دختري در گرداب عشق خياباني!

ديگر توان رو به رو شدن با خانواده ام را نداشتم هرکسي از هر طرف مي رسيد به من گوشه و کنايه مي زد. ديگر تحمل زخم زبان هاي اطرافيانم را هم نداشتم. براي همين تصميم گرفتم از خانه و محيط روستايمان فرار کنم.
سيما دختري ۲۸ساله وقتي وارد اتاق مددکار اجتماعي کلانتري ۲۶گلشهر شد با صورتي درهم کشيده و عصبي جواب سلام کارشناس مددکار اجتماعي را پاسخ گفت. ا

و در جواب خانم مشاورکه پرسيد ماجراي زندگي ات را برايم بگو با عصبانيت گفت: چي مي خواي برات بگم مگه وضع من رو نمي بيني؟ چي رو برات تعريف کنم؟ اين که با يک لحظه فريب خوردن بي آبرو شدم؟ اين ها رو مي خواي بدوني نه؟... اين ها را گفت و گريه کرد. پس از مدتي کم کم وقتي گريه هايش تمام شد و فهميد مشاور کلانتري قصد کمک به او را دارد شروع به صحبت کرد.

سيما ماجرايش را اين طور شرح داد: هميشه دوستان و اطرافيانم به من مي گفتند تو خيلي غرور داري و به هيچ پسري محل نمي گذاري و هيچ کسي جرأت ندارد نگاه چپ به تو کند. من هم از اين که ديگران مغرور خطابم کنند لذت مي بردم و افتخار مي کردم که جذبه ام باعث مي شود پسرها از من حساب ببرند. هميشه خوش پوش و خوش لباس بودم و دوست داشتم شيک بپوشم و از نظر ديگران آدم جذابي باشم و ديگران را به سمت خودم جذب کنم و در عين حال به هيچ کس به خصوص هيچ پسري محل نگذارم.

ما در يکي از روستاهاي اطراف مشهد زندگي مي کنيم و اين طرز لباس پوشيدن و بي محلي در يک محيط کوچک باعث شده بود تا همه از من تعريف و تمجيد کنند و تعريف از من نقل همه محفل ها شود. حدود ۴ماه پيش بود که منصور پسر خوش تيپ و خوش لباسي که هر روز سر راهم قرار مي گرفت، از من خواستگاري کرد ولي وقتي موضوع را به برادرم گفتم، او به دليل اين که منصور کار درست و حسابي ندارد و اعتياد هم دارد با ازدواجمان مخالفت کرد. ولي من با اين همه غرورم نمي دانم چطور شد که عاشق و دلباخته منصور شدم و حرف هاي برادرم هيچ اثري در من نکرد. چشم و گوشم به روي همه چيز بسته شده بود. کم کم منصور با حرف هاي شيريني که به من مي زد خودش را در دلم جا کرد و من هم رام او شدم.

سيما سري به نشانه تأسف تکان داد و اشک در چشمانش حلقه زد و در حالي که افسوس کارهاي گذشته را مي خورد، گفت: حالا ديگر من آن سيمايي نبودم که همه به او افتخار مي کردند. روزي که با هم به خانه منصور رفته بوديم تا مثلا براي آينده مان برنامه ريزي کنيم، منصور وقتي من اصلا متوجه نبودم از من فيلم مي گرفت و زماني که برادرم آب پاکي را روي دستش ريخت و به او جواب منفي داد، فيلمي را که از من گرفته بود، در روستا پخش کرد. روزي که مي خواستم سر قبر پدر خدابيامرزم بروم، موتور سواري از کنارم رد شد و گفت: فيلمت رو موبايل همه هست. اول به او توجهي نکردم. همين طور که در مسير مي رفتم چند تا متلک مشابه ديگه هم شنيدم. به فکر رفتم و عصر آن روز پيش يکي از دوستان بسيار صميمي ام رفتم. دوستم بعد از کلي مقدمه چيني تلفن همراه اش را آورد و براي يک لحظه تمام دنيا روي سرم خراب شد آخر اين فيلم من بود که روي تمام گوشي ها پخش شده بود و دليل اين همه متلک را فهميدم. از اون روز دنيا برايم تيره و تار شده بود. چرا من به اين جا رسيده بودم که مضحکه خاص و عام شوم. مني که هيچ کس نتوانسته بود کوچک ترين خطايي از من ببيند. چرا خام حرف هاي منصور شده بودم و چرا منصور با من اين کار را کرد؟ همه اين ها سوالاتي بود که هر روز مرتب از خودم مي پرسيدم. آخر چرا؟...

از آن روز به بعد هر وقت جايي مي رفتم يا خانه فاميلي مي رفتم متلک ها بود که نثارم مي شد. يک روز خانه دايي ام رفتم تا کمي روحيه ام عوض شود اما تا دايي ام مرا ديد خيلي راحت گفت: سيما ديگر اين طرف ها نيا من در اين محله آبرو دارم.

آن روز خيلي دلم شکست اما ديگر چاره اي نداشتم. برادرم که حالا خبرها به او هم رسيده بود، با عصبانيت به خانه آمد و مرا به باد کتک گرفت و هرچه فحش و بد و بيراه بود نثارم کرد. هرچه خواهرم خواست جلوي او را بگيرد نتوانست، آخر سر برادرم گفت: سيما جُل و پلاست را از اين جا جمع مي کني و مي روي ديگر نمي خواهم ريخت نحست را ببينم. تو آبروي چندين و چند ساله ما را بردي. آخر چرا با ما اين کار را کردي؟

وقتي برادرم رفت، تصميم گرفتم از خانه و محيط روستا که همه در آن به چشم ديگري به من نگاه مي کردند فرار کنم چرا که هم روي نگاه کردن به صورت برادرم را نداشتم، هم از اين همه متلک خسته شده بودم. مي خواستم بروم يک گوشه اي که خودم باشم و خودم و براي خودم کاري دست و پا کنم تا از شرهمه آدم هاي دور و برم راحت بشوم.

خيلي با خودم فکر کردم که به کجا بروم آخر من هيچ کسي را نداشتم. مادرم هم به بيمارستان پيش برادرم که تصادف کرده، رفته بود. چند بار به فکر خودکشي افتادم ولي از آخر و عاقبت اين کار ترسيدم. لباسم را با عجله پوشيدم و دو دست لباس برداشتم و رفتم لب جاده! خودرويي ايستاد و سوار شدم. به راننده گفتم مي خواهم به مشهد بروم. راننده هم تا مرا شناخت شروع کرد به متلک گفتن! ديگر از زخم زبان هاي مردم هم به تنگ آمده بودم. اما خودم کرده بودم که لعنت بر خودم باد!

هرجا پا مي گذاشتم اوضاع همين بود. ديگر نمي خواستم در روستا بمانم تا انگشت نماي اين و آن شوم. اشتباه کرده بودم و به اشتباهم پي برده بودم ولي اطرافيانم نمي خواستند از اشتباهم بگذرند. وقتي به مشهد رسيدم سراغ يکي از دوستانم رفتم و شب خانه آن ها ماندم. دوستم خيلي آدم باشخصيتي بود و با شوهرش کار مي کرد. ماجرا را برايش تعريف کردم و از او خواستم کاري برايم پيدا کند ولي او با احترام گفت: هر وقت رضايت خانواده ات را گرفتي بيا من در خدمتم. هيچ کس جرأت نمي کرد با من همراهي کند. چرا که مهر بي شرمي روي پيشاني ام خورده بود. از دوستم خداحافظي کرد. جايي براي ماندن نداشتم تا اين که به فکرم رسيد به خانه يکي از دوستان بسيار قديمي ام که سال ها از او خبري نداشتم، بروم. مريم نسبت به من وضعيت بدتري داشت او هم معتاد شده بود و با مادر پيرش تنها زندگي مي کرد. آدم ديگري شده بود جرأت اين را که به او چيزي بگويم نداشتم. يک شب هم آن جا سر کردم صبح که از خواب بيدار شدم مريم که يک جورهايي فهميده بود از خانه فراري ام و مشکلي دارم با بي شرمي تمام از من خواست تا به خانه خالي بروم و جوابگوي چند تا آدم هم تيپ خودش باشم. من که ديگر طعم تلخ اشتباهاتم هنوز زير زبانم بود، النگوي دستم را در آوردم به طرفش انداختم و گفتم: مريم تو درباره من چطور فکر مي کني؟ من حاضرم مالم را بدهم ولي ديگر آبرويم نرود. با عصبانيت وسايلم را جمع کردم و راهي يک مسافرخانه شدم.

با اين که مي دانستم آن جا به افراد مجرد جا و مکان نمي دهند، ولي دلم را به دريا زدم و رفتم. هر جا مي رفتم همه به يک چشم ديگر به من نگاه مي کردند. با هزار التماس براي يک شب مسئول مسافرخانه اي به من يک اتاق اجاره داد. روز بعد با صداي در از خواب بيدار شدم. ديدم مأموران اداره نظارت بر اماکن عمومي آمدند و از من خواستند تا همراهشان بروم. من هم که از در به دري خسته شده بودم و اين چند روز با اتفاقات ناخوشايند زيادي رو به رو شده بودم و منتظر فرصتي بودم تا به جايي پناه ببرم، از خدا خواستم و به همراه آ ن ها به کلانتري آمدم، حالا هم پشيمان از کرده ام هستم و مي خواهم بروم به جايي که هيچ کس مرا نشناسد تا زندگي آرام و راحتي داشته باشم و دوباره با آبرو زندگي کنم. مي خواهم به خانواده ام ثابت کنم من اشتباه کردم و دوباره مي خواهم همان سيماي سابق باشم. اي کاش هيچ وقت فريب حرف هاي به ظاهر عاشقانه منصور را نمي خوردم و اين قدر سادگي نمي کردم تا امروز آواره و سرگردان شوم.

نظرکارشناسي پليس پيشگيري


رئيس پليس پيشگيري خراسان رضوي درباره اين ماجرا گفت: يکي از معضلات اجتماعي جديد که در سال هاي اخير بسيار درباره آن صحبت شده است، پديده «فرار دختران» است که اگر درباره آن چاره انديشي نشود، زمينه ساز بسياري از مشکلات بزرگ در جامعه خواهد بود.

سرهنگ عباس چالاکي افزود: وجود اختلال هاي شخصيتي و رواني و مشکلات عاطفي و دلبستگي هاي واقعي و کاذب ارضا نشده، الگوپذيري هاي نادرست، ارتباط با جنس مخالف، شناخت و اطلاعات نادرست و اعتماد به نفس پايين از جمله عوامل مهم فرار به حساب مي آيند.

وي اضافه کرد: «دختران فراري» با فرار خود جداي از مسائل شخصيتي و مشکلات عاطفي و روحي خويش به گسترش روزافزون فساد و فحشا در جامعه نيز کمک مي کنند و با رواج دادن بيماري هايي مانند «ايدز»، سلامت کل جامعه را به خطر مي اندازند. دختران بدسرپرست و بي سرپرست و دختراني که گرفتار مشکلات اخلاقي مي شوند و در محيط کوچک زندگي مي کنند به دليل فرار از محيط کوچک و با خيال رسيدن به آرامش از خانواده آشوب زده و محيط پرتنش مي گريزند و گمان مي کنند با فرار از محيط و خانواده تمامي مشکلات آنان به يک باره حل خواهد شد.

اين مقام ارشد انتظامي تصريح کرد: بيشتر آنان به دليل فقر فرهنگي، اقتصادي و تربيتي خانه را ترک مي کنند و به شهرهاي بزرگ تر پناه مي برند و با پرسه زدن در خيابان هاي اصلي شهر و حتي مساجد و زيارتگاه ها سرپناهي براي خود مي جويند.

وي ادامه داد: آن ها مي خواهند به يک زندگي بهتر با شرايطي مطلوب تر برسند و آرامش وامنيت و محبت را تجربه کنند هرچند در آغازين روزهاي فرار آنان نمي خواهند درگير مسائل جرم زا و غيراخلاقي شوند، ولي خواه ناخواه دچار آسيب هاي جدي در جامعه وچالش هاي مختلفي مي شوند.

سرهنگ چالاکي خاطرنشان کرد: يکي ازاين چالش ها، اين است که آنان در دام گروه هاي سازمان يافته اي مي افتند که هدفشان بهره برداري گسترده از دختران در باندهاي فساد و قاچاق است.

کدام همسران خیانت می‌کنند؟

«مردان بیشتر از زن‌ها خیانت مي‌كنند» یا «مردان خیانتکارترند» اینها جمله‌هایی است كه خیلی از ما شنیده‌ایم. مي‌گويند به طور متوسط مردان 10 برابر بیشتر از زنان هورمون تستوسترون (هورمون جنسی که اعتماد به نفس را زیاد می‌کند و فرد را جاه‌طلب‌تر می‌کند) در بدن‌شان وجود دارد اما اینکه ژن خیانت در بدن کدام مردان است یا چرا برخی از زنان و مردان به همسران‌شان خیانت می‌کنند؟
«مردان بیشتر از زن‌ها خیانت مي‌كنند» یا «مردان خیانتکارترند» اینها جمله‌هایی است كه خیلی از ما شنیده‌ایم. مي‌گويند به طور متوسط مردان 10 برابر بیشتر از زنان هورمون تستوسترون (هورمون جنسی که اعتماد به نفس را زیاد می‌کند و فرد را جاه‌طلب‌تر می‌کند) در بدن‌شان وجود دارد اما اینکه ژن خیانت در بدن کدام مردان است یا چرا برخی از زنان و مردان به همسران‌شان خیانت می‌کنند؟ سؤالی است که بسیاری از زنان از خود می‌پرسند و همیشه و همه‌جا این ترس همراه آنهاست که مبادا روزگاری زنی دیگر وارد زندگی شوهرشان شود و همه چیز بر باد رود؟ پروفسور حسین باهر در سیب‌سبز همراه شماست تا برخی پرونده همیشه داغ خیانت را برای‌تان تشریح کند.

چه شخصیت‌هایی خیانت مي‌كنند

ما نمی‌توانیم بگوییم که تمام خیانت‌ها دقیقا شبیه هم هستند و تمام افرادی هم که خیانت مي‌كنند، تیپ شخصیتی یکسانی دارند اما به طور حتم، انواع خیانت‌ها ریشه در ویژگی‌های شخصیتی هر فرد دارد. ولع جنسی جزء موارد است که در مردان ما بسیار مشکل‌ساز شده است. مشکلی که تعدادی از مردان حتی از بی‌رویه بودن آن در خود رنج می‌برند. مردانی که در کوچک‌ترین برخورد خود با جنس مخالف دچار آشوب می‌شوند، دچار بیماری فعالیت بیش از حد جنسی هستند که به‌راحتی با مراجعه به پزشک هورمون‌تراپی می‌توانند تعادل در روابط خود و حد و حدود آن را ایجاد کنند.

بی‌رنگی اعتقادات و بی‌دینی در بخش کوچکی از جامعه هم نکته بسیار مهم دیگری است که متاسفانه بین سنین پایین‌تر مد شده است که خود مشکلات فراوانی را به‌دنبال دارد. وصل و فصل‌های مکرر و زودهنگام و بی‌بند و باری‌های ناشی از آن در مردان به دلیل تنوع‌طلبی و کمرنگ شدن صداقت و ارزش‌های دینی و بی‌توجهی همسر پس از تولد اولین فرزند و حتی جداسازی بستر از سوی زن هم موجب می‌شود تا برخی از مردان به دنبال تامین نیازهای جنسی خارج از محیط خانواده باشند.


ریشه خیانت کجاست؟

خیانت و دلایل و کشش‌های آن کاملا خلاف اخلاق به نظر می‌رسد اما مرزبندی اخلاق به ما نشان خواهد داد که این اتفاق تا کجای ماجرا تقصیر طرفین است.  رعایت حقوق جنسی طرف مقابل در روابط اجتماعی ما به شکلی که شخصیت در آن مخدوش نشود از هر چیزی مهم‌تر است. به هنگام قرار ازدواج زن و مرد متقابلا متعهد می‌شوند رفتار جنسی‌شان را طوری تنظیم کنند که  شخصیت طرف مقابل عرفا مخدوش نشود.

 اولین مورد کم‌توجهی همسران نسبت به یکدیگر بعد از ازدواج است. دختر یا پسری که پیش از ازدواج طرف خود را مرد یا زن رؤیاهای‌شان می‌دیدند بعد از مدتی که دوران فصل‌شان به وصل رسیده دلزدگی نسبت به هم پیدا مي‌كنند. این بی‌تفاوتی‌ها در ازدواج‌های امروز نسبت به قدیم بیشتر دیده مي‌شود که این ماجرا بی‌دلیل اتفاق نمی‌افتد. خانمی که در منزل برای خود به اندازه‌ای که به ظاهرش برای بیرون رفتن اهمیت می‌دهد وقت نمی‌گذارد یا همسری که تمام خستگی و انرژی منفی محیط کارش را با خود به خانه می‌آورد طبیعی است که بعد از مدت کوتاهی درهای بی‌توجهی را روی همدیگر باز مي‌كنند.

 مسئله بعدی مسئله مالی است که این روزها بیش از هر چیز پایه زندگی‌ها را تشکیل می‌دهد؛ موردی که تا چند سال پیش به این اندازه مشکل‌ساز نبود. اگر مردی نتواند برای شروع زندگی مقدار قابل قبولی پول برای تامین زندگی خود دست و پا کند در همان اوایل زندگی زن با ویژگی‌هایی که دارد ممکن است با وعده و وعیدهای باطل محیط، دچار لغزش شود و به راحتی با ویژگی‌های مردانه تحت اغوا قرار گیرد و بلغزد.

 بحث تنوع‌طلبی بخش دیگری است که امروزه روز دامن خیلی‌ها را گرفته است. اینکه گروهی از مردان از امکاناتی که در اختیار دارند استفاده مي‌كنند تا با ایجاد روابط متعدد علاوه بر به هم زدن زندگی آرام خود، سرگشتگی ناشی از بی‌سامانی‌های رابطه‌های خود را از یاد ببرند.

  مورد دیگر توجه نکردن به ویژگی‌های جسمی دو طرف است. اینکه یک فرد بنا به هر دلایلی زودتر از موعد یائسگی را تجربه مي‌كند هم مشکل بزرگ دیگری است که روابط را سرد و طرف دیگر را به سمت روابط دیگر و برآورده کردن نیاز خود سوق می‌دهد. از کار افتادگی جنسی مشکلات زیادی را به زندگی وارد می‌کند اما متاسفانه راه‌حلی در این مورد برای هیچ‌یک از طرفین به جز جدایی در قانون و عرف تعریف
 نشده است.

ما امانتدار خوبی نیستیم

مسئله خیانت زمانی در ازدواج مطرح مي‌شود که فردی با وجود داشتن همسر با فرد دیگری هم رابطه جنسی داشته باشد. این در حالی است که خیانت در ازدواج و زندگی زناشویی، صرفا به معنای داشتن رابطه جنسی و بسیار عمیق افراد متاهل با فردی جز همسرشان نیست بلکه حتی فکر کردن به شخص دیگری جز همسر، صحبت کردن هر روزه با او، پیامک زدن مداوم به او یا برقراری رابطه دوستانه مستمر از طریق چت کردن هم می‌تواند خیانت به همسر محسوب شود، حتی اگر فردی در ذهن خودش عاشق فرد دیگری جز همسرش باشد و آن شخص سوم هم از این عشق بی‌خبر باشد، باز هم نوعی خیانت در زندگی زناشویی اتفاق افتاده است. در دهه گذشته گرایش به خیانت به همسر در جامعه ما بسیار افزایش یافته است. از بین رفتن عشق و علاقه، زیبا به چشم نیامدن همسر، سهل‌انگاری همسران، هوسرانی، عقده‌های جنسی، اخلاق و رفتار غیرقابل تحمل همسر، بی‌خطر شمردن خیانت، زیاده‌خواهی و تنوع‌طلبی را از دلایل اصلی خیانت و بی‌وفایی همسران به یکدیگر می‌دانند. هر چیزی در این دنیا چه مادی و چه معنوی به طور موقت نزد ما امانت است. وقتی چیزی یا کسی را به امانت می‌گیریم این وظیفه ماست که به خوبی از آن مراقبت کنیم. ماجرای روابط مرد و زن نیز به همین صورت است که دو طرف یکدیگر را برای مدتی به امانت در کنارشان دارند و در تمام این دوران باید از چیزهای مشترکی که بین هم دارند به شدت محافظت کنند. 2 نفری که با هم ازدواج مي‌كنند تعهد مي‌بندند که تمام امور جنسی و جسمی‌شان صددرصد متعلق به همدیگر باشد.

رفتار با همسر خیانتکار

در برخورد با همسر خیانتکار پیش از هر چیز رفتن سراغ یک مشاور زبده ضروری است چراکه پیش از هر چیز باید علل این اتفاق روشن شود. اینکه چرا همسرمان سراغ فرد دیگری رفته دلایلی دارد که با کندوکاو در رفتارها و عملکرد شما در زندگی مشترک مشخص خواهد شد. همسرانی در روابط خود بی‌بند و بار و بیمار هستند که مسائل جبران‌ناپذیری را در زندگی‌شان رقم می‌زنند، به‌خصوص در برخورد با همسر بیمار پزشکانی هستند که با هورمون‌تراپی مشکلات فعالیت بیش از حد هورمون‌ها را برطرف مي‌كنند خانم‌ها باید دلایل این اتفاقات را بررسی کنند، علت این رفتار را بیابند و نگاهی به رفتار و عملکردهای خودشان در زندگی مشترک داشته باشند و از تصمیم‌گیری‌های عجولانه بپرهیزند. بیشتر افراد وقتی با این وضع روبه‌رو می‌شوند فورا از طلاق حرف می‌زنند. بهترین کار این است كه بعد از ماجرا، سراغ مشاور بروند و مسائل را حل کنند و یک بازنگری در رابطه‌شان داشته باشند. با همه این موارد اگر دیدید شرایط زندگی فعلی‌تان سخت است، در نظر بگیرید اگر جدا شوید آیا شرایط بهتر مي‌شود یا بدتر.


سریال‌های ماهواره‌ای؛ منبع ترویج خیانت

سریال‌های ماهواره‌ای که بسیاری از آنها این روزها سر زبان‌ها افتاده درپی ترویج خانواده‌های بی‌ سر و سامان و لجام‌گسیخته و عادی جلوه دادن خیانت، عادی جلوه دادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج، در میان نوجوانان و جوانان است. این وضعیت تنها در ایران نیست. گفته مي‌شود يك سريال تركي كه سال گذشته در كشورهاي عربي پخش مي‌شد، آن‌قدر روي آنها تاثير گذاشت كه باعث جدايي بسياري از زنان عرب از همسران‌شان شد، در صورتي كه اين سریال از داستاني كاملا ساده و عشقي برخوردار بود.

تاثیرات منفی و بی‌شمار این سریال‌ها به هیچ‌عنوان قابل کتمان نیست. متاسفانه اکثر سریال‌هایی که در تلویزیون ما پخش مي‌شود برای جوانان قانع‌کننده و دلچسب نیست و آنها را نه‌تنها قانع نمی‌کند بلکه حریص می‌کند، به‌دليل همین است که می‌روند سمت این سریال‌ها؛ سریال‌هایی که به‌شدت بدآموزی دارند؛ بدآموزی‌های جنسی، گرایش به زندگی بی‌بندوبار و طلاق‌های راحت و رابطه با چند نفر در آن واحد و اینها بدآموزی دارد.

منبع: مجله سیب سبز

انتخاب همسر با 40 هزار تومان؛ کاملا قانونی


با گسترش جوامع و توسعه تکنولوژی و از طرفی کوچک شدن خانواده‌ها مسئله همسریابی و انتخاب همسر امروزه به یکی از دغدغه‌های بسیارمهم جوانان تبدیل شده است. اخیرا نیز معاون ساماندهی امورجوانان وزارت ورزش و جوانان با تاکید بر اینکه باید برای مقوله همسریابی جوانان که از مطالبات خانواده‌هاست فکر اساسی شود. گفته است باید بر روی سایت‌های مورد قبول نظام کار کارشناسی و مطالعات علمی صورت بگیرد تا به یک ساختار قابل قبول برسیم.

به گزارش ایسنا،در شرایط کنونی دغدغه همسریابی است که باعث رشد قارچ گونه سایت‌های همسریابی شده و فرصت را برای سوءاستفاده این سایت‌ها ایجاد کرده است اما به غیر از سایت هایی که به شکل غیرمجاز فعالیت می کنند مراکزهمسریابی نیز وجود دارد که با دریافت مجوز از وزارت کشور به فعالیت می پردازند و افراد با مراجعه حضوری و صرف هزینه اندک، 40 هزار تومان اقدام به همسرگزینی می کنند.

نگرش جامعه نسبت به مراکز همسریابی

اگرجلوی سواستفاده سایت‌های همسریابی گرفته شده و مشکل صحت اطلاعات در این سایت‌ها نیز حل شود، باز هم مسئله اصلی نگرش منفی جامعه به این گونه سایت هاست. با وجود آن که جوانان نسبت به مسئله همسرگزینی دغدغه دارند و شاید برای انتخاب همسر ایده ال خود دست به بسیاری از کارها بزنند و حتی در کوچه و خیابان به دنبال همسر مناسب خود بگردند اما نگرش مثبتی در جامعه به مراکز همسریابی وجود ندارد.

اکثر دختران اذعان می کنند: نگاه جامعه نسبت به ثبت نام در این گونه سایت‌ها به منزله نداشتن خواستگار است و این مسئله می‌تواند در زندگی زناشویی باعث سر کوفت‌هایی از سوی خانواده همسرانمان در آینده شود .از طرف دیگر نگرش غلطی نیز هم چون همین نگرش در میان اکثر پسران وجود دارد که افرادی که در این مراکز ثبت نام می کنند حتما دچار مشکلی هستند که از این طریق به دنبال همسر می گردند .

این یک واقعیت است که علاوه بر ساماندهی این مراکز ، فرهنگ سازی در این مسئله نیز بسیار با اهمیت است، به طوری که علی ملازمانی روانشناس و مدیر مرکز مشاوره زندگی نوین بر فرهنگ سازی در این خصوص تا کید می‌کند و می‌گوید: سایت‌ها و مراکز همسریابی اگر ذیل مراکز مشاوره و بر اساس الگوها و تکنیک‌های مشاوره اقدام به همسان گزینی وهمسریابی کنند قطعا به جامعه کمک می‌کنند.

وی می افزاید: متاسفانه چون این سایت‌ها پس از سایت‌های گفت‌وگو و دوست‌یابی به وجود آمده‌اند و یکسری سو استفاده‌ها نیز در این خصوص صورت گرفته و نگرش غلطی در جامعه نسبت به آن به وجوده آمده است.

ایجاد سایت‌های همسریابی اصولی، نگرش منفی خانواده‌ها را تغییر می‌دهد

این روانشناس ادامه می‌دهد: اگر سایت‌ها و مراکز همسریابی با مجوز و بر اساس اصول ایجاد شود، به طور حتم خانواده‌ها به آن اعتماد خواهند کرد و به مرور این نگرش غلط از بین خواهد رفت. در حال حاضر استقبال از مراکز مشاوره بسیار زیاد شده و اگر در کنار آن مقوله همسرگزینی هم انجام شود، قطعا استقبال خواهد شد.

انتخاب همسر با 40 هزار تومان همراه با مشاوره پس از ازدواج

یکی از مراکز مجازی که سال‌هاست اقدام به همسریابی می کند، موسسه پیوند الزهرا(س) است که دفتر مرکزیش در شهر اصفهان قرار دارد و به گفته حجت اسلام محمود داوری، مدیر موسسه پیوند الزهرا(س) ، توانسته عده بسیار زیادی از جوانان را از همین راه، راهی خانه بخت کند، این موسسه از سال 1363 صرفا جهت امور خیریه افتتاح شده است و تا سال 88 نیز رایگان اقدام به همسرگزینی می‌کرده است. ضمن آنکه این مرکز مجوز فعالیت خود را سال 90 از وزارت کشور دریافت کرده است و تا سال 93 نیز اعتبار دارد.

افراد با مراجعه به دفاتر این موسسه و پس از مشاوره‌های رایگان و دادن تست‌های روانشناسی مورد نیاز ابتدا مشخصات اولیه خود را در فرم هایی که شامل اطلاعاتی هم چون قد، وزن، مشخصات ظاهری و چهره، تحصیلات ، اشتغال ، شغل پدر و ...است، پر می کنند و در آخرهم مشخصات همسر دلخواه خود که شامل قد و وزن و مشخصات ظاهری و تحصیلات و .. می باشد را عنوان می کنند. البته به گفته مدیر این موسسه دختر ها فقط با حضور خانواده خود می توانند اقدام به ثبت نام کنند.

حجت اسلام داوری درباره نحوه انتخاب همسر در دفاترموسسه نیز می گوید: اطلاعات افراد پس از بررسی‌های انجام شده وارد سیستم می شود و مطابق اطلاعات دلخواه فرد موتور جستجو کیس‌های مورد نظر افراد را پیدا می‌کند. به طور مثال برخی خانواده های فرهنگی یا بازاری علاقه مندند همسر مناسب خود را از خانواده ای در همان صنف انتخاب کنند و تمام این موارد پیش بینی شده است. در نهایت پس از جستجو لیستی در اختیار فرد قرار می گیرد و او از میان 200 الی 300 نفر به طور مثال 20 الی 30 نفر را انتخاب می کند؛ البته مشخصاتی که به افراد ارائه می شود فقط شامل مشخصات اولیه فرد است و از دادن آدرس و یا شماره تلفن و ارائه عکس افراد خودداری می‌شود.

داوری با تاکید بر این‌که تمام روند همسرگزینی از ثبت‌نام تا آشنایی خانواده‌ها با یکدیگر توسط یک کارشناس مشاوره نظارت می‌شود، می افزاید: پس از انتخاب کیس‌های مورد نظر، کارشناس با افراد تماس گرفته و اقدام به هماهنگی برای ملاقات خانواده‌ها می کند.

مدیر موسسه پیوند الزهرا(س) اظهار می‌کند: آشنایی خانواده ها از سه طریق انجام می شود، پس از هماهنگی شماره خانواده دختر در اختیار خانواده پسر قرار می گیرد وآنها به خانه دختر جهت آشنایی بیشتر مراجعه می کنند و اگر خانواده دختر تمایلی به این مسئله نداشته باشند، می‌توانند در محل دیگری با یکدیگر آشنا شوند. همچنین در خود مرکز نیز محیط مناسبی فراهم شده تا اگر دو خانواده خواستند در محیط مرکز با یکدیگر ملاقات کنند و با هم آشنا شوند.

آمار جدایی در ازدواج‌های موسسه پیوند الزهرا(س) پایین است

داوری با بیان این که آمار اختلافات و جدایی در ازدواج‌هایی که این مرکز دخیل بوده بسیار پایین است، می‌گوید: از آنجایی که افراد خود همسر مورد علاقه‌شان را انتخاب می‌کنند و گزینه‌های بسیاری نیز برای انتخاب وجود دارد، به راحتی می‌توانند پاسخ منفی داده و گزینه‌ها دیگر را برای انتخاب درست بررسی کنند. به همین منظور این افراد بیشتر از ازدواج خود ابراز رضایت می‌کنند‌.

وی با یادآوری اینکه این مرکز بعد از ازدواج نیز با زوجین در ارتباط است و خدمات مشاوره پس از ازدواج ارائه می‌دهد، تاکید می‌کند: اگر زوجین به اختلاف برسند، به خوبی در همان ابتدای امر با مشاوره‌های روانشناسان مرکز مسئله برطرف می شود.

مدیر موسسه پیوند الزهرا (س) با اشاره به کیس‌های مختلف بر مفید بودن این روش تاکید می کند و می افزاید: این مرکز توانسته است به بسیاری افراد در امر همسرگزینی کمک کند تا همسر مناسب خودا پیدا کنند به طور مثال دختری 4 انگشت خود را از دست داده بود و خانواده او اظهار می کردند به محض آن که خواستگار متوجه این مسئله می شود منصرف می شود و خانواده ابراز ناراحتی می کردند، در حالیکه پس از جستجوی‌های مرکز پسری که شرایطی شبیه به همین دختر را داشت به او معرفی کردیم و پس از آشنایی به یکدیگر ابراز علاقه کردند و در حال حاضر هم یک فرزند دارند. یا در نمونه دیگری دختری با قد 192 سانتی متر با تحصیلات دکتری در مسئله انتخاب همسر دچار مشکل بود که موسسه با معرفی پسری با قد 195 و با تحصیلات دکتری توانست این دو زوج را به یکدیگر برساند.

وی با اشاره به هزینه‌هایی که این مرکز دریافت می کند می گوید: در25 سال اول فعالیت‌مان رایگان کار می کردیم؛ اما از سال 88 مبلغ کمی برای این مسئله دریافت می کنیم و در حال حاضر نیز مبلغ 40 هزار تومان پس از ازدواج از طرفین دریافت می شود.

به گفته داوری، این مرکز در سطح کشور فعالیت می کند؛ اما فعالیت عمده‌اش در استان اصفهان است، به گونه‌ای که فرد می تواند همسر مورد علاقه خود را در محله خود پیدا کند و در شهرستان‌های دیگربا مراجعه کنندکان کمتری رو به رو هستیم.

سایت همسریابی با مشکل صحت اطلاعات مواجه است

مسئله‌ای که همیشه درباره سایت‌های همسریابی عنوان می شود عدم اطمینان بر اطلاعت وارد شده است مسئله‌ای که حجت اسلام داوری نیز بر آن تاکید می‌کند و می‌گوید: این مرکز سایتی هم برای فعالیت راه اندازی کرده بود؛ اما چون هیچ گاه نمی‌توان از اطلاعات افراد اطمینان حاصل کرد، متقاضیان موظف بودند در وهله اول خود به صورت حضوری برای ثبت‌نام اقدام کنند و سپس از آن اطلاعاتش وارد سایت می‌شد و افراد برای انتخاب گزینه‌های خود به سایت مراجعه می کرده و کدهای مورد نظر خود را انتخاب می کردند؛ اما از چند ماه گذشته به خاطر حساسیت‌هایی که در مورد سایت‌های همسریابی به وجود آمده است این سایت موقتا تعطیل شده است؛ اما با رایزنی‌هایی که با وزارت ورزش و جوانان انجام شده است تا چند هفته آینده قول اخد مجوز گرفته شده است و امیدواریم سایت این مرکز نیز مجددا راه اندازی شود.

طبق تعریفی که وزارت ورزش و جوانان برای سایت‌های همسریابی دارد؛ این سایت ها فقط در ذیل مراکز مشاوره حق فعالیت دارند به عبارت دیگر طبق آیین نامه ساماندهی مراکز مشاوره ازدواج یکی از وظایف پنج گانه مراکز مشاوره مسئله همسریابی است و کارشناسان نیز همیشه بر مسئله مشاوره در کنار همسر گزینی تاکید داشته‌اند و آن را جز لاینفک همسرگزینی می‌دانند. ضمن آنکه رییس پلیس فتا نیز معتقد است اگر متولی برای این مسئله پیدا شود قطعا بهتر می‌توان این مسئله را ساماندهی کرد و مردم نیز اگر بدانند یک سایت وابسته به دولت وجود دارد که حافظ اسرار محرمانه آنهاست، به آن اطمینان پیدا می‌کنند.

تجربه‌های موفقی هم چون موسسه پیوند الزهرا (س) می‌تواند یا یک کارکارشناسی در قالب مراکز مشاوره ملی شود؛ البته اگر مناقشات اخیر وزارت ورزش و جوانان و سازمان نظام روانشناسی بر سر اصلاح ایین ساماندهی مراکز مشاوره پایان یابد و هر چه زودتر تکلیف این مراکز روشن شود.

پدری صاحب 10 قلو شد و فرار کرد!

یک خانم در روسیه با آوردن ۱۰ فرزند رکوردی عجیب از خود در جهان بر جای گذاشت.

خانم ارینا Ирина که هم اکنون در بیمارستانی در شهر کورسک روسیه Курск از بچه‌هایش نگهداری می‌کند از وضعیت بچه‌های خود بسیار راضی است و حال عمومی وی هم رضایت بخش است.

شوهر این خانم از ترس مخارج فرزندان خود گریخته است و گویا قصد بازگشت به خانواده خود را ندارد.

در پی این رویداد، ولادیمیر پوتین رییس جمهور این کشور تعهد کرده است هزینه نگهداری این نوزادان را بپردازد.

وزن 10 نوزاد در مجموع هنگام تولد 3 کیلو بوده است.

نیمی از ایرانی‌ها درگیر طلاق عاطفی


طلاق عاطفی، واژه ای تازه وارد به زندگی زناشویی ایرانیان است که گستره آن با بیشتر شدن مشکلات زندگی، بیشتر و بیشتر شده است. گروهی از زوج‌هاي ایرانی با وجود نارضایتی از زندگی مشترک و میل به جدایی، به دلیل واهمه ای بزرگ که از طلاق و جدایی دارند، به هر شکل ممکن به زندگی - بی‌آنکه حس و علاقه ای به آن داشته باشند - ادامه داده اما طلاق نمي‌گیرند.

آنها با وجود زندگی فیزیکی مشترک، پیوند عاطفی با همسرشان ندارند و اصطلاحا با تن دادن به طلاق عاطفی، رویه تازه ای به زندگی مي‌بخشند. پروفسور حسین باهر، جامعه‌شناس نیز در رابطه با دلیل زوج‌ها برای پذیرفتن طلاق عاطفی به جای طلاق رسمي ‌مي‌گوید: جدا شدن زوج‌ها به صورت رسمي‌مشکلات زیادی را برای زن و مرد به دنبال دارد. مهریه‌هاي سنگینی که در زمان عقد، خانواده‌ها بر سر آن به توافق مي‌رسند و نداشتن تصور صحیح از آینده، یکی از مواردی است که در صورت ناتوانی مرد در پرداخت مهریه ، زوج‌ها را مجبور به ادامه زندگی مي‌کند.

همچنین ترس از تنهایی در سنین بالا، بدنام شدن فرزندان به دلیل طلاق والدین و نگرانی از حرف و حدیث‌هاي دوستان و خویشاوندان - که پس از طلاق رسمي‌شروع مي‌شود - نیز زندگی مشترک را به آنها تحمیل مي‌کند. این پدیده که به نظر مي‌رسد بیشتر در میان شهرنشینان رخ مي‌دهد، اقلیتی از روستانشینان و بخش ناچیزی از قبایل، عشایر و مرزنشینان را نیز در بر مي‌گیرد و به طور کلی برخی زوج‌ها در تمام مناطق به دلیل ناتوانی در اداره زندگی شان به ناچار طلاق عاطفی را مي‌پذیرند.

این بنیان گذار مکتب رفتار شناسی در ایران همچنین در ارتباط با تعداد طلاق‌هاي عاطفی ای که به نسبت هر ازدواج صورت مي‌گیرد نیز مي‌افزاید: تقریباً ۲۵ درصد ازدواج‌ها به طلاق رسمي‌مي‌انجامد ، ۲۵ درصد در مسیر صحیح ادامه مي‌یابد و مابقی زوج‌ها از درجاتی از طلاق عاطفی رنج مي‌برند. از مجموعه دلایل این پدیده مي‌توان به مشکلاتی از قبیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که در جامعه به مرور زمان به وجود مي‌آید و بر خانواده‌ها نیز اثر مي‌گذارد؛ اشاره کرد. مشکلاتی که هر کدام به مرور زمان و با شناخت بیشتر زوج‌ها از یکدیگر منجر به سردی روابط در بین آنها مي‌شود و آنها را از یکدیگر دور مي‌سازد؛ اما هرچه علم و دانش جوانان در رابطه با ازدواج و دلایل ضرورت این امر بیشتر باشد کمتر در زندگی مشترک شان دچار مشکل مي‌شوند و در برابر فراز و نشیب‌هاي زندگی زناشویی راحت تر برخورد کرده و نسبت به حل آن اقدام مي‌کنند.

نا آشنایی با مهارت‌هاي زندگی
دکتر ناصر قاسم زاده، روانشناس و درمانگر نیز به «قانون» مي‌گوید: یکی از مسائل مهمي‌که در بقای زندگی زوج‌ها نقش مهمي‌را ایفا مي‌کند، مهارت‌هاي زندگی است که کافی نبودن آنها ممکن است منجر به بروز اختلافات بسیار شود. این مهارت‌ها نه تنها قبل و در زمان ازدواج باید آموزش داده شوند، بلکه فراگیری آنها نیز در ۵ سال اول ازدواج از اهمیت بالایی برخوردار است. متأسفانه مهارت‌هاي مورد نیاز برای زندگی مشترک به جوانان آموزش داده نمي‌شود و اطلاعات کافی در این زمینه در اختیار آنان قرار نمي‌گیرد. مهارت‌هاي زندگی به جوانان مي‌آموزد که در موقع بروز مشکلات چه واکنشی از خود نشان بدهند تا زندگی زناشویی مستحکم تری داشته باشند.

آموزش این گروه از مهارت‌ها در گذشته برعهده سازمان ملی جوانان بود که با برگزاری کلاس‌هاي مشاوره برای جوانان آنها را برای آینده آماده مي‌کرد. دبیر انجمن حمایت از سلامت و بهداشت روان جامعه در ادامه مي‌افزاید: طلاق عاطفی بعد از شناخت کامل دو طرف و سپری شدن دوره ای از زندگی مشترک رخ مي‌دهد. معمولا زوج‌هاي جوان کمتر گرفتار طلاق عاطفی مي‌شوند و طلاق عاطفی بیشتر در زوج‌هايی که بیش از یک دهه از زندگی مشترکشان گذشته است مشاهده مي‌شود. در واقع این دلسردی بعد از بروز اختلافاتی رخ مي‌دهد که زوج‌ها در برطرف کردن آنها ناکام مي‌مانند. زوج‌هايی که ازدواجشان با علاقه به طرف مقابل شکل نگرفته است بیشتر از کسانی که در ابتدا به هم عشق مي‌ورزیده اند در معرض این مسئله هستند، چرا که عشق و علاقه به یکدیگر آنها را در برابر مشکلات مقاوم تر مي‌کند. از سویی بالا بودن سطح انتظار زوج‌ها از یکدیگر موجب سرد شدن روابط مي‌شود که اگر فرزندی هم در میان باشد، شرایط عاطفی و احساسی مناسبی برای رشد آن فرزند فراهم نخواهد شد.

این پژوهشگر علوم انسانی همچنین در رابطه با علت اصلی افزایش طلاق عاطفی در مقابل طلاق رسمي‌مي‌گوید: زوج‌ها بیشتر به سبب شرایط عاطفی خود و فرزندانشان و وابستگی و دلبستگی‌هاي به وجود آمده و همچنین به دلیل وجود باورهای عرفی و فرهنگی از طلاق رسمي‌خودداری مي‌کنند. ریشه اختلافات به وجود آمده در زوج‌ها را مي‌توان در نحوه برخورد خانواده‌هايشان در دوران کودکی آنها مشاهده کرد. هرچه تعاملات خانوادگی بیشتر باشد میزان اختلافات به وجود آمده در زندگی مشترک فرزندان هم کاهش مي‌یابد. کودکانی که توسط والدینشان مورد توجه قرار مي‌گیرند و مي‌توانند نظراتشان را در محیط خانواده بیان کنند، یاد مي‌گیرند در آینده هم حق انتخاب و انتقاد را به دیگران بدهند.

این افراد در زندگی زناشویی نیز همسرشان را در شرایط سخت و در مواجهه با مشکلات بهتر درک مي‌کنند. اما متأسفانه به دلیل نبود آموزش‌هاي صحیح این تعاملات کمتر دیده مي‌شود. در نتیجه افراد در تمام زندگی، خود را محور همه چیز مي‌بینند و نمي‌توانند نظر و عقیده دیگران را قبول کنند. برای کمتر شدن این مشکلات آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی با قرار دادن واحد درسی خود شناسی مي‌توانند تا حد چشم گیری این مشکلات را کاهش بدهند.

باورها و سنت‌هاي ویرانگر
دکتر کاظم قجاوند، جامعه شناس وعضو هیأت علمي‌دانشگاه با اشاره به نقش سنت‌ها در روابط زناشویی مي‌گوید: خرده فرهنگ‌ها و نگرش‌هاي گرفته شده از سنت‌ها همانطور که باعث تحکیم روابط زن و شوهر مي‌شوند، یکی از موانع خوشبختی زوج‌ها هم مي‌توانند، باشند و خاموشی روابط همسرها را در زندگی مشترک به دنبال داشته باشند. برای مثال در برخی از سنت‌ها مرد را از محبت کردن به زن منع و او را به انجام رفتارهای خشن تشویق مي‌کنند که خود باعث سردی روابط زن و شوهر و در نهایت به طلاق عاطفی منجر مي‌شود. این سنت‌ها که ضرب المثل‌ها و فرهنگ عامیانه را نیز در بر گرفته است هیچ کدام ریشه دینی و علمي‌ندارند و برگرفته از رفتار‌هاي غلطی است که با گذشت زمان وارد فرهنگ جامعه شده است.

این آسیب شناس اجتماعی درباره نحوه شکل گیری پدیده طلاق عاطفی مي‌افزاید: ازآنجا که طلاق عاطفی احساس رضایت و نا رضایتی از زندگی مشترک است و این یک موضوع کیفی است بنابراین با شاخصه‌هاي کیفی نیز سنجیده مي‌شود و این امر سنجش پدیده طلاق عاطفی را نیز دشوار ساخته است. بر این اساس آمار دقیقی را نمي‌توان در این زمینه ارائه داد اما این روشن است که از هر ۱۰ ازدواج صورت گرفته دو مورد آن به طلاق رسمي‌ختم شده و چهار مورد آن نیز گرفتارخاموشی روابط زناشویی و طلاق عاطفی می‌شوند. تعداد طلاق‌هاي عاطفی در خانواده‌ها همیشه به دلایل عرفی و فرهنگی جامعه بیشتر از طلاق‌هاي رسمي‌است.

طلاق‌هاي عاطفی نه تنها برای خود افراد نتایج سوئی را به دنبال دارد بلکه برای جامعه هم مشکل ساز مي‌شود زیرا تأثیر خاموشی روابط زن و مرد در فعالیت‌هاي خارج از خانه هم دیده مي‌شود و زن و شوهری که مدتی است دچار اختلاف شده اند از لحاظ روانی نیز آمادگی لازم را برای فعالیت‌هاي خارج از خانه ندارند.اما دکتر قجاوند در رابطه با راه‌هاي کاهش اختلافات زناشویی زوج‌ها مي‌گوید: برای کاهش تأثیر خرده فرهنگ‌هاي اشتباهی که ریشه در سنت‌هاي ما دارند؛ زوج‌ها با تفکر و تعقل درباره شرایط زندگی شان مي‌توانند سنت‌ها را مورد قضاوت قرار دهند و با پیروی از آموزه‌هايی که در بهبود روابط آنها موثر است و وضعیت شان را در زندگی مشترک تقویت مي‌کند؛ مي‌توانند، زندگی مشترک پویایی داشته باشند. زن و شوهرهای جوان با دوری کردن از روزمر‌گی‌ها مي‌توانند خود را همچنان جذاب نگاه داشته و با بیان حرف‌ها و افکار نو به یکدیگر نزدیک تر بشوند. متأسفانه طلاق عاطفی بیشتر در بین زوج‌هايی دیده مي‌شود که از نظر افکار با یکدیگر بسیار متفاوت هستند؛ اما همچنان این تفاوت هم از اهمیت چندانی برخوردار نیست، زمانی این اختلافات و مشکلات شدت مي‌گیرد که هر کدام از دو طرف بخواهند نظر و عقیده خود را به دیگری تحمیل کنند.

نمایشگاه همسریابی در چین! /تصاویر


نمایشگاه‌های همسریابی شانگهای، جایی که مردان و زنان مجرد در آن به دنبالی زوجی برای خود می گردند این روزها بیش از گذشته شلوغ به نظر می رسد.
پارک "خلق" در شانگهای یکی از مکان هایی است که به نمایشگاه همسریابی در این شهر تبدیل شده و آخر هر هفته والدین یا خود افراد جویای همسر به آن مراجعه می کنند تا زوج مناسب را شناسایی کنند. تصویر آخر هفته در این پارک، افراد پیر و جوانی است که در محوطه نمایشگاه جایی که آگهی ها نصب شده است، قدم می زنند، مقابل یادداشت مشخصات افراد مایل به ازدواج می ایستندٰ و اگر موردی ظرشان راجلب کرد آن را یادداشت می کنند. در حالی که روابط غیر رسمی زوج های جوان در چین رو به افزایش است خانواده ها برای کاهش اثرات مخرب اینگونه روابط به این محل می آیند تا خود برای فرزندشان زوجی مناسب پیدا کنند.

در کنار این، معمولا خود افراد جویای زوج، آخر هفته ها با حضور در این محل ضمن آنکه خود را به عنوان یک جویای همسر معرفی می کنند با کسانی که ممکن است همسر آینده شان باشد آشنا می شوند.  گفته می شود به دلیل سیاست های جمعیتی حکومت چین بیشتر جوانانی که در دهه 1980 به دنیا آمده اند، خواهر یا برادر ندارند و به همین خاطر اینگونه مراکز راهی است که می تواند آنها را در ازدواج کردن و یافتن شخص مورد علاقه شان یاری دهد.

این مرکز از سال 2004 تشکیل شده است و با اینکه برطبق آمار دولتی چین، تعداد مردان 34 میلیون نفر بیشتر از زنان است، مسئولین مرکز می گویند مشتریان زن سه برابر مردان هستند. گفته می شود به دلیل محدودیت هایی مثل پرداخت حق ثبت نام 500 دلاری برای زنان (مردان می توانند رایگان ثبت نام کنند) و همچنین محدودیت سنی برای زنان (زیر 33 سال) بسیاری از زنان نمی توانند مرد مورد علاقه خود را پیدا کنند.

از سوی دیگر باوجودی که تعداد مردان نسبت به زنان در این کشور بیشتر است، مردان چینی تمایل دارند با درنظر گرفتن شرایط خاص سنی و تحصیلی با زنان ازدواج کنند و به همین خاطر برخی از دختران و زنان چینی به ویژه آنانی که مطلقه هستند مجرد باقی می مانند؛ این در حالی است که حضور مردان مسن در میان جویندگان زوج در این مراکز به چشم می آید.
















 
 

علت ازدواج زنان زیبا با مردان زشت

نتایج یک تحقیق نشان داد علت ازدواج زنان زیبا با مردان زشت این است که مرد‌ها به دنبال حامی نیستند و به زیبایی اهمیت می‌دهند، اما زن ها، همسری می خواهند که به خوبی از آن‌ها حمایت کند. آنها از ظوهر، به قد و درآمد مرد توجه بیشتری دارند.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، از آنجا که خانم‌ها دنبال "مردی برای زندگی" هستند ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایین‌تر از خودشان باشد. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که این ازدواج‌ها، بسیار پردوام‌تر و مثبت‌تر است.
مرد‌ها حساسیت زیادی به زیبایی خانم‌ها دارند، اما زن‌ها از ظواهر، بیشتر به قد و درآمد مرد‌ اهمیت می‌دهند.

تحقیقات نشان می دهد که اگرچه افراد با ظاهر زیبا به سمت هم جذب می‌شوند و رابطه‌شان بسیار عالی به نظر می رسد، اما این وضعیت عموماً مبنی بر زوج‌های جوان است و زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد.

نقش و تاثیر جذابیت ظاهری در مراحل بعدی رابطه و مثلا چند سال پس از ازدواج، دقیقا مشخص نیست و تقریباً یک راز است، اما یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که ظاهر در این مراحل نیز  اهمیت دارد و تاثیرگذار است، اما به شکلی متفاوت از جذابیت های دوران اولیه.

در تحقیقات جدید دانشگاه تنسی، زیر نظر پرفسور جیمز مک نالتی، ۸۲ زوج جوان 20 تا 25 ساله که بین 6 ماه تا 3 سال پیش ازدواج کرده بودند شرکت داشتند. در بخشی از این برنامه تحقیقاتی، محققان گفتگوی هر زوج درمورد یک مشکل شخصی مانند غذا، شغل، مسافرت یا ورزش را به مدت ۱۰ دقیقه فیلمبرداری کردند تا بررسی کنند که زوج‌ها در مورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می‌کردند و پشت هم را داشتند یا نه.

نتیجه، شوهران را به دو گروه تقسیم می کرد؛ منفی و مثبت. «این مشکل توست و خودت باید حلش کنی» و یا «من با توام، کاری از دستم برمی آید برایت انجام بدهم؟»
و نتیجه نهایی این که؛ زن هایی که از همسرانشان زیباتر بودند، بیشتر پاسخ مثبت را دریافت می کردند و به همین شکل نیز پاسخ می دادند.

به طور کل، در مواردی که زن، ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت‌تر رفتار می‌کردند.

اما در زوج‌هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت کننده نبودند.

سیب سرخ و شغال

مردی که ظاهر پایینتری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه که انتظارش را داشته در اختیار دارد، به همین خاطر سخت تلاش می‌کند تا آن را حفظ کند و رابطه را پابرجا نگه دارد.
یکی از محققان این تحقیق می‌گوید که زن‌ها معمولاً درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می‌کنند را به خود او منعکس می‌کنند. پس علت مثبت بودن این زندگی به ظاهر نامانوس، همین تبادل توجه و محبت میان این زوج ها است.

در طرف دیگر، مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارد، طبیعتاً به توجه زن‌هایی زیبا‌تر از همسر کنونیشان دسترسی دارند، لااقل از نظر ذهنی چنین تصوری دارند و عواملی نظیر غرور و همین تصورات، ممکن است باعث کمتر کردن تعهد آن‌ها نسبت به ازدواجشان شود.

در این تحقیق 30 درصد از زوج ها ظاهر متناسب داشتند، در 30 درصد زن ها و در 30 درصد دیگر، مردها ظاهر جذاب تری داشتند و در میان هر سه گروه، رفتار های مثبت و منفی دیده می شد.

پروفسور دن آریلی استاد اقتصادی رفتاری دانشگاه تنسی می گوید: مرد‌ها به دنبال حامی نیستند و به زیبایی اهمیت می‌دهند، اما زن ها، همسری می خواهند که به خوبی از آن‌ها حمایت کند. آنها از ظوهر، به قد و درآمد مرد توجه بیشتری دارند.

یااباعبدالله الحسین (ع) ... خوش آمدی محرم ارباب توسفیر بهشت منی

آیا فداکاری دهقان فداکار دیگر قدیمی شده است ؟

گلایه دهقان فداکار از حذف داستانش در کتب درسی
 

ریزعلی خواجوی همان دهقان فداکار است که تا چند سال قبل به عنوان نماد فداکاری برای دانش آموزان دهه های ۵۰ و ۶۰ هجری خورشیدی بشمار می رفت هیچگاه از یاد و خاطره این نسل زدوده نخواهد شد .

ریزعلی خواجوی با همان لحجه شیرین آذری خود اظهار داشت: من نمی دانم چرا درس دهقان فداکار از کتاب های درسی حذف شده است؛ به جای آنکه حمایت کنند نام و آن ماجرا را از کتب درسی برداشته اند. وی ادامه داد: پتروس(اشاره به داستان پتروس فداکار) انگشت خود را در یک سد نگه داشته و کم مانده همه آن را طلا کوب کنند، اما من و همسرم امروز در جایی زندگی می کنیم که روز و شب باید چراغ خانه روشن باشد تا فضا تاریک نماند، حیاطی هم نداریم تا کمی هوای تازه تنفس کنیم.

دهقان فداکار گفت : روستایی که در آن زندگی می کردیم حتی راهی مناسب برای تردد خودرو نداشت و مجبور شدیم تا به کرج آمده و آنجا ساکن شویم.

امیدواریم که وزارت آموزش و پرورش پاسخ مناسبی برای افکار عمومی و اسطوره ها و خانواده های آنان در کشور عزیزمان داشته باشد .

ازدواج‌های مکروه در اسلام



با گذشت دو هفته از تصویب قانون ازدواج با فرزندخوانده، واکنش ها نسبت به این قانون هنوز ادامه دارد. این بار یکی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به کراهت شدید این ازدواج مجلس را به دلیل مشورت نکردن با حوزه و روحانیت، سرزنش کرده است.

به گزارش مجله مهر حجت‌الاسلام محمد جواد فاضل لنکرانی در جمع مسئولان معاونت امور زنان ریاست جمهوری گفت: «ازدواج با فرزندخوانده کراهت شدید دارد و فقه شیعه بر این مسأله تاکید دارد؛ سوال ما این است که چرا مجلس بدون مشورت با حوزه این امر نادر و مکروه شدید را تصویب کرده است.»

حجت الاسلام فاضل لنکرانی گفت: «حتی گفته شده ازدواج پسر با قابله‌ای که او را به دنیا آورده هم کراهت دارد و اگر قابله او را پرورش دهد کراهت شدیدتر است و حتی برخی فقها آن را حرام می‌دانند؛ سرپرست خانواده نیز مانند قابله است.»

حجت الاسلام لنکرانی در حالی ازدواج سرپرست و فرزند خوانده را مکروه می داند که معتقد است اگر امری از نظر حکم وضعی در فقه، صحیح اما از جهت عرفی ناپسند باشد، در بسیاری موارد شارع بر رعایت عرف تاکید دارد، برای اینکه عرف و جامعه نباید در طول زمان از دین انزجار پیدا کند. 

او می گوید: «اسلام برای ازدواج زن با کودکی که مورد تربیت خود قرار داده است، کراهت شدیدی قایل است. بر همین مبنا از دیدگاه فقهی و طبق مبنای مشهور فقها، ازدواج سرپرست و فرزندخوانده، کراهت، آن هم کراهت شدیده دارد. این قانون با روح شریعت اسلام سازگار نیست. قانونگذار نباید نباید موادر نادر را به عنوان قانون مطرح کند.»

او با اشاره به روایاتی در جلد ۲۰ کتاب وسایل الشیعه (کتاب النکاح، ابواب ما یحرم بالمصاهره، باب سی و نهم) می گوید: «صاحب وسایل الشیعه، بابی در مورد کراهت ازدواج قابله با مولود باز کرده و هشت روایت در آن آورده است. در اولین روایت این باب از امام محمد باقر (ع) در این مورد سوال می شود که حضرت فرمود: «لا!» و سپس گفته شد که با دختر او نیز نباید ازدواج کند. تحلیل ایشان این است که این قابله در فقه، به منزله مادر است. گفته نمی شود که همه احکام در رابطه با مادر را دارد اما به منزله مادر است، همانطور که یکی از احکام روشن این است که انسان نمی تواند با مادر خود ازدواج کند، با قابله ای که به منزله مادر اوست نیز نمی تواند ازدواج کند. 

شیخ طوسی این روایت را حمل بر کراهت این ازدواج کرده است، البته دو قید دارد. بسیاری از فقها معتقدند در جایی که قابله، تنها بچه را به دنیا آورده باشد کراهت ندارد اما اگر او را تربیت نیز کرده باشد، کراهت، آن هم شدیده دارد.»

مرحوم آیت الله بهجت در استفتائات خود تعدادی از ازدواج هاى مكروه را این طور عنوان می‌کنند: «مكروه است ازدواج مرد با قابله خودش و دختر او؛ و در مربّيه اشدّ است اين كراهت... و همچنين نسبت به دختر كه تزويج نمايد با اولاد قابله... مكروه است بر شخص، تزويج پسر خودش با دختر زن خود كه بعد از مفارقت او، از شوهر بعدى صاحب آن دختر شده است... و مكروه است ازدواج با زانيه قبل از توبه.»

آیت الله بیات زنجانی هم مدتی قبل در پاسخ به استفتاء جمعی از دانشجویان دانشگاه بابل در این باره گفت: «برای حفظ و استحکام بنیان خانواده که اصولاً پذیرفتن فرزندخوانده نیز به این هدف صورت می گیرد، نه تنها عقد ازدواج بین پدر و فرزندخوانده توصیه نمی شود، بلکه بدلیل ایجاد از هم گسستگی بنیان خانواده و ضایعات روحی و روانی برای افراد جامعه و نیز ایجاد بدبینی نسبت به دین و شریعت نوعی حکم ثانوی بوجود آورده و جایز نیست.»

آیت الله علوی گرگانی هم معتقد است: «گرچه در حالت اولیه، ازدواج با فرزند خوانده در مواردی که محرمیت ایجاد نشده باشد حرمت ندارد، اما چون فرزندخوانده نوعی رابطه عاطفی با پدر و مادرخوانده خود پیدا می‌کند، با ازدواج تنظیم روابط عاطفی دچار خدشه می‌شود. تصویب چنین مصوبه‌ای مانعی ندارد، البته لازم است در اینگونه مصوبه‌ها تخصیصات و تبصره‌هایی زده شود چراکه در برخی موارد پدر و مادر خوانده برای کفالت بهتر فرزند و ایجاد رابطه بهتر با فرزندخوانده مجبور به ازدواج است و لذا باید تبصره‌هایی در اینگونه موارد در نظر گرفته شود.»

چرا "ازدواج موقت" ناگهان محبوب شد؟

فرارو- یک جامعه شناس گفت: «جامعه ما اکنون به مرحله ای رسیده که باید برای تسهیