ماجرای ازدواج رهبر انقلاب

مدتی از بازگشت به مشهد نمی گذشت. بانو خدیجه که در اندیشه ازدواج پسر دومش بود، دست به کار شد و دختری را که در خانواده ای سنتی و با علائق مذهبی پرورش یافته بود، به او پیشنهاد کرد. همو پا پیش گذاشت و مقدمات خواستگاری را فراهم نمود. همان راهی را که چهار پنج سال پیش برای سید محمد رفته بود، این بار برای سید علی پیمود.
به گزارش مشرق ، کتاب معروف "شرح اسم" که پیرامون زندگی رهبر معظم انقلاب در دوران پیش از انقلاب اسلامی و ایام مبارزات انقلابی ایشان است، به مسائل مختلف و جالبی از زندگی رهبرانقلاب پرداخته که از جمله آن ماجرای ازدواج ایشان است:

مدتی از بازگشت به مشهد نمی گذشت. بانو خدیجه که در اندیشه ازدواج پسر دومش بود، دست به کار شد و دختری را که در خانواده ای سنتی و با علائق مذهبی پرورش یافته بود، به او پیشنهاد کرد. همو پا پیش گذاشت و مقدمات خواستگاری را فراهم نمود. همان راهی را که چهار پنج سال پیش برای سید محمد رفته بود، این بار برای سید علی پیمود.
 
حاج محمد اسماعیل خجسته باقرزاده، پدر عروس، از کاسبان دین دار و باسواد مشهد بود. او پذیرفت که دخترش به عقد طلبه تازه از قم برگشته ای درآید که تصمیم دارد در مشهد ساکن شود، آیت الله میلانی و دیگر بزرگان اهل علم مشهد او را می شناسند و تایید می کنند و به او علاقه دارند.هزینه ازدواج، آن بخشی که طبق توافق به عهده داماد بود، توسط آیت الله حاج سید جواد خامنه ای تامین شد که مبلغ قابل توجهی نبود. مخارج عقد را گذاشتند به عهده خانواده عروس که حتما قابل توجه بود. "آن ها مرفه بودند، می توانستند و کردند” اویل پاییز ۱۳۴۳ سید علی خامنه ای و خانم خجسته پیوند زناشویی بستند. خطبه عقد توسط آیت الله میلانی خوانده شد.
 
از این زمان، همدم، همسر و همراهی تازه، که هفده بهار بیش نداشت، پا به دنیای آقای خامنه ای گذاشت که در همه فرودهای سرد و سخت زندگی سیاسی و شاید تک فرازهای آن در آن روزگار، یاری غم خوار و دوستی مهربان بود. کارت دعوت را سفارش دادند و روز جشن را که در خانه پدرعروس در پایین خیابان برگزار می شد، تعیین کردند. آن شب آقای خامنه ای در آستانه ورودی ایستاده بود و از میهمانان استقبال می کرد. مراسم، آن طور که مرسوم خانواده های مذهبی و مقید آن زمان بود، برگزار شد.
 
پس از عقد و پیش از هم خانه شدن، نوعروس خانواده خامنه ای باخبر شد که شوی ۲۵ ساله اش پا در میدان مبارزه دارد. "شاید اولین روزها و … یا هفته های پیوند [مان]… بود، مسائل سیاسی من به وسیله خودم برای ایشان مطرح شد… شاید قبلا هم می دانستند که من توی این مسائل سیاسی هستم، لکن مرا به [چشم] طلبه ای … که مورد توجه و علاقه… بزرگان و اساتید… هستم… نگاه می کردند."

همه زیبایی های ازدواج از بیان رهبری



اگر فردی برای تقوا و عفاف قدم بگذارد و ازدواج بکند، خدای متعال به او مال هم خواهد داد، جمال هم خواهد داد

همه ساله در مناسبت های خاص، جوانانی مومن و نورانی که در آستانه پیوند آسمانی خود قرار دارند، توفیق پیدا می کنند که پیوند زناشویی خود را با آهنگ کلام مقام معظم رهبری آغاز کنند. در این مراسم ها مقام معظم رهبری، در مقام پدری مهربان، اندیشمندی دورنگر و ژرف اندیش در پس و پیش از خواندن خطبه، آمیخته ای از حکمت های نظری و عملی خود را در باب ازدواج و زندگی زناشویی، با زبانی ساده و صمیمانه بیان کرده اند.
خدا از مجرد خوشش نمی آید
خدای متعال از زن و مرد تنها خوشش نمی آید، مخصوصا آن هایی که جوانند. در کل خدای متعال از زندگی مشترک و مزدوج خوشش می آید. مرد تنها و زن تنها که همه عمرخود را در تنهایی می گذرانند، از دید اسلام یک چیز مطلوبی نیست. مثل یک موجود بیگانه است در پیکره نظام انسانی. اسلام اینطور خواسته که خانواده، سلول حقیقی مجموعه پیکره جامعه باشد نه فرد تنها. (75.11.2)
سن ازدواج
پیامبر اکرم (ص) اصرار داشتند جوان ها زود ازدواج کنند. ما هم باید در جامعه خودمان این را رواج دهیم. جوان ها باید در سن مناسب، وقتی که از دوران جوانی خارج نشدند، در همان حال گرمی و شور و شوق، باید ازدواج کنند. این بر خلاف تلقی و برداشت خیلی از افراد است که خیال می کنند ازدواج های دوران جوانی، ازدواج های زودرس است و ماندگار نیست. درست برعکس است. اینطور نیست، اگر درست صورت بگیرد ازدواج های بسیار ماندگار و خوبی خواهد بود و زن و شوهر کاملا با هم صمیمی خواهند بود.(79.12.23)
کفو هم بودن
عمده مسائل در باب کفو، عبارت است از ایمان، یعنی هر دو مومن دارای تقوا و پرهیزگاری و هر دو معتقد به مبانی الهی و اسلامی و عامل به آنها باشند. این که تأمین شد بقیه چیزها اهمیتی ندارد. وقتی تقوا و پاکدامنی و طهارت دختر و پسرمعلوم شد، سایر چیزها را خدای متعال تأمین می کند.(72.6.11)
دنبال ایده آل نباشید
دخترها و پسرها به دنبال ایده آل نباید باشند. در امر ازدواج هیچکس ایده آل نیست. باید بسازند و زندگی کنند چون مرد ایده آل بی عیب و زن ایده آل بی عیب در هیچ کجای عالم پیدا نمی شود و این نباید موجب سردی در ازدواج شود. (78.1.24)
معیارهای اصیل
اگر چنانچه کسی به خاطر مال و جمال ازدواج کند، طبق روایت ممکن است خدای متعال مال و جمال را به او بدهد و ممکن هم هست که ندهد. اما اگر برای تقوا و عفاف قدم بگذارد و ازدواج بکند، خدای متعال به او مال هم خواهد داد، جمال هم خواهد داد. ممکن است کسی بگوید جمال اعطا کردنی نیست، یک کسی یا جمال دارد یا ندارد! معنایش این است که چون جمال در چشم شما و در دل شما و درنگاه شماست، اگر انسان کسی را که خیلی جمیل هم نباشد دوست داشت، او را جمیل می بیند. وقتی کسی را دوست نداشت هر چقدر هم جمیل باشد به نظر او جمیل نمی آید.(77.10.13)
لحظه آرامش همسر
انسان در تلاطم های زندگی که ناشی از برخوردهای ناگزیر است، به دنبال یک فرصت می گردد تا به آن پناه ببرد. اگر یک زوج باشند در این تلاطم ها به یکدیگر پناه می برند. مرد در کشاکش زندگی مردانه خود، احتیاج به یک لحظه آرامش دارد تا بتواند راه را ادامه دهد. آن لحظه آرامش کی است؟ همان وقتی است که او در محیط سرشار از محبت و عطوفت خانوادگیش قرارمی گیرد. با همسر خود که به او عشق می ورزد، با اوست. درکنار اوست. وقتی با همسر خود مواجه می شود، این همان لحظه آسایش و آرامش است که قبل از ازدواج میسر نمی شود. زن هم در کشاکش زندگی زنانه خود، با بحران مواجه می شود. روح زن ظریفتر است. بیشتر به آرامش، آسایش، تکیه کردن و به یک شخص مطمئن احتیاج دارد. او کیست؟ او شوهر است. آرامشی که همسر به همسر خود می دهد هیچ کس دیگری نمی تواند بدهد.(81.6.6)
مهریه سنگین مال جاهلیت است
خود آن کسی که مشرع مهر است که نبی اکرم باشد، که از همه کائنات بالاتر است و دختر مطهره و عزیز او که از همه زنان عالم از اولین و آخرین بالاتر است و شوهر او که امیرالمومنین (ع) باشد که از جمیع خلائق از اولین تا آخرین بعد از پیامبر (ص) بالاتر است، برای این دو نفر که جوان و زیبا بودند، عنوان داشتند و محترم بودند و اول شخص مدینه بودند. دیدید پیغمبر چقدر مهر قرار داد؟ پیامبر آمد همه رسومات غلط را شکست چون مانع ازدواج می شود. اگر کسی برای دختر خود اهمیت قائل است، یا دختری برای خود ارزش قائل است راهش این نیست که بگوید مهریه ما را زیاد کنید. کسانی که مهریه دخترشان را برای احترام به او بالا می برند، اشتباه می کنند. این احترام نیست. این بی احترامی است. برای اینکه دخترتان را درحد یک کالای قابل مبادله تنزل می دهید. مهریه سنگین مال دوران جاهلیت است. من گمان می کنم این مهریه حضرت زهرا(س) اینقدر کم بوده و همه اهل بیت به مهرکم "مهرالسنه" مقید بودند. این یک جنبه نمادین داشت برای این که بین مردم مبنا و پایه ای باشدبرای عمل به آن.(77.8.11)
مهریه مانع طلاق است؟
بعضی خیال می کنند مهریه سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک می کند. این خطاست، اشتباه است. هیچ مهریه سنگینی مانع طلاق نمی شود و نشده است. اگرخدای ناکرده زن و شوهر نااهل باشند، مهریه سنگین هیچ معجزه ای نمی تواند بکند. آن چیزی که مانع طلاق می شود، اخلاق و رفتار است، رعایت موازین اسلامی است.73.9.2)
ماجرای 14 سکه؟
اینکه می بینید ما گفته ایم 14 سکه طلا را بیشتر عقد نمی کنیم، نه برای این است که 14 سکه بیشتر اشکالی در ازدواج ایجاد می کند، خیر. 14 هزار سکه هم باشد ازدواج ایرادی ندارد. این برای این است که جنبه معنوی ازدواج غلیه کند بر جنبه مادی. مهریه هر چه کمتر باشد به طبیعت ازدواج نزدیک تر است.(71.1.5)
رمز بقای زندگی
معنای سازگاری این است که زن و مرد با هر وضعیتی هست و پیش آمده است بسازند. خوب ممکن است دو نفری که تا به حال با هم زندگی نکرده اند ممکن است از هم یک ناسازگاری هایی ببینند، آیا باید از هم دلسرد شوند و بگویند این مرد یا این زن به درد من نمی خورد؟ نه، سازش کاری در محیط خانواده جز واجبات است. نباید زن و شوهر تصمیم بگیرند که خودشان هر چه گفتند همان شود. نه! باید بنا داشته باشند با هم سازگاری کنند. اگر دیدید مقصود شما تأمین نمی شود مگر با کوتاه آمدن، کوتاه بیایید. این سازگاری در زندگی اساس بقا زندگی است.(78.4.9)
معنای قوامون علی النسا
به هیچ عنوان نمی توانیم بگوییم شوهر و یا زن کدامیک سهم بیشتری دارد. هر دو به یک اندازه در حفظ بنیان خانواده نقش دارند. هر دو در مقابل هم مسئولند. ما دیده بودیم که گاهی مرد، زن را موجود درجه دو حساب می کرد، اما موجود درجه دو نداریم. هر دو مثل همند و ازحقوق برابری در زندگی برخوردارند. مگر در جایی که خدای متعال بین زن ومرد فرق گذاشته که آن هم روی مصلحتی است و به نفع مرد و به ضرر زن نیست. آیه الرجال قوامون علی النسا یعنی سرپرستی امور خانه بر عهده مرد است و مرد باید برود کار کند. زن هر چه ثروت دارد برای خودش است و زن و مرد باید مانند دو شریک و رفیق با هم زندگی کنند.

مهريّه و جهيزيّه بهترين عروس دنیا


در اين كه مهريّه حضرت فاطمه سلام اللّه عليها و نيز جهيزيّه اش چه مقدار و چه وسايلى بوده ، بين نويسندگان اختلاف نظر است كه در اين نوشتار اشاره اى به مشهور گفتار تاريخ نويسان مى شود:

در اين كه مهريّه حضرت فاطمه سلام اللّه عليها و نيز جهيزيّه اش چه مقدار و چه وسايلى بوده ، بين نويسندگان اختلاف نظر است كه در اين نوشتار اشاره اى به مشهور گفتار تاريخ نويسان مى شود:

مهريّه حضرت فاطمه سلام اللّه عليها: دوازده و نيم وَقيه مى باشد كه هر وَقيه معادل چهل درهم مى باشد، بنابر اين مهريّه آن حضرت پانصد درهم بوده است .

و بعضى گفته اند: چهارصد مثقال بوده ، كه هر هفت مثقال ، معادل ده درهم مى باشد.

و عدّه اى هم گفته اند: چهارصد و هشتاد درهم بوده است .

صورت جهيزيّه : طبق روايتى چنين آمده است ، كه حضرت علىّ عليه السلام شتر خود را به مبلغ چهارصد و هشتاد درهم فروخت و آن را به عنوان مهريّه تحويل رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله داد، و حضرت رسول آن ها را در اختيار عمّار ياسر و بعضى ديگر از اصحاب خود قرار داد تا براى دخترش بهترين عروس دنيا جهيزيّه خريدارى نمايند.

صورت جهيزيّه به اين شرح مى باشد:

1 پيراهن عروس ، به قيمت هفت درهم .


2 عبا چادر قُطوانى كوفه اى .


3 پوشيه ، براى پوشش صورت از ديد نامحرمان.


4 رو انداز سياه رنگ .


5 تخت خواب ، جهت ايمنى از حيوانات گزنده .


6 دو عدد گليم كتانى مصرى .


7 چهار عدد بالش و متكّا، كه درون آن ها از گياهان خشك و خوشبو پر شده بود.


8 يك عدد پرده نازك از جنس پشم .


9 يك قطعه حصير، از اطراف بَحرين قَطَر .


10 دستاس ، جهت آرد كردن گندم و.... از سنگ ساخته شده بود.


11 قدح و طشت مِسّى ، براى خمير كردن آرد و شستن لباس .


12 ظرف آب مشگ ، كه از پوست بزغاله بود.


13 قدحى چوبى براى شير و دوغ .


14 مشگ كهنه ، جهت سرد شدن آب .


15 آفتابه و لگن .


16 بستو سبز رنگ ، جهت روغن و ... .


17 كترى سفالى ، شبيه آفتابه .


18 فرش از پوست حيوان ، جهت نشستن .


19 مشک آب ، براى كارهاى متفرقه

بالاترين ركورد ازدواج در تاريخ مشهد


آمارها نشان مي‌دهد تمايل به ازدواج و تشكيل خانواده ‌كه اين روزها برخي بهانه گراني دلار و ارز را به آن هم نسبت داده‌اند، با وجود همه سختي‌هاي هفتخوانش‌ در مشهد رو به افزايش است.

به گفته مدير كل ثبت‌احوال خراسان رضوي در دهه‌اي كه گذشت در مشهد 377 هزار و 832 پيوند در دفاتر ازدواج به ثبت رسيده است، يا به روايتي‌ در دهه گذشته بيش از 755 هزار دختر و پسر به خانه بخت رفتند.

حسين نيري از افزايش تعداد ازدواج در يك دهه گذشته در اين كلان‌شهر ياد مي‌كند و مي‌گويد: از سال 1380 تا پايان 1390 ازدواج‌هاي به ثبت رسيده در مشهد نشان مي‌دهد كه سال‌هاي 87 و 90 ركورد يك دهه گذشته را در ثبت آمار ازدواج شكسته‌اند‌ و آمار ازدواج در هر كدام از اين دو سال به بيش از 38 هزار نفر رسيده است.

وي ادامه مي‌دهد: بيشترين آمار ازدواج در 10 سال گذشته با 38 هزار و 604 مورد ثبتي در كلان‌شهر مشهد مربوط به سال 90 است كه در اين يك‌ساله ركورد‌ها شكسته شده‌اند.

وي به كاهش‌ تعداد ازدواج‌ها در سال‌هاي 1388 و 89 نسبت به سال 87 اشاره مي‌كند و گريزي به ابتداي دهه 80 مي‌زند: تعداد ازدواج‌هاي صورت گرفته در اين شهر در سه سال اول دهه گذشته در ميانگين 29 هزار پيوند ثابت شده بود و بيشترين تعداد ازدواج آن از 29 هزار و 676 مورد تجاوز نكرده بود تا اينكه سال 1383 كه آمار ازدواج در مشهد به بيش از 31 هزار ازدواج رسيد.

وي افزود: از سال 83 به بعد تعداد ازدواج‌هاي سالانه ثبت شده در مشهد هميشه بيش از 30 هزار پيوند بوده است.

 

افزايش ميانگين سن ازدواج دختر و پسر در 10 سال گذشته

نيري در ادامه سخنان خود در كنار افزايش آمار ازدواج در سال‌هاي گذشته نسبت به سال‌هاي اوليه دهه 80 مي‌گويد: آمارهاي به ثبت رسيده نشان مي‌دهد سن ازدواج هم در پسران و هم در دختران در حال افزايش است، تا جايي كه اگر گريزي به سنين ازدواج زوج و زوجه در پنج سال

گذشته بزنيم خواهيم ديد ميانگين سن كنوني ازدواج در پسران مشهدي از 26 سال در 1386 به 27 سال‌ در سال 90 رسيده است و دختران در ميانگين سني 22 سال مانده‌اند.

به گفته وي دختران مشهدي در پنج سال گذشته ميانگين سن ازدواج خود را در 22 سال حفظ كرده‌اند، اما اين ميانگين كه 9/22 را در سال گذشته نشان مي‌دهد فقط يك دهم با 23 سال فاصله دارد و ممكن است ميانگين سني دختران هم در آينده نزديك تغيير كند و همچون پسران به يكسال بالاتر افزايش يابد.

وي اضافه مي‌كند: ميانگين سن ازدواج در پسران از سال 86 تا پايان 1390 به ترتيب2/26،،2/26، 6/26، 9/26 و 27 سال بوده و در اين بين ميانگين سن دختران نيز در اين سال‌ها به ترتيب 1/22، 22، 3/22، 7/22، و 9/22 سال به ثبت رسيده است.

مديركل ثبت‌احوال خراسان رضوي در بخش ديگري از سخنان خود از طلاق‌هايي كه در يك دهه گذشته در مشهد صورت گرفته است نيز ياد مي‌كند و اظهار مي‌دارد: از ابتداي سال 80 تا پايان سال گذشته 67 هزار و 134 طلاق در اين شهر صورت گرفته است كه سال 89 با 8 هزار و 509 مورد در راس تعداد طلاق‌هاي دهه 80 است.

به گفته نيري ميانگين سن طلاق نيز همچون ميانگين سن ازدواج در پنج سال گذشته افزايش يافته و در مردها از 6/33 سال به 34 سال و در زنان مشهدي از 7/28 به 3/29سال رسيده است.

نيري همچنين ميانگين سن ازدواج و طلاق دختران و پسران مشهدي را در مقايسه با استان خراسان رضوي بالاتر مي‌خواند.

 

ثبت ميانگين روزانه 100 ازدواج در سال جاري

مدیرکل ثبت احوال خراسان رضوی در ادامه سخنان خود از ازدواج‌هاي دختران و پسران مشهد در سال جاري ياد مي‌كند و مي‌افزايد: در نيمه ابتدايي امسال تعداد کل ازدواج‌هايي که در مشهد به ثبت رسیده 18‌هزار و 155 مورد بوده است.

وي ادامه مي‌دهد: آمار ازدواج‌هاي صورت گرفته نشان مي‌دهد كه به طور ميانگين روزانه 100 پيوند در مشهد صورت گرفته است.

نیری در باره طلاق‌های صورت گرفته در مشهد نيز در شش ماه ابتداي امسال، تصریح مي‌كند: تا انتهای تابستان 4 هزار و 504 مورد طلاق در این شهر به ثبت رسيده است.

پیرترین بابای دنیا باز هم بچه‌دار شد+عکس


پیرترین بابای دنیا در سن نود و شش سالگی باز هم صاحب فرزند شد.

به گزارش جام خانواده  به نقل جهان، راماجیت راقاو نود و شش ساله پیرترین بابای دنیا است که اکنون فرزند دوم وی نیز به دنیا آمده است.

این کارگر هندی در سال دوهزار وده در سن نودو چهار سالگی صاحب فرزند پسر شده بود و این دومین فرزند پسر وی است.

این پیرمرد هندی تا ده سال پیش مجرد بود تا این که با همسر خود که در آستانه پنجاه سالگی قرار دارد ازدواج کرد. وی تولد دومین پسر خود را معجزه می داند.

مشکلات جنسی در مردان جدی است/ زمان مناسب برای فرزندآوری در ایران

به گفته سرتیم روانشناسی طرح مطلع مهر اختلال جنسی نقش موثری در کمرنگ شدن روابط زناشویی دارد که البته کم توانی، ناتوانی و ناشی‌گری جنسی در مردان بیشتر وجود دارد.
به گزارش جهان به نقل از ایسنا، دکتر غلامعلی افروز در نشست تشریح طرح مطلع مهر افزود: مشکلات زوجین از یک هفته بعد از عقد آغاز می‌شود و ممکن است تا چندین سال ادامه یابد و به جدایی ختم شود و اگر بتوانیم در طرح مطلع مهر ۵ درصد آمار طلاق را کاهش دهیم گام خوبی برداشته‌ایم.

وی با بیان اینکه بهترین نوع آموزش ایجاد تغییر در حوزه باورهاست اظهارکرد: باورها با دو رکن شناختی و روانی سر و کار دارند و منجر به رفتار می‌شوند. بنابراین تلاش می‌کنیم در طرح مطلع مهر به این نکته بپردازیم.

رییس دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران درباره خطوط قرمز آموزشی طرح مطلع مهر گفت: قصد داریم کلاسها جداگانه برگزار شود. همچنین در حوزه اختلال جنسی استادان خانم و آقا در نظر گرفته شدند و تلاش می کنیم حرمت‌ها و ارزش‌ها را در عین برخورداری از صراحت عینی رعایت کنیم.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود اظهار کرد: در همه دنیا ریشه اصلی همسرگریزی و طلاق، مولفه‌های روانی، رفتاری و جنسی است و کسی به خاطر بیکاری شوهر درخواست طلاق نمی‌دهد. مسئولان تهران، تبریز و مشهد که آمار طلاق بیشتری دارند اظهار می‌کردند که افراد انگیزه خود از جدایی را دلایلی مانند بددهنی،‌ تندخویی شوهر می‌دانند و دافعه‌های روانشناختی و جنسی مطرح می‌کنند.

افروز افزود: هنگام بیکاری فشار روانی به مرد وارد می‌شود بنابراین پرخاشگری او افزایش می‌یابد و همین امر موجب به وجود آمدن پریشانی روانی و مسائل دیگر می‌شود. بنابراین عوامل اقتصادی زمینه ساز طلاق می‌شود.

وی با اشاره به طرح مطلع مهر اظهار کرد: یکی از اهداف ما در این طرح افزایش ظرفیت تحمل و رضایتمندی و کاهش دافعه است. من منکر مشکلات اقتصادی نیستم اما تلاش می‌کنیم قدرت تحمل زوجین را برای برخورد با مشکلات افزایش دهیم.

وی با اشاره به ازدواج‌های دانشجویی اظهار کرد: ازدواج‌های دانشجویی نسبت به کل میانگین طلاق پایداری بیشتری دارد بنابراین جوانان باید اصول انتخاب همسر را بدانند.

رییس تیم روانشناسی طرح مطلع مهر درباره تاثیر تک جنسیتی کردن دانشگاه‌ها در کاهش ازدواج‌های دانشجویی اظهار کرد: شورای عالی انقلاب فرهنگی چنین دستوری را نداده است و قرار نیست در دانشگاه‌های دولتی همه دخترها و پسرها را جدا کنند بلکه باید روحیه‌ای ایجاد کنیم که دانشجویان در مسیر ارزشها با یکدیگر ارتباط داشته باشند چرا که در این شرایط ازدواج آنان موفق می‌شود.

وی ضمن بیان اینکه در صورت پایدار شدن ازدواج، فرزندآوری افزایش می‌یابد تصریح کرد: فرزندپروری یک ارزش است به گونه‌ای که بتوانیم فرزندانی سالم، صالح، تیزهوش و خلاق داشته باشیم.

بهترین زمان فرزندآوری در ایران آغاز بهار است

وی بهترین زمانفرزندآوری در ایران را آغاز بهار است عنوان کرد و افزود: این کار باعث می‌شود که فرزند باهوش‌تر و زیباتری به دنیا بیاید.

وزارت خانواده تشکیل شود

افروز در ادامه پیشنهاد کرد با توجه به نقش مهم خانواده وزارت خانواده در کشور راه‌اندازی شود و در حال حاضر نیز در بسیاری از کشورها این وزارتخانه فعالیت می‌کند.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به آمار طلاق در برخی از کشورها اظهار کرد: بر اساس آمارهای گرفته شده از برخی مناطق آمریکا،‌ کانادا، هلند، ژاپن، چین، میزان طلاق دخترها و پسرهایی که قبل از ازدواج آلودگی جنسی ندارند زیر یک درصد و نزدیک به صفر است و اگر یکی از آنان یا هر دو آلودگی جنسی داشته باشند آمار طلاق افزایش می یابد.

افروز گفت: به ازای هر هزار دختر بین ۲۰ تا ۳۰ سال دستکم هزار و ۲۰ پسر در کل ایران وجود دارد اما آمادگی پسرها برای ازدواج کمتر است.

کدام کشور امار بیشترین طلاق را دارد؟

مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال گفت: نسبت آمار طلاق به آمار ازدواج‌ها در ایران ۱۶.۳ درصد است که این شاخص در فرانسه ۵۳.۲، روسیه ۵۲.۶، نروژ ۴۹.۸، آلمان ۴۸.۸، کانادا ۴۶.۳، استرالیا ۴۱.۲، ژاپن ۳۵.۸، چین ۲۱.۲، ترکیه و اردن ۲۰.۳ درصد و ... می‌باشد. این بدان معناست که در صدر این جدول برای کشورهای توسعه‌یافته و منطقه، درصد طلاق به نسبت ازدواج‌ها در حدود ۵۰ درصد است، یعنی یک طلاق در مقابل هر دو ازدواج.

به گزارش قدس آنلاین ،علی اکبر محزون در گفتگو با مهر با بیان این مطلب افزود: آمار میزان ثبت ازدواج و طلاق در کشور و ویژگی‌های آن از جمله آمارهایی است که علاوه بر مسائل فرهنگی و اجتماعی، به لحاظ تأثیر غیرمستقیم در تحولات جمعیتی نیز در سطوح مختلف جغرافیایی اعم از کل کشور، استانها، شهرستان‌ها، شهرها و نقاط روستایی مورد توجه است.
وی گفت: شاخص‌های آماری این دو واقعه حیاتی، علاوه بر سطوح داخل کشور در سطوح بین‌المللی نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ به گونه‌ای که بخش آمار سازمان ملل متحد نیز هر سال اقدام به جمع‌آوری و مقایسه این آمار از کشورهای مختلف و انتشار آن در قالب سالنامه آماری می‌کند.

به گفته وی، نکته مهمی که در این میان وجود دارد، ایجاد شرایط محاسباتی برابر جهت انجام مقایسه‌های مذکور است که به طور استاندارد، این کار با تقسیم آمار ثبت هر واقعه بر کل جمعیت هر کشور یعنی محاسبه شاخص «نرخ» انجام می‌شود؛ چراکه چنانچه جمعیت کشوری کمتر یا بیشتر از کشور مورد مقایسه باشد، شاخص نرخ، اثر آن را خنثی می کند و باعث امکان مقایسه‌پذیری کشورها در این زمینه می‌شود. لذا نباید به اشتباه فقط آمار خام این دو واقعه مبنای مقایسه کشورها قرار گیرد.

شاخص ازدواج و طلاق در ایران 11.7 و 1.9 در هر هزار نفر

مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال تاکید کرد: با توجه به توضیحاتی که ارائه شد، نرخ ثبت واقعه ازدواج و طلاق در کشور ما، یعنی حاصل تقسیم آمار سالانه هر واقعه بر جمعیت کشور، در سال 1390 به ترتیب برابر با 11.7 و 1.9 در هزار نفر بوده که به عبارت دیگر به ازای هر هزار نفر جمعیت در کشور، این تعداد ازدواج و طلاق به ثبت رسیده است.

وی افزود: عوامل مختلفی بر مقدار این دو شاخص تأثیرگذار هستند که از جمله آنها می‌توان به میزان جوانی جمعیت، فرهنگ و آداب و رسوم، سن قانونی ازدواج و مسائل اجتماعی اشاره کرد و در تجزیه و تحلیل مقایسه کشورها یا مناطق مختلف یک کشور با یکدیگر این عوامل را مورد توجه قرار داد.

محزون گفت: در نتیجه‌ مطالعاتی که در دفتر آمار و اطلاعات جمیعتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور در زمینه مقایسه میزان نرخ ازدواج و طلاق براساس منابع معتبر بین‌المللی انجام شده، نکات قابل توجهی در مقایسه کشورهای توسعه‌یافته و کشورهای کمتر توسعه‌ یافته با جمهوری اسلامی ایران به چشم می‌خورد که حاکی از جایگاه خوب کشور در زمینه ازدواج در بین کشورهای منطقه و جهان است .

ایران در نرخ ازدواج مقام دوم منطقه است

وی در مورد نرخ ازدواج درکشورهای توسعه یافته نیز اظهار داشت: نرخ ازدواج ایران بعد از تاجیکستان از تمام کشورهای منطقه که این شاخص برای آن‌ها ارائه شده و حتی از تمام کشورهای توسعه‌یافته بیشتر است. این شاخص برای کشور فرانسه 3.9، کانادا 4.5، آلمان 4.7، نروژ 4.8، ژاپن و استرالیا 5.5، چین 7.5، روسیه 8.5 درهزار و ... گزارش شده است.

مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال در مورد نرخ طلاق نیز افزود: براساس همین مطالعه، نرخ طلاق در کشورهای مورد بررسی، برای روسیه 4.5، فنلاند 2.6، کره جنوبی 2.5، نروژ 2.4، آلمان و استرالیا 2.3، فرانسه 2.1 و ژاپن 2 درهزار است که ملاحظه می شود شاخص نرخ طلاق در ایران از تمامی کشورهای ذکر شده و همچنین برخی کشورهای منطقه مانند قزاقستان، اردن و کویت کمتر است.

به گفته وی، از سوی دیگر، این شاخص در مقایسه با برخی کشورهای منطقه مانند ترکیه و لبنان که نرخ طلاق در آنها 1.6درهزار است بیشتر است.

نسبت طلاق به ازدواج در فرانسه بیش از کشورهای توسعه یافته است

وی افزود: علل و عوامل اجتماعی متعددی در بروز این پدیده نقش دارند که در دسته‌بندی علل عمده آن در کشورهای دنیا، عواملی نظیر: مشکلات ارتباطی، پیامدهای اقتصادی، بدرفتاری همسران، خیانت همسران، مشکلات جنسی، ناسازگاری، تغییر نگرش در مورد نقش‌های مناسب برای زنان و ... نام برده شده است. شاخص دیگری که می‌تواند در خصوص ازدواج و طلاق مورد بررسی قرار گیرد، درصد آمار طلاق در مقایسه با آمار ازدواج‌هاست که بیانگر مقایسه سرعت رشد طلاق نسبت به ازدواج است.

وی تاکید کرد: نسبت آمار طلاق به آمار ازدواج‌ها در ایران 16.3 درصد است که این شاخص در فرانسه 53.2، روسیه 52.6، نروژ 49.8، آلمان 48.8، کانادا 46.3، استرالیا 41.2، ژاپن 35.8، چین 21.2، ترکیه و اردن 20.3 درصد و ... می‌باشد. این بدان معناست که در صدر این جدول برای کشورهای توسعه‌یافته و منطقه، درصد طلاق به نسبت ازدواج‌ها در حدود 50 درصد است، یعنی یک طلاق در مقابل هر دو ازدواج.

رشد «طلاق» و نعل وارونه زدن مسئولان!

انگار "با لباس سفید به خانه بخت رفتن و با لباس سفید بیرون آمدن" مربوط به گذشته های خیلی دور است، چراکه متاسفانه امروزه حقیقت تلخ "طلاق" به تمام خانواده های ایرانی ورود پیدا کرده و به ندرت کسی می تواند ادعا کند که در خانواده شان نشانی از این پدیده وجود ندارد؛ پدیده ای قبح شکسته که ممکن است گاه به مناسبتش جشن هم برگزار شود!

به گزارش «تابناک»، چند سالی است که طلاق در کشورمان مي تازد. این را آماری می گوید که بی توجه به طرح های عجولانه و دم دستی مسئولان مانند «راه اندازي ازدواج موقت در دانشگاه ها»، «ازدواج آسان» و ... روز به روز بالاتر از ماه ها و سال هاي قبل قرار گرفته و در مقابل آن، آمار ازدواجی مطرح می شود که آن هم روند نزولي در پيش گرفته است.

بر پایه آمار و اسناد سازمان ثبت احوال، در سال 90، 874 هزار و 792 واقعه ازدواج و 142 هزار و 841 واقعه طلاق در كشور به ثبت رسيده (نسبت ازدواج به طلاق: 6.1) که اگر این اعداد را نسبت به سال ۸۹ قیاس کنیم، با رشد 4.1 درصدی طلاق و کاهش 1.9 درصدی ازدواج روبرو خواهیم شد؛ افزايش و كاهشي كه فراتر از نمودارهاي آماري و در دل خود افزايش آمار زنان سرپرست خانوار، كودكان بي سرپرست، بيكاران، جويندگان كار، مستاجران و فراتر از همه رشد اختلالات روحي و رواني را به دنبال دارد.    
 
این در حالی است که بررسي روند «نسبت ازدواج به طلاق ثبت شده» در سه ماهه اول سال 91، با نشان دادن نسبت 6.4 بیانگر استمرار این روند بوده و نشان می دهد که در مقابل تقريبا هر شش ازدواج ثبت شده در كشور يك طلاق هم به ثبت رسيده است؛ آماری میانگین که در استان‌های تهران و البرز به پايين ترين ميزان خود رسیده (تقريبا به ازاي هر سه ازدواج يك طلاق)، در استان‌هاي سمنان، قم، اصفهان، مازندران و مركزي، هم وضعيت چندان مناسبي نداشته (تقريبا به ازاي هر پنج ازدواج ثبت شده يك طلاق) و در استان‌هاي سيستان و بلوچستان، كهگيلويه و بويراحمد، چهارمحال بختياري بهترین وضعيت در سطح کشورمان را نشان می دهد.

آمارهاي مربوط به ازدواج و طلاق سال 1390 با نسبت 1/6 هم روند مشابهي را نشان مي دهد. روند نسبت ازدواج و طلاق ثبت شده طي سال هاي 1383-1389 نيز بيانگر اين است كه اين نسبت با در پيش گرفتن روند نزولي، از 8/9 در سال 83 به 4/5 در سال 89 رسيده است. در سال 83 در مقابل هر طلاق 8/9، در سال 84 در مقابل هر طلاق 4/9، در سال 85 در مقابل هر طلاق 3/8، در سال 86در مقابل هر طلاق 4/8، در سال 87 در مقابل هر طلاق هشت مورد، در سال 88 در مقابل هر طلاق 1/7 و نهايتا در سال 89 در مقابل هر طلاق 5/4 ازدواج به ثبت رسيده است.

تمامی این آمار و ارقام در حالی مطرح می شود که آمار تجمیعی این پدیده و پدیده های مرتبط با آن در دست نیست؛ به عبارتی بهتر، برای درک بهتر وضعیت جامعه چه بسا بهتر است که آمارهای مربوط به افزایش طلاق و کاهش نرخ ازدواج در سالهای متوالی را با توجه به نمودارهای ترکیب جمعیتی، بررسی کرده و دریابیم که چه درصدی از افراد بالغ به ازدواج رسیده و کارشان به طلاق کشیده نمی شود تا به این روش، میزان ازدواج های پایدار را ارزیابی کنیم.

ناگفته پیداست که در اینصورت با آمار و ارقام متعجب کننده ای مواجه خواهیم بود، چرا که کاهش نرخ ازدواج، افزایش آمار طلاق، افزایش خانواده های تک نفره و ...، همه و همه موید کاهش شکل گیری خانواده در سطح کشور بوده و دورنمای خوبی برایمان ترسیم نخواهند کرد.

بدین ترتیب سلسله اتفاقاتی کلید می خورد که به مثابه زنجیر، با نرخ ازدواج و طلاق و به طور کلی، شکل گیری نهاد خانواده در آمیخته و از قوت و ضعف آن تاثیر می پذیرند؛ بروز ناهنجاری هایی مانند درصد بالای اختلالات روانی، افسردگی، روسپی گری، کیف بری و سرقت، اعتیاد و ... روی ناخوش همین ماجراست، هرچند که روابط حاکم بر جامعه کاملا پیوسته و مسلسل وار بوده و هم‌زمان هم تاثیرپذیرند و هم تاثیرگذار و شاید تشخیص علت و معلول بودن برخی ناهنجاری ها آسان نباشد.

به عبارت دیگر عواملی چون فقر، طلاق، افسردگی، اعتیاد و ... عواملی اند که نمی توان گفت کدام علت است و کدام پیامد. در جامعه پیچیده انسانی هر ناهنجاری می تواند به معضلی تبدیل شود؛ حال یا طلاق باعث اعتیاد، فقر و افسردگی شود یا مشکل اقتصادی، افسردگی یا اعتیاد به طلاق بیانجامد.

با وجود چنین آمار و پیامدها و آسیب های ناشی از طلاق، مهم است که بیش از پیش در پی کاهش آن برآییم. این بدان معنا نیست که کوششی در این زمینه صورت نمی گیرد، اما جا دارد که بپرسیم چرا با وجود پرداختن رسانه ها و نشریات به علل و عوارض و تبعات ناشی از طلاق، روز به روز آمار بر آن افزوده می شود؟

تفاوت امروز و دیروز در این است که امروزه علل طلاق نیز افزایش یافته و روند زندگی اجتماعی به سمتی سوق پیدا کرده است که موجبات تفرقه و ازهم گسستن ها را بیستر می کند. از یک سو مواردی مانند بدآموزی های مطرح در فیلم ها و سریال ها، رواج تکنولوژی، ورود زنان به عرصه های مردانه بازار کار و خلاصه برهم خوردن تعادل و جایگاه زن و مرد از علل امروزی به شمار می روند که از سوی دیگر با رنگ باختن ارزشهای جامعه تقویت می شوند.

دکتر امان اله قرایی مقدم، کارشناس آسیب های اجتماعی در تحقیقاتش به این نتیجه نائل آمده  که حداقل 16-17 مورد صرفا اجتماعی در بروز طلاق موثر است. عواملی چون دو ساختی شدن جامعه، عدم شناخت و آشنایی صحیح و کافی به هنگام ازدواج، نوع شغل زنان، دخالت اطرافیان ، تفاوت نامعقول سنی زوجین  و اختلاف میزان تحصیلات و ... را می توان برشمرد.

وی براین باور است که از آنجا که شیوه رادیو و تلویزیون اثربخش نبوده و تنها می بایست از طریق کتاب های درسی و از دوران مدرسه نسبت به کاهش طلاق بایدامیدوار بود.

در این میان به یک دسته بندی برای عوامل طلاق بر می خوریم که عوامل موثر را در 5 دسته ذیل طبقه بندی می کند:

1- عوامل قانونی: به عنوان مثال قوانین مربوط به مهریه که نه تنها نتوانسته به بقا ازدواج ها نائل آید بلکه گاه بهانه ای شده برای گریز از ازدواج و حتی کسب و کار برخی زنان سودجو که ولو بسیار اندک هم باشد، اثرات سو زیادی بر روان جامعه تحمیل خواهد کرد.

2- عوامل روانشناختی: در اصل عدم تفاهم و سازگاری که می تواند از تفاوت فرهنگ ها و تربیت ها نشأت بگیرد و یا عدم تمایل یکی از طرفین قبل از ازدواج، ازدواج اجباری، عدم بلوغ اجتماعی، اختلالات روانی و عاطفی( افسردگی و ...).

3- عوامل اقتصادی: من جمله فقر و بیکاری (که به شدت در هم تنیده شده اند) که خود باعث درگیری های ذهنی و کم طاقت شدن، زود رنج شدن و از کوره به  در رفتن و ... خواهد شد.

4- عوامل ارتباطی: ارتباط با خانواده های طرفین ونگرش های متقابل بین فرد با خانواده همسرش.

5- عواملی مانند بیماری و ناباروری، مسائل جنسی، فاصله طبقاتی و رتبه های تحصیلی... .

بدین ترتیب با مولفه هایی مواجه هستیم که یا کمتر مورد توجه قرار گرفته و ریشه یابی شده اند و یا از فرط ساده انگاری، به کل مغفول مانده اند؛ به عبارتی بهتر، درصد چشمگیری از طلاق ها به معیارهایی بر می گردد که زوجین قبل از ازدواج مد نظر داشته اند اما با پا گذاشتن به عرصه زندگی مشترک، دریافته اند که مسائلی بس موثرتر و مهمتر از آن پیش فرضهای اولیه شان هم وجود دارد.

اینجاست که کارشناسان بر اساس آن به آموزش های قبل از ازدواج تاکید دارند. این موضوع نیاز به یک باور عمومی و فرهنگ سازی داشته که بخشی از آن باید در خانواده ها به صورت جدی به آن پرداخته شود و بخش فراگیرتر آن باید از طریق رسانه های عمومی و با همت دولت و کارشناسان امر به آن پرداخته شود تا شاید از این طریق بتوان جوانان را قبل از ازدواج به یک شناخت درست از فلسفه این واقعه رساند و امید بست که در سایه آن، شاهد کمتر شدن مراجعات گسترده بعدی به دادگاه های خانواده باشیم.

شاید درک این نکته ساده که محکم کردن ادله یک ازدواج مانع از تبدیل آن به طلاق خواهد شد، کلیدی باشد که در جامعه امروزمان گم شده، وگرنه نه برای رونق ازدواج به دنبال خلق شیوه های جدید و یا استفاده از سایت های همسریابی می رفتیم و نه برای کاهش اثرات جانبی ناشی از شکست ازدواج (بخوانید طلاق!) به نعل وارونه زدن و راهکارهایی مانند قانونی کردن چند همسری می رسیدیم!

طلاق عاطفی خانواده‌ها را تهدید می‌کند

اقلیما، مصطفی - مصطفی اقلیما

با بررسي روند فعلي خانواده‌ها مي‌توان به وضوح مشاهده كرد كه ارتباط عاطفي ميان فرزندان و والدين و حتي همسران با يكديگر به شدت كاهش يافته است. اين مساله به ويژه در شرايطي كه تورم افزايش پيدا ميكند بيشتر به چشم ميخورد به طوري كه با افزايش قيمتها مرد و زن هر دو مجبورند در بيرون از خانه كار كنند و وقت كمي را براي گذراندن با يكديگر و با فرزندان دارند يا در خانواده‌هايي كه زن خانه‌دار است مرد براي امرار معاش مجبور است دو شيفت كار كند و به اين ترتيب رفته رفته ارتباط صميمي زوجها از بين ميرود.

طبق بررسی‌های به عمل آمده 80 درصد از خانواده‌ها دچار طلاق عاطفی هستند اين در حالي است كه خانواده پایه و زیربنای جامعه است و اسلام می‌گوید خانواده از همه چیز مهم‌تر است.

اگر به نمودارهاي ازدواج و طلاق نگاه كنيم آنچه مشاهده ميشود اين است كه ازدواج كاهش يافته و طلاق در حال افزايش يافتن است. اين قضيه را نميتوان تنها با يك يا دو علت توجيه كرد بلكه مسائل مختلفي در آن دخيل هستند كه شامل مسائل فرهنگي، اجتماعي و مهمتر از همه اقتصادي مي‌شود.

با همه اينها و حتي با در نظر گرفتن آمار طلاق، آنچه بيش از اين موارد نگران كننده است طلاقهاي عاطفي است كه شاهدش هستيم و خانواده ها در معرض فروپاشي هستند هرچند رسما طلاقي صورت نگرفته باشد. اين اتفاق از آنجا رخ ميدهد كه طلاق در جامعه ما برای خانم‌ها یک فاجعه است و اگر دختر طلاق بگیرد، تمام خانواده آن به هم می‌ریزد و با مشکل مواجه می‌شود. در شرايطي كه ما زندگي ميكنيم زني كه طلاق گرفته باشد هیچ جایگاهی در جامعه ندارد بنابراين زنها با وجود اختلافهايي كه ممكن است وجود داشته باشد همچنان به زندگي خود در شرايط پراسترس و اضطراب خانواده ادامه ميدهند.

اين در حالي است كه اين مساله عواقب زيادي براي فرزندان دارد و آنها كه هر روز شاهد انواع خشونتها و درگيريها بين والدينشان هستند چطور ميتوانند سلامت رواني داشته باشند و به دام انواع بزهكاريها و جرايم نيفتند؟

در چنين شرايطي درست است كه بسياري از موارد دست خود خانواده ها نيست و اتفاقاتي است كه سياستگذاريهاي كلان بايدآنها را اصلاح كنند اما خانواده ها هم ميتوانند با قرار گرفتن در شرايط بحراني و هنگامي كه احساس كردند از لحاظ عاطفي از هم دور شده اند با مراجعه به مراكز مشاوره از بروز بحرانهاي جديتر و رسيدن به نقطه طلاق عاطفي و پس از آن طلاق واقعي جلوگيري كنند.

متاسفانه در جامعه ما مشاهده ميشود كه به دليل اين كه فرهنگسازي درستي انجام نگرفته، مردان زياد تمايل ندارند كه به مراكز مشاوره مراجعه كنند بنابراين بايد با اطلاع رساني درباره لزوم مراجعه به متخصصان در چنين شرايطي تمايل بيشتري در آنها ايجاد كنيم. هزينه هاي بالاي مشاوره هم خود مساله ديگري است كه اگر ميخواهيم آسيبهاي اجتماعي كمتري را شاهد باشيم بايد فكري اساسي براي آن كرد.

دلايل بروز دلزدگي همسران از يکديگر

روزنامه خراسان نوشت:

  گاهي اوقات حرف زدن همسران با يکديگر دشوار مي شود و همسران از هم دلزده مي شوند. در چنين شرايطي زوج ها از يکديگر خسته مي شوند و هر تلاشي براي نزديک کردن آن ها به يکديگر به بن بست مي رسد. خستگي همسران از يکديگر ممکن است دلايل مختلفي داشته باشد. در اين مطلب به نقل از مجله «روان شناسي امروز» به آنچه باعث اين دلمردگي مي شود، اشاره شده است. دلمردگي و خسته شدن از همسر معمولا وقتي رخ مي دهد که آن شور و هيجان اوليه زندگي مشترک از بين مي رود و همسران که تصور مي کردند يکديگر را مي شناسند، با ادبيات متفاوتي با يکديگر روبه رو مي شوند. در اين وضعيت نوعي «صميميت بي روح» در روابط بين زوج ها برقرار است که ممکن است هر يک، طرف مقابل را مسئول به وجود آمدن آن بداند.به گمان همسران، عشق کامل کننده زندگي آن ها خواهد بود اما عشق به تنهايي نمي تواند دايره صميميت را شکل دهد. زماني صميميت در اوج بود اما حالا شور و احساسات فروکش کرده است و خود واقعي طرفين براي هم آشکار شده است. روان شناسان مي گويند ممکن است دلزدگي و خستگي از روابط با همسر ريشه در روابط مخدوش در دوران کودکي دارد. شايد يکي از همسران توجه لازم و کافي را از والدين خود در دوران کودکي دريافت نکرده است و احساس مي کند نمي تواند در مقابل همسر آنچنان که بايد جلوه گري کند يا به خود بابت روابطي که با همسرش برقرار کرده است، ببالد و افتخار کند. او به طور طبيعي نارضايتي از روابط با والدين را به رابطه با ديگران و به ويژه همسرش تعميم مي دهد. تجربه «صميميت بي روح» با والدين باعث ايجاد فاصله بين وي و همسرش مي شود و به اين ترتيب مسکوت گذاشتن معضلي که به آن اشاره شد، هر روز به ايجاد فاصله بيشتر بين همسران و وخيم شدن اوضاع منجر مي شود.از نظر رواني فاصله گرفتن از همسر مي تواند به دلزدگي تعبير شود فرد از خود مي پرسد: چرا بايد با کسي زندگي کنم که نمي تواند تمام نيازهاي مرا برآورده کند. البته ريشه دلزدگي فقط در دوران کودکي نيست و گاه دلايل ديگري مثل «جنگ قدرت» هم دارد.زندگي زوجي را تصور کنيد که دايم و بابت همه چيز از کوچک و بزرگ گرفته با هم بحث مي کنند. درباره پول، وقت خواب، تربيت بچه ها و حتي نوع پوشش. رابطه اي که بر محور چنين مشاجراتي بچرخد و نتوان پاياني بر آن يافت، قطعاً مخدوش است. فراموش نکنيد که رابطه مانند انتشار موج است و وقتي جريان مثبت در آن به راه بيفتد، موج مثبت ديگري به دنبال خواهد داشت. از سوي ديگر، نگرش منفي هم به صميميت يک رابطه خاتمه مي دهد فرد با خود مي گويد: «اگر کسي کاري براي من نمي کند، چرا من بايد کاري انجام دهم». البته دلزدگي خود يک دفاع است. وقتي فرد نمي خواهد احساساتي مانند خشم و نااميدي را بروز دهد، احساس دلزدگي پيدا مي کند. وقتي مدت هاي مديد همسران درباره آنچه آزارشان مي دهد، صحبت نکنند، دچار دلزدگي مي شوند و هر دو در تنهايي به دنبال جايي هستند که کمي آرامش و رضايت بيشتري را تجربه کنند.بنابراين کارشناسان تاکيد مي کنند دلزدگي را نه فقط يک احساس بلکه يک علامت منفي در زندگي مشترک محسوب کنيد. افسردگي با تمام شکل هاي متفاوت آن شور زندگي و نشاط را از فرد مي گيرد. فرد مي تواند همه چيزهايي را که در زندگي به او اميد و انگيزه مي دهد کسالت بار و منفي ببيند. در اين صورت ضروري است فرد قبل از سرزنش همسر خود، سعي کند با افسردگي مبارزه کند. فرد ممکن است امروز از رابطه اش لذت نبرد البته اين امر به علت دلزدگي نيست. در واقع افسردگي باعث شده است از چيزهايي که قبلاً لذت مي برده، حالا لذت نبرد. به عنوان مثال حدود ۱۳ درصد از زنان دچار افسردگي پس از زايمان مي شوند که علت اصلي آن تغييرات هورموني است و باعث فاصله افتادن بين همسران مي شود. گاهي افسردگي همزمان با بحران ميانسالي باعث مي شود فرد بيشتر از گذشته احساس يأس و افسردگي کند. در دوره ميانسالي فرد ناگهان درمي يابد که ديگر جوان نيست. احتمالاً پدر يا مادرش را از دست داده و يا يک بيماري را پشت سر گذاشته است. زندگي مشترک برخي از زوج ها در اين مرحله خاتمه مي يابد.بنابراين سعي کنيد به موقع با احساس دلزدگي و دلمردگي در روابط خود مقابله کنيد.

تغییردر انتظار از زندگی ، عامل اصلی طلاق

بر اساس آمارهای رسمی در سه ماهه اول سال جاری ۳۴ هزار و ۷۵۹ مورد واقعه طلاق به اتفاق افتاده که در هر ساعت به طور متوسط ۱۶ واقعه طلاق در کشور به ثبت رسیده است.آمارها نشان می دهد که طلاق در کشور در سالهای اخیر روند روبه رشدی داشته است. با عباس عبدي، پژوهشگر مسائل اجتماعی در اين باره گفت و گو کرده ايم. او معتقد است مهمترین علت افزایش طلاق تغيير در انتظار زن از زندگي و نقش خود در خانواده است .
با توجه به شیوع پدیده طلاق در سال های اخیر ، به نظر شما علت افزایش این واقعه در جامعه ما چیست ؟ به عقیده من بروز طلاق مثل هر پديده‌ي اجتماعي ديگر، تك عاملي نيست و به لحاظ منطقي، انواع و اقسام، علل و عوامل مختلفی در بروز و افزايش آن مؤثر است. براي اين كه بدانيم كدام عامل مهم‌تر است، نيازمند انجام و دسترسي به پژوهش‌هاي اجتماعي در اين زمينه هستيم. ولي با نهايت تأسف بايد گفت كه طي سال‌هاي اخير به نحو چشم‌گيري انجام اين پژوهش‌ها و نيز طرح عمومی يافته‌هاي پژوهشي و بحث‌های کارشناسی در باره این موضوعات، كاهش يافته است. گويي كه هيچ معضل و آسيب اجتماعي وجود ندارد كه دولت موظف به ایجاد زمینه لازم برای مطالعه درباره‌ي آن‌ها باشد. اولين نتيجه‌ي مبارزه‌ي غيرمنطقي عليه علوم اجتماعي، همين وضع است كه مي‌بينيم. بنابراين آن‌چه كه در اين زمينه اظهار مي‌كنم، استنباط‌هاي كلي بنده است و براي تأييد صحت و سقم و آن بايد به مطالعات ميداني و معتبر پژوهشي مراجعه كرد.
به نظر من علت اصلي افزايش طلاق، تغيير در انتظار زن از زندگي و نقش خود در خانواده است. انتظاري كه به دلايل متعدد تغيير كرده است، ولي شوهران آن را نمي‌پذيرند. البته مشابه همين وضع هم در ميان مردان رخ داده است، و در واقع از یک سو تغيير انتظارات هم در زن و هم در شوهر درباره‌ي خودشان و از سوی دیگر نپذيرفتن اين تغييرات درباره‌ي طرف مقابل، علت اصلي افزايش طلاق است. هم‌چنين نا‌هم‌خواني مقررات حقوقي ازدواج با انتظارات طرفين و شرایط روز جامعه نيز عامل مهم ديگري است كه بي‌ربط به عامل اول نيست. شرح اين مسأله طولاني مي‌شود و از حوصله‌ي این گفت‌و‌گو خارج است.
بعضی از آسیب شناسان و جامعه شناسان معتقدند که در سالیان اخیر پدیده طلاق عاطفی هم شیوع پیدا کرده ، شما اعتقادی به طلاق عاطفی و شیوع آن دارید ؟اعتقاد دارم در هر جایی که محدودیت‌های اخلاقی و قانونی برای انجام طلاق باشد، به همان نسبت نیز طلاق عاطفی بیشتر است ولی به نظر من با توجه به رشد طلاق و کم شدن اثرات منفی این رویداد جوانان کمتر از گذشته خود را در قید و بند زندگی سخت که همان طلاق عاطفی باشد قرار می‌دهند پس شدت طلاق عاطفی در حال کاهش است و این یکی از نتایج مثبت افزایش وقوع طلاق است.

عوارض این پدیده چگونه خود را بر جامعه نمایان می کند و اصلا برای جلوگیری یا کاهش طلاق چه راهکاری وجود دارد ؟
از اثرات افزایش این پدیده ، تغيير در الگوي خانوار و حتي افزايش تقاضا براي مسكن (به دليل زياد شدن تعداد خانوار)، تغيير الگوي روابط جنسي، كاهش رشد جمعيت و انواع مسائل ديگر مي‌تواند در كوتاه و بلند مدت به دليل رشد آمار طلاق، را می توان نام برد .
اما ؛ به يك تعبير جلوي افزايش طلاق را نمي‌توان گرفت، ولي مي‌توان روند آن را كاهش داد. ضمن آن‌كه مي‌توان از تبعات منفي آن كاست. به نظر من در سه مرحله بايد اين كار انجام شود.
مرحله‌ي اول پیش از ازدواج است كه بايد مشورت‌هاي متعددي را درباره‌ي چگونگي انتظارات از يكديگر و تطابق دادن هر يك از انتظارات به دختر و پسر داده شود. در اين مرحله معتقدم كه بايد مقررات و حقوق ازدواج تغيير كند. ازدواج يك عقد است كه به هر شكلي مي‌توان آن را منعقد كرد. ولي در ايران كنوني بايد چند الگوي ثابت (به جاي يك الگوي فعلي) به زوجين ارائه شود تا هر كدام را كه خود خواستند، انتخاب كنند. بحث اين مسأله نيز نيازمند فرصت ديگري است. مرحله‌ي بعد در طول زناشويي است كه بايد كمك‌هاي مشاوره‌اي و به‌ويژه رايگان به زوجين داد تا بتوانند مشكلات متعدد ارتباطي خود را به‌ويژه در امور جنسي و نيز ارتباطات با ديگر اعضاي خانواده و کنار آمدن با مشکلات زندگی، حل كنند. و بالاخره در مرحله‌ي طلاق بايد امكانات و مشورت‌هايي را فراهم كرد كه طرفين با حداقل خسارت رواني و اخلاقي از يكديگر جدا شوند و سرنوشت كودكان (در صورت وجود) قرباني اين طلاق نشود.
همانطور که در ابتدا اشاره شد آمار رسمی سازمان ثبت احوال گویای روند افزایشی طلاق را نشان می دهد چرا مسئولین به طور عام به مسائل اجتماعی و بالاخص واقعه طلاق توجه کمتری نسبت به مسائل اقتصادی و سیاسی می کنند . واقعيت اين است كه مسائل و مشکلات اقتصادي به نحوي اورژانسي هستند. وقتي ارز گران شود، همه‌ي شاخك‌ها متوجه چهار‌راه استانبول مي‌شود. ولي مسائل اجتماعي به صورت آهسته آهسته تغيير مي‌كند. لذا تا وقتي كه به درجه‌ي بحراني نرسند، كمتر مسئولي به آن توجه مي‌كند، البته وقتي هم متوجه مي‌شوند كه كاري از دستشان برنمي‌آيد. با اين حال همه مشكلات را بر دوش دولت نبايد انداخت. مردم و مطبوعات و نهادهاي ديگر هم بايد حساسيت لازم را از خود نشان دهند. به نظر من سونامي طلاق از چند سال پيش در تهران آغاز شده و هنگامي كه به شهرستان‌ها و روستاهاي كشور برسد، با يك بحران بزرگ اجتماعي مواجه خواهيم بود، به‌طوري كه بساط همه‌ي برنامه‌هاي فرهنگي دولت را برخواهد چيد.
عده ای از افراد ، نفوذ مدرنیته به فرهنگ و اجتماع سنتی ما را علت این واقعه می دانند نظر شما در این مورد چگونه است . و میتوان مدرنتیه را در روند افزایشی طلاق سهیم دانست .در واقع بخشي از طلاق ناشي از تضاد سنت و مدرنيسم است و بخشي نيز ناشي از مدرنيته است. براي درك بهتر است مثال بزنم. صعود از يك سطح شيب‌دار، همراه با كشيدن يك چرخ‌دستي، خستگي را دوچندان مي‌كند. يكي به دليل صعود از يك سطح شيب‌دار و ديگري به علت حمل بار اضافي كه فرد را به پايين مي‌كشد. مدرنيته مثل همان سطح شيب‌دار به سوي بالا است و تضاد سنت و مدرنيسم مشابه آن بار اضافي است كه حمل آن بر دوش فرد سنگيني مي‌كند. افزايش طلاق ناشي از صعود به بالاي سطح شيب‌دار را نمي‌توانيم كاهش دهيم، هرچند مي‌توانيم عوارض آن را كم كنيم، ولي تضادهاي موجود (به‌ويژه در حقوق خانواده) كه انعکاسی از تضادهای میان سنت و مدرنيسم است را مي‌توانيم كم كرده و تبعات آن، از جمله طلاق را تا حدي كاهش دهيم.
وزیر ورزش و جوانان گفته است که :" صدور مجوز به سايت‌هاي همسريابي از ايده‌هاي اين وزارتخانه براي کاهش میزان طلاق است " چقدر این ایده را می توان موثر دانست .ارزیابی درستی این نظر منوط به این است که گوینده مستندات و شواهد کافی برای تاثیر مثبت داشتن این کار بر کاهش طلاق ارائه دهد آنگاه من یا هر کس دیگری به نقد این اظهارات بپردازیم اما وقتی هیچ دلیلی برای این ادعا آورده نمی‌شود چه می توان گفت؟ مگر این سایت‌ها قرار است چه کاری کنند که طلاق کم شود؟ این سایت‌ها در بهترین حالت امکانی برای پیدا کردن شریک جنسی هستند مگر در دنیا که از این امکانات زیاد است ازدواج‌های سایت‌های مشابه، طلاق را کم کرده است؟ خوب! اگر می‌خواهند مخالفت با تاسیس این سایت‌ها را کم کنند اشکالی ندارد که از این مطالب هم گفته شود ولی بدانند که اینها کمکی به حل مساله طلاق نمی‌کند

به گزارش الف ؛ نمودار زیر آمار نگران کننده رشد طلاق را در ۶ سال اخیر نشان می دهد .

سیاستمداران ایرانی همسر خود را چگونه انتخاب کردند؟

نحوه آشنایی و ازدواج چهره‌های سیاسی کشور دارای جذابیت‌های فراوانی است.اکثر سیاسیون ایرانی همسران‌شان رااز طریق خانواده به ویژه مادر خود انتخاب کرده‌اند.

به گزارش نامه،زندگی خصوصی سیاستمداران از جذاب ترین مسائل در دنیای امروز است. بی شک کنکاش در زندگی سیاستمداران ایرانی بخصوص دوران جوانی آنها برای بسیاری جالب توجه است.

زندگی مشترک اکثر سیاسیون ایرانی به صورت سنتی آغاز شده است. انتخاب همسر به سفارش و یا پسند خانواده یک دیدار کوتاه و ازدواج! مادران سیاستمداران مانند دیگرمادران نقش اول خواستگاری‌ها را بازی کرده‌اند. آیت الله هاشمی رفسنجانی، حداد عادل و حسن روحانی از این دسته سیاستمداران هستند. اندک سیاستمداران ایرانی بودند که همسرانشان را کسی به غیر از خانواده انتخاب کرده است. محسن رضایی، علی فلاحیان و مصطفی معین از جمله این سیاستمدارن هستند. این نوع انتخاب هم با مشورت روحانیون و یا افراد مورد وثوق شکل گرفته است.

نام مسئولیت نحوه ازدواج
اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام

انتخاب  همسر توسط خانواده

در این بررسی ها به خانواده حاج سید محمد صادق مرعشی رسیدند. خانواده من دیدند و پسندیدند و خواستگاری کردند و با تشریفات معمولی ازدواج کردیم.

حسن روحانی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

انتخاب همسر توسط خانواده

خانواده اصرار داشتند که من ازدواج کنم. سن من هم حدود 20 سال بود . پدرم اصرار داشت، مادرم هم همینطور، من هم خیلی بی میل نبودم .

غلامعلی حداد عادل نماینده  مجلس شورای اسلامی

انتخاب همسر توسط خانواده

یک علتی که من دیر ازدواج کردم ، مادرم می رفت خواستگاری، یا آنها ما را نمی پسندیدند و یا ما آنها را نمی پسندیدم

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام

انتخاب همسر، معرفی از طریق همسر آقای جلالی خمینی

به آقای جلالی خمینی، گفتم می خواهم ازدواج کنم  شما یک دختر مذهبی به ما معرفی کنید. ایشان  به حاج خانمشان گفت. حاج خانمشان هم کلاس قرانی داشت و از بین آنها حاج خانم ما را پیشنهاد کرد

مجید انصاری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

انتخاب همسر توسط خانواده

سال56 بود. رفتیم خواستگاری دختر دایی ام. ایشان هم فداکاری کردند با آن وضع زندگی من قبول کردند

علی فلاحیان وزیر سابق اطلاعات

انتخاب همسر به معرفی یکی از دوستان

در مخافل مذهبی، یکی ازدوستانم این پیشنهاد را دادند .شاگرد دوستم بودند.

محمد جواد لاریجانی معاون حقوق بشر قوه قضائیه

انتخاب همسر توسط خانواده

خانواده اقدام کردند. کلاس دهم بودم که ازدواج کردم. بازیگوش نبودم ولی مصمم بودم به این کار.

مهدی کروبی رئیس سابق مجلس شورای اسلامی

انتخاب همسر توسط خانواده

مادرم انتخاب کرد. گفتم می شود دید یا نه. خلاصه از پشت شیشه دیدم و پسندیدم

اسدالله بادمچیان نماینده سابق مجلس شورای اسلامی

انتخاب همسر توسط خانواده

دختر دایی ام بودند دیگه

علیرضا  محجوب نماینده مجلس شورای اسلامی

انتخاب همسر با رایزنی با دوستان و آشنایان

در سال 62 با همه دوستان و آشنایان رایزنی کردم و حرف زدم. یک هفته کل کار انجام شد.

مصطفی معین وزیر سابق علوم

انتخاب همسر توسط خودم

از افراد مورد اطمینان خواستم که فردی را با معیارهای من معرفی کردند و این ازدواج انجام شد.

محمد باقر نوبخت نماینده سابق مجلس

انتخاب همسر توسط خانواده

سال 57 ازدواج کردم. در دوران سربازی -سال56-عقد کردیم و به صورت سنتی ازدواجمانانجام شد و سال 57 هم عروسی.

حمید رضا ترقی عضو حزب موتلفه

یکی از دخترهایی که در مکتب مادرم بودند

من آنجا معلم بودم  و خلاصه یکی از آنهایی که همیشه نمره‌اش

20 بود را پیشنهاد کردند و من هم قبول کردم

صادق زیباکلام فعال سیاسی و استاد دانشگاه

انتخاب همسر توسط خانواده

مادرم برای من انتخاب کرد و من هم قبول کردم. خودم به دنبال ازدواج نبودم ولی خانواده‌ام معتقد بودند که نصف دینش ناقص است.  

احمد ناطق نوری نماینده سابق مجلس شورای اسلامی

ازدواج از طریق خانواده

با دخترعمه‌ام ازدواج کردم. آن‌ها هم بچه‌های تهران بودند.

مرحوم سید رضا زواره‌ای حقوق‌دان سابق شورای نگهبان

ازدواج از طریق خانواده

بله، خانواده اقدام کردند.

محمد هاشمی رفسنجانی عضو سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام

از دواج از طریق معرفی یکی ازدوستان

یکی از دوستان معرفی کرد. خودم رفتم کرمان با پدرشان صحبت کردم.

کدام مشاغل به طلاق نزدیک‌ترند؟

بیشتر مردم نمی‌دانند که نوع شغل افراد تا چه میزان می‌تواند بر سلامت زندگی خانوادگی و دوام یک ازدواج تأثیرگذار باشد.

به گزارش ایسنا، در همین زمینه، پژوهشهای زیادی با نتایج گوناگون در جوامع، انجام شده است.

پژوهشگران دانشگاه «رادفورد» آمریکا نیز اخیرا دست به تحقیقی در این باره زده‌اند و تأثیر مشاغل بر افزایش نرخ طلاق زوجین را در این کشور مورد بررسی قرار داده‌اند.

طبق یافته‌های تحقیق محققان در آمریکا، مستخدمان، پرستاران، هنرمندان و مجریان در صدر فهرست مشاغلی قرار دارند که احتمال طلاق در میان آنها بالاترست و کمترین میزان طلاق نیز در بین فعالان مذهبی، پزشکان، متخصصان چشم‌پزشکی و مهندسان دیده می‌شود.

دوام ازدواج در گرو تحصیلات مناسب

براساس مطالعات صورت گرفته، مشاغلی که دارای نیروی کار تحصیل‌کرده‌تری هستند، از نرخ پایین‌تر طلاق برخوردارند و در این بین میزان درآمد مرتبط با شغل نیز نقش مهمی ایفا می‌کند.

پروفسور «مایکل آموت» سرپرست تیم تحقیقاتی دانشگاه رادفورد تأکید می‌کند: لزوما خود شغل به تنهایی نمی‌تواند در پیشگیری از طلاق موثر باشد و ویژگی مورد نیاز این مشاغل و سطح درآمدی آن نقش بسزایی در کاهش یا افزایش احتمال بروز طلاق دارد.

حس نوع‌دوستی، عامل درک بهتر اعضای خانواده

مشاغلی که در ارتباط مداوم با مردم هستند و به نوعی حس همدردی و همراهی نیاز دارند، باعث تحکیم روابط خانوادگی و درک بهتر زوجین می‌شوند.

افرادی مانند مربیان، اعضای گروه‌های بشردوستان، پرسنل پزشکی و کشیشان و مبلغان مذهبی بدلیل استفاده درست از قدرت کلام و مهارت در شنیدن، می‌توانند در بهبود روابط اجتماعی و درک متقابل افراد، هم در جامعه و هم در بین اعضای خانواده نقش موثری ایفا کنند.

نتایج این مطالعه در مجله Police and Criminal Psychology منتشر شده است.

۸ اشتباه خانم ها که زندگی مشترک را به خطرمی اندازد

وقتی هیجان را با عشق اشتباه میگیریم…

درست است که ما بیشتر از مادران مان درس خوانده ایم و زندگی اجتماعی پررنگ تری داشته ایم، اما بسیاری از ما، هنوز راه و رسم درست زندگی کردن را نمی دانیم. گاهی می خواهیم با کپی کردن از زندگی مادرانمان یا زنان دیگر، کار خود را راحت کنیم و گاهی هم فکر می کنیم با امضای عقدنامه، وارد یک مسابقه یا یک معادله بیش از حد پیچیده می شویم، اما زندگی نه میدان جنگ است و نه بازار رقابت.

بخواهیم یا نخواهیم باید بپذیریم که دوره و زمانه عوض شده و بیشتر قانون های نانوشته زناشویی هم تغییر کرده است، اگر نمی خواهید از موج این تغییرات جا بمانید و به دنبال یک زندگی آرام و موفق هستید، در ادامه این مطلب با ما باشید.

● تفاوت زیباست

اشتباه اول: باید مثل من شود

یکی از اشتباه هایی که بسیاری از دختران قبل از ازدواج مرتکب می شوند، اصرار به هم شکل شدن است. آنها فکر می کنند قبل از شروع زندگی باید گربه را دم حجله کشت و برای این کار تلاش می کنند همسر آینده شان را با دعوا، قهر، خواهش و هر راه دیگری که می دانند عوض کرده و شبیه خود کنند. آنها فکر می کنند هم شکل بودن و هم رنگ بودن، تضمینی برای ازدواج موفق است، اما اشتباه می کنند.

اگر شما هم چنین فکری را در سر دارید، نباید فراموش کنید که شما و همسرتان، از ۲خانواده و ۲فرهنگ متفاوت هستید و هرگز نمی توانید دنیا را از یک دریچه ببینید. شما تجربه ها و باور های متفاوتی دارید و تا زمانی که در تعارض با هم قرار نگیرید و از این باور ها چماقی برای کوبیدن هم نسازید، تهدیدی متوجه شما نخواهد بود.

● هیجان را با عشق اشتباه نگیرید

اشتباه دوم: باید برای هم بمیریم

عاشق شدن، هیجان انگیزترین بخش زندگی است؛ بخشی که می تواند شروع یک زندگی مشترک را لذت بخش تر کند، اما گمان نکنید برای چنین شروعی، نیاز به یک زندگی افسانه ای دارید. درست است که باید خواستگار تان را دوست داشته باشید اما عشق آنقدر ساده نیست که در هر شرایطی سر و کله اش پیدا شود.

اگر یک دوره نامزدی کوتاه را گذرانده اید و احساس می کنید بی اندازه عاشق هستید، باید بگوییم که بیشتر از عشق درگیر هیجان شده اید، چیزی که می تواند چنین حدی از علاقه را به وجود بیاورد، موضوعات ساده یک نامزدی کوتاه مدت نیست، بلکه حمایت و درکی است که در موقعیت های پیچیده تر زندگی می بینید و باعث می شود که هر روز، بیشتر حس کنید که این مرد، همان مرد رؤیاهای شماست. همان یک نفری که برای شما به دنیا آمده و امروز کنار تان است.

● عشق هرگز نمی میرد

اشتباه سوم: عشق با گذشت زمان تمام می شود

بعضی ها فکر می کنند گذشت زمان می تواند عشق را محو کند و به همین دلیل تن به ازدواج با کسی می دهند که هیچ علاقه یا کششی نسبت به او ندارند، اما اگر شما یک عاشق واقعی باشید و برای این موضوع هزار و یک دلیل داشته باشید، آنچه با گذشت زمان از زندگی شما بیرون می رود، عشق نیست بلکه هیجان و ساده انگاری ای است که ممکن است در ماه های اول رابطه، شما را شجاع تر و ماجراجوتر کند و به شما این حس را بدهد که تنها عاشق روی زمین هستید،اما کنار رفتن پرده هیجان از این حس، موضوعی نیست که برای آن سوگوار باشید. یک عشق واقعی می تواند با آرامش و روزمرگی هم همراه شود. در چنین شرایطی شما از همسرتان فاصله نگرفته اید، بلکه به مراحل بالاتری از دوست داشتن رسیده اید که با آرامش بیشتر و هیجان کمتر همراه است.

● گاهی هم دعوا کنید

اشتباه چهارم: یک زندگی موفق، زندگی بدون بحث است

بسیاری از زوج ها، بحث و دعوا را نقطه پایانی خوشبختی شان می دانند. خیلی از آنها به دلیل چنین تفکری اختلاف نظر شان را در دل شان نگه می دارند و می خواهند با سکوت شان جلوی بحث را بگیرند، اما نباید فراموش کنید که ترس از دعوا، نشانه خوشبختی شما نیست.

یک زوج خوشبخت می توانند اختلافات شان را به راحتی با هم در میان بگذارند و حتی برای موضوعاتی که ارزش حیاتی برایشان دارد، بجنگند و پیروز شوند. یک زوج ایده آل روی یک خط صاف پرلبخند زندگی نمی کنند. آنها به اختلاف نظر هم برمی خورند و گاهی از هم دلخور می شوند، اما تفاوت شان با دیگران این است که با هوشمندی از پس چنین مسائلی برمی آیند و به جای دلخوری های بی مورد، از این بحث ها درس می گیرند.

● کلیشه ها را فراموش کنید

اشتباه پنجم: مسئولیت اداره زندگی بر عهده مرد است

دوره و زمانه عوض شده. درست است که هنوز هم در بسیاری از خانواده ها، مسئولیت های مالی و بسیاری وظیفه های دیگر بر عهده مردان است، اما این موضوع نباید باعث شود که با بی خیالی خودتان را به حاشیه ببرید و فقط ناظر تلاش های او باشید. اگر می خواهید زندگی موفق و آرامی داشته باشید، از همان اول سنگ ها را وا بکنید و مسئولیت ها را تقسیم کنید.

این تقسیم بندی را می توانید بر اساس علایق و توانایی هایتان انجام دهید. اگر همسر شما آشپز بهتری است و شما درآمد بیشتری دارید، می توانید کلیشه ها را کنار بگذارید و هر کدام سهم بیشتری از کاری که در آن توانمند تر هستید برعهده بگیرید. قرار نیست شما مثل والدین تان زندگی کنید، بلکه می توانید با تفاهم و بدون ترس از قضاوت دیگران، در همه بخش های این زندگی سهیم شوید و تنها برای آرامش بیشتر و کمتر کردن تنش ها تلاش کنید.

● به همه جوانب اهمیت بدهید

اشتباه ششم: خودم را دوست دارد نه جسمم را

اگر از آن دسته زن هایی هستید که گمان می کنید ارتباط زناشویی، در آخرین ردیف اولویت های زندگی مشترک است، در اشتباه هستید. گمان نکنید مردی که عاشق تان است، به جسم شما نیازی ندارد و تنها به تفکرات و کلام شما اهمیت می دهد. ازدواج، راهی مشروع و پسندیده برای برقراری یک رابطه سالم جسمانی هم هست. حق شما و همسرتان است که از چنین رابطه ای هم بهره ببرید و با کمک آن پایه های زندگی تان را هم محکم تر کنید. اگر شما می خواهید زندگی مشترک موفقی داشته باشید، باید به همه ابعاد یک رابطه توجه کنید و هیچ بعدی را فدای دیگری نکنید.

● امتحان های سخت نگیرید

اشتباه هفتم: اگر مرا دوست داشته باشد، هر کاری می کند

درست است که عشق قدرت می آورد، اما قرار نیست که از مرد زندگی تان، به گناه عاشق شدن، یک فرد ضعیف و زیردست بسازید. بسیاری از زن ها گمان می کنند اگر مردی عاشق شان باشد، به خاطر آنها همه پل های پشت سرش را خراب می کند و به هیچ چیز دیگری جز فرد مورد علاقه اش توجه نمی کند. بیشتر زن ها با چنین تفکری، همسرشان را در معرض آزمایش های سخت قرار می دهند و به او می گویند اگر مرا دوست داری، باید هرچه را که می خواهم، انجام دهی، اما واقعیت این است که چنین مردی، یک مرد عاشق نیست؛ بلکه فردی ضعیف، بی پناه و منفعل است. یک عاشق واقعی هرگز به خاطر حسش از اصول و منطقش نمی گذرد، بلکه سعی می کند حسش را با عقلانیت همراه کند و از این راه به پیشرفت بهتر آن کمک می کند.

● شوهرتان قدر شما را می داند

اشتباه هشتم: مردها ارزش حمایت را نمی فهمند

نمی گوییم که همه مردهای جهان، آنقدر منطق و انصاف دارند که همه حمایت ها و کمک هایتان را درک کنند و همیشه آنها را در ذهن داشته باشند، اما می گوییم اگر با مردی شایسته ازدواج کرده باشید، می توانید مطمئن باشید که او کوچک ترین همدلی های شما را می بیند و همیشه آنها را در ذهنش نگه می دارد. مردها خیلی راحت تفاوت شما با زنان دیگر را می بینند و بیشتر وقت ها شما را با زنان دیگر مقایسه می کنند.

اگر می خواهید در زندگی مشترک تان موفق باشید، به آدم های اطراف تان خوب نگاه کنید. چه خصوصیاتی در زنان دیگر وجود دارد که همسرتان از آنها بیزار است و چه ویژگی هایی را در زنان دیگر تحسین می کند؟ مطمئن باشید اگر آن خصوصیات منفی را حذف کنید و چند قدم به آن ویژگی های تحسین شدنی نزدیک تر شوید، همسرتان حتما قدر شما و تلاش های تان را می داندو شما و زنان دیگر را به یک چشم نمی بیند.

روابط فرا زناشویی را جدی بگیریم یا نه؟


یکی از ویژگی های تاهل،تعهد و پایبندی هر یک از زوجین نسبت به یکدیگر و حقوق متقابل است بگونه ای که این تعهد شالوده زندگی مشترک است در غیر این صورت اعتماد متقابل بین زوجین یا اعضاء خانواده کمتر و کمتر خواهد شد.وقتی صحبت از این نوع ارتباط می شود منظور رابطه پنهانی است که یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسرش نیست، برقرارمی کند.
در سبب شناسی این مسئله دلایل متعددی را می توان برشمرد که به دلیل تفاوت های فردی این دلایل یا عوامل می تواند در افراد مختلف و جوامع گوناگون و حتی در زمان های(شرایط) مختلف، متفاوت باشد. از جمله این عوامل می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
- عدم رضایت از روابط زناشویی، ماجراجویی و کنجکاوی،انتقام گیری از همسر بویژه اگر نسبت به همسرش سوء ظن داشته باشد یا متوجه خیانت همسر نسب به خود شود، لذت جویی و تنوع طلبی و شاید هم سرگرمی و تفریح، کسب تجربه جدید در ارتباط باجنس مخالف به شکل های مختلف، داشتن احساس استقلال، مورد توجه قرار گرفتن و به نوعی ابراز وجود، جبران کمبود محبت در زندگی و روابط زناشویی، غفلت(مسامحه) بویژه در شروع ارتباط پنهانی، نیاز اقتصادی و مالی، تاثیر پذیری از رسانه ها،گاهی اوقات چشم و هم چشمی با اطرافیان، و....
بدون شک داشتن این نوع ارتباطات پنهانی و خیانت به همسر عوارض و پیامد های متعددی را به دنبال خواهد داشت که هم بر فرد و هم بر خانواده و هم بر جامعه تاثیر خواهد گذاشت که مهمترین آنها عبارتند از:
- وابستگی به این نوع ارتباط پنهانی(عادت)، اضظراب، ترس مداوم از برملاء شدن این خیانت،داشتن برخی از انواع اختلالات روانی، پرداختن پول برای فردی که با او رابطه ایجاد می شود، ابتلاء به بیماری های جنسی و مقاربتی(در خصوص کسانی که خیانت آنها به رابطه جنسی منجر می شود)، آلوده شدن به ویروس اچ.آی.وی، گرایش به مصرف مواد مخدر و روان گردان، طلاق، خشونت درخانواده، مورد آزار های مختلف قرار گرفتن، قتل های خانوادگی، از بین قبح این نوع خیانت، هزینه کردن زیاد توسط جامعه برای کنترل،بررسی،مجازات و ...، تشویق دیگران به داشتن این نوع ارتباطات پنهانی، ترویج قانون شکنی، افزایش بی اعتمادی درجامعه، ترس برای ازدواج در سایر افراد جامعه یا افرادی که خیانت دیدند تردید در ازدواج مجدد، و...
این نوع خیانت ها در جوامع مختلف وجود داشته و دارد جامعه ما نیز از این قائده مستثنی نبوده و نخواهد بود.بررسی آمار های قتل ارائه شده توسط پلیس آگاهی ناجا نشان می دهد که حدود سی درصد قتل ها خانوادگی است.تامل در این آمار ها نشان می دهد که خیانت های زناشویی یکی ازدلایل قتل های خانوادگی است که به قتل های ناموسی معروف هستند.یا تحلیلی بر مطالب صفحات حوادث روزنامه ها و خبرگزاری ها بویژه در صفحات حوادث یا جامعه موید مطلب فوق است.
فراموش نشود که نهایت و نتیجه این نوع ارتباطات پنهانی چیزی جز ندامت نخواهد بود،گرچه گاهی اوقات ممکن است خیلی دیر به این نتیجه برسیم.تعامل و گفتگوی بیشتر زوجین با یکدیگر،درک متقابل،آشنایی با روابط جنسی سالم و لذت بخش، محبت بشتر به یکدیگر،حفظ حریم خصوصی خانواده درچارچوب موازین دینی، مدیریت رفتار و گفتار در روابط خانوادگی با دیگران و ...می تواند در کنترل این نوع خیانت ها تاثیر گذار باشد.

8 اشتباه‌ خانم‌ها که زندگی مشترک را به خطر می‌اندازد

اگر از آن دسته زن‌هایی هستید که گمان می‌کنید ارتباط زناشویی، در آخرین ردیف اولویت‌های زندگی مشترک است، در اشتباه هستید. گمان نکنید مردی که عاشق‌تان است، به جسم شما نیازی ندارد و تنها به تفکرات و کلام شما اهمیت می‌دهد.
درست است که ما بیشتر از مادران‌مان درس خوانده ایم  و زندگی اجتماعی پررنگ‌تری داشته‌ایم، اما بسیاری از ما، هنوز راه و رسم درست زندگی کردن را نمی‌دانیم. گاهی می‌خواهیم با کپی کردن از زندگی مادرانمان یا زنان دیگر، کار خود را راحت کنیم و گاهی هم فكر می‌کنیم با امضای عقدنامه، وارد یک مسابقه یا یک معادله بیش از حد پیچیده می‌شویم، اما زندگی نه میدان جنگ است و نه بازار رقابت. بخواهیم یا نخواهیم باید بپذیریم که دوره و زمانه عوض شده و بیشتر قانون‌های نانوشته زناشویی هم تغییر کرده است، اگر نمی‌خواهید از موج این تغییرات جا بمانید و به دنبال یک زندگی آرام و موفق هستید، در ادامه این مطلب با ما باشید.

اشتباه اول: باید مثل من شود

یکی از اشتباه‌هایی که بسیاری از دختران قبل از ازدواج مرتکب می‌شوند، اصرار به هم شکل شدن است. آنها فکر می‌کنند قبل از شروع زندگی باید گربه را دم حجله كشت و برای این کار تلاش می‌کنند همسر آینده‌شان را با دعوا، قهر، خواهش و هر راه دیگری که می‌دانند عوض کرده و شبیه خود کنند. آنها فکر می‌کنند هم‌شکل بودن و هم‌رنگ بودن، تضمینی برای ازدواج موفق است، اما اشتباه می‌کنند. اگر شما هم چنین فکری را در سر دارید، نباید فراموش کنید که شما و همسرتان، از 2خانواده و 2فرهنگ متفاوت هستید و هرگز نمی‌توانید دنیا را از یک دریچه ببینید. شما تجربه‌ها و باور‌های متفاوتی دارید و تا زمانی که در تعارض با هم قرار نگیرید و از این باور‌ها چماقی برای کوبیدن هم نسازید، تهدیدی متوجه‌ شما نخواهد بود.

هیجان را با عشق اشتباه نگیرید

اشتباه دوم: باید برای هم بمیریم

عاشق شدن، هیجان‌انگیزترین بخش زندگی است؛ بخشی که می‌تواند شروع یک زندگی مشترک را لذت‌بخش‌تر کند، اما گمان نکنید برای چنین شروعی، نیاز به یک زندگی افسانه‌ای دارید. درست است که باید خواستگار‌تان را دوست داشته باشید اما عشق آنقدر ساده نیست که در هر شرایطی سر و کله‌اش پیدا شود. اگر یک دوره نامزدی کوتاه را گذرانده‌اید و احساس می‌کنید بی‌اندازه عاشق هستید، باید بگوییم که بیشتر از عشق درگیر هیجان شده‌اید، چیزی که می‌تواند چنین حدی از علاقه را به‌وجود بیاورد، موضوعات ساده یک نامزدی کوتاه مدت نیست، بلکه حمایت و درکی است که در موقعیت‌های پیچیده‌تر زندگی می‌بینید و باعث می‌شود که هر روز، بیشتر حس کنید که این مرد، همان مرد رؤیاهای شماست. همان یک نفری که برای شما به دنیا آمده و امروز کنار‌تان است.

عشق هرگز نمی‌میرد

اشتباه سوم: عشق با گذشت زمان تمام می‌شود

بعضی‌ها فکر می‌کنند گذشت زمان می‌تواند عشق را محو کند و به همین دلیل تن به ازدواج با کسی می‌دهند که هیچ علاقه یا کششی نسبت به او ندارند، اما اگر شما یک عاشق واقعی باشید و برای این موضوع هزار و یک دلیل داشته باشید، آنچه با گذشت زمان از زندگی شما بیرون می‌رود، عشق‌ نیست بلکه هیجان و ساده‌انگاری‌ای است که ممکن است در ماه‌های اول رابطه، شما را شجاع‌تر و ماجراجوتر کند و به شما این حس را بدهد که تنها عاشق روی زمین هستید،اما کنار رفتن پرده هیجان از این حس، موضوعی نیست که برای آن سوگوار باشید. یک عشق واقعی می‌تواند با آرامش و روزمرگی هم همراه شود. در چنین شرایطی شما از همسرتان فاصله نگرفته‌اید، بلکه به مراحل بالاتری از دوست‌داشتن رسیده اید که با آرامش بیشتر و هیجان کمتر همراه است.

گاهی هم دعوا کنید

اشتباه چهارم: یک زندگی موفق، زندگی بدون بحث است

بسیاری از زوج‌ها، بحث و دعوا را نقطه پایانی خوشبختی‌شان می‌دانند. خیلی از آنها به دلیل چنین تفکری اختلاف‌نظر‌شان را در دل‌شان نگه می‌دارند و می‌خواهند با سکوت‌شان جلوی بحث را بگیرند، اما نباید فراموش کنید که ترس از دعوا، نشانه خوشبختی شما نیست. یک زوج خوشبخت می‌توانند اختلافات‌شان را به راحتی با هم در میان بگذارند و حتی برای موضوعاتی که ارزش حیاتی برایشان دارد، بجنگند و پیروز شوند. یک زوج ایده‌آل روی یک خط صاف پرلبخند زندگی نمی‌کنند. آنها به اختلاف نظر هم برمی‌خورند و گاهی از هم دلخور می‌شوند، اما تفاوت‌شان با دیگران این است که با هوشمندی از پس چنین مسائلی برمی‌آیند و به جای دلخوری‌های بی‌مورد، از این بحث‌ها درس می‌گیرند.

کلیشه‌ها را فراموش کنید

اشتباه پنجم: مسئولیت اداره زندگی بر عهده مرد است

دوره و زمانه عوض شده. درست است که هنوز هم در بسیاری از خانواده‌ها، مسئولیت‌های مالی و بسیاری وظیفه‌های دیگر بر عهده مردان است،‌ اما این موضوع نباید باعث شود که با بی‌خیالی خودتان را به حاشیه ببرید و فقط ناظر تلاش‌های او باشید. اگر می‌خواهید زندگی موفق و آرامی داشته باشید، از همان اول سنگ‌ها را وا بکنید و مسئولیت‌ها را تقسیم کنید. این تقسیم‌بندی را می‌توانید بر اساس علایق و توانایی‌هایتان انجام دهید. اگر همسر شما آشپز بهتری است و شما درآمد بیشتری دارید،‌ می‌توانید کلیشه‌ها را کنار بگذارید و هر کدام سهم بیشتری از کاری که در آن توانمند‌تر هستید برعهده بگیرید. قرار نیست شما مثل والدین‌تان زندگی کنید، بلکه می‌توانید با تفاهم و بدون ترس از قضاوت دیگران، در همه بخش‌های این زندگی سهیم شوید و تنها برای آرامش بیشتر و کمتر کردن تنش‌ها تلاش کنید.

به همه‌جوانب اهمیت بدهید

اشتباه ششم: خودم را دوست دارد نه جسمم را

اگر از آن دسته زن‌هایی هستید که گمان می‌کنید ارتباط زناشویی، در آخرین ردیف اولویت‌های زندگی مشترک است، در اشتباه هستید. گمان نکنید مردی که عاشق‌تان است، به جسم شما نیازی ندارد و تنها به تفکرات و کلام شما اهمیت می‌دهد. ازدواج، راهی مشروع و پسندیده برای برقراری یک رابطه سالم جسمانی هم هست. حق شما و همسرتان است که از چنین رابطه‌ای هم بهره ببرید و با کمک آن پایه‌های زندگی‌تان را هم محکم‌تر کنید. اگر شما می‌خواهید زندگی مشترک موفقی داشته باشید، باید به همه ابعاد یک رابطه توجه کنید و هیچ بعدی را فدای دیگری نکنید.

امتحان‌های سخت نگیرید

اشتباه هفتم: اگر مرا دوست داشته باشد، هر کاری می‌کند

درست است که عشق قدرت می‌آورد، اما قرار نیست که از مرد زندگی‌تان، به گناه عاشق شدن، یک فرد ضعیف و زیردست بسازید. بسیاری از زن‌ها گمان می‌کنند اگر مردی عاشق‌شان باشد، به خاطر آنها همه پل‌های پشت سرش را خراب می‌کند و به هیچ چیز دیگری جز فرد مورد علاقه‌اش توجه نمی‌کند. بیشتر زن‌ها با چنین تفکری، همسرشان را در معرض آزمایش‌های سخت قرار می‌دهند و به او می‌گویند اگر مرا دوست داری، باید هرچه را که می‌خواهم، انجام دهی، اما واقعیت این است که چنین مردی، یک مرد عاشق نیست؛ بلکه فردی ضعیف، بی‌پناه و منفعل است. یک عاشق واقعی هرگز به خاطر حسش از اصول و منطقش نمی‌گذرد، بلکه سعی می‌کند حسش را با عقلانیت همراه کند و از این راه به پیشرفت بهتر آن کمک می‌کند.

شوهرتان قدر شما را می‌داند

اشتباه هشتم: مردها ارزش حمایت را نمی‌فهمند

نمی‌گوییم که همه مردهای جهان، آنقدر منطق و انصاف دارند که همه حمایت‌ها و کمك‌‌هایتان را درک کنند و همیشه آنها را در ذهن داشته باشند، اما می‌گوییم اگر با مردی شایسته ازدواج کرده‌ باشید، می‌توانید مطمئن باشید که او کوچک‌ترین همدلی‌های شما را می‌بیند و همیشه آنها را در ذهنش نگه می‌دارد. مردها خیلی راحت تفاوت شما با زنان دیگر را می‌بینند و بیشتر وقت‌ها شما را با زنان دیگر مقایسه می‌کنند.

اگر می‌خواهید در زندگی مشترک‌تان موفق باشید، به آدم‌های اطراف‌تان خوب نگاه کنید. چه خصوصیاتی در زنان دیگر وجود دارد که همسرتان از آنها بیزار است و چه ویژگی‌هایی را در زنان دیگر تحسین می‌کند؟ مطمئن باشید اگر آن خصوصیات منفی را حذف کنید و چند قدم به آن ویژگی‌های تحسین‌شدنی نزدیک‌تر شوید، همسرتان حتما قدر شما و تلاش‌های‌تان را می داندو شما و زنان دیگر را به یک چشم نمی‌بیند.

آیت‌الله مکارم شیرازی :اگر مهریه عندالمطالبه و عندالقدره و الاستطاعه باشد، هیچ فرقی در شرع اسلام ندا

آیت‌الله مکارم شیرازی در دیدار با اعضای فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی درباره ازدواج و مهریه نظرات خود را بیان کرد. 


آیت الله مکارم شیرازی در این دیدار به مساله ازدواج و مهریه اشاره کرد و گفت: در مساله ازدواج یک بعد آن مسائل حقوقی است که فشار فزاینده‌ای به جوانان وارد می‌کند، این مساله را به رییس قوه قضاییه اعلام کردیم. به نظر من شجاعت این کار به علت وجود برخی از قوانین در این زمینه وجود ندارد و به نظر من مجلس باید وارد این عرصه شود.

وی گفت: اگر مهریه عندالمطالبه و عندالقدره و الاستطاعه باشد، هیچ فرقی در شرع اسلام ندارد و نباید این دو مساله را هم دیگر جدا کرد و عنوان کرد که عندالمطالبه قابل پیگیری است اما عندالاستطاعه قابل پیگیری نیست. در حالی که در شرع اسلام هر دو قابل پیگیری است و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارد.

استاد برجسته حوزه علمیه قم گفت: جوان را به زندان می اندازند تا ثابت شود اعسار دارد، در حالی که این کار از نظر شرع اسلام درست نیست و نباید این افراد زندانی شوند؛ خدمت مقام معظم رهبری عرض کردم و ایشان دستور آزادی زندانیان مهریه را صادر نمودند و به نظر من اصل اعسار درست است و نباید برای اثبات اعسار فرد را زندانی کرد، بلکه باید در صورت وجود مدرک تمکن مالی از راه های قانونی با آن مساله برخورد شود.

وی افزود: متأسفانه می بینیم در برخی از احکام مرد را محکوم می کنند تا زمانی که مهریه را کاملا به زن ندهد، زن حق دارد که به منزل مرد نرفته و از وی تمکین نکند و اگر ما حمل بر تقسیط مهریه نیز بگذاریم گاها برای پرداخت یک مهریه کامل مرد به زن بیش از چهل سال و یا بیشتر زمان لازم است و مرد در این صورت هم باید اقساط مهریه و نفقه زن را بدون تمکیل وی بپردازد که این از لحاظ شرعی مورد اشکال است.

آیت الله مکارم شیرازی ادامه داد: شرع حکم می کند هم زمان با پرداخت اولین قسط از بدهی مهریه مرد به زن، زن ملزم به تمکین مرد و بازگشت به منزل شوهر می باشد، این مسائل را باید مجلس مورد پیگری قرار دهد تا شاهد افزایش معضلات اجتماعی و کاهش آمارهای ازدواج و افزایش سنین ازدواج در جامعه نباشیم.