چرا خیانت...؟!


فرارو- یک جامعه شناس گفت: «اکنون در شهرهای بزرگ مانند تهران و کرج مردم تنها و بی هویت شده اند و خود کنترلی در آنها ضعیف شده و لذا ترسی از شناخته شدن ندارند. به همین دلیل وقوع جرائم در شهرهای بزرگی مانند تهران و کرج افزایش یافته است. در این شهرها افراد تجانس فرهنگی خود را از دست داده اند.»

دکتر امان الله قرایی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه گفت: «مهم ترین عامل افزایش آسیب های اجتماعی همچون طلاق، خیانت و قتل، کمرنگ شدن هویت ملی، ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و دچار شدن جامعه به آنومی است.»

وی ادامه داد: «جامعه ما دچار آنومی و پریشان فکری است و باورها و اعتقادات و به طور کلی سرمایه اجتماعی در ایران تضعیف شده است.»

این استاد دانشگاه تصریح کرد: «اکنون در داخل جامعه، هویت ملی و میراث فرهنگی مورد کم توجهی قرار می گیرد و از بیرون جامعه مورد تهاجم قرار می گیریم و خارجی ها سعی می کنند چیزهایی که ما به دلیل برنامه ریزی ها و نظارت های غلط و نیز دخالت های سیاسی خود از دست داده ایم را جایگزین کنند.»

وی خاطرنشان کرد: «در نتیجه وقتی جامعه هویت خود را از دست می دهد، در واقع به سمت تنهایی و بی هویتی می رود. به سمتی که ترسی از شناخته شدن ندارد، چون به ارزش ها پایبندی ندارد و هنگامی که انسان تنها می شود خودکنترلی در وی ضعیف شده و آنگاه به انواع آسیب های اجتماعی روی می آورد.»

وی ادامه داد: «اکنون در شهرهای بزرگ مانند تهران و کرج مردم تنها و بی هویت شده اند و خود کنترلی در آنها ضعیف شده و لذا ترسی از شناخته شدن ندارند. به همین دلیل وقوع جرائم در شهرهای بزرگی مانند تهران و کرج افزایش یافته است. در این شهرها افراد تجانس فرهنگی خود را از دست داده اند.»

قرایی مقدم در پاسخ به این سوال که علت کمرنگ شدن هویت ملی و ارزش ها در میان مردم چیست؟، گفت: «کمرنگ شدن هویت ملی و ارزش ها دو علت دارد.»

وی ادامه داد: «دسته اول عوامل درون زا است. یعنی برنامه ریزان آموزشی، پرورشی، اخلاقی، رفتاری، سیاستمداران و غیره آن دقت های لازم را به عمل نیاوردند و به ارزش ها و میراث فرهنگی گذشته کشور پشت پا زدند. کسانی که گفتند این کشور تاریخ ندارد و تاریخ آن به همین صد سال اخیر خلاصه می شود. در نتیجه این سوال برای جوانان ایجاد شد که چرا با این تاریخ اندک نباید از غربی ها تقلید کنیم؟»

وی افزود: «اما دسته دوم عوامل برون زا است. تئوری مارشال مک لوهان و هارولد لاسول و دیگران برای چه بود؟ قصد آنها از جامعه شناسی ارتباطات مغزشویی و دور کردن افراد جوامع غیرانگلوساکسون از فرهنگ خود و گرایش آنها به فرهنگ انگلوساکسون بود.»

قرایی مقدم با بیان اینکه بحث جهانی شدن به میزان بسیار زیادی می تواند در بی هویتی ملت ها نقش داشته باشد گفت: «در گذشته چندین هزار زبان در دنیا وجود داشته در حالی که اکنون طبق گزارش سازمان ملل تنها به 419 زبان رسیده است.»

قرایی مقدم در پاسخ به این سوال که چرا در کشوری مانند آمریکا که مهاجرپذیر است و انواعی از قومیت ها و با زبان های مختلف در این کشور ساکن هستند اما فرهنگ آمریکایی حذف نمی شود؛ بلکه فرهنگ مهاجران در فرهنگ آمریکایی هضم می شود؟، گفت: «علت آن این است که فرهنگ میزبان تلاش می کند فرهنگ مهمان را زیر سلطه خود بگیرد.»

وی ادامه داد: «مسئولین آمریکایی اجازه نمی دهند فکری غیر از فکر آمریکایی در جامعه وجود داشته باشد. آمریکا سالی بیش از 200 میلیارد دلار خرج تبلیغ آمریکای بزرگ می کند. یک ایرانی اگر بخواهد شهروند آمریکا شود ابتدا تاریخ آمریکا را از او امتحان می گیرند.»

وی با بیان اینکه ما در ایران کار فکری و فرهنگی انجام نمی دهیم گفت: «به موسیقی ایرانی نگاه کنید که چه سرنوشتی پیدا کرده است. لباس ایرانی را ببینید که به چه سرنوشتی دچار شده است. بنابراین وقتی شما عنصرهای فرهنگی جامعه خود را تضعیف کردید، عنصرهای فرهنگی بیگانه، افراد جامعه شما را تسلیم می کنند.»

قرایی مقدم با بیان اینکه بروز ناهنجاری هایی مانند طلاق و خیانت تنها سوغات غرب نیست گفت: «همانطور که گفتم بخشی از علت بروز این ناهنجاری ها کم کاری های داخل جامعه است.»

قرایی مقدم در پاسخ به این سوال که چرا آمریکایی ها که کار فرهنگی می کنند نیز با بحران هایی مانند طلاق مواجه هستند؟، گفت: «آنها نیز با بحران دوری از خانواده اصیل آمریکایی روبرو هستند.»

وی ادامه داد: «ممکن است یکی از علل بروز این ناهنجاری در غرب تقابل دو ارزش "آزادی" و "تحکیم خانواده" باشد که در آن جوامع آزادی در اولویت قرار می گیرد. این موضوع در کنفرانس 1978 در مصر بررسی شد. وقتی در این جوامع سقط جنین آزاد می شود بی بندوباری افزایش پیدا می کند.»

وی با بیان اینکه کره ای ها و ژاپنی ها نیز تغییر کرده اند گفت: «اما این دو کشور تلاش کردند کمتر تغییر کنند. ژاپنی ها بعد از 1948 گفتند ژاپنی بمانیم اما از تمدن غرب عقب نمانیم. اما ما ایرانی بودن خود را رها کرده ایم، تاریخ خود را رها کرده ایم.»

قرایی مقدم در پایان تصریح کرد: «البته درباره طلاق مسائلی مانند اشتغال، تفاوت سنی، تفاوت فرهنگی و ناتوانی جنسی نیز موثر است؛ اما آنچه که از همه مهمتر می باشد دوساختی شدن جامعه است که به آن اشاره شد.»

ماجرای برخورد درس آموز رهبر انقلاب با یک دختر و پسر در کوه

image


یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت: یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.

به گزارش جهان به نقل از قانون، یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت: یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.


آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند واینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را فورا صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصور آنها آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟(البته آقا می دانست)؛ آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواحه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیرمن و این دختر دوست هستیم.


آقا ابتدا در باره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود : بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، ومن هم آمادگی دارم که شخصا خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خدا حافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند .


آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند . با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.

کدام سپرده گذاری به صرفه تر است؟

شما می توانید با منظم کردن نوع مراودات مالی تان سپرده گذاری پرسودتری داشته باشید.


به گزارش نامه به نقل از باشگاه خبرنگاران، تا به حال با خودتان فکر کرده اید به جای باز کردن یک حساب جاری که خیلی هم با آن کار ندارید می توانید سود به دست آورید و در عین حال هر وقت خواستید از پولتان هم استفاده کنید؟ما سپرده های بانکی را به سپرده کوتاه مدت، میان مدت، بلند مدت و ویژه دسته بندی کرده ایم. هر چند این روزها داشتن پول نقدی که خرجی برای آن نتراشیده باشیم حکم کیمیا را دارد اما با همین پولی که فعلا در آب نمک خوابانده اید هم می توانید سود به دست آورید. سپرده گذاری در بانک روش مطمئن و خوبی برای سرمایه گذاری پول های کوچک ماست

با افزایش سود سپرده ها در سال 90 سپرده ها در سال 90 سپرده گذاری در بانک از نظر اقتصادی با توجه به تضمین اصل سود و سرمایه قابل توجیه شده است. برای کسانی که وقت ندارند وارد معاملات پرریسک بازار شوند یا از اینکه سرمایه شان را وارد تالار بورس کنند وحشت دارند در کنار خرید اوراق مشارکت، سپرده گذاری در بانک راه مطمئن، کم خطر و نسبتا پرسودی است اما انتخاب نوع سپرده گذاری برای به دست آوردن بیشترین سود از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هر چند با یکسان شدن سود سپرده ها در نظام بانکی دیگر انتخاب بانک درجه اهمیتش را از دست داده است اما در طرح های ویژه بانک همچنان پراهمیت است.

تا به حال با خودتان فکر کرده اید به جای باز کردن یک حساب جاری که خیلی هم با آن کار ندارید می توانید سود به دست آورید و در عین حال هر وقت خواستید از پولتان هم استفاده کنید؟ یا تا به حال نشسته اید و فرق بین یک سپرده یک ساله را با سپرده دو ساله مقایسه کنید؟ می دانستید که به همه سپرده های یکساله و بیشتر از آن بلندمدت می گویند اما شما می توانید با دستکاری این قانون سود بیشتری به دست آورید. ما سپرده های بانکی را به سپرده کوتاه مدت، میان مدت، بلند مدت و ویژه دسته بندی کرده ایم. شما می توانید با منظم کردن نوع مراودات مالی تان سپرده گذاری پرسودتری داشته باشید.

سپرده کوتاه مدت

این نوع از سپرده گذاری یک سپرده گذاری عادی است که هر کسی می تواند با حداقل موجودی 50 هزار تومان از آن استفاده کند. این حساب قابل افزایش یا کاهش است ولی چنانچه در لحظه ای از شبانه روز به زیر 50000 ریال برسد از شمول تخصیص سود خارج شده و برقراری مجدد آن مستلزم تامین حداقل مبلغ ذکر شده استمرار آن به مدت سه ماه دیگر پس از تاریخ تامین است.

برای چه کسانی مناسب است:

این نوع از سپرده گذاری برای کسانی مناسب است که پول نقد آنچنانی در بساط ندارند و هر آن ممکن است به آن نیاز پیدا کنند. خیلی ها به همین دلیل یا یک حساب س انداز و یا یک حساب جاری باز می کنند و قید دریافت سود از طریق سپرده گذاری را می زنند. این در حالی است که به راحتی می توانند با یک سپرده گذاری کوتاه مدت حتی 14 درصد سود به دست بیاورند و هر وقت هم خواستند پولشان را برداشت کنند.

انواع سپرده کوتاه مدت:

خود سپرده کوتاه مدت هم انواع مختلفی دارد. کوتاه مدت سه ماهه، کوتاه مدت شش ماهه و کوتاه مدت 9 ماهه. اگر نمی دانید چه وقت و چه میزان از پولتان را نیاز دارید یک سپرده کوتاه مدت سه ماهه برای شما مناسب است. اما اگر پولتان بالای 10 میلیون تومان است و مطمئن هستید تا شش ماه دیگر حداقل به نصف این پول نیازی ندارید سپرده شش ماهه را انتخاب کنید. برای مبالغ بالای 15 میلیون تومان 9 ماهه بهترین انتخاب است. هر چند برداشت از این حساب سپرده مجاز است و به راحتی می توانید مبلغ آن را افزایش و یا کاهش دهید اما بهتر است همان اول کار هر چقدر در توان دارید سپرده گذاری کنید و در برداشت هایتان هم نظم داشته باشید. بهترین روش این است که فاصله هر برداشت تا برداشت دیگر سه ماه طول بکشد تا سود روزشمار به طور کامل به سپرده شما تعلق بگیرد.

سود سپرده:

سود سپرده گذاری سه ماهه به طور متوسط 10 درصد، شش ماهه 12 درصد و 9 ماهه 14 درصد است. برای احتساب سهم سود سپرده های سرمایه گذاری کوتاه مدت با داشتن گردش عملیات مختلف کمترین مانده حساب در روز در نظر گرفته می شود و مجموع سودهای روزانه سپرده در ماه سود متعلقه به آن ماه را مشخص می کند.

نکات مثبت: امکان برداشت از حساب یا افزایش موجودی در هر مرحله ای

نکات منفی: سود نسبتا کمتر و سردرگمی بانک ها در ارائه سود

سپرده میان مدت

هر چند در نظام بانکی به همه سپرده های یک سال و یک سال به بالا سپرده بلند مدت می گویند اما شما بهتر است بین یک سپرده سه سال به بالا و سپرده کمتر از آن تفاوت قائل شوید. برای سپرده سرمایه گذاری یک ساله 17 درصد،دو ساله 18 درصد و سه ساله 19 درصد سود در نظر گرفته می شود اما تفاوت فقط یک درصد سود نیست.

چه کسانی سراغ سپرده های میان مدت بروند:

سپرده گذاری یکساله تنها برای کسانی مناسب است که واقعا می توانند تضمین کنند در این مدت هیچ نیازی به پولی که سپرده گذاری کرده اند، نخواهند داشت چون یک برداشت کوچک از حساب سپرده تان شما را با جریمه ای مواجه می کند که سودآن را به اندازه یک سپرده کوتاه مدت کاهش می دهد. این در حالی است که در سرده کوتاه مدت آزادی بیشتری دارید اما اگر نمی دانید چه وقت به پولتان نیاز پیدا می کنید و ممکن است اتفاق خاصی نیفتد بیشتر از یک سال هم می توانید آن را سپرده گذاری کنید.

سپرده دو و یا سه ساله را انتخاب کنید و حداقل در یک سال اول به آن دست نزنید. شما با انتخاب یک سپرده سه ساله از همان اول دو درصد بیشتر سود به دست آورده اید و در صورت ادامه این روند و رسیدن به مرحله دریافت سود قطعی می توانید به دو درصد دیگر هم امیدوار باشید.

یک نکته مهم:

بعضی ها یک اشتباه مصطلاح در سپرده گذاری انجام می دهند و متوجه زیان هایی که از این ناحیه می بینند نیستند. شما نباید هر چه پول دارید را در یک سپرده گذاری میان مدت به بانک بسپارید با این امید که اگر نیاز شد به میزان مورد نیاز برداشت می کنید. هر برداشتی در زمان سپرده گذاری تمام محاسبات شما را به هم می ریزد و اصلا تعجب نکنید اگر آخر سر از میزان سود به دست آمده راضی نبودید. این برداشت های نامنظم حتی ممکن است شما را از سود قطعی هم محروم سازد. سودهای تعلق گرفته به سپرده تان را در فواصل زمانی مرتب دریافت کنید.

نکات مثبت: سود نسبتا مناسب برای مبالغ زیر 10 میلیون تومان
نکات منفی: کاهش سود تعلق گرفته در صورت برداشت از حساب سپرده


سپرده بلند مدت

هر سپرده گذاری بالای سه سال تا سقف پنج سال سپرده گذاری بلند مدت است که با توجه به توانایی سپرده گذار در نحوه مدت زمان سپرده گذاری این امکان را به مشتری می دهد که از سود بالاتری برخوردار شود. آشناترین نوع سپرده گذاری برای کسانی که به این کار به عنوان یکی از راه های سرمایه گذاری می نگرند. این نوع سپرده گذاری است. سپرده گذاری بلندمدت حکم انجام معاملاتی مانند خرید مسکن را دارد با این تفاوت که در این سرمایه گذاری یک سود منطقی توسط بانک تضمین شده است.

چه کسانی باید سراغ سپرده بلندمدت بروند:

این سپرده گذاری برای کسانی مناسب است که توانایی آن را دارند بیش از 50 میلیون تومان را در یک مدت چهار تا پنج ساله به بانک بسپارند. سود این سپرده گذاری 20 درصد است.

نکته مهم: جدای از سود 20 درصدی دارندگان این سپرده بیشتر به فکر میزان قابل توجه سود قطعی هستند که تا آخر سال توسط بانک ها پرداخت می شود. دارندگان این سپرده باید بتوانند خود را متقاعد کنند که در زمان سپرده گذاری به سپرده خود دست نزنند. در این صورت می توانند هر سال سود بالایی به دست آورند.

نکات مثبت: دریافت مبلغ قابل توجه سود قطعی
نکات منفی: نبود انعطاف از سوی بانک برای برداشت ضروری از حساب

سپرده ویژه

برای کسانی که با یک سرمایه ویژه می خواهند سپرده گذاری کنند یک انتخاب ویژه وجود دارد. عامل مهم در این نوع سپرده گذاری خود بانک انتخاب شده است. بعضی از بانک ها در طول سال طرح هایی را اجرا می کنند که با داشتن سرمایه های 100 میلیون به بالا می شود از قبل آن سود بالایی به دست آورد. سودهایی که گاهی به 24 درصدهم می رسد. تنها اشکال کار اینجاست که شما نمی توانید به اعلام شدن این طرح ها در فواصل منظم امیدوار باشید.

همچنین باید این نکته را در نظر بگیرید که برای استفاده از این نوع سپرده گذاری همیشه گوش به زنگ باشید. حتی ممکن است عجله در انتخاب بانک هم فرصت دیگری را که یک ماه بعد یک بانک دیگر اعلام می کند از شما بگیرد. پس برای داشتن یک سپرده ویژه مناسب نیاز به داشتن اطلاعات کافی از طرح های مختلف بانکی دارید.

نکته مهم:

یکی از مزیت های سپرده گذاری بلندمدت این است که برخی بانک ها به طور خودکار سرمایه سپرده گذاران بلندمدتی که در طول مدت سپرده گذاری از حساب خود برداشت نکرده اند را وارد این طرح های ویژه می کنند.

