؛ در این شرایط ما بقی شرایط آنها شاید خیلی اثر گذار نباشند اینکه آنها از نظر اقتصادی در چه سطحی هستند و یا خانواده های آنها با هم سازگار هستند یا نه؟ بهر حال این دو نفر به عنوان زوج عامل آرامش، شادی و لذت همدیگر در زندگی هستند.

وی ادامه داد: درست است که این مولفه ها در روابط زناشویی افراد تاثیرگذار است ولی تاثیر آن به اندازه پاسخ سه سوال بالا نیست . ما زن و شوهر های زیادی داریم که یکی از آنها به بیماری اعتیاد مبتلاست اما این افراد در کنار هم زندگی می کنند و هیچ گاه به جدایی و یا خیانت فکر نمی کنند دلیلش هم این است که می گویند ما از نظر زندگی زناشویی شریک هم هستیم و در کنار همدیگر آرامش داریم و مشکل اعتیاد را هم حل خواهیم کرد.

نگاه اهانت آمیزی که در مسایل جنسی به مردان می شود

این رفتار شناس جنسی با اشاره به اینکه از نظر من دلیل این سناریوی فرهنگی نگاه ابزاری به زن است ادامه داد: دومین بحث همانطور که اشاره کردم نگاه جنسی تناسلی صرف به مرد است. به این معنی که اگر مردی با همسر خودش نتواند امیال جنسی خود را پاسخ دهد و هیجانات جنسی خود را ارضاء کند بالاخره باید کسی و یا شرایطی را داشته باشد تا این هیجانات تخلیه شود! این یک کچ فهمی است و فقط هم در فرهنگ ما پررنگتر هست. این باور که مرد نیازهای غیر قابل کنترل جنسی دارد و به همین دلیل هم باید ازدواج کند که هر وقت نیازی داشت به سراغ زن خود برود و زن هم مجبور است که پاسخ دهد یک نگاه اهانت آمیز به مردان است.

عدم برآورده شدن نیازهای جنسی مردان و ابتلای آنان به انواع بیماری ها از نظر علمی ثابت نشده

مرقاتی خویی با اشاره به اینکه هر اطلاعاتی می تواند با سوء تعبیرات نادرست تفسیر شود تصریح کرد: به طور نمونه ما در کشور خودمان حتی از متخصصین می شنویم که اگر مردان به نیازهای جنسی خود پاسخ ندهند؛ بیماری هایی در حوزه جنسی آنها را تهدید کند.

ولی در علم رفتارهای جنسی براین موضوع تآکید نشده است و مستند قابل اعتمادی وجود ندارد مبنی بر اینکه اگر مردی نیازهای جنسی خود را به موقع و سریع پاسخ نداد به بیماری های متعددی در ارگان های باروری-جنسی و یا روانی-روحی مبتلا می شود. بر اینکه روابط جنسی سالم، خوشایند و لذت بخش بین زوجین از بروز برخی بیماری ها پیشگیری میکند؛ مکانیسم دفاعی بدن را تقویت میکند و حتی لانگویتی یعنی به طول عمر کمک میکند مستند وجود دارد اما اینکه فقدان رابطه جنسی بیماری تولید کند، حداقل من نمیدانم! در کشور ما نگاه مردم به مسایل زناشویی نگاه تناسلی است من به عنوان یک رفتار شناس جنسی این نگاه را ندارم و معتقدم یک مرد می تواند با معاشقه با همسرش همان لذتی را تجربه کند که از روابط تناسلی محض می برد.

افرادی که به همسرانشان خیانت می کنند به اخلاق جنسی اشراف و باور ندارند

وی نگاه تناسلی به مردان را توهین به آنان دانست و افزود: مردان هم موجودات جنسی هستند که فکر می کنند موضوعات جنسی خودشان رامدیریت، کنترل وکانالیزه می کنند. آنها بر روی همسرشان تمرکز می کنند هر آنچه از نظر عشق جنسی دارند را به همسرشان می دهند و از همسرشان پاداش عاشقانه و مهرآمیز دریافت میکنند. افرادی که به همسرانشان خیانت می کنند به اخلاق جنسی اشراف و باور ندارند و از اخلاق یا کدهای دینی برای سلامت و خوشایندی زندگی زناشویی شان استفاده نمی کنند.این افراد در هر شرایط دیگری و با هر فرد دیگری هم ازدواج کنند دور از ذهن نیست که خیانت کار باشند. به عبارت دیگر فرد خیانت کار، در ابعاد دیگر عملکرد اجتماعی و یا فردی خود نیز خطاهایی را مرتکب شده است.

چه زن و چه مرد وقتی مکالمه ممنوعه ای را آغاز می کند نشانگر بی تعهدی به رابطه زندگی زناشویی است

این رفتار شناس جنسی تاکید کرد: افرادی که با دیدن یک خانم شروع به صحبت های حاشیه ای غیر ضروری و نهایتا خیانت می کنند اگر به حریم جنسی خود آگاه بودند و احترام به حریم دیگران و خطوط قرمزها را می شناختند اصلا در مسیر خیانت زناشویی شاید قرار نمی گرفتند.

فرقی نمی کند چه زن و چه مرد وقتی مکالمه ممنوعه ای را آغاز می کند نشانگر بی تعهدی به رابطه زندگی زناشویی خودش و هجوم و اهانت به کدهای ارزشی است. فردی که اولین قدم تعهد را شکسته قطعا مکالمات دو نفر به سمت مکالمات محرک آسیب زا کشیده می شود؛ اگر چه در ابتدای امر صحبت ها عادی به نظر می رسد و گفته می شود دوستی معمولی است اما خیانت می تواند نتیجه همان قدم و شروع اولیه باشد و حریم و احترام جنسی شکسته می شود.

 با طرح این موضوع اینگونه تعبیر نشود که انسان در خیانت اراده ایی ندارد و با آغاز یک تعامل ممنوعه خود را در مسیر خیانت و در مقابل عملی انجام شده میبیند!خیر هر فردی با انگیزه مشخص وارد تعامل با جنس مقابل می شود و با آگاهی از پیامد رفتارش رابطه را ادامه می دهد؛ و این دلیل من آن فرد را خیانتکار می نامم چون به با آگاهی مرتکب این خطا می شود. مردی که برای آغاز صحبت با زنی در همان اول پیشنهاد صیغه محرمیت می کند تا مکالمه آنها صورت شرعی پیدا کند آیا نمیداند پیامد این تعامل چیست و چه خواهد شد؟ آیا دو همکار که برای موضوع کاری با همدیگر تعامل دارند هم صیغه محرمیت می خوانند؟!

خیانت به همسر نه توجیه دینی دارد و نه علمی

وی تصریح کرد: بنابراین بسیاری از افراد با شکستن حریم ها و عدم توجه به کدهای اخلاقی و دینی و سوء استفاده از آموزه های دینی به زندگی زناشویی خود خیانت می کنند. همان دین که مجوز ازدواج موقت و یا مجدد را صادر کرده است اولین توصیه ها در پیوند زناشویی را صداقت، اعتماد دوطرفه، مودت، احترام به کرامت انسانی، رعایت حقوق همسر و فرزندان، و …. قرار داده است. اولین علامت خیانت به زندگی زناشویی پنهانکاری، دروغگویی، پرخاشگری و خشونت، طرد همسر و فرزند، نادیده گرفتن حقوق جنسی همسر….است. پس خیانت به همسر نه توجیه دینی و نه علمی دارد.


منبع: شفقنا زندگی

نگاهی به دلایل مسخره طلاق ایرانی‌ها

آمار طلاق در یکی‌دو سال اخیر رو به‌افزایش بود است؛ به طوری که فقط در چهار ماه اول امسال نرخ آن دوبرابر شده؛ طلاق‌هایی که خیلی از آن‌ها به دلایل پیش‌پاافتاده رخ داده است.

آمار طلاق روزبه‌روز در کشور بالاتر می‌رود. دلایل بسیاری از این طلاق‌ها عجیب‌وعجیب و گاهی خنده‌دار است. اگر سری به علت طلاق‌های یک سال اخیر کشور بزنیم، مشاهده می‌کنیم که بسیاری از این طلاق‌ها به علت‌های سطحی و لجبازی‌های زوجین اتفاق افتاده‌اند.

شوهرم برای مادرش خرید می کند
مهر نوشت: زن جوان زمانی‌که دید شوهرش هنوز هم برای مادرش خرید می‌کند، راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد. دلیل این خانم برای طلاق‌ گرفتن این است که هر بار همسرش برای خانه خرید می‌کند، برای مادرش هم خرید می‌کند! او درباره دلیل طلاق می‌گوید: «شوهرم هنوز هم تصور می‌کند در خانه مادرش زندگی می‌کند و باید تمام مسئولیت خانه مادرش بر عهده او باشد.»

همسرم خوشتیپ است
یکی دیگر از زوج‌هایی که پایشان به دادگاه خانواده باز شده، زوجی هستند که به خاطر خوش‌تیپی آقا قصد طلاق‌گرفتن دارند! مرد جوان درباره دلیل طلاق به قاضی گفته که چک کردن‌های مدام همسرم مرا خسته کرده است. زن هم در پاسخ گفت: «شوهر من مرد خوش‌تیپ و پولداری است و طبیعی است که زنان زیادی در آرزوی بدست آوردن او باشند. من هم دست خودم نیست، هربار که او از خانه بیرون می‌رود مدام این فکر به سراغم می‌آید که حتماً زنان زیادی برای بدست آوردن او دست به کارهایی بزنند و شوهرم را اغفال کنند.»

خوشتیپی همسر آنقدر ذهن این خانم را درگیر کرده که او را وادار به درخواست طلاق کرده است. «با اینکه عاشق شوهرم هستم، ولی اینطوری نمی‌شود زندگی کرد.»

طلاق به خاطر اعتیاد پدرزن
مرد جوانی هم که از اعتیاد پدرزنش خسته شده بود، تصمیم به جدایی از همسرش گرفت! او با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درباره آن به قاضی گفته بود: «هربار با همسرم به خانه آن‌ها می‌رویم پدرزنم خانه را به پاتوق معتادان تبدیل کرده و در حال مصرف مواد است. از همسرم خواستم که ارتباطش را با پدرش قطع کند و دیگر به آنجا نرود ولی او قبول نکرد. من هم نمی‌توانم دیگر به رفت و آمد با پدرزنم ادامه دهم و اجازه بدهم همسرم به خانه پدرش برود. برای همین تصمیم خودم را گرفتم و می‌خواهم از این زن جدا شوم تا دیگر پدرزنم را نبینم. من می‌دانم که این مرد برای زندگی ما دردسرساز می‌شود.»

طلاق به خاطر لجبازی با برادرزن
این خانم هم وقتی شاهد کل‌کل هر روزه بین برادر و همسرش می‌شود، طلاق را بر ادامه زندگی مشترک ترجیح می‌دهد. او در این مورد به قاضی می‌گوید: «شوهرم هرکاری که برادرم کرده را مسخره می کند و سعی می کند خودش برعکس آن کار را انجام دهد. او از صبح تا شب به فکر لجبازی با برادرم است و زندگی خودمان یادش رفته است. او هر روز در حال حرص خوردن از دست برادرم است و من حتی جرات ندارم اسم برادرم را به زبان بیاورم. همیشه هم عصبانیتش را سر من خالی می کند و مرتب به من سرکوفت می زند که برادرم اخلاقش بد است و با او لجبازی می کند.»

این لجبازی بچگانه داماد و برادرزن، یک زندگی را تا مرز ازهم‌پاشیدن کشاند.

همسرم سر مزار شوهر سابقش می‌رود!
این زوج هم به خاطر سر زدنِ مدامِ خانم به مزار همسر سابق، دچار اختلاف شدند. خانم جوان می‌گوید که باید هر هفته یا هر ماه به مزار همسر سابق برود و شوهرش این اجازه را به او نمی‌دهد. شوهر این خانم در دفاع از خود به قاضی گفته: «من نمی گویم سر خاک شوهر سابقش نرود، فقط می گویم هر زمان که وقت داشتی و سرت خلوت بود برو، نه اینکه هر هفته کار و زندگی‌ات را تعطیل کنی و سر خاک بروی. بارها شده ما می خواستیم جایی برویم اما همسرم تنها به خاطر اینکه باید به قبرستان می رفت قرار را کنسل کرده و سر خاک شوهر سابقش رفته است.» البته ماجرای این زوج، ختم به خیر شده و با صحبت‌های قاضی به این نتیجه رسیده‌اند دلیلشان برای طلاق محکمه‌پسند نیست و آشتی کرده‌اند.

موهای بلند شوهرم مرا خجالت‌زده می‌کند
زن جوان وقتی دید که شوهرش مو‌هایش را کوتاه نمی‌کند تصمیم به جدایی از او گرفت! و برای توجیه دلیل طلاق به قاضی دادگاه گفت: «هرجا می‌رویم احساس می‌کنم که موی بلند شوهرم باعث می‌شود دیگران مسخره‌مان کنند، از بیرون رفتن با شوهرم خجالت می‌کشم و سعی می‌کنم کمتر در فامیل و دوستانم ظاهر شوم. اصلا اینکار شوهرم را دوست ندارم و هرچه سعی کردم نتوانستم با آن کنار بیایم برای همین تصمیم به جدایی گرفتم.»

به خاطر طلاق برادرم، طلاق می‌گیرم
این زوج هم زندگی خوبی داشتند تا اینکه برادر آقا با خواهر خانم با هم ازدواج می‌کنندو برادرها با هم باجناق می‌شوند؛ اما زندگی برادر کوچکتر به خوبی برادر بزرگتر نبود. دعواهای خانوادگی برادر کوچکتر بالا می‌گیرد تا اینکه منجر به طلاق می‌شود اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. «از وقتی برادرم و همسرش از هم جدا شدند، هرچه فکر می کنم می بینم من هم نمی توانم به زندگی با همسرم ادامه دهم. بعد از طلاق، همسرم ارتباطش را با خانواده من قطع کرده و من هم به خاطر برادرم مجبور به قطع ارتباط با خانواده همسرم شدم. خودمان هم که مرتب با هم دعوا و درگیری داریم و نمی توانیم این موضوع را تحمل کنیم. کنار آمدن با این موضوع برای هردویمان سخت است برای همین تصمیم گرفتم به دادگاه بیایم و به زندگی مشترکمان پایان دهم.»

شوهرم پنهان‌کاری می‌کند
این زن جوان وقتی می‌بیند که شوهرش همه چیز را از او پنهان می‌کند راهی دادگاه خانواده می‌شود تا از او جدا شود. پنهان‌کاری‌های همسر آنقدر زیاد بوده که خانم احساس می‌کند از طرف همسر نادیده گرفته می‌شود. «راستش از اینکه شوهرم اصلا به من اهمیتی نمی‌دهد و همیشه پنهان کاری می‌کند خسته شدم. احساس می‌کنم او مرا نادیده می‌گیرد. این کار‌هایش باعث شده به او مشکوک بشوم و همیشه در حال چک کردن او باشم تا مبادا باز هم پنهانی از من کاری را انجام دهد. برای همین تصمیم به جدایی از این مرد گرفتم.»

من زودتر طلاق می‌گیرم!
این خانم هم وقتی درد و دل همسر خود با دوستش را می‌شنود، تصمیم به طلاق می‌گیرد. شوهر این خانم به دوستش می‌گوید که از زندگی با او خسته شده و قصد دارد همسرش را طلاق بدهد. این درددل‌های پنهانی باعث می‌شود که خانم پیش‌دستی کند و خود زودتر درخواست طلاق بدهد. «وقتی حرف هایش را شنیدم اول تصمیم گرفتم که با او صحبت کنم و دلیل حرف هایش را بپرسم. ولی بعد پشیمان شدم و با خودم گفتم حالا که شوهرم از من خسته شده صحبت کردن هم فایده ای نداره و باید خودم دست به کار شوم. من تصمیم گرفتم قبل از شوهرم درخواست طلاق بدهم و کار او را آسان‌تر کنم.»

نشانه های یک عاشق واقعی!

حتما شما هم دوست دارید بدانید که آیا شریک زندگی تان واقعا عاشق شما است یا خیر. برخی از نشانه های عشق واقعی واضح و روشن اند. اما اگر هنوز به احساس واقعی او شک دارید، به دنبال نشانه هایی که در اینجا برایتان آورده ایم، باشید . اگر این نشانه ها را در رفتار او مشاهده کردید ، باور کنید که او یک عاشق واقعی است.
 

• او به شما آزادی لازم را می دهد و هیچگاه شما را مجبور به کاری که دوست ندارید، نمی کند.
• تمام دوستان او شما را می شناسند و زمانی که ملاقات شان می کنید، در مورد شخصیت و محل کار و علاقمندی هایتان اطلاع دارند زیرا شریک زندگی تان همیشه از شما پیش آنها سخن می گوید.

• او شما را به خانواده اش معرفی کرده است یا به زودی قصد آن را دارد.

• او برای گفتن «صبح بخیر» و «شب بخیر» به شما پیغام می دهد.

• او تمام حالات شما را تحسین می کند، به عنوان مثال: «تو زیباترین لبخند دنیا را داری!»

• او شما را بدون هیچ منتی در اولویت کارهایش قرار می دهد. به عنوان مثال تماشای بازی فوتبال تیم مورد علاقه اش را از دست می دهد تا با شما به میهمانی دوست تان آید.

• زمانی که مرد دیگری به شما نزدیک می شود، او در آن واحد هم به خود مغرور می شود که تنها قهرمان زندگی شما است و هم حسادت می کند.

• او در مورد آینده با شما برنامه ریزی می کند. به عنوان مثال «تابستان آینده باید … را انجام دهیم.»

• او همیشه آخرین لقمه خوشمزه غذایش را برای شما نگه می دارد.

• او می خواهد که شما هم زیر کارت پستالی که برای مادرتان خریده است را امضا کنید یا چیزی بنویسید.

نشانه های یک عاشق واقعی

• هنگامی که شما در رختخواب هستید و در ناحیه ای از بدن خود احساس درد می کنید، او برای خرید مسکن به داروخانه می رود.

• تمام انگیزه ای که او برای ادامه راهش احتیاج دارد، لبخند شما است. در این صورت هیچ چیز نمی تواند جلوی عشق و دیوانگی او را بگیرد.

• فرقی نمی کند که او برای یک میهمانی بزرگ حاضر می شود یا یک قرار ملاقات کوچک، همیشه نظر شما را درباره لباس هایی که به تن می کند، می پرسد.

• آیا دل تان پیش آن لباس یا خوراکی که در خیابان از کنارش رد شده اید، گیر کرده است؟ نگران نباشید، شریک زندگی تان آن را برای شما خریده است.

• او حتی از دنیای مجازی هم عشق خود را به شما نشان می دهد و هر چند وقت یک بار پیامی که موجب لبخندتان شود، برایتان ارسال می کند.

• هنگامی که او با شما است، به گوشی خود اهمیتی نمی دهد.

• او برای خنداندن شما، نه به هدف طعنه و کنایه، سر به سرتان می گذارد.

• او تمام چیزهایی که شما به او داده اید را نگه داشته است، حتی پاپیونی را که دور اولین هدیه شما به او پیچیده بود.

• او موفقیت های شما را برای دیگران بازگو و به آن افتخار می کند.

• او هر روز به شما می گوید: «دوستت دارم» و شما بی هیچ تردیدی باورش دارید.