کدام بانک ها:

این نوع طرح های ویژه بیشتر از سوی بانک های خصوصی به اجرا در می آید. همین عامل باعث می شود که انتخاب بانک در سپرده های بلندمدت از اهمیت برخوردار شود.

نکات مثبت: سود بالا نسبت به سایر سپرده ها
نکات منفی: نیاز به سرمایه زیاد برای سپرده گذاری

پیامد ازدواج زنان ایرانی با مردان غیرایرانی

مدیرکل امور هویتی ایرانیان خارج از کشور سازمان ثبت احوال کشور گفت: ازدواج زنان ایرانی با تبعه خارجی بدون رعایت ماده 1060 قانون مدنی و اخذ پروانه زناشویی ممنوع است.


به گزارش نامه به نقل از آخرین نیوز،احسان پورمنتی با اشاره به اینکه ثبت ازدواج برای زوجین و فرزندان آنان آثار حقوقی، مالی و اجتماعی به همراه دارد گفت: به همین دلیل است قانون‌گذار بر ثبت ازدواج تاکید کرده و حتی در قانون مجازات اسلامی برای عدم ثبت ازدواج دائم مجازات در نظر گرفته شده است.
 احسان پورمنتی افزود: در صورت عدم ثبت ازدواج و بروز اختلاف، معمولا زنان از لحاظ نفقه، مهریه، ارث و نسب فرزندان با مشکلات زیادی مواجه می‌شوند.
 وی گفت: از آنجایی که در ازدواج زنان ایرانی با اتباع خارجی، یک طرف عقد، خارجی است ثبت ازدواج آنان برای دفاع از حقوق زن ایرانی بسیار مهم و ضروری است.
 پورمنتی با بیان اینکه زنان ایرانی برای ازدواج با اتباع خارجی باید پروانه زناشویی دریافت کنند، گفت: پروانه زناشویی در داخل ایران را مقامات وزارت کشور (استانداری‌ها) و خارج از کشور را روسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران صادر می‌کنند.
 وی تأکید کرد: اگر بانوان ایرانی بدون رعایت قوانین و مقررات مربوطه و مشاوره‌های حقوقی اقدام به ازدواج با اتباع بیگانه کنند برخی مشکلات حقوقی از جمله نبود ضمانت اجرای قانونی و رسمی تعهدات برای پایبندی زوج به ادامه زندگی و نیز بلاتکلیفی وضع هویتی فرزندان آنان به وجود خواهد آمد، چراکه در قوانین فعلی یکی از شروط اصلی دریافت شناسنامه برای فرزندان متولد از مادران ایرانی و پدران خارجی، ثبت ازدواج والدین آنهاست.
 مدیرکل امور هویتی ایرانیان خارج از کشور سازمان ثبت احوال با بیان اینکه بیشترین میزان ازدواجهای بدون پروانه زناشویی با اتباع بیگانه در مناطق مرزی و دورافتاده است ، عدم اطلاع از قوانین را مهمترین عامل در وقوع این نوع ازدواجها عنوان کرد.

عفیف‌ترین آدم‌ها کدام‌اند؟

حدیث داریم:

حیا خوب است ولی از زن‌ها بهتر است. زن‌ها باحیا باشند بهتر است. الآن ما چقدر زن بی‌حیا داریم در این مملکت‌مان؟ تازه با اینکه جمهوری اسلامی شده. خدا رحم کرده است که جمهوری اسلامی شده است و این طور است اگر اسلام نبود چه می‌شد؟

به گزارش نامه به نقل از افکار، ملا محمدعلی مجتهد، معروف به مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی از علمای بنام تهران بود که در سال ۸۶ بدرود حیات گفت، اما سخنرانی‌ها و پندهای عرفانی و اخلاقی وی به یادگار مانده است و می‌توانیم هر چند به صورت مجازی هم که شده پای درس این استاد اخلاق تلمذ کنیم.
آیت‌الله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیه‌شان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه می‌‌داد که در دل می‌‌نشست؛ به طوری که حتی هم‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.
حیای از پروردگار
یک آیه در قرآن دارد که افراد خیانتکار کارهای بدشان را از مردم قایم می‌کنند ولی از خدا قایم نمی‌کنند. مخفی می‌کنند از مردم که گناهی که می‌کنند، کسی نبیند ولی از خدا خجالت نمی‌کشد. آدم باید با حیا باشد، همانطور که از خلق حیا می‌کند از خدا هم حیا بکند که یکی از جنود عقل است.
عقل و دین ندارد کسی که حیا ندارد
کسانی که حیا ندارند، اینها عقل ندارند. دین هم ندارند. «لا دین لمن لا حیاء له»؛ یعنی کسی که حیا ندارد شرم ندارد. همین طور گناه می‌کند. دین ندارد. دیده‌اید مردم چطور می‌آیند در خیابان؟ این‌ها حیا نداردند. حدیث داریم: حیا خوب است ولی از زن‌ها بهتر است. زن‌ها باحیا باشند بهتر است. الآن ما چقدر زن بی‌حیا داریم در این مملکت‌مان؟ تازه با اینکه جمهوری اسلامی شده. خدا رحم کرده است که جمهوری اسلامی شده است و این طور است اگر اسلام نبود چه می‌شد؟
چادری‌هایی که خیال می‌کنند با حجاب‌اند
چقدر بی‌حیا شده‌اند زن‌ها؟ حتی چادری‌هایمان هم؛ چادری‌ها خیال می‌کنند با حجاب‌اند؟ دست بی‌آستینش را از لای چادر می‌آورد بیرون از بقال و عطار جنس می خرد. میوه می‌خرد. نانوایی می‌رود. غالب نانوایی‌ها، زن‌ها بیشتر از مردها هستند. نگذارید زن‌ها بروند. خودتان بخرید. اگر زن‌ها بروند و شما در خانه بنشینید، این علامت بی‌غیرتی است. نگذارید زن‌ها بروند. زن باید در خانه باشد.
آیه‌اش را بخوانم: «یستخفون من الناس و لا یستخفون من الله...» آیه ۱۰۸ نساء این در مقام مذمت افراد خائن است؛ یعنی مخفی می‌کنند کارهایشان را از مردم ولی از خدا مخفی نمی‌کنند. ما باید بدانیم خدا ناظر است. چند تا حدیث بخوانم راجع به حیا:
1-رسول خدا (ص) می‌فرمایند: «استحیوا من‌الله، حق الحیاء». حیا کنید از خدا [ به اندازه] حق حیا. حسابی حیا کنید از خدا. هان طور که از بنده خدا حیا می‌کنید. همان طور که یک راننده به چراغ قرمز که می‌رسد، افسر را می‌بیند، حیا می‌کند، می‌ترسد که نکند جریمه‌اش کنند. چطور می‌ترسد ما هم باید همان طور از خدا بترسیم.
2- حدیث دیگر: «أعقل الناس أحیاهم»: هر کس حیایش بیشتر است عاقل‌تر است.
بی‌حیا، بی‌نور و بی‌درد نمونه فحش‌های قدیم بود
3- یک حدیث دیگر هم دارد: «من لم یستحیی من الناس لم یستحیی من الله»: کسی که از مردم حیا نکند از خدا هم حیا نمی‌کند.
الآن غالب مردم بی‌حیا شده‌اند. یک جا یک جوان ۲۰ به یک پیرمرد ۷۰ ساله فحش می‌داد، جسارت می‌کرد، بی‌حیاست دیگر. قدیم ها می‌خواستند به هم فحش بدهند می‌گفتند: ای بی‌حیا، بی‌حیا فحش بود. ای بی‌نور، ای بی‌درد، فحش‌های رکیک نمی‌دادند. لات و لوت‌ها فحش‌های رکیک می‌دادند، فحش‌های بد، ولی متدینین فحش‌های رکیک نمی‌دادند. بد است. خدا دوست ندارد. خداوند از افراد فحّاش بدش می‌آید.
4- حدیث دیگراز امیر المومنین(ع): «علی قدر الحیا یکون العفة»: عفت به میزان حیا بالا می‌رود: هرچه حیای آدم بیشتر باشد این آدم عفیف‌تر است. باید حیا داشته باشیم از یک بچه ده ساله آدم حیا می‌کند، لذا حدیث دارد که ای بنده من خدا را طوری عبادت کن که انگار دارد تو را می‌بیند. مثل موتوری‌هایی که کلاه ندارند می‌ترسند بگیرند شانف فرار می‌کنند. همان طور که از او می‌ترسی از خدا هم بترس.
اگر معتقد باشى خدا تو را نمى‌بیند کافری
حدیث دارد: تو اگر خیال می‌کنی خدا تو را نمی‌بیند، کافری ولی اگر می‌دانی که خدا تو را می‌بیند و مع ذلک گناه می‌کنی تو خدا را پست‌ترین ناظرین قرار دادی. یعنی از یک بچه ده ساله پست ترقرار دادی؛ چون جلوی بچه ده ساله گناه نمی‌کنی ولی جلو خدا گناه می‌کنی. حدیث را تکرار کنم حفظ کنید.
اگر بدانى که خدا ترا مى‌بیند و نافرمانى کنى، او را پست‌ترین ناظرین قرار دادی
5- امام صادق(ع): خَفِ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ وَ إِنْ کُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ یَرَاکَ فَإِنْ کُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لَا یَرَاکَ فَقَدْ کَفَرْتَ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ یَرَاکَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِیَةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِینَ عَلَیْکَ. امام صادق (ع ) فرمود: اى اسحاق! چنان از خدا بترس که گویا تـرا مـى‌بـیـنـد، و اگر تو او را نبینى، او تو را مى‌بیند، و اگر معتقد باشى او تو را نمى‌بیند کافر شوى و اگر بدانى که ترا مى‌بیند و سپس نافرمانى او آشکار کنى (با گـنـاهـکـارى به مبارزه او روى) او را پست‌ترین بینندگان خود دانسته‌اى.
حیا از ایمان است
6- حدیث دیگر: «الحیاء من الایمان والایمان فی الجنة»: حیا از ایمان است و ایمان هم در بهشت
7- امام باقر(ع): «اَلحَیاءُ والإیمانُ مَقرونانِ فی قَرَنٍ فَإذا ذَهَبَ أحدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ»
حیا و ایمان به یک ریسمان پیوسته‏ اند؛ چون یکى برود، دیگرى نیز از پىِ آن برود.
ایمان برود حیا می‌رود؛ حیا برود ایمان می‌رود. این دوتا با هم‌اند.
8- حدیث دیگر: «أحسن ملابس الاسلام حیا». بهترین پوشش اسلام حیاست
بی‌حیا بودن صدر نفاق است
9- «الحیاء نورٌ جوهره صدرالایمان»: حیا نوری است که جوهر آن نور، ذات و حقیقت آن صدر ایمان است. یعنی بالاترین مکان و اجزای ایمان از حیا حاصل می‌شود «والوقاحه صدر النفاق و صدر النّفاق الکفر». بی‌حیا بودن صدر نفاق است. این‌هایی که بی‌حیا هستند، گناه می‌کنند. به پیرمرد جسارت می‌کنند. یا به یک عالم می‌رسد، به یک طلبه می‌رسد، بی‌حیایی می‌کنند. این صدر نفاق است و صدر نفاق هم کفر است.
خداوند ان‌شاء الله به همه درجه اعلی حیا را بدهد. همانطور که از خلق خدا حیا می‌کنیم. از خدا هم حیا کنیم.

حرف‌هایی که نباید به کودکتان بگویید!


برخی از جملاتی که امروز در مواجهه با کودکمان استفاده می‌کنیم همان‌هایی است که در دوران کودکی از شنیدنش متنفر بودیم. کمی خودتان را جای بچه‌ها بگذارید و طوری حرف بزنید که مناسب سن آنهاست.

کودک سالم: گاه والدین به رفتار کودک انتقاد می‌کنند، زیرا آن رفتار تأثیر بدی بر بزرگ‌ترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک، نشان دهنده احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند.

کودک 6 ساله‌ای که نمی‌داند چه می‌خواهد و گریه می‌کند، یا کودک چهار ساله‌ای که از محدود شدن در صندلی اتومبیل ناراحت است و گریه می‌کند، هر دو متناسب سنشان عمل می‌کنند؛ اگر چه ما انتظار داریم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جای اینکه به کودک بگویید «مناسب سن خودت عمل کن»، بگویید: «به نظر می‌رسد خیلی عصبانی هستی»، «می‌دانم وقتی چنین اتفاقی برایت افتاده بسیار ناراحت شده‌ای» این جملات به کودک آرامش می‌دهد و شرایط را قابل تحمل خواهد کرد.

میان | آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟

اگر از آن جمله پدر و مادرهایی هستید که در استفاده از حرف‌های نیشدار و طعنه‌آمیز استعداد ذاتی دارید؛ باید بدانید که شما خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودکتان به حساب می‌آیید. شما جادوگرانی هستید که از واژه‌ها استفاده می‌کنید و مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر برقرار می‌کنید. «آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟ مگر تو کری؟ پس چرا گوشت به من نیست؟ ...» شاید ندانید که سخنان طعنه‌آمیز و کنایه‌دار جملاتی هستند که برخوردی متقابل طلب می‌کنند. شما آگاه نیستید که با این اظهار نظرهای توهین‌آمیز، کودک را تحریک کرده و ذهن او را از نقشه‌های خیالی انتقام، پر می‌سازید و در نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود و کودکتان می‌شوید.

به تو قول می‌دهم که ...

به کودکان نه قول بدهید و نه از آنها قول بگیرید. رابطه شما باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد. وقتی پدر یا مادر برای تأیید گفته خود مجبور است قول بدهد، یعنی دارد اقرار می‌کند که «قول داده نشده‌اش» اعتبار ندارد و قابل اعتماد نیست.

قول‌ها باعث می‌شوند که توقعات غیرواقعی در کودکان به وجود بیاید. وقتی به کودک قول می دهید که او را به باغ وحش ببرید، او آن را یک تعهد به حساب می‌آورد و فکر می‌کند که براساس این تعهد، در روز موعود نه باران خواهد بارید، نه اتومبیل عیب و ایرادی پیدا خواهد کرد و نه خود او مریض خواهد شد. از طرفی نباید از کودکان قول گرفت که درآینده رفتاری خوب داشته باشند یا رفتار بدشان را اصلاح کنند. وقتی کودک را مجبورش می‌کنید که ناخواسته قول بدهد، در واقع مجبورش می کنید که چک بانکی را بکشد که در آن بانک اصلاً حساب ندارد. شما نباید مشوق و محرک این قبیل اعمال فریب‌آمیز باشید.

چرا مثل ... نیستی؟

با مقایسه کودکان، آنها احساس می‌کنند در مرتبه پایین‌تری قرار گرفته‌اند و این راه مناسبی برای وا داشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایین‌تر از دیگری احساس کند، روحیه خود را می‌بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.

چی بهت گفتم؟

چرا سوالی را می‌پرسید که خودتان جوابش را می‌دانید؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد وقتی می‌پرسید لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه می‌زند و می‌گذرد. اگر از رفتار او رنجیده‌اید، بگویید: «من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب لباسی آویزان کن».

ندو وگرنه می‌افتی!

علی‌رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث می‌شود کودک بیفتد، زیرا به او القا می‌کنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید: «قبل از دویدن از محکم بودن بند کفش‌هایت مطمئن باش». در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده‌اید نه ناتوانی کودک.

شوخی کردم

دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرایط را شاد می‌کند ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث می‌شود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است شاد نباشید.

12 نکته طلایی برای تربیت مثبت کودک و پرورش احساس شادی

شادی و نشاط کودک؛ آرزوی قلبی والدین


قدس آنلاین- مریم سادات کاظمی: تولد نوزاد موهبتی شیرین از طرف خداوند است که بی شک همه زوجین خواستار آن هستند. پس از این است که پدر و مادر جوان تمام تلاش خود را وقف خوشبختی و شادی فرزندشان می کنند. اما بسیاری از ما به طور دقیق نمی دانیم که چطور می توان کودک را از همان نخستین ماه های زندگی، شاد و پرانرژی بار بیاوریم.

به گزارش سرویس بهداشت و سلامت قدس آنلاین،  رسیدن به این تربیت صحیح در وهله اول کمی مشکل به نظر برسد، اما باید گفت که انتخاب کلمات خوب، رفتار مناسب، توجه کافی و نگرش مثبت است که می تواند کلید راه باشد. اگر شما هم به تازگی میزبان فرشته کوچکی شده اید، خواندن این مقاله را به شما توصیه می کنیم:
1. نگاه مهربان را از فرزندتان دریغ نکنید!هر روز زمانی را در نظربگیرید تا با عشق و توجه به فرزندتان نگاه کنید، زیرا او از همان نخستین ساعات تولد، احساساتش را با شما در میان می گذارد. اگر این رویه را دنبال کنید، مطمئن باشید که تاثیرات مثبت آن را خواهید دید. رفتار بچه در واقع بازتاب دقیق چیزهایی است که دردل دارد. رفتارها، حرکات، گریه ها و به عبارت کلی همه وجودش به وضوح آرامش و راحتی، احساس امنیت، نگرانی، شادی یا ناراحتی او را نشان می دهد. در واقع، با زبان بی زبانی می گوید که چطور با او رفتار کنید، چون تنها خودش می داند که چه چیزی برایش خوب است. در این زمینه نمی توان یک راهکار عمومی و قانون از پیش تعیین شده ای را دنبال کرد؛ بلکه والدین باید ابتکار عمل داشته باشند، در هر شرایط فورا عکس العمل مناسب نشان دهند و به احساسات فرزندشان احترام بگذارند.
2. به خصوصیات شخصیتی او احترام بگذارید.
دو کودک را نمی توان پیدا کرد که کاملا شبیه هم باشند. هر بچه ای شخصیت خاص خودش را دارد و تفاوت های اخلاقی آنها از همان ساعات تولد قابل تشخیص است. برخی کوچولوها خجالتی هستند، نسبت به سرو صدا و نور بسیار حساس بوده، بیشتر تمایل دارند در محیط آرام منزل باشند و از حمایت اعضای خانواده برخوردار شوند. گروهی دیگر از بچه ها شاد و پرانرژی هستند، با شنیدن هر صدا به سمت آن توجه نشان می دهند، معمولا دوست دارند به گردش بروند، تحرک و جنب و جوش داشته باشند و غالبا نسبت به محرکها عکس العمل نشان می دهند. عده ای از بچه ها هم از روحیه اجتماعی بالایی برخوردارند، نیاز دارند جهان پیرامون و افراد دیگر را بشناسند، همیشه با آنها صحبت شود و... بعضی از بچه ها هنگام برقراری ارتباط آرام هستند اما برخی دیگر برای تسکین هیجانات خود، حرکاتی انجام می دهند. در برخی روش های روان شناختی ازمادر خواسته می شود تا در ساعات مختلف روز، قسمت های خانه را به کودک نشان دهد. اگر دوست دارد محیط بیرون از منزل را بشناسد، حتما او را با خود به گردش ببرید. هنگام خریدهای روزانه او را هم با کالسکه ببرید و عادت کنید که در برخی فعالیت های زندگی کنار شما باشد. زمانی که ظرف می شویید، آشپزی می کنید، لباس ها را اتو می زنید و... بگذارید حضور شما را احساس کند. فرزند کوچولو ازتلاش و حرکات مادر احساس خوشایندی خواهد داشت. متناسب با شخصیت او می توانید نوآوری های زیادی به خرج دهید، اما باید نکته مهمی را به خاطر بسپارید؛ سعی کنید امنیت روانی او تقویت شود و کمکش کنید تا بتواند احساسات و خواسته هایش را نشان دهد.
3. پیشرفت های او را تحسین کنید.
بچه برای رشد و تربیت عالی نیاز مبرمی دارد که پدر و مادر هر نوع پیشرفت او را با ذوق و شوق زیاد ابراز کنند، حتی اگر کوچکترین مسائل باشد. به او نشان دهید که تلاش هایش را می بینید. وقتی نخستین بار می خندد، با شور و هیجان، این افتخار را جشن بگیرید. با شنیدن اولین آغون واغون هایش او را بیشتر تشویق کنید. وقتی سرش را به سمت شما می چرخاند و منتظر صدای شماست به او سلام کنید. زمانی که توانست جغجغه اش را دست بگیرد یا با انگشت به سمت چیزی که می خواهد اشاره کند و... برایش کف بزنید. به طور خلاصه، در هر مرحله از رشد و پیشرفت درکنارش باشید و به او تبریک بگویید که فوق العاده ترین کودک است. شگفتی شما از دیدن حرکات و تشویق او، اعتماد به نفس کودک را تقویت خواهد کرد و ارزشی که برای شما دارد، به او القا می شود.
4. پدر مهربان؛ تا جایی که می توانید برای فرزندتان وقت بگذارید!
کوچولوی تازه متولد شده عاشق این است که پدرش او را در آغوش بگیرد، برایش لالایی بخواند و او را ببوسد. حتما همسرتان را در رسیدگی به امور بچه دخیل کنید و از او بخواهید گاه به او شیشه دهد، لباس های بچه را عوض کند و شب ها موقعی که فرزندتان گریه می کند او را آرام کند. مطمئن باشید که پدر هم می تواند مانند شما به خوبی از پس کارها بر آید! از طرف دیگر بد نیست بدانید که گرچه شکل رفتاری پدر با مادر کاملا متفاوت است اما پاسخگوی نیازهای طفل خواهد بود. مواقعی که مضطرب هستید نیز حتما نگهداری از فرزند را به همسرتان بسپارید. حضور، مهر، علاقه و همچنین جذبه پدری تاثیر بسیار مهمی در تعادل شخصیتی او دارد. در اوقاتی که پدر در منزل حضور ندارد نیز راجع به او با خوبی و مهربانی صحبت کنید؛ " آفرین کوچولوی نازنینم! حالا می توانی به نتهایی بایستی. حیف که بابا اینجا نیست، اما شب برایش تعریف می کنم، او حتما به تو افتخار می کند. بابا زود برمی گرده. حالا بخواب تا من شام را آماده کنم!"
5. اگر مشکلی پیش می آید، خود را مقصرندانید!همه والدین گاه دچار ناامیدی و دلسردی می شوند، احساس می کنند که همه چیز آن طور که باید وشاید مرتب نیست و از عهده مسئولیت و نگهداری فرزندشان به خوبی برنمی آیند. این حالت طبیعی است و برای همه پیش می آید. پدر و مادر بی عیب و نقص وجود ندارد؛ همان طور که چنین کودکی نیز هنوز دیده نشده است! با قبول این مسئولیت خطیر مسلما باید از پس مشکلات کم و بیش پیچیده ای نیز برآمد. گاه بچه ساعت ها گریه می کند، خوب نمی خوابد، غذا نمی خورد و... در این صورت دلیلی ندارد که نگران شوید و خود را مقصر بدانید که نتوانسته اید همه چیز را به خوبی برنامه ریزی کنید. قبل از تولد کودک بارها خود را در وضعیت آینده تصورکرده بودید و واقعیت را مجسم می کردید اما الان می بینید همه چیز با افکار ایده ال شما زمین تا آسمان تفاوت دارد. مسلما این تغییرات با استرس همراه خواهد بود. مطمئن باشید که می توانید بعضی مسائل را تغییر دهید، خود را با شرایط سازگار کنید و ابتکار عمل نیز داشته باشید. " پدر و مادربودن" را یاد بگیرید. غیر ممکن است که هیچ اشتباهی نکنید، فقط کافی است اشتباهات را اصلاح کنید تا به راه حل مناسب برسید.
6. هر چه می توانید بچه را نازو نوازش کنید!
بچه ای که احساس امنیت و اطمینان می کند، خوشحال است و همیشه می خندد. اگر او آرامش داشته باشد، قطعا همه اعضای خانواده می توانند شب ها به راحتی استراحت کنند. از دست کوچولوی بداحلاق ناراحت نشوید و نگذارید تا به حال خودش گریه کند، بلکه او را در آغوش بگیرید و غرق بوسه و نوازش کنید؛ مطمئن باشید که لوس نمی شود! در واقع نوع رفتار امروز شما زمینه ساز رشد آینده و شیوه یادگیری مسائل مختلف زندگی خواهد بود. طفلی که همیشه از محبت و آرامش برخوردار باشد، در آینده نیز اعتماد به نفس دارد و نگرانی و استرس کمتر روی او تاثیر می گذارد.
7. در سه ماه نخست زندگی کودک؛ او را بسیار بغل کنید.
نوزاد از اولین ساعات تولد و طی چند ماه بعد بسیار گریه می کند. جیغ و گریه های او به نوعی درخواست کمک است، زیرا پس از شوک تولد، تنها در سایه حمایت والدین است که توان ادامه زندگی را پیدا می کند. نوزاد به حضور و توجه، گرمی و محبت، بو، رفتارهای مهربانانه، بوسه و نوازش های مادر نیاز دارد تا به طور کامل احساس امنیت کند. وقتی نوزاد را در آغوش می گیرید، دست های شما احساس امنیت و حمایت را به او می دهد و در واقع از این طریق حدود اندازه جسمانی خود را درک می کند و کم کم هویتش شکل می گیرد. بهتر است او را در حالات راحتی بغل کنید؛ به شکم روی دست یا پا بگذارید و یا به حالتی که سرش روی شانه هایتان باشد. فراموش نکنید که سر جنین در ماه های آخر به سمت پایین است و به همین خاطر وقتی او را به حالت ایستاده نگه می دارید خیلی راحت نیست. فرزند تازه متولد شده را مرتب ماساژ بدهید، البته زمانی که می دانید او از این کار خوشش می آید و نه صرفا پس از هر حمام.
8. پس از 4ماهگی؛ بگذارید کمی گریه کند...توجه و گوش دادن به صدای نوزاد به این معنا نیست که هر بار که کمترین گریه ای کرد، با عجله بدوید و او را بغل کنید. بدانید که او به خاطر یک اتفاق عجیب( البته به جز موارد استثنا) گریه نمی کند بلکه این تنها روشی است که می تواند ناراحتی خود را از چیزی نشان دهد. گریه های بچه به او می آموزد که چطور اولین محرومیت ها و استرس های زندگی را مدیریت کند. وقتی ناراحتی اش را ابراز می کند، یاد می گیرد بدون اینکه فورا کسی به دادش برسد چند دقیقه تحمل داشته باشد. به عنوان مثال می توانید به او بگویید: " من می روم حمام، تو هم به خاطر اینکه تنها هستی ناراحت می شوی. تو را توی گهواره می گذارم، در حمام باز است و تو منو می بینی و صدامو می شنوی. بیخودی گریه نکن، چون باید کارم تمام شود. اگربخواهی برایم داستان درست کنی، دیگه کلاهمون می ره تو هم." اگر دراین مدت آرام باشد و گریه نکند، باید به به خاطر این موفقیتش جایزه داد چون توانسته در زمان ناراحتی، خشمش را کنترل کرده و این مسئله مهمی در رشد شخصیت اوست!
9. اگر کارمند هستید، به خاطر عدم حضورکافی در منزل خود را سرزنش ندانید." دخترم وقتی اولین کلمات را به زبان آورد، پیش پرستارش بود"، " پسرم به کمک مربی مهد کودک راه رفتن را یاد گرفت" و... این ها دلتنگی های بسیاری از مادران کارمند است. آنها احساس می کنند که لحظات مهم و شیرینی از زندگی فرزندشان را از دست داده اند و گاه حتی حس ناتوانی و ضعف به سراغشان می آید. این مادران از اینکه فرزندشان را پیش پرستار یا مهد می گذارند ناراحت هستند چون دوست دارند در تمام مراحل رشد کودک همراهش باشند. اگر شما هم جز این گروه هستید، با آرامش واطمینان به زندگی و کارتان ادامه دهید. موقعیت های زیادی پیش خواهد آمد که می توان زمان های از دست رفته را جبران کرد و اوقات خوشی را با او گذراند. شرایط را بحرانی فرض نکنید، زیرا فرزندتان تمام ناراحتی ها ودلتنگی ها را درک می کند و نسبت به وضعیت روحی شما بسیار حساس است. او نیاز دارد احساس کند که مادرش به او اعتماد دارد و باید در غیاب او نیز آرامش داشته باشد.
10.فرزند را از کودکی عادت دهید که تنها بخوابد.
بچه می تواند راحت در اتاق خودش بخوابد و بهترین زمان برای این استقلال از هشت نه ماهگی است. تا پیش از یک سالگی ترس از تاریکی درکودکان وجود ندارد و برعکس هراس از شب که نگرانی مرتبط با تاریکی است مختص بزرگسالان است که به بچه ها انتقال می دهند. درواقع معمولا والدین از اینکه بدون فرزندشان بخوابند ناراحت هستند. اگر بچه کوچولو تنها خوابید و نیمه های شب شروع به گریه کرد، اصلا او را از تختش بیرون نیاورید. کنارش بنشینید، دستش را بگیرید، نوازشش کنید، ببوسیدش و لالایی بخوانید. اگر بغلش کنید، دیگربه سختی می توانید او را سر جایش بخوابانید. حتی به خاطر خستگی زیاد هم گذاشتن رختخواب یا تخت دیگری در اتاق بچه نیز اصلا توصیه نمی شود و بدتر اینکه هرگز او را در تخت خود نخوابانید!
11. مادر عزیز؛ برای خود نیز وقت بگذارید!
بعضی از مادران آنقدرخود را درگیر کارهای بچه می کنند که حتی فرصت دوش گرفتن را هم پیدا نمی کنند. در حالی که کسی که می خواهد فرزند سالمی را پرورش دهد باید برای خودش هم برنامه ریزی داشته باشد، درست است که هر زمان کودک به او نیاز دارد در کنارش است اما زمانی را هم باید صرف فعالیت های خودش کند. به عبارت دقیق تر مادربودن این نیست که تمام وقت فقط در این نقش باشد، بلکه نقش خانمی نیز باید در نظر گرفته شود.
اگر دوست دارید به خرید، آرایشگاه یا مهمانی بروید، این تصمیم را بگیرید و راجع به آن با فرزندتان صحبت کنید: " عزیزم، خیلی دوستت دارم و همیشه کنارت هستم. الان باید بروم، تو پیش بابا هستی ومنم زود برمی گردم." اگر جدایی از فرزند برایتان سخت است و یا نمی توانید به دیگران اعتماد کنید و بچه را چند ساعت به او بسپارید، در این صورت او نیز به دیگران اعتماد پیدا نمی کند و درآینده رفتار اجتماعی نخواهد داشت. سعی کنید تا حدی که ممکن است او را تشویق کنید که با دیگران برخورد داشته باشد و نگرانی هایتان را کنار بگذارید.
12. به 9 ماهگی؛ سن حساس کودک توجه کنید!
از حدود 9 ماهگی است که کودک، مردم و رفتار و حرکات مختلف را می شناسد و با کسانی که نمی شناسد، غریبی می کند. از این بعد است که وقتی از می خواهید به آغوشتان بیاید، با خنده و ذوق فراوان به شما پناه می آورد. احساس استقلال نیز کم کم دراو شکل می گیرد، با آواهای مختلف سعی می کند تا زیاد صحبت کند و می تواند به تنهایی می ایستد. با این حال حتی اگر می خواهید احساس بزرگ شدن را درک کند، همه جا را ببیند و با افراد مختلف آشنا شود باید قدم قدم پیش رفت. توجه داشته باشید که دیدن ناگهانی جمع او را کلافه می کند. اگر برایتان مقدور است او را به مهد کودک نسپارید و پرستارش را عوض نکنید چون بچه در این سن حساس است. بهتر است دو یا سه ماه صبر کنید تا کم کم توانایی رویارویی با شرایط جدید را کسب کند.

مهریه حضرت حوا چه بود ؟

هنگامی که حضرت آدم به حضرت حوّا نگاه کرد گفت:

پروردگارا، او را به ازدواج من در آور.خداوند متعال فرمود:

ای آدم، مهریّه اش را بیاورحضرت آدم گفت:

خدا یا نمی دانم( مهریه چیست؟)

خداوند متعال فرمود:یا آدم، صلّ علی محمّد و آل محمّد عشر مرّات.ای آدم،

ده مرتبه بر محمد و آل محمد صلوات فرست.حضرت آدم انجام داد و خداوند متعال حوّا را به او تزویج نمود.

وقتی مهریه حضرت حوّا صلوات بر محمّد و آل محمّد (ع) باشد چرا مهریه حورالعین چنین نباشد؟(الانوار النعمانیه: 1/132)

نگاهی به گران‌ترین طلاق‌های دنیا

در جامعه‌های بیرون، تفاهم نداشتن، مشكلات جنسی و... می‌تواند از اصلی‌ترین دلایل طلاق مطرح شود، اما انحطاط اخلاقی، شوی بزرگ تبلیغاتی و رسانه‌های فضول مهم‌ترین دلایل طلاق در هالیوود است.

باشگاه خبرنگاران، دنیای تبلیغاتی غرب، دنیای دیگری است، بدون هیچ ارزشگذاری خاصی روی بد بودن و خوب‌بودنش، تنها دنیای دیگری است و همین نكته معلوم می‌كند معیارها در این دنیای رویاگونه شكل متفاوتی به خود می‌گیرد. هنجارها گاه در این دنیا ناهنجاری تلقی می‌شود و در مقابل، ناهنجاری‌های بیرون از این وادی در این دنیای وارونه هنجار می‌شود.

طلاق هم به عنوان یك ناهنجاری در جامعه، تعاریف دیگری در دنیای پرزرق و برق ساخته شده در رسانه‌های غربی به خود گرفته است. بنابراین شاید درست نباشد با معیارهای بیرونی به این معضل بپردازیم، هر چند چندان قصد این كار را هم نداریم.

در جامعه‌های بیرون، تفاهم نداشتن، مشكلات جنسی و... می‌تواند از اصلی‌ترین دلایل طلاق مطرح شود، اما انحطاط اخلاقی، شوی بزرگ تبلیغاتی و رسانه‌های فضول مهم‌ترین دلایل طلاق در هالیوود است.

اخبار چهره‌ها همیشه برای مخاطبان جذاب بوده است، همین است كه یكی از ارزش‌های خبری در دنیای روزنامه‌نگاری عنصر شهرت است، اما این ارزش خبری در هالیوود كاربرد بیشتری دارد. گاه اخبار طلاق ـ یا ازدواج یا خرید خانه و حتی اتومبیل ـ یك چهره درجه 2 را تبدیل به مشهورترین چهره هالیوود می‌كند و شهرت در این دنیا بهترین سرمایه برای فرد مشهور است بویژه این كه شهرت در هالیوود برابر با شهرت در جهان است به همین دلیل است كه اولین پرسش درباره طلاق در آنجا رقم‌های رد و بدل شده است تا دلایل طلاق و ناهمسازی زوج‌ها و... . دستگاه عریض و طویل هالیوود مجبور است به همه چیز به عنوان كالایی قابل ارائه نگاه كند و همین است كه طلاق‌ها گاه به اندازه فیلم‌های فاخر هالیوود درآمدزاست. طلاق‌ها در هالیوود تبدیل به یك شوی بزرگ تبلیغاتی شده است و بسیاری از چهره‌ها به دنبال ركوردزدن در این دنیا با یكدیگر رقابت می‌كنند. این كه كدام یك، بیشترین آمار طلاق را دارند یا گران‌ترین طلاق از آن كدامشان است یا مضحك‌تر این كه كمترین زمان زندگی مشترك را باید به نام كدام‌یك نوشت؟! مهم این است كه ركورددار باشند. این رفتاری است كه زندگی در توهمی به نام هالیوود در پی دارد.

شجاع دل

شاید در جوامع دیگر ازدواج كار گرانی باشد، اما این نكته در هالیوود در مورد طلاق مصداق دارد. همین است كه رقم‌های نجومی رد و بدل‌شده در جریان طلاق‌ها جذابیت پیدا می‌كند و متری می‌شود برای ركوردشكنی ستارگان هالیوودی.

طلاق مل گیبسون ـ بازیگر و كارگردان ـ ازهمسرش سال گذشته در دادگاه لس‌آنجلس ركوردشكن بود! اما باید گفت این تجرد برای كارگردان «شجاع‌دل» بسیار گران تمام شد.

رابین، همسر پیشین او كه نزدیك ۳۰ سال با او زندگی كرد و مادر هفت فرزند او نیز بود، نیمی از اموال مل گیبسون را ـ كه حدود ۸۵۰ میلیون دلار تخمین زده شده است ـ به دست آورد و شاید بتوان گفت این مقدار بیشترین قیمت پرداخت شده برای طلاق در تاریخ هالیوود است.

از آنجا كه این زوج نتوانستند با یكدیگر به توافق برسند، رابین پنجاه و پنج ساله از نظر قانونی نیمی از آنچه در طول زندگی مشترك به دست آورده‌اند، صاحب می‌شود.

به گزارش جام جم، مل گیبسون بیش از ۶۰۰ میلیون دلار از دارایی‌اش را فقط از فیلم مصائب مسیح به دست آورده است، حدود صد میلیون دلار املاك خریداری شده در سراسر جهان دارد (او همچنین جزیره‌ای در فیجی به مبلغ ۱۵ میلیون دلار را در سال ۲۰۰۵ خریداری كرده است) و نیز حدود ۷۵ میلیون دلار هم از تهیه‌كنندگی پروژه‌های سینما و تلویزیون به دست آورده است.

گیبسون، رابین را هنگامی كه او در دهه ۱۹۷۰ یك‌دستیار دندانپزشكی بود، ملاقات می‌كند. این بازیگر و كارگردان زمانی كه دوازده ساله بود با خانواده‌اش به استرالیا مهاجرت كرد. از نقش‌های به یادماندنی او می‌توان به بازی در فیلم مكس دیوانه و البته نقش والاس در فیلم شجاع‌دل اشاره كرد كه برای او جایزه اسكار را به همراه داشت.

مایكل جردن

ستاره بی‌تكرار بسكتبال شیكاگو هم بسیاری از مال و اموالش را خرج جدایی‌اش كرده است. مایكل جردن، صاحب شماره 23 شیكاگو بولز پس از 21 سال زندگی مشترك  به جدایی تن داد و در قبالش خانه 168 میلیون دلاری‌اش از دست رفت! این رقم‌های نجومی شاید برای مخاطبان و البته هواداران این ستاره ورزشی غیرقابل باور باشد، اما برای مایكل جردن این گونه نبود. شاید شعف و خوشحالی این بازیكن پس از جدایی بیشتر از این بابت باشد كه توانسته در فهرست گران‌ترین‌ها قرار گیرد و چیزی كه اهمیتی ندارد جدایی از زنی است كه دو دهه با او زندگی كرده است و البته در مرحله بعدی از دست‌دادن رقمی نزدیك به 168 میلیون دلار! باورپذیرترش می‌شود: 700 میلیارد تومان.

جدایی هریسون فورد، بازیگر آمریكایی از ملینا متیسون ـ كه در سال ۲۰۰۴ اتفاق افتادـ هم با ۸۵ میلیون دلار یكی از پرهزینه‌ترین طلاق‌های تاریخ بود.

به گزارش جام جم، اما شاید جالب‌ترین طلاق هالیوود را مدونا و گای ریچی به ثبت رسانده باشند كه نه فقط یكی از گران‌ترین طلاق‌های تاریخ بود، بلكه اولین طلاق در میان ستاره‌ها به شمار می‌رفت كه در آن، زن هزینه‌های طلاق را به مرد پرداخت می‌كرد. مدونا به همسر سابق خود حدود ۹۲ میلیون دلار پرداخت چراكه طبق برآورد كارشناسان، دارایی مدونا حدود ۳۰۰ میلیون پوند و دارایی همسر سابقش تنها حدود ۳۰ میلیون پوند بود.

جیمز كامرون، مایكل داگلاس، كوین كاستنر و لیونل ریچی هم دیگر ستاره‌هایی بودند كه طلاقشان با رقم‌هایی بین ۲۰ تا ۵۰ میلیون دلار جزو گران‌ترین طلاق‌های تاریخ قرار می‌گیرد.

روبرت مرداك

رسوایی شرم‌آور غول رسانه‌ای دنیا در سال گذشته اولین رسوایی او نبود.روبرت مرداك در دنیای شخصی خود نیز به عنوان فردی بی‌اخلاق زبانزد است. جدایی روبرت مرداك از همسرش آنا، یكی از پرهزینه‌ترین طلاق‌های تاریخ به شمار می‌رود.

آنها بعد از ۳۲ سال زندگی مشترك از هم جدا شدند و این طلاق برای وی7/1میلیارد دلار هزینه داشت. جــدایــــی عـــــدنـــان خاشقجی، تــاجر و دلال اسلحه سعودی از همسرش ثریا هم با ۸۵۰ میلیون دلار هزینه، در رده‌های بعدی طلاق‌های پرهزینه دنیا قرار دارد. خاشقجی مجبور شد برای طلاق دادن ثریا این مبلغ را به عنوان حق و حقوق او بپردازد كه البته بسیار كمتر از مهریه همسرش بود. مهریه ثریا 5/2 میلیارد دلار بود كه اگر قرار بود عدنان آن را تمام و كمال پرداخت كند، بیشتر از ۲۰ سالی كه رتبه‌دار گران‌ترین طلاق دنیا بودند، در این جایگاه باقی می‌ماندند.

خارج از گود هالیوود

سیلویو برلوسكونی، «ترین»‌های زیادی را در پرونده‌اش دارد. پرسابقه‌ترین سیاستمدار اروپایی، ثروتمندترین شخصیت سیاسی جهان و به اعتقاد خودش یكی از موفق‌ترین روسای تاریخ فوتبال دنیا كه مدیریت باشگاه آ.ث. میلان را بر عهده دارد.

با این حال بتازگی به این افتخارات برلوسكونی، یك لقب دیگر هم اضافه شده است: «صاحب یكی از گران‌ترین طلاق‌های تاریخ دنیا»؛ لقبی كه پشت پرده آن به جنجال‌های اخلاقی او برمی‌گردد. نخست‌وزیر هفتادوشش‌ساله ایتالیا بالاخره با همسر دومش به توافق رسید تا با پرداخت روزانه یكصد هزار یورو نفقه به ورونیكا لاریو، او را طلاق دهد.

ورونیكا كه ۲۲ سال قبل، بعد از جدایی برلوسكونی از همسر اولش كارلا دال اوگلیو با او ازدواج كرده بود، سه سال قبل پس از رسوایی اخلاقی همسرش تصمیم به طلاق گرفت كه این تصمیم به خاطر به توافق نرسیدن آنها بر سر مسائل مالی سه سال به تعویق افتاد.

زوج خوشبخت در مجلس شورای اسلامی


 

دکتر کامران و همسرش هر دو از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه اصفهان میباشند که غالبأ زمان نطق میان دستور خود را به یکدیگر قرض میدهند!
 

چرا هيچ كس عاشق تان نمي شود؟


خطاهايي كه ممكن است در رفتار شما باشد و ناخودآگاه باعث شود همه از شما فاصله بگيرند
افکار- گمان مي كنيد درها هميشه به روي شما بسته است و گاهي به خود مي گوييد، شايد اين زن هاي عجيب و غريب، لياقت عشق شما را ندارند. گاهي فكر مي كنيد زن ها عاشق مردهايي مي شوند كه حسابي فريب شان مي دهند و زندگي را برايشان جهنم مي كنند و به خود مي گوييد كه «مردها خوب هميشه تنها هستند» و براساس همين قانون نانوشته، شما هم نمي توانيد جفت زندگي تان را پيدا كنيد. اما شايد داستان به اين تلخي همه نباشد. شايد شما هم اشتباهات ريز و درشتي را مرتكب مي شويد كه راه را براي پيدا شدن اين عشق مي بندند. اگر مي خواهيد در خواستگاري بعدي تان «بله» بشنويد، يك بار ديگر خودتان را زير ذره بين بگذاريد. آيا شما پيش از اين، چنين اشتباهاتي را تكرار مي كرده ايد؟

 با همه چيز موافقيد؟

درست است كه زن ها تاييد شدن را دوست دارند، اما آنها با مردهايي كه هيچ عقيده اي ندارند و بدون چانه زدن همه حرف هايشان را قبول مي كنند هم ميانه اي ندارند. آنها دوست دارند در جريان صحبت كردن، به جاي تكان دادن سر و بله گفتن، فعال باشيد و با بيان عقايدتان، نشان دهيد كه در مورد موضوعاتي كه دغدغه اوست، فكر كرده ايد و نظري خاص داريد. قرار نيست با حرف هاي او مخالفت كنيد، بلكه تنها نبايد مثل يك عروسك كوكي، به جاي مشاركت در بحث و بيان عقايدتان، سر خود را تكان دهيد.

 ظاهرتان كار دست تان مي دهد؟

بي توجهي يا توجه بيش از حد به ظاهر، مي تواند اولين قرار را به آخرين ملاقات تبديل كند. لباس هاي كهنه، نامرتب و بيگانه با هم، درست به اندازه لباس هايي كه بيش از اندازه و بدون توجه به موقعيت آراسته هستند، مي توانند يك زن را از شما دور كنند. مهم نيست كه لباس ميليوني به تن كرده باشيد يا با هزينه كمي، براي اين ملاقات سرنوشت ساز آماده شده باشيد. تنها چيزي كه اهميت دارد، اين است كه شرايط را درك كنيد. با دختري كه مي خواهيد از او خواستگاري كنيد كجا قرار گذاشته ايد؟ يك رستوران گران قيمت، يك كافي شاپ ساده؟ يا قرار است با او در حضور خانواده اش صحبت كنيد؟ اگر شما مي خواهيد با همسر احتمالي آينده تان به كافي شاپ برويد، يك كت و شلوار مشكي با كفش هاي ورني و پيراهن سفيد، هرگز شما را دلنشين تر نمي كند و اگر مي خواهيد در حضور خانواده اش با او حرف بزنيد، يك تي شرت و شلوار جين، حتي در گرماي تابستان هم لباس مناسبي براي تان نخواهد بود؛ پس به زمان و مكان توجه كنيد و نه زياد اشرافي باشيد و نه زياد خاكي.

 زياد حرف مي زنيد؟
اين اشتباه، يكي از رايج ترين اشتباهات مردها در اولين ملاقات است. برخي از مردها گمان مي كنند اگر بي وقفه در مورد خودشان توضيح دهند و در مورد شرايط و آرزوهاي طرف مقابل شان سوال كنند، او را زودتر مي شناسند و زودتر به نتيجه مي رسند. آنها بدون آنكه فرد مقابل شان بخواهد، ريز تا درشت زندگي شان را بيان مي كنند و مثل بچه هاي رويايي، در مورد اينكه مي خواهند زندگي آينده شان چطور باشد، حرف مي زنند. اگر نمي خواهيد يك زن را در اولين ديدار از خودتان برانيد، اجازه دهيد شرايطي كه در آن قرار داريد، موضوع صحبت ها را ايجاد كند و بدون مكث كردن، كلمات تان را روي سرش آوار نكنيد. مهم نيست حرف هاي شما چقدر جالب باشد، مهم اين است كه تنها كسي نباشيد كه در اين قرار حرف مي زند.

 او را نمي بينيد؟

بعضي مردها مي گويند چون مثل ديگران رند و اهل حرف زدن نيستند، نمي توانند دل هيچ زني را به دست بياورند. آنها معتقدند به دليل خوبي و حجب و حياي شان هميشه تنها مي مانند. اما زن ها نظر ديگري درباره آنها دارند. زن ها با مردهاي رند ميانه خوبي ندارند اما خيلي زود عاشق مردهاي اجتماعي اي مي شوند كه آداب برقراري ارتباط را خوب مي دانند. اگر شما در اولين قرار، چشم هايتان را به كفش تان مي دوزيد و با صدايي كه به سختي شنيده مي شود، جملات كوتاه تان را بيان مي كنيد، نبايد انتظار داشته باشيد كه يك زن عاشق شما شود. يكي از اتفاقاتي كه مي تواند شما را از اولين ملاقات پيروز بيرون بياورد، برقراري درست ارتباط كلامي است. همسر احتمالي آينده شما كه در مقابل شما نشسته، بايد توجه شما را احساس كند و نگاه، بهترين ابزار نشان دادن اين توجه است.

 دلتان نمي آيد خداحافظي كنيد؟

شايد از نظر شما او گزينه ايده آلي باشد اما حتي به اين بهانه هم نبايد قرار را از آنچه بايد، طولاني تر كنيد. يكي از قانون هاي مهم در قرار اول، مختصر و مفيد بودن آن است. شما مي توانيد شام يا ناهار را با هم بخوريد يا در يك كافي شاپ عصرانه ميل كنيد، اما اگر بعد از اين قرار هم از او دعوت كنيد كه با شما به سينما بيايد يا چند ساعت بيشتر براي تان وقت بگذارد، احتمالاً اين گزينه را هم از دست خواهيد داد و باز هم مجرد خواهيد ماند.

 از تجربه هاي قبلي، زياد حرف مي زنيد؟
شايد گمان كنيد بيان تجربه هاي شكست خورده قبلي و ظلم هايي كه در حق تان شده، مي تواند شما را بهتر نشان دهد، اما واقعيت اين است كه زن ها دوست دارند تجربه هاي تلخ و شيرين قبلي تان را در يك چمدان بگذاريد و از كوه پرتشان كنيد. آنها مي خواهند هيچ پيشه زمينه خوب يا بد عاطفي اي در ذهن شما نباشد و با كسي وارد رابطه شوند كه ذهنش جاي هيچ چيز ديگري نيست. حتي اگر پيش از اين بارها به خواستگاري رفته ايد يا تجربه نامزدي شكست خورده اي را در كارنامه داريد، صحبت از اين موضوعات را به بعد موكول كنيد و هيچ فرشته يا ديوي را در قرار اول معرفي نكنيد و از او هم نخواهيد در مورد تجربه هاي قبلي اش براي تان چيزي بگويد.

 نمي دانيد كجاي كاريد؟
يادتان نرود كه قرار اول، تنها قرار اول است. حاصل اين چند ساعت، تنها يك آشنايي اوليه و سطحي خواهد بود و اگر اين روز را با موفقيت سپري كنيد، در ماه هاي نامزدي فرصتي براي شناخت بيشتر پيدا خواهيد كرد اما اگر زني احساس كند از همان قرار اول، احساسات تان را درگير كرده ايد و روي اين آشنايي بيشتر از آنچه بايد حساب كرده ايد، از شما فاصله خواهد گرفت. پس بيش از اندازه دست و دلباز نباشيد و براي اولين ملاقات، رستوران هاي گران قيمت را انتخاب نكنيد. هديه دادن در اولين قرار، يكي از رايج ترين اشتباهاتي است كه باعث تنهايي اين دسته از مردها مي شود. پس حتي خريد گل و شيريني را هم به جلسه خواستگاري رسمي موكول كنيد و در اين ملاقات، تنها با روي خوش سراغش برويد.

 زياد خشك يا خيلي شوخ هستيد؟
بيش از حد جدي بودن شما در قرار اول به اندازه صميميت بيش از حد و شوخ طبعي نابجا مي تواند دردسر ساز باشد. يادتان نرود كه شما تنها يك خواستگار هستيد و هيچ دوستي ديرينه يا رابطه صميمانه اي با او نداريد. پس به حريم خصوصي اش وارد نشويد، با احترام حرف بزنيد و بيش از حد شوخي نكنيد. زن ها، مردهاي شادي كه هميشه حرف بامزه اي براي گفتن دارند را دوست دارند، اما اگر بخواهيد در شوخي كردن افراط كنيد و مثل يك كمدين او را بخندانيد، قطعاً به هيچ نتيجه اي نمي رسيد.

 گربه را دم حجله مي كشيد؟

گمان مي كنيد فرد صادقي هستيد و به همين دليل هم مي خواهيد در همان جلسه اول، همه مواضع تان را روشن كنيد و حرف هاي آخر را همان اول بزنيد؟ شايد همين اتفاق دليل تنهايي هميشگي شما باشد. اگر مي خواهيد توجه يك زن را به خود جلب كنيد، نبايد با بيان قانون هاي سفت و سخت تان در همان جلسه اول او را بترسانيد. شما در دوره نامزدي براي نشان دادن مواضع تان فرصت خواهيد داشت و شايد بعد از شكل گيري ارتباط، ببينيد كه همسر آينده تان هم مواضعي شبيه شما دارد اما اگر بخواهيد در همان جلسه اول، ريز تا درشت اعتقادات تان را برايش آشكار كنيد، قطعاً او را از دست مي دهيد.

گوش نمي كنيد؟
يكي از مهمترين موضوعاتي كه زنان به آن توجه مي كنند، شنيده شدن است. آنها دوست دارند فرد مقابل شان به حرف هايشان توجه كند و از اينكه يك مرد، بي توجه به صحبت هاي آنها، مدام وسط حرف شان بپرد و حرف خودش را بزند، بيزارند. زنان دوست دارند زمانيكه حرف مي زنند، فرد مقابل شان آرام باشد و تنها با زبان بدن يا حمايت چشم هايش، به آنها ثابت كند كه با تمام وجود به گفته هايش توجه مي كند. پس سعي كنيد به جاي قطع كردن حرفش، تنها كلماتي را براي نشان دادن توجه تان بيان كنيد و آنقدر به حرف هايش توجه كنيد كه با نشان دادن واكنش نادرست، همه چيز از بين نرود.

جاي مناسبي قرار نمي گذاريد؟

ممكن است شما قبل از اين ملاقات، او را نديده باشيد و شناختي نسبت به عقايدش نداشته باشيد اما اگر مي خواهيد اين قرار به سرانجام برسد، بايد قبل از ديدنش، كمي از فردي كه او را براي ازدواج به شما معرفي كرده اطلاعات دريافت كنيد؛ اطلاعاتي كه به شما لااقل براي انتخاب مكاني مناسب براي قرار گذاشتن كمك مي كند. براي مثال اگر او فردي سنتي و آبگوشت دوست است، از حضور در رستوران ايتاليايي لذتي نمي برد و اگر ميانه اي با هنر ندارد، دعوت شما به گالري نقاشي نمي تواند او را خوشحال كند. سعي كنيد مكان ملاقات را با توجه به شناختي كه از او به دست آورده ايد، انتخاب كنيد. در بسياري مواقع، محل قرار بهترين بهانه براي آغاز صحبت است؛ پس اين بهانه را از دست ندهيد.

نحوه ازدواج در خانه رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران


خانواده عروس نمی پذیرند خطبه را کس دیگری بخواند و همان ۱۴ سکه می شود مهریه عروس خانم، رهبر معظم انقلاب یک انگشتر عقیق به عروسشان هدیه می دهند تا او نیز آن را سر سفره عقد به نشانه یک پیوند مقدس، برانگشت داماد بیندازد.
افکارنیوز _ مانند همه آدم‌ها، آنها هم یک روز رفته‌اند خواستگاری، یک روز بله گرفته‌اند و یک روز داماد شده‌اند. مانند همه آدم‌‌ها آن یک روز، روز آنها بوده، روزی که زندگی‌شان سروسامان گرفته و خانه‌بخت، خانه جدید آنها شده است. بزرگان عرصه سیاست و معنویات را می‌گوییم.

اما هرکه باشند، آنها هم زیر آن پارچه سفید که رویش قند ساییده می‌شود، نشسته‌اند، به قرآن نگاه كرده‌اند و چند آیه به یمن روز عقد و عروسی و تشکیل خانواده‌ای جدید خوانده‌اند و آن روز داماد شده‌اند، ظریفی می‌گفت: روز ازدواج، روز آغاز زندگی است و این روز حکم محتوم همه آدم‌هاست.

به همین خاطر بود که تصمیم گرفتیم در روزی که بسیاری پای سفره عقد می‌نشینند و سند ازدواج‌شان را امضا می‌کنند، در روزی که به یمن میلاد بزرگ رسول اکرم (ص) جوانان راه خانه بخت را در پیش می‌گیرند، برویم سراغ حکایت‌‌های ازدواج بزرگان و بزرگ زادگان و در زمانه‌ای که مراسم «خانه بخت رفتن» حکایت جیب پرپول است و ترتیب دادن مجلس مفصل، از سادگی ازدواج بزرگان و بزرگ‌زادگان یاد کنیم.در ادامه گزارش جالب روزنامه ایران را در این باره می خوانید:

روز«ایران» و روح الله(ره)

حاج سید محمدصادق لواسانی، دوست صمیمی امام خمینی (ره) در دوران طلبگی بود. یک روز در گعده دوستانه از روح الله (امام خمینی) می پرسد: چرا ازدواج نمی کنی؟ جوان آن روز که بعدها به رهبری بزرگ تبدیل شد، پاسخ میدهد: «من تاکنون کسی را نپسندیده ام، از خمین هم نمی خواهم زن بگیرم، به نظرم کسی نیامده» همانجا سید محمد صادق از قول همسرش، دختر آقای ثقفی را پیشنهاد می کند.

روح الله جوان، با حجب و حیای مخصوص جوانان آن دوران، از محمدصادق می خواهد پا پیش بگذارد و دختر آقای ثقفی را برای او خواستگاری کند. «قدس ایران» دختر تحصیلکردهای بود. او به سه زبان صحبت میکرد. حکایت میشود همان حکایت همیشگی، دختر مورد نظر«نه» میگوید و روح الله ۱۰ ماه صبوری می کند و در این ۱۰ ماه۵ بار به خواستگاری همان دختر می رود.

پدر دختر، محمد ثقفی راضی به ازدواج بود ولی «قدس ایران» رضایت نمیداد، او می ترسید روح الله چون طلبه است خشک باشد، میترسید روح الله وضع مالی مناسبی نداشته باشد، می ترسید مجبور شود برای سکونت از تهران به قم برود. اما همه اینها پس از ۱۰ ماه و به واسطه یک خواب تمام می شود.

قدس ایران ثقفی در خواب میبیند در اتاقی سه سید نورانی نشسته اند، از پیرزنی در مورد آنها می پرسد و پاسخ می شنود که حضرت محمد(ص)، حضرت علی (ع) و امام حسن (ع) هستند. پیرزن می گوید: تو از آنها بدت می آید؟! قدس ایران پاسخ می دهد: « اینها ائمه (ع) من هستند، خیلی هم دوستشان دارم.»

این خواب را برای خدمتکار منزل تعریف می کند و تعبیرش را می شنود که چون تو این سید را رد می کنی این خواب را دیدهای. همین خواب کافی بود تا او به سید روح الله خمینی (ره) پاسخ مثبت بدهد و به خانه بختی برود که عشق در آن موج می زد.

عروس آقا

حکایت سادگی ازدواج امام خمینی (ره) در ازدواج های بزرگان و بزرگ‌زادگان دیگر هم وجود دارد. آیت الله سید علی خامنه ای، در کسوت رهبری نظام هستند، تصمیم میگیرند فرزندشان، سیدمجتبی را بر کرسی دامادی بنشانند، کاندیدای این وصلت دختر خانم دکتر حداد عادل بود.

همسر مقام معظم رهبری در سال ۷۷ با همسر دکتر حداد عادل تماس میگیرد و اذن خواستگاری می خواهد. زمان خواستگاری پس از مطرح شدن با دکتر حداد عادل مشخص میشود.

رسم و رسوم ازدواج برای همه یکسان است، اول باید عروس را به صورت نامحسوس رویت کرد. به همین دلیل همسر مقام معظم رهبری به مدرسه محل تحصیل عروس آینده میروند. او در شرف ۱۸سالگی و دانشآموز سال چهارم دبیرستان بود.

ماجرا اول به همین جا ختم می شود، بعداً دکتر حداد عادل تعریف می کند: «برای کاری خدمت آقا رفتم، آقا فرمودند: خانم استخاره کردند جوابش خوب نبوده است. یک سال از این ماجرا می گذرد. مجدداً صدای زنگ تلفن خبر تازهای را روایت می کند و باز خانواده مقام معظم رهبری، اذن خواستگاری می خواهند.

همسر رهبر معظم انقلاب به همسر دکتر حداد عادل گفته بودند: «چون دخترتان، دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است او را پسندیده ایم. ایشان مانند همه خانواده های ایرانی یک قواره پارچه گرفتند و به همراه سید مجتبی به خواستگاری رفتند. عروس خانم و آقا داماد همدیگر را دیدند، حرفهایشان را زدند و بله را گفتند.

بعد از چند روز آقای حداد عادل به دیدار رهبر معظم رفت، ایشان فرمودند: «شما وضع مالی نسبتاً مناسبی دارید، اما زندگی من اینطور نیست، اگر بخواهم همه زندگی خودم را بار کنم، غیر از کتابهایم، یک وانت‌بار می شود، اینجا هم یک اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان با من دیدار میکنند، من پول ندارم خانه بخرم، خانه ای اجاره کرده ام که یک طبقه مصطفی (فرزند ارشد مقام معظم رهبری) و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کنند.

شما با دخترتان صحبت کنید که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود چیزهایی در ذهنش باشد.» پدر به دخترش این سخنان را منتقل می کند و دختر با کمال میل می پذیرد.

مراسم بله برون برگزار می شود، رهبر معظم انقلاب، خطاب به دکتر حداد عادل می گویند: «در مورد مهریه، اختیار با شماست، ولی من برای مردم خطبه عقد می خوانم. سنت من این بوده که بیشتر از ۱۴ سکه، عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام.

اگر بخواهید، میتوانید بیشتر از ۱۴ سکه مهریه تعیین کنید ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند، از نظر من اشکالی ندارد، چون تا حالا بیش از ۱۴ سکه برای مردم خطبه عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم.»

خانواده عروس نمیپذیرند خطبه را کس دیگری بخواند و همان ۱۴ سکه میشود مهریه عروس خانم، رهبر معظم انقلاب یک انگشتر عقیق به عروسشان هدیه میدهند تا او نیز آن را سر سفره عقد به نشانه یک پیوند مقدس، برانگشت داماد بیندازد.

مراسم عروسی هم در همان دو اتاق منزل رهبری با حضور فامیل و جمعی از سران سه قوه و مسوولان برگزار میشود و با همین مراسم ساده دو جوان بزرگزاده به خانه بخت میروند.

۲۶ خرداد ماه سال ۹۰، شب عید غدیرخم بود، باشگاه فرهنگی - ورزشی نهاد ریاست جمهوری از یک عروسی ساده و مذهبی میزبانی میکرد.

آقای داماد، علیرضا نام داشت فرزند دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، عروس خانم هم از خاندان یک شهید پرآوازه بود، شهید محمود کاوه، مراسم همزمان شده بود با وقت شرعی به افق تهران، تالار خالی همه را به سمت محوطه باشگاه هدایت می کرد.

آنجا نماز جماعت برپا بود، صاحبان مجلس و مهمانان پس از انجام فریضه نماز، به تالار می روند، مهمانی گر چه ساده است ولی پدر داماد توجه ویژهای به پذیرایی از مهمانان دارد. عروس و داماد چند روز قبل به بیت رهبر معظم انقلاب رفته و زندگی خود را با خطبه عقد رهبری پایه گذاشته بودند.

۱۴ سکه بهار آزادی، به نیت ۱۴ معصوم، مهریه عروس بود، عروسي که میدانست پای به خانوادهای گذاشته که در سادگی، دست کمی از مردم دیگر نداشت. بحثهای اقتصادی هم در این مهمانی وجود داشت و البته در قالب طنز مطرح می شد.

به علیرضا به شوخی از یارانه مستقل و هدیه یک میلیونی تولد بچه می گفتند و پدر داماد می خندید و خوشحال بود، دیگران هم با دیدن چهره شاد و بشاش رئیس جمهوری خوشحال بودند. وی در آن ساعت، اما خود را رئیس جمهور نمی دانست، خود را پدری می دانست که باید از مهمانان دامادی پسرش پذیرایی می کرد.

شام ساده پایان بخش این مراسم ازدواج بود. عروس و داماد، پس از صرف شام، به سنت همیشگی، سوار یک ماشین ساده و معمولی شدند و تالار را به مقصدخانه بخت ترک کردند. رئیس جمهوری هم پس از این که از آشپزها و پذیراییکنندگان تشکر کرد، از باشگاه رفت تا باز هم به مشغله های رئیس جمهوری اش برسد.

داماد شهید

عروس به گلهای قالی خیره مانده بود. چادرش را محکم میگرفت تا مبادا حجابش مشکل داشته باشد. محمود جوان، مهیای رفتن به جبهه بود ولی احساس می کرد هنوز در زندگی چیزی کم دارد. او سرش را بالا آورد و گفت: «می خواهم دینم کامل شود، می خواهم ازدواج کنم تا شهید شوم.»

داماد همان کسی است که علیرضا احمدی نژاد، فرزند رئیس جمهور، داماد خانواده آنها شده، «شهید محمود کاوه» عروس همیشه آرزو داشت با یک سید ازدواج کند تا عروس حضرت زهرا (س) شود ولی محمود که سید نبود.

به هر حال او تصمیمش را گرفت، بله را گفت،قرار بود برای خرید عروسی به بازار بروند. شب تا صبح با این فکر که چه بخرد و چه نخرد، خوابش نبرد، اما صبحانه را که خورد فهمید محمود به جبهه کردستان رفته است، این رفتن ۸ ماه طول کشید و ...

عروس جوان

۸ ماه تمام، نگران مرد آیندهاش بود. یک شب از جبهه زنگ زد و گفت: بساط عروسی را راه بیندازید، میخواهم زود بیایم و زود برگردم. میخواهم تهران بروم، میآیی؟ «عروس گفته بود که می آید و محمود همان را به حساب ماه عسل گذاشته بود.»

عروس و داماد، در تهران راه جماران را در پیش گرفتند و رفتند محضر امام (ره) و خطیب عقدشان رهبری بود که یک اشارهاش محمود را به مرز شهادت میبرد. آن روز امام (ره) یک قرآن امضا کرد و به عروس و داماد هدیه داد، دعایشان کرد و این زوج جوان هم به خانه بخت رفتند. داماد اما پای ماندن نداشت، یک روز بار سفر را بست و رفت و روز دیگر خبر سفر سرخش در شهر پیچید.

تفسیر عشق

یک تقویم سازمان امل به دستش رسید، نقاشیهای آن را نگاه میکرد که یکی از آنها چشمش را گرفت. یکی از نقاشیها زمینهای کاملاً سیاه داشت و وسط آن سیاهی شمع کوچکی میسوخت.

زیر این نقاشی به زبان عربی نوشته شده بود: «من ممکن است نتوانم این سیاهی را از بین ببرم ولی با همین روشنایی کوچک فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان میدهم.»

این نقاشی و این نوشته، او را بشدت تحت تأثیر قرار داد و به همین دلیل یک روز با یکی از دوستانش به سازمان رفت. در طبقه اول او به آقایی معرفی شد، اسمش مصطفی بود، مصطفی چمران، لبخندی بر لب داشت و چهرهاش مهربان بود. دختر جوان، جاخورد، فکر میکرد چون مصطفی مرد جنگ است باید چهرهای عبوس داشته باشد اما آن لبخند و آن آرامش او را غافلگیر کرد.

مصطفی گفت: «ما خیلی منتظر شما بودیم» دختر جوان از دوستش به آرامی پرسید مطمئنی این همان مصطفی چمران است و دوستش مطمئن بود. مصطفی یک تقویم، مثل همان تقویم سازمان امل به «غاده» داد، غاده (دختر جوان) گفت که آن را دیده است با همه تابلو هایش و دوست دارد آن کسی که نقاشی نور و تاریکی را کشیده ببیند، مصطفی گفت: «خودم کشیدهام» و غاده متعجب این حرف را باور کرد.

شگفت آورتر این که، مصطفی همه نوشته های غاده را هم خوانده بود و از حفظ همه آنها را باز خوانی میکرد. عشق در همین گفتوگو جوانه زد و چنان سایه افکند که حتی غاده متوجه نشده بود سر مصطفی مو ندارد! وقتی به او گفتند، باور نکرد و کار به جایی رسید که با دوستانش سر مودار بودن یا نبودن سر مصطفی مجادله کرد. وقتی مصطفی برای خواستگاری آمد، غاده همان دم در، شروع کرد به خندیدن، او تازه به قدرت عشق پی برده بود.

این عشق به سرانجام ازدواج رسید و مصطفی و غاده پای سفره عقد نشستند. مصطفی به او یک روسری گلگلی داده بود و گفته بود که بچه های موسسه دوست دارند شما را با روسری ببینند و او از آن روز همان روسری را سرمیکرد.

آن اوایل پدر غاده مخالف بود ولی این دختر جوان تصمیمش را گرفته بود، آنقدر عاشق بود که برای اولین بار در ۲۵ سال عمرش بخواهد پدرش را ناراحت کند. در جواب پاسخ منفی پدرش گفته بود: «میروم، امام موسی صدر که حاکم شرع است، اجازه دادهاند» پدر که دید راهی ندارد به سختی رضایت داد.

غاده در همه آن تاریکیها، شمع حقیقت را یافته بود، ۹ ماه بود که مصطفی را میشناخت، او با همه فرق میکرد، جور دیگری بود، جوری که غاده مغرور را عاشق خود کرده بود. سر سفره عقد، کادوی داماد را باز کرد، یک شمع بود. مصطفی یک جلد قرآن کریم مهرش کرد و تعهد داد که غاده را در راه تکامل، اهل بیت و اسلام هدایت کند.

مهمانان در مراسم پچپچ میکردند. آنها میگفتند قرار است مصطفایی که ۲۰ سال از غاده بزرگتر است او را کجا ببرد؟ کجا خانه گرفته؟ رفتند و دیدند یک اتاق است با چند صندوق میوه به جای تخت، هیچ کس باورش نمیشد اما غاده آن اتاق را، آن سادگی را، آن بیریایی را دوست داشت. او عاشق مصطفی شده بود، عشقی که هنوز هم او را نوازش میدهد.

خوزستان جز 5استان اول در طلاق است!

گزارش روزنامه وحدت از وضعیت طلاق در خوزستان :
بررسی پرونده‌های طلاق نشان می‌دهد که بسیاری از طرفین دعوی، عقد ازدواج خود را بر مبنای شناخت دقیق و بررسی وضعیت زندگی خود بنیان نگذاشته‌اند و یا آگاهی لازم در خصوص موضوع ازدواج نداشته‌اند.این موضوع نشان از آن دارد که دستگاه‌های فرهنگی و متولی باید چاره‌اندیشی کنند


مشاهده بسیاری از افراد و خانواده ها که تحت تاثیر طلاق زندگی شان به هر نحو ممکن دگرگون شده بود مرا وادار کرد تا در دوره ای به گفت و گو با زوج های خاص بپردازم.
گفت و گو با داماد 13 ساله و عروس 18 ساله، مردی که بیش از 200 بار به خواستگاری رفت، جوان 25 ساله با زن 57 ساله ازدواج کرد، ازدواج مرد صد ساله با زن 120 ساله، ازدواج یک پسر جوان با دو دوختر در یک روز ، مرد 60 ساله برای نخستین بار داماد شد، زن و شوهری که در دو خانه جدا از هم زندگی می کردند از جمله موضوعاتی بود که به آنها پرداختم. 
آنچه که بعد از انجام این گفت وگوها نطرم را به خود جلب می کرد سرنوشت این آدم ها پس از ازدواج خاصشان بود. آیا زندگی این افراد قوام داشته یا محکوم به شکست می شود. برای دست یافتن به پاسخ این پرسش لازم بود که چند ماهی از زندگی آنان سپری می شد تا آن وقت ادامه و یا جدایی این افراد از زندگی مشترک پاسخ جواب ما می شد.
حتما در طول زندگی تان بارها در خیابان و محله با مردها و زن هایی مواجه شده اید که دست در دست کودک شان به این سو و آن سو می روند و بچه هایشان گاه بهانه های عجیب و غریب می گیرند و شما با آگاهی از زندگی این افراد می دانید که آن مرد و یا زن به هر دلیل از همسرش جدا شده است و آن کودک محصول و خروجی این زندگی ناکام بوده است.
زندان زنان
در بازدیدی که سال ها پیش از زندان زنان سپیدار اهواز داشتم با کودکانی مواجه شدم که در کنار مادران خود اجباری حبس در زندان را تجربه می کردند و بزرگترین آزادی و بهترین محل بازی آنها حیاط کوچک زندان بود. عده ای از این زنان در پاسخ به پرسش های مطرح شده که چرا در حبس به سر می بری اقرار می کردند که یا اقدام به همسر کشی کرده اند یا به دلیل طلاق از همسران خود ناچار به انجام اعمال وقیحانه شده اند. حال سرنوشت کودکی که پدرش در زندان است و همسرش طلاق گرفته چه می شود.
با بررسی دقیق پرونده‌های طلاق می توان به این نتیجه دست یافت که عمده ازدواج ها بیش از آنکه جنبه عقلی و مبنای منطقی داشته باشد، احساسی بوده و آگاهی لازم در خصوص موضوع ازدواج در میان نبوده است. معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری خوزستان گفت: طلاق یکی از آسیب‌های مهم اجتماعی است که متاسفانه آمار آن در خوزستان رو به افزایش است. 
حجت‌الاسلام ‌عبدالحمید امانت‌بهبهانی با اشاره به اینکه در سال ۸۹ پرونده‌های ورودی مربوط به طلاق ۶۱۳۳ فقره و در سال ۹۰ این پرونده‌ها معادل ۶۷۲۸ فقره بود که افزایش ۹. ۷ درصدی را نشان می‌دهد، حال باید از این مقام مسئول پرسش کرد که پرونده های ورودی در سال 91 با کاهش مواجه بوده یا افزایش داشته است.  
ازدواج های غیر عقلانی
بررسی پرونده‌های طلاق نشان می‌دهد که بسیاری از طرفین دعوی، عقد ازدواج خود را بر مبنای شناخت دقیق و بررسی وضعیت زندگی خود بنیان نگذاشته‌اند و یا آگاهی لازم در خصوص موضوع ازدواج نداشته‌اند.این موضوع نشان از آن دارد که دستگاه‌های فرهنگی و متولی باید چاره‌اندیشی کنند و برای پیشگیری از آسیب‌ها و بحران‌های اجتماعی، آگاهی‌های فرهنگی- اجتماعی جوانان و خانواده‌ها را افزایش دهند.
معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری خوزستان در این باره می گوید: یک بررسی اجمالی در علل و عوامل طلاق نشان می‌دهد بعضی از امور مانند عدم انعطاف‌پذیری در برخورد با مشکلات، مسایل مربوط به تحصیلات و سطح سواد زوجین، عدم رعایت مسایل دینی در انتخاب همسر، عوامل اقتصادی و مالی و فشارهای ناشی از بیکاری و انتظارهای غیر واقع‌بینانه از یکدیگر، در افزایش آمار طلاق موثرند. 
حال با توجه به حساسیت های لازم برای تحکیم خانواده و جلوگیری از طلاق های بی رویه ۷ شعبه خانواده اهواز تا چه حد با جدیت پیگیری سعی می کنند پرونده های طلاق را سامان بدهند؟
در اینباره سرپرست مجتمع قضایی خانواده اهواز گفت:خانواده همیشه به عنوان مرکز رشد عواطف و احساسات محسوب می شود از این رو همین بنیان اجتماعی کانونی برای حمایت از آدمی است و هر فردی که از حمایت خانواده برخوردار نباشد در معرض فساد و تباهی و بیهودگی قرار می گیرد.
میانگین پرونده های ماهیانه طلاق
فرهاد مرادی با اشاره به کثرت مراجع کنندگان به شعب خانواده گفت: در طول ماه به طور میانگین تعداد ۱۶۰ فقره پرونده مسائل خانوادگی به ۷ شعبه مربوطه مراجعه می کنند که بسیار آمار بالایی است زیرا شاخص و مبنای اعلام شده می بایست ۱۰۰ فقره باشد که طبق قول های داده شده تصمیم داریم با ایجاد یک شعبه دیگر تعداد پرونده ها را هم به ۱۲۰ فقره کاهش دهیم.
با توجه به بررسی های انجام شده آنچه که باعث افزایش جدایی یک زوج از یکدیگر می شود طلاق های توافقی است که باعث می شود آمار طلاق در اهواز بالا برود.
در دیداری که با بعضی از زوج های طلاق گرفته داشتم اغلب آنها طلاق خود را به دلیل بیکاری، بضاعت و فقر مالی، اختلافات فکری و فرهنگی، عدم شناخت از یکدیگر، بی خبر بودن از سابقه کیفری یکدیگر و یا عدم توانایی زوجین برای مهیا کردن مراسم ازدواج و اختلاف تحصیلاتی و عدم اجرای وعده ها از سوی یکی از طرفین مقابل عنوان کردند.
ازدواج های فامیلی
با توجه به اینکه در استانی قومی با تنوع فرهنگی زندگی می کنیم و ازدواج فامیلی مرسوم است بی شمار افرادی فکر می کنند که یکی ار دلایل طلاق ازذواج های فامیلی است که سرپرست مجتمع قضایی خانواده اهواز با تاکید این موضوع طلاق ازدواج های فامیلی در خوزستان را بیشتر از سایر استان های دیگر می داند.
در گفت وگویی که با یک کارشناس مشاوره و روان شناسی و مدرس مراکز آموزش عالی درباره طلاق و اثرات آن داشتم وی گفت: در فقه اسلامی طلاق وسیله ای است برای زمانی که دیگر ادامه زندگی وجود ندارد. اما از نظر ما روان شناسان، زوج هایی که زیر یک سقف زندگی می کنند اما هیچ گونه احساسی به یکدیگر ندارند یک نوع طلاق محسوب می شود و ما به آن طلاق غیابی و پنهان می گوییم.
دکتر شاپور زندی افزود: با توجه به ویژگی های فردی انسان طلاق برای بعضی ها تاثیر منفی و برای بعضی دیگر اثر مثبت دارد اما هرچه جامعه سنتی تر باشد طلاق گرفتن مضموم تر می شود.
وی با توجه به نوع مسئولیت خود در حوزه کودک و نوجوان و جوان به وحدت اظهار داشت: معمولا آنهایی که از نظر فرهنگی و شخصیتی متناسب با الگوهای عقلانی تربیت شده اند با طلاق کنار می آیند و برای آنها طلاق تاثیر ندارد.
تشویق به طلاق و ازدواج
زندی با اشاره به تجربه خود در رویارویی با نوجوانان و جوانانی که گاه والدین شان را ترغیب به طلاق و یا ازدواج مجدد می کنند گفت: با این حال آمار طلاق رشد فزاینده ای داشته و این مهم جای نگرانی دارد.
در گفت وگویی دیگر که با یک وکیل با سابقه داشتم او طلاق را یکی از آسیب های جامعه کنونی دانست.
رخسانا خسروی گفت: طلاق آسیب های خاص خودش را دارد و این پدیده، کوچک سال و بزرگسال نمی شناسد و تاثیر ریشه کن خود را در همه زمینه ها می گذارد.
این وکیل در گفت و گو با روزنامه وحدت درباره بیشترین دلایل گسترش طلاق اظهار داشت: اگرچه به دلیل یک سری جریانات اعتقادی و باورهای سنتی در مقابل طلاق مقاومت می کنیم اما یکی دیگر از دلایل شکل گیری طلاق نبود آگاهی از حقوق فردی و دلیل دیگر تهاجم باورهای غربی است که به بنیان خانواده تعرض می کند.
قربانیان اصلی
خسروی درباره قربانی اصلی طلاق اظهار داشت: قربانی اصلی طلاق کل جامعه است. خانواده بخشی از سلول های جامعه محسوب می شود و اگر این سلول ها مریض باشد به پیکره آسیب وارد می شود.
با توجه به اینکه گفته می شود به ازاي هر 9 ازدواجي كه در خوزستان انجام مي‌شود، يك طلاق ثبت مي‌گردد، مديركل بهزيستي خوزستان در اینباره می گوید: با هدف كاهش آمار طلاق، آموزش‌ مهارت‌هاي زندگي و همچنين ارائه خدمات مشاوره پيش از طلاق در دستور كار است.
صديق‌رادتصريح كرد: بر اساس آخرين آمار گزارش شده، استان‌هاي تهران، خراسان‌رضوي، اصفهان، فارس و خوزستان داراي بيشترين ميزان طلاق هستند و به همین دلیل 3 هزار زن مطلقه تحت حمايت بهزيستي استان هستند.
سندهایی که اعتبار ندارند
با توجه به افزایش بی رویه طلاق در خوزستان تاکنون کمیته ها و شوراهای متعددی تشکیل شده تا با تدوين سند پيشگيري از طلاق در خوزستان چاره ای اندیشیده شود. با توجه به اینکه سال قبل پيش‌نويس سند پيشگيري از طلاق در سه سطح تنظيم و ارايه شده است قرار بود که روش‌هاي تحقق زندگی سالم توسط مشاوران خاص به جوانان آموزش داده شود. 
مريم حيدريان، مديركل بانوان و خانواده استانداري خوزستان که پیشتر در نشست تدوین سند پيشگيري از طلاق شرکت کرده بود گفت: در سال‌هاي گذشته در زمينه كاهش طلاق، سندهای بسياری تنظيم و فعاليت‌هايی آغاز شده است، ولی عزم جدی برای اجرا وجود ندارد. به نظر مي‌رسد لازم است در اين زمينه الزاماتی از سوی استاندار و يا كارگروه فرهنگی و اجتماعی ابلاغ شود.

بررسي مراجعات داوطلبانه به مراكز مشاوره بهزيستي نشان مي‌دهد رابطه درصد قابل توجهي از افراد دارای مشكل، پس از مشاوره به صلح و سازش مي‌انجامد اما در خوزستان سيستم منسجمی در حوزه طلاق و ازدواج وجود ندارد و براي آموزش خانواده‌هايی كه با مشكل مواجه هستند سليقه‌ای عمل می‌شود.


بنقل ازروزنامه وحدت

پنج اصل براي حل مشكلات زناشويي

آيا شما و همسرتان هميشه در مورد تمام مسايل از قبيل بـيـرون رفتن براي شام، باز گذاشتن درپوش خمير دندان و يا تربيت بچه ها با يکديگر مشاجره ميکنيد؟ نجات داده اند
تعامل -  آيا شما و همسرتان هميشه در مورد تمام مسايل از قبيل بيرون رفتن براي شام، باز گذاشتن درپوش خمير دندان و يا تربيت بچه ها با يکديگر مشاجره ميکنيد؟ دکتر جانسون نـويسنده کتاب "مشکلات عشق و ازدواج" ميتواند شما را در ايـــن زمينه راهنمايي کند. به وسيله 5 اصل مهم شما يـــاد ميگيريد که چگونه ارتباط بهتري با ديگران برقرار کنيد. ايـن اصـول بنـيـان هـاي خـانوادگي زيادي را از خطر نابودي نجات داده اند.

راه حل حقيقي در رفع مشکلات 
اوليـن مـرحله مـــصالحه و سازش است. شما بايد از فرياد زدن و سـرزنــش کردن بـه شـدت پرهيـز کنيد و بـه نــظرات و عقايد يکديگر احترام بگذاريد. مرحله دوم شناسايي مشکل و مــطرح کـــردن آن است. اين دو مرحله قبل از شروع هر بحثي بايد انجام شوند در غير اين صورت هيچ گاه موفق به سازش نخواهيد شد. زمانيکه آمادگي ورود به مرحله سوم را پيدا کـرديد مي بايست بر روي چند مطلب با يکديگر به توافق برسيد. 
اصل اول: در طول بـحث بـراي شـکست هـا و پــيروزي هاي يکديگر چوب خط نيندازيد.
متاسفانه اين يکي از شايع ترين مشکلاتي است که اغلب زوج ها مرتکب آن ميشوند. هنگاميکه يکي از طرفين دچار اشتباهي شد طرف مقابل آن را در ذهن خود ثبت ميکند تا در يک موقعيت مناسب آن را بازگو کنـد. وقتـي يـکــــي از آنها شروع به گله و شکايت ميکند ديگري هم آرام نمي نشيند و هر آنچه را در ذهن خود ثبت کـرده اســـت بــــاز گو ميکند گويي با اين عمل موفق تر از ميدان بيرون مي آيد. در يک چنين وضعيتي حساب کردن برد و باخت ها به صورت مهمترين عامل در مي آيد و هـر دو طـــرف از حيــطه بحث اصلي خارج مي شوند. روزي يکي از دوستانم به من گفت: "من ايــــــن هفته توانستم چـهـار بـــار حرفم را به کرسي بنشانم در حاليکه همسرم تنها دو بار توانست اين کار را انجام دهد."  او هيچ اهميتي به درست يا غلط بودن کار خود نمي داد، فقط ميخواست حرف آخر را خودش بزند. عده اي فرصت دادن به شريک زندگي را ضـعـــف شخصيتي به حــــساب مي آورند. چنين رفتاري باعث جدايي و دور شدن زوجين از يکديگر و در نهايت ايجاد تنفر ميشود. 
مصالحه و سازش بـه معناي وجود ضعف در شخصيت افراد نيست. هرزگاهي چند اجازه رشد کردن را به طرف مقابل بدهيـد. نفس خود را به مبارزه دعــــوت کنيد تا روح شما از هرگونه عيب و زشتي به دور باشد. اگر با کله شقي تمام تنها به جـــمع کردن امتياز در يـک رابـطـه بـيـنديشـيد ديـگر قــادر بـه ديـدن مشــکلات اصـلي نخواهيد بود و تصميمات نادرستي اتخاذ ميکنيد که به زندگي مشترکتان صدمات جبران نا پذيري خواهد زد.
اصل دوم: طرز حرف زدن عامل مهمي در تعيين نتيجه هر گونه بحثي است.
حـتي اگـــر حــــق با شما باشد، اگر به روش صحيح آن را مطرح نکنيد ممکن است حق مسلم خود را از دست بدهيد. پس سعي کنيد شيوه درست را برگزيـنـيد. اصـــــلا خوب نيست که با به کار بردن لغات و اصطلاحات توهين آميز شريک زندگــي خود را مجبور به دفــــاع کنيد. واکنش طبيعي نسبت به حمله و تجاوز از دو حال خـارج نيسـت:
 يـــا فـــرد متقابلا تصميم به مبارزه ميگيرد و يا اينکه به لاک دفاعي فرو مي رود که در هر دو حالت مشکل به شيوه منطقي حل نخواهد شد. 
از کلمات "هميشه" و "هرگز" استفاده نکنيد. گفتن جمله هايي ازقبيل "تو هرگز در کارهاي خانه کمک نميکني" از آغاز ايجاد هرگونه بحث منطقي را مختل ميکند. بيــشتر شبيه اين است که شما قصد مبالغه داشته و مي خـواهيـــد شخص مقابل را به مبارزه دعوت کنيد. پاسخ  به شما چيزي جز اين نيست: "اين درست نيسـت، دو هـفـته پيش بود که من تمام خانه را تميز کردم و بچه ها را به مدرسه بردم" و کل بحث به جــريان تو بگو من بگو تبديل مي شود و از دايره بحث اصلي خارج ميشويد. 
بنابراين از به کار بردن لغاتي که معناي کلي و قطعي دارند خـودداري کنـيد. جمله بالا را ميتوان با فرم متفاوتي به اين شکل بيان کرد:
"من مي خـواسـتـم راجــع به سهم تو در کارهاي خانه صحبت کنم؛
لطفا مرا هم در اولويت قرار بده؛ بعضي وقت ها فـکر مي کنم خانواده، دوستان و همکارانت نسبت به من ارجع تر هستند." 
دشنام و ناسزا با صداي بلند. بعضي از انسانها با اين باور رشد مي کنند که هر کس پـرخـاشگرتـر بــاشد و با صداي بلندتري صحبت کند، قدرتـمندتر بوده و مي تـوانـد تـوجـه بيشتري را بخود جلب کند. اين شيوه براي تهديد و ارعاب و بي ارزش کردن همسرانتان بي نظير است اما با اين کار شما فقط آنها را عصباني ميکنيد، بعد از مـدتي هم نسبت به شما بي ميل خواهند شد. شايد جرات بازگو کردن اين مطلب را در مـقـابـل چشمان شما نداشته باشند اما بيحرمتي در نهانشان باعث ايجاد انزجار و تنفر از شما ميگردد. 
هـر بــار که يکي از زوجين مورد آزار ديگري قرار گيرد و خاطرش از او آزرده شود نـه تـنـهـا مشکل اصلي حل نمي شود بلکه لکه هاي جبران ناپذيري نيز بر روي پـرده روابطــشـان به وجود مي آيد که خود باعث فروپاشي بنيان خانواده مي گـردد. هنگام شنيدن کلمات توهين آميز به شخص مقابل بگوييد:
"اگر بخواهي به اين طرز صحبت کــردن ادامه دهي من نمي توانم با تو گفتگو کنم." و بعد پيشنهاد کنيد تا  بـحث به زمان ديــگـري کـه هــر دو طرف از آرامش کامل برخوردارند موکول شود. ولـي اگر متـقـاعد نـشد و تـجـاوز خـــود بـه حريم شما را ادامه داد، تصميم گيري با شماست. از خود بپرسيد آيا مي تــوانــيد با کسي که بي شرمانه به حقوق شما تجاوز ميکند، زندگي کنيد؟!

مشاهده تصاویری تاسف بار از عشق بازی در معابرعمومی + تصویر


عرفی که با پیشتازی هر چه بیشتر در حیوانیت از سوی شبکه‌های ماهواره‌ای به دختران و پسران نامحرم و لاابالی اجازه می‌دهد در سایه بی‌غیرتی برخی مسئولین هر غلطی بکنند.



یکی از معضلات رایج در حوزه روابط اجتماعی عدم رعایت ضوابط و روابط خصوصی توسط زوج‌ها و گسترش نمایش روابطی است که قاعدتا باید در خفا صورت بگیرد.

ممکن است مخاطبین محترم نیز به دفعات شاهد زوجی که در معابر پنجه در پنجه و یا حتی بدتر! دست درگردن یکدیگر و حتی باز هم بدتر!، همدیگر را در آغوش گرفته و راه می‌روند بوده اند.زوجینی که با استناد به نسبت زن و شوهری خود، روابط کاملا خصوصیشان را در ملاء عام به نمایش می‌گذارند!

این عمل ناشایست و غیر اخلاقی به غیر از تهییج احساسات جوانان مجرد، پایه گذار اشاعه بی‌حیایی و بی‌غیرتی در جامعه نیز قلمداد می‌شود. افراد کج فهم مرتکب چنین اعمالی، راه را برای دختران و پسران نامحرمی باز کرده‌اند که دارای نسبت استنادی زوجین مذکور نبوده و تنها با استفاده از چنین فضای مهیا شده‌ای، آزادانه به ارتکاب روابط نامشروع در جلوی چشم مردم می‌پردازند. پارک ها در تابستان و فضای گرم و متبوع واگن‌ها و ایستگاه‌های مترو در زمستان پذیرای افرادی از این دست است که حتی خیل انبوه افراد عبوری از کنار آنها نیز نمی‌تواند آنها را از عمل ارتکابی زشتشان بازدارد.

اگر بخواهیم علت بروز اینگونه رفتار ناشایست راریشه یابی کنیم باید در اولین وهله به عدم آموزش صحیح روابط زن و شوهری و احکام شرعی مربوط به آن اشاره کرد. اما به نظر می‌رسد بیش از علت اول باید حریم‌های شکسته شده از سوی فیلم‌های غربی پخش شده از ماهواره‌ها را در رواج این بی‌حیایی موثر دانست.

 

امواج ماهواره که این روزها به لطف کاهلی و انفعال مسئولین امر و به خصوص نیروی انتظامی در دسترس همگان قرار دارد آنچنان ملغمه‌ای از بی‌حیایی ساخته و چنان موجی از بی‌عفتی را به راه انداخته که حتی برخی مقیدین را نیز درامواج سهمگین خود بلعیده است.مردانی که نسل قبلیشان از شدت غیرت به جای نام کوچک همسرنام فرزند ذکور خود را برای صدا زدن او به‌کار می‌بردند حالا با ناموس خود در برابر چشم عموم دست به اعمالی می‌زنند که قلم از ذکر آن شرمسار است.

 

این تنها یکی از ابعاد بی‌غیرتی اشاعه داده شده توسط امواج ماهواره‌هاست که در حال تبدیل به یک عرف زشت و غیر شرعی است. درحالی که حد روابط زشت یاد شده در مورد زوجین به دلیل زندگی در زیر یک سقف از خطوط قرمز جنسی عبور نمی‌کند، هزاران شبکه مستهجن ماهواره‌ای که در حال اشاعه بدترین و کثیف‌ترین نوع روابط جنسی هستند، چنان شهوات مخاطبین خود را به غلیان آورده اند که این روزها شاهد فراتر رفتن دختران و پسران نامحرم گلاویز شده از خطوط قرمز روابط جنسی، حتی درواگن‌های مترو و در میان انبوه مسافران درهم فشرده شده در برابر دیدگان همه هستیم!
بله این یک واقعیت دیگر است ! که در حال تبدیل شدن به یک عرف می‌باشد؛ عرفی که با پیشتازی هر چه بیشتر در حیوانیت از سوی شبکه‌های ماهواره‌ای به دختران و پسران نامحرم و لاابالی اجازه می‌دهد در سایه بی‌غیرتی برخی مسئولین هر غلطی بکنند.

بله! نمایش کثیف یاد شده همه روزه با بازی بی‌غیرت‌ها و شیاطین انس به کارگردانی ماهواره‌ها و نظارت نیروی انتظامی و قوه قضائیه و سایر مسئولین در معابر عمومی برای همه به صورت رایگان در حال اجراست.

صراط

دزدی عروس در قزاقستان



قانون گذاران قزاقستانی با تصویب یک قانون، دزدی دختران به قصد ازدواج را جرم محسوب کرد.

جام حوادث؛ قانون گذاران قزاقستانی با تصویب یک قانون، دزدی دختران به قصد ازدواج را جرم محسوب کرد.

به گزارش صدای روسیه،‌ طبق این قانون جدید افرادی که مبادرت به دزدی کنند، بین 5 تا 7 سال به زندان فرستاده خواهند شد.

طبق آخرین آمار رسمی که در این کشور منتشر شده است، روند دزدی دختران به قصد ازدواج با آنها، هر سال افزایش می باشد و شکایت مردم به دادگاه برای مجازات مجرمان نیز افزایش داشته است.

در گزارش سازمانهای حقوق بشر آمده است که حدود 12 هزار مورد دزدی دختران و زنان بدون تمایل آنها در این کشور اتفاق می افتد.

9 رسم شگفت‌آور عروسی در دنیا

در عروسی‌‌ها به روش قدیمی اسکاتلندی‌ها، داماد سبدی بزرگ از سنگ بر پشتش می‌گذارد و آن را حمل می‌کند و تا زمانی به این کار ادامه می‌دهد تا عروس با لطف و مهربانی او را از این کار بازمی‌دارد.
مراسم ازدواج همیشه در هر کشوری با تفاوت‌‌هایی نسبت به دیگر کشور‌ها برگزار می‌شود و فرهنگ‌‌ها و ملت‌‌ها و سنت‌‌های دیرین در این‌گونه مراسم بسیار تأثیرگذار هستند. در ذیل به 9 رسم عجیب ازدواج در کشور‌های مختلف اشاره می‌کنیم.

ازدواج در کره جنوبی

در شب عروسی جوراب‌‌های داماد را از پایش درمی‌آورند و شروع می‌کنند به کتک زدن او. این سنت به نشانه قوی‌تر کردن داماد برای شروع زندگی است. در کره عقیده و باور‌های مردمی این است که اگر داماد شب عروسی لبخند بزند بچه‌شان دختر خواهد بود و در شب عروسی اعضای خانواده عروس و داماد بر سرشان آجیل، بخصوص آلو خشک می‌ریزند که اگر عروس آجیل‌‌ها را به چنگ بیاورد فرزندانشان زیاد خواهد شد.

ضمناً پرتاب کردن خرمای خشک قرمز در مراسم عروسی به معنی آرزوی خوشبختی برای عروس و داماد است. براساس سنت‌‌ها پرتاب شاه‌بلوط نماد احترام و خرمای قرمز نمادی از تلاش است.

ازدواج در ژاپن

مراسم عروسی ژاپنی به نام «سان سان کودو» است که از نظر معنای لغوی، (سه. سه نه بار) معنی می‌دهد. طبق سنت ژاپنی‌‌ها از 3 فنجان به نام sakazuki استفاده می‌شود که با یکدیگر متفاوت هستند و عروس و داماد باید از آن بنوشند.

عدد 3 در آئین بودا بسیار مقدس است و به معنی «شادی سه‌گانه» است و ژاپنی‌‌ها معتقدند در طول زندگی مشکلات زیادی ظاهر خواهد شد، اما عروس و داماد باید با وحدت و با روح نشاط و گذشت بر آنها غلبه کنند.

ازدواج در اسکاتلند

یک سنت قدیمی در اسکاتلند وجود دارد که می‌گوید عروس باید پایش در شب عروسی شسته شود. اقوام عروس گرد او جمع می‌شوند و پاهایش را می‌شویند. آنها حلقه یک زن ازدواج کرده را در یک وان پر از آب قرار می‌دهند و معتقدند نخستین کسی که این حلقه را بیابد عروس آینده خواهد بود.

مانند پرتاب گل در مراسم عروسی ایرانی که بر این باوریم هر دختری آن را به چنگ بیاورد، زودتر از همسالانش ازدواج خواهد کرد.

در عروسی‌‌ها به روش قدیمی اسکاتلندی‌ها، داماد سبدی بزرگ از سنگ بر پشتش می‌گذارد و آن را حمل می‌کند و تا زمانی به این کار ادامه می‌دهد تا عروس با لطف و مهربانی او را از این کار بازمی‌دارد. براساس یک سنت حاضران در مراسم عروسی به سر و روی هم رنگ می‌پاشند و چهره‌‌ها را رنگین می‌کنند.

آنها یک سنجاق سینه را که به جواهرات مزین شده است به سینه عروس می‌چسبانند و پس از پایان مراسم صاحب سنجاق آن را در پتوی نوزاد خود می‌گذارد تا برای کودک شانس بیاورد.



ازدواج در آلمان

دوستان عروس و داماد شبی که مراسم ازدواج برگزار می‌شود، عروس را می‌دزدند تا داماد او را پیدا کند. داماد برای یافتن عروسش به هر کس که کمکش کند نوشیدنی می‌دهد.

در شمال آلمان، شخصی که برای دعوت به جشن و ارائه کارت عروسی به هر خانه‌ای سر می‌زند، اعضای خانواده او را به درون خانه می‌کشانند و با انواع غذا و نوشیدنی از او پذیرایی می‌کنند. در آلمان طبق یک سنت قدیمی، شب قبل از عروسی، دوستان عروس به خانه او می‌روند و با شکستن ظروف در جلوی در خانه مراسم جالبی برگزار می‌کنند.

اعتقاد بر این است که با انجام این کار عروس در زندگی زناشویی به خوشبختی خواهد رسید. پس از این مراسم، حاضران در خانه عروس پذیرایی می‌شوند. در مراسم عروسی در آلمان مهمانان نان و نمک در جیب خود می‌ریزند تا به این نحو آرزوی خوشبختی برای عروس و داماد کنند.

عروسی در هلند

در عروسی‌‌های سنتی هلند مهمانان نوعی نوشیدنی معروف به اشک عروسی مي‌نوشند و در روز عروسی کیسه‌ای پر از شیرینی و آجیل به مهمانان هدیه داده می‌شود که به عنوان پنج نماد عشق، شادی، وفاداری، دارایی و نیرومندی است. عروس و داماد در روز عروسی‌شان سوسن سفید به همراه دارند و این گل نمادی از عشق است که شکوفه‌هایش در فصل بهار روز عروسی را به یاد می‌آورند.



عروسی در قزاقستان

به گزارش ایران، عروس و داماد در قزاقستان نیز به شکل جالبی ازدواج می‌کنند. داماد به گوش عروس گوشواره می‌اندازد و هنگامی‌که عروس به خانه داماد می‌رسد مراسمی به نام Betashar به معنی(تمام شده) برگزار می‌‌کنند که در این مراسم چهره عروس به خانواده داماد نشان داده می‌شود و رقص و آوازی را با آهنگ‌‌های سنتی به راه می‌اندازند.

عروسی در تایوان

در تایوان داماد به عروس 12 هدیه می‌دهد. این هدیه‌ها، شامل کفش، طلا و جواهرات، شکلات و نبات است، سپس عروس به داماد 12 هدیه می‌دهد و برایش تحفه‌‌هایی چون ماهی قرمز در تنگ یا قاشق‌‌هایی از عاج فیل و مزین شده برای خوردن برنج می‌فرستد. این اشیا نماد خوشبختی و آرزوی شیرینی برای آینده عروس و داماد است.

گریه‌‌های عروس‌‌های چینی

شهر Tuija در مرکز چین با جمعیت بیش از 8  میلیون تن مراسم ازدواج عجیبی دارند. گریه کردن در مراسم ازدواج از سنت‌‌‌های این مراسم محسوب می‌شود. یک ماه قبل از مراسم عروس باید حدود یک ساعت گریه کند. 10 روز پس از مراسم ازدواج عروس دیگر تنها گریه نمی‌کند بلکه مادرش او را در گریه همراهی می‌‌کند، سپس خواهران، خاله و عمه، مادربزرگ به او می‌پیوندند و همگی گریه می‌کنند.

این مراسم با نام «آهنگ گریه در ازدواج» شناخته شده است و با برگزاری این سنت، آینده‌ای شاد را برای زن و شوهر آرزو می‌‌کنند.

در یکی از استان‌‌های چین، عروس پس از مراسم روی مردم آب می‌پاشد تا ارواح شیطانی را بترساند.

ازدواج در کامبوج

در مراسم ازدواج در کامبوج یک دستبند که بر آن گره‌ای قرار دارد به عنوان نماد آرزو‌های خوب بزرگان برای عروس و داماد و خوشبختی برای آنها است.

در مالزی نیز سینی‌‌‌های غذا را با مقداری پول به خانه عروس حمل می‌کنند و در مهمانی نیز تخم‌مرغ‌‌هایی را تزئین می‌کنند و اعتقاد بر آن است که تخم‌مرغ نمادی از باروری است.

طلاق های عجیب غریب


به گزارش عرش نیوز: ساختمان شورای حل اختلاف، هر روز پر است از جوان هایی که تا دیروز لیلی و مجنون بوده اند و امروز دشمن خونی هم شده اند. هر کدامشان هم برای این دشمنی دلایلی دارند که از نظر خودشان موجه و عقلانی به نظر می رسد. هنوز اعتیاد، اصلی ترین دلیل برای کوک کردن ساز جدایی است. اینطوری که مشاوران اینجا می گویند اما تازگی ها کار کردن در شیفت شب هم به مشکلاتی که باعث اختلاف زوجین می شود اضافه شده است. طلاق های کلاسیک همچنان آمار قابل توجهی دارند. طلاق هایی که بنا به ادعای همسران جوان، پای مادرزن و مادرشوهر درشان وسط است اما لابلای این دلایل کلاسیک که همه تقریبا از آن آگاهی دارند، موضوعات عجیب و غریبی هم به چشم می خورند که در نگاه اول یک ناظر بیرونی خنده دار به نظر می رسند ولی زمانی که پرونده را باز می کنی و سرانجام آن را صدور حکم طلاق می بینی، نه تنها دیگر لبخند نمی زنی بلکه به این فکر می کنی که ما واقعا با کی ها شدیم 70 میلیون نفر! نمونه هایی که در گزارش می خوانید، همگی با کمک مهین حاتمیان مشاور شورای حل اختلاف یکی از دادگاه های معروف خانواده تهران و از میان معروف ترین پرونده های طلاق این سال ها انتخاب شده اند.
طلاق های عجیب غریب

مورد عجیب اول) فشار از بالا!

شاید بعد از نوشتن این چند خط، اگر هر کدام از شما بخواهید این ماجرا را به صورت شفاهی در جمع خانوادگی یا دوستانه بازنشر کنید، متهم به خالی بندی و اینجور چیزها شوید. راستش تا وقتی خانم حاتمیان هم داشت شفاهی توضیح می داد، فکر کردیم بخشی از داستان غیرواقعی است یا حداقل به قول مسعود فراستی «ایراد روایی» دارد اما وقتی خانم مشاور، جایی از ماجرا را فراموش کرد و بعد رفت سراغ پرونده ها تا ببیند چیزی را از قلم انداخته یا نه، به جفت چشم هایمان نمی توانستیم اطمینان کنیم.

 

اینکه ببینیم یک زوج جوان، فقط به خاطر اختلاف بر سر زمان و مکان فشار دادن خمیر دندان دادخواست طلاق داده اند و بعد هم به خاطر کوتاه نیامدن طرفین از هم جدا شده اند. ماجرا هم از این قرار بوده که بیژن و الناز، در همان شب نخست ازدواج به گردنه صعب العبوری رسیده اند. یعنی وقتی عروس خانم می خواسته تا به عادت هر شب پیش از ازدواج، دندان های خود را مسواک بزند، ابتدا مسواک را از جلدش خارج کرده (چون تازه ازدواج کرده بودند، همه چی نو بوده) سپس خمیر دندان را برداشته و با فشار دادن در آن بر روی سر تیوب، آن را افتتاح کرده است.

تا اینجا همه چیز خوب پیش رفته بود اما مشکل زمانی پیش می آید که بیژن از راه می رسد و بعد از کلی داد و قال می خواهد به همسرش بفهماند که عقل سالم حکم می کند خمیردندان را «از پایین فشار بدهی.» بعد از این جار و جنجال و تاکید عروس ماجرا مبنی بر اینکه فقط بلد است خمیر دندان را از بالا فشار دهد، همه چیز به نقطه جوش می رسد و الناز در همان شب نخست سر از منزل پدرش درمی آورد. بعد از این اتفاق هم تمام مشاوره ها و پادرمیانی ها به نتیجه ای نمی رسد و بیژن و الناز از هم جدا می شوند؛ به همین سادگی!


مورد عجیب دوم) چشم ها را باید شست

کامبیز و پانته آ هم ماجرای دردناک دیگری دارند. حاتمیان تاکید می کند در گزارش حتما به ماجرای آنها اشاره کنیم تا جوان ها ببینند این روزها سر چه اتفاقات کوچکی صبر ملت به سر می آید و زوج ها در همان ماه های اول سر از دادگاه خانواده درمی آورند.

این زوج خوشحال هر دو سوار بر خودروی خوشان بودند تا احتمالا به خانه مادر پانته آ بروند. از قضا! (به سبک آقای همساده بخوانید) خودروی آنها پشت چراغ قرمز متوقف می ماند و یک خودروی مدل بالا هم در کنار آنها می ایستد.

در این لحظه کامبیز با نگاهی به خودروی مدل بالا و سپس نگاهی به پانته آ می گوید: «نگاه کن ماشین رو. چه خوش رنگه. ما هم خواستیم ماشینمون رو عوض کنیم، رنگ بژ می خریم.» پانته آ اهم نگاهی به ماشین مورد نظر می کند و با خنده همراه با نگاه عاقل اندر سفیه می گوید: «اینکه بژ نیست، زیتونه.»

کامبیز این بار با پوزخندی توضیح می دهد: «زیتونی؟ کوررنگی داری؟» پانته آ که احساس می کند با این جمله مورد ترور شخصیتی (باور کنید عین این کلمه در متن دادخواست این دو نفر آمده) قرار گرفته است، نه گذاشته و نه برداشته و با نگاه زل در چشمان کامبیز گفته: «بابات کوررنگی داره!»

در نتیجه به علت تفاوت در طرز نگاه و طرز تلقی نسبت به رنگ آمیزی، کامبیز و پانته آ هم از هم جدا می شوند؛ آن هم بعد از دو سال و سه ماه زندگی مشترک. باز هم به همین سادگی!


مورد عجیب سوم) داماد با سیب زمینی

روایت سومی که خانم مشاور از میان پرونده ها انتخاب می کند هم پیام اخلاقی دارد، هم پیام محتوایی و هم نقش مهم مادرزن را در شیرین کردن یا تلخ کردن زندگی مشخص می کند.

روایت زندگی مشترک شهاب و همسرش از ازدواج تا طلاق به یک سال هم نمی کشد. این دو نفر واقعا عاشق همدیگر بودند و طبق ادعای خودشان عشقی که به همدیگر داشتند در کهB �غ ق�%4ت�%ر�%B�ند و ط شخودشان 284ت%B�ن ع�12ی �%A د دان�D در7ه زناج تخفند.ها ؇قؼD8�و%9 سادرزنق�8�لرزمز ٳت؂1ز ت�� م%9��%AخوAEاق ه�%C شون�8�ۏگی مشرین کرCن دو �AC خوػ4یؿن ��% دره زنخ کرخ کر؆د%D>

رودرؼن � خودعی

یک روز که مهمانی بزرگی در خانه پدر محبوبه برگزار شده بود (پدر محبوبه آدم خنثی ای بود و زیاد هم حرف نمی زد) و حدود 50-40 نفر حضور داشتند. مردی از در وارد می شود و مادر محبوبه با صدای بلند اعلام می کند که او خواستگار دخترش بوده و پول هایش را تریلی هم نمی کشد و این حرف ها. در اینجا شهاب هم از کوره در می رود و صدایش به نشانه اعتراض بالا می رود.

در این لحظه، مادر زن حرفی بر زبان می آورد که از بازگو کردن آن قاصریم. در امتداد این صحبت، شهاب از جا بلند می شود و یک سیلی آبدار به مادرزنش می زند. پخش شدن مادرزن وسط اتاق از یک طرف، گریه های محبوبه از یک طرف و جدایی شهاب از محبوبه هم از یک طرف.

لازم به ذکر است که چون خانواده دو طرف به صورت قبیله ای بوده اند، تا مدت ها اخبار اصابت کلنگ و آجر به مغز طرفین، به دادگاه حاصل و واصل می شده که تا مدت ها کار رسیدگی به این پرونده را سخت کرده اما در نهایت با عدم توانایی پسر در پرداخت یک جای مهریه سنگین عروس، مهریه تقسیط می شود و آقای داماد از مهلکه زندان نجات پیدا می کند.


مورد عجیب چهارم) چی؟ من؟ اشکنه؟

از قدیم گفته اند که خدا هر چی به آدم می دهد، قبلش ظرفیتش را بدهد. یعنی یکجور دعایی بوده که برای بی ظرفیت های جامعه می کرده اند. خانم مشاور هم در راستای همین بی ظرفیتی، داستان بهروز و مهناز را تعریف می کند: «بهروز یکی از نامبر وان ها (شماره یک ها، همون کاردرست ها) بوده؛ یعنی در محل کار، همه رویش حساب می کردند و از این حرف ها اما بالاخره گل بی خار خداست.

خار بهروز هم این بود که بی رفیت بود و جنبه پیشرفت نداشت. یک روز که بهروز و مهناز رفته بودند خانه مادر مهناز (کلا خانه مادرزن جایی است بسیار استراتژیک)، بنده خدا مادر مهناز که خیلی احساس خودمانی با دامادش می کرده و البته در جهل مرکب هم بوده، ناهار را خیلی جدی نمی گیرد و اشکنه درست می کند.»

چون بهروز به سر سفره می نشیند و رتبه خود را مقابل ظرف اشکنه می گذارد، به این نتیجه می رسد که زندگی دیگر فایده ای ندارد و باید از همسرش جدا شود. در متن دادخواستش هم می نویسد: «چون دیگر تحمل این بی احترامی را نداشتم، از آن مقام عالی درخواست می کنم به شکایت طلاق اینجانب رسیدگی نمایند.»

بعد از درخواست طلاق بهروز هم مادر عروس و دادگاه تلاش بسیاری کردند تا مرد خانواده از خر شیطان پیاده شود که این اتفاق نیفتاد و یک پرونده دیگر به همین سادگی با طلاق طرفین مختومه اعلام شد.


مورد عجیب پنجم) این مرده؟

این مورد، یکی از مواردی است که حاتمیان می گوید تازگی ها شیوع پیدا کرده است و به نظر می رسد از تفاوت های فرهنگی سرچشمه می گیرد. نمونه اش هم همین پرونده است که در آن سامان که یک تولیدی لباس داشت، عادت داشته که برای خودش، لباس های اجق وجق تولید کند و این نکته، همسرش سیما را به شدت آزار می داد.

سیما از اینکه می دید سامان، لباس هایی با رنگ های جیغ و طرح های داغون به تن می کند، کم عصبانی نبود که سامان شروع می کند به بلند کردن موها و ناخن هایش. طبق گفته شاهدین، موهای سامان تا کمرش می رسیده و ناخن هایش در شرف ثبت در کتاب رکوردهای گینس قرار گرفته بودند. چند وقت که گذشت و سامان به اعتراض های همسرش وقعی ننهاد، همسرش درخواست طلاق داد؛ چرا که دچار تردیدی جدی در زندگی شده بود که اگر این مرده، پس من چی ام؟

در راستای همین تردید، این زوج جوان از یکدیگر جدا می شوند. خانم مشاور می گوید این نوع طلاق ها با همین رویکرد تفاوت فرهنگی زیاد شده و این یک زنگ هشدار برای زوج های جوان است.


موارد دیگر) تا پای طلاق

اما ماجراهای عجیب طلاق در دادگاه خانواده به همین ها ختم نشده، برخی موارد دیگر هم هستند که تا پای طلاق رفته اند اما تاکنون خبری از طلاق و جدایی شان نیامده است ولی با توجه به جالب بودن نوع شکایتشان، خانم حاتمیان حیفش آمد ماجرای این پرونده ها را به ما نگوید. مثلا در یک موردی زوجه درخواست طلاق داده و با این شرط که شوهرش یک دستگاه فر مایکروویو، شش عدد النگو و یک دست ظروف آرکوپال بخرد، از شکایتش صرفنظر کرده است. یعنی ببینید که زن آدم چقدر می تواند قانع باشد!

در موردی دیگر، چون مرد قبلا تعهد داده بودکه سرخ کن و انگشتر بخرد و تا آن موقع نخریده بود، زن درخواست جدایی داده بود که البته با ابتیاع سرخ کن و انگشتر، همه چیز به خوبی و خوشی به پایان رسید. در مورد دیگری هم زن به خاطر بی خیالی شوهر در عوض کردن خانه اجاره ای درخواست طلاق داده اما ماجرا به همین جا ختم شده و زن دیگر موضوع دادخواستش را پیگیری نکرده است. خانم حاتمیان می گوید: «تعداد درخواست های این طلاق ها در سال های گذشته بیشتر از هر زمان دیگری شده است.»

به گفته او همین الان هم درخواست های طلاق به خاطر بهانه های کوچک یا عجیب بسیار زیاد هستند و مشاورین دادگاه خانواده و قضا سعی می کنند قبل از اینکه موضوع جدی تر شود، ماجرا را در همان مرحله طرح دادخواست حل و فصل کنند اما بعضی ها به خاطر نداشتن درک صحیح از زندگی و نداشتن تجربه کافی و البته گاهی با حمایت های نابجای خانواده و اصرار بر موضع طلاق، راهی به جز جدایی باقی نمی گذارد. حاتمیان می گوید: «هیچ چیزی دردناکتر از دیدن چهره های دختران و پسران جوانی نیست که در راهروهای خانواده با چهره های نگران منتظر رأی دادگاه می مانند.»


دلیل وقوع طلاق های عجیب چیست؟

زن ها دیگر نمی خواهند غذاهای خوشمزه بپزند

وقتی به دکتر امان الله قرابی مقدم – جامعه شناس – زنگ زدیم تا در مورد طلاق های عجیب با او حرف بزنیم، دیدیم خودش مثال های زیادی از این دست دارد. قرایی مقدم می گوید نگاه سنتی مردها و زندگی مدرن زن ها مهمترین دلیل وقوع طلاق های عجیب است.

الان جوان ها با کوچکترین بهانه طلاق می گیرند، در حالی که در گذشته اینگونه نبود. به نظر شما چرا این اتفاق افتاده است؟

- برای طلاق تقریبا 16، 17 عامل وجود دارد اما از نظر من در سال های اخیر دو ساختی شدن جامعه بیشترین تاثیر را در طلاق ها گذاشته است. این دو پارگی هم به علت این است که ما در حال گذار از جامعه سنتی به یک دوران مدرن هستیم. به طور مشخص، در حال حاضر، پسران جامعه ما با اینکه از لحاظ ظاهر و تیپ و لباس، جدید شده اند اما هنوز هم همان تفکر سنتی پدران خود را دارند در حالی که دختران ما، امروزی ترند. نتیجه این تضاد هم این می شود که با کوچکترین حرف یا جرقه این دو ساختی نمایان می شود و اختلاف به وجود می آورد.

چگونه می شود پسرها سنتی بار می آیند و دخترها مدرن؟

- ریشه این رفتارها مربوط به گذشته و نوع نگاهی است که به زندگی داشته اند. مثلا پسرها در خانواده ها ابهت پدری و احترام دیده اند و دوستدارند هنوز آن احترام و اقتدار پابرجا باقی بماند اما برعکس دخترها در برخی موارد خشونت های خانگی و تحقیر دیده اند و می خواهند گذشته را پاک کنند. برای همین پسرهای ما هنوز هم از همسرانشان احترام و اطاعت و غذای خوشمزه و خانه تر و تمیز می خواهند در حالی که خیلی از دختران ما دیگر به این چیزها فکر نمی کنند و مثلا لزومی نمی بینند که هر حرف شوهرشان را گوش بدهند و مطیع کامل باشند.

الان از هر سه ازدواج در تهران یکی به طلاق می انجامد، چرا؟

- خیلی از کسانی که طلاق می گیرند، ما ازشان می پرسیم که خب شما که طلاق گرفتی، اصلا برای چی ازدواج کرده بودی؟ ملاکت چی بود؟ خیلی هایشان جواب می دهند که هیچی. یعنی برای ازدواجشان هیچ ملاکی نداشته اند. فقط به خاطر اینکه توی فلان مهمانی طرف را دیده و از او خوشش آمده، با هم ازدواج کرده اند. عامل دیگری که آمار طلاق را به قول شما به سقف چسبانده، همین دوستی های قبل از ازدواج است. طبق تحقیقات، قریب به صددرصد کسانی که قبل از ازدواج، با فرد دیگری ارتباط داشته اند، یا طلاق گرفته اند یا اینکه در زندگی دچار طلاق عاطفی شده اند. در واقع ازدواج هایی که بر اساس دوستی های خیابانی انجام می گیرد، بدبخت ترین ازدواج هاست.

مگر جامعه ما از لحاظ سطح سواد و آگاهی پیشرفت نکرده؟ این موضوع تاثیری روی نحوه ازدواج و طلاق ندارد؟

- چرا تاثیر دارد ولی نه تاثیر مستقیم. الان بیشترین طلاق ما در سنین 18 تا 25 انجام می گیرد؛ یعنی همان سنین دانشجویی اما چیزهایی که تاثیر مستقیم روی کاهش آمار طلاق دارد، یکی دوران نامزد ماندن شش ماه تا یک سال است که باعث می شود شناخت دو طرف از یکدیگر بیشتر شود و نکته دیگر ازدواج های فامیلی است که آمار طلاق پایین تری دارند.

مهمترین دلایل تاخیر ازدواج جوانان


رئیس مرکز مطالعات و پژوهشهای وزارت جوانان اعلام کرد: مهمترین دلایل دختران برای تاخیر در ازدواج ادامه تحصیل و مهمترین دلیل پسران مشکلات اقتصادی و کمی درآمد است.

به گزارش شوشان به نقل از مهر ، محمدتقی حسن زاده گفت: بر اساس نتایج پژوهش با جامعه آماری 800 جوان 18 تا 40 سال شهر تهران درباره دلایل افزایش سن ازدواج  مشخص شد  4/37 درصد دختران ادامه تحصیل و 4/32 درصد پسران مشکلات اقتصادی، کمی درآمد را از دلایل افزایش سن ازدواج می دانند.

وی ادامه داد: همچنین 37 درصد دختران و 31/30 درصد پسران سن خود را مناسب برای ازدواج ندانسته و معتقدند که سن آنها برای ازدواج کم است.

حسن زاده با بیان اینکه 7/24 پسران نداشتن شغل مناسب را یکی دیگر از دلایل افزایش سن ازدواج عنوان کرده اند، تصریح کرد: در شرایطی که از نظر روانشناسی و جامعه شناسی بهترین سن ازدواج برای دختران 21 سال و برای پسران 25 سال است، اما نتایج این پژوهش نشان می دهد که جامعه جوان سن مطلوب ازدواج را برای دختران 24 سال و برای پسران 29 سال عنوان کرده اند.

شرایط ازدواج برای دختران مناسب تر از پسران

رئیس مرکز مطالعات و پژوهش های وزارت جوانان با بیان اینکه عوامل مختلفی شامل تحصیلات، هدفمندی در زندگی، شرایط اقتصادی و فرهنگی و جذابیت های زندگی مجری از مهمترین دلایل افزایش سن ازدواج است، تصریح کرد: تمایل دختران در شرایط فعلی برای تشکیل زندگی و خانواده بیشتر از پسران است و درصد بیشتری از دختران نسبت به پسران شرایط را مناسب تر برای ازدواج می دانند.

به گفته این مقام مسوول در وزارت جوانان، یکی از مهمترین مشکلات برای تاخیر در ازدواج در جامعه آماری مورد نظر محققان، نبود شرایط مناسب برای پیدا کردن همسر مناسب و درشان است. به همین دلیل پیشنهاد می شود که محیط ها و فضای مناسب و سالم شکل بگیرد تا جوانان امکان پیدا کردن همسر مناسب و در شأن خود را داشته باشند.

حسن زاده تصریح کرد: یکی از نکات جالبه توجه نتایج این تحقیق آن است که 29 درصد دختران و 2/31 درصد پسران موافق ضروری بودن ازدواج هستند و تشکیل خانواده را امری لازم عنوان کرده اند.

وی، باور جوانان به ازدواج را از دیگر معیارهای سنجش تحقیقات اعلام کرد و گفت: 8/28 درصد جوانان در پاسخ به این سوال معتقدند که ازدواج بهانه ای برای کامل شدن است. همچنین 3/15 درصد ازدواج را موافق برای زندگی مشترک، 6/12 درصد برای رسیدن به استقلال و 2/6 درصدد ازدواج را مناسب برای قبول مسوولیت و تعهد در زندگی می دانند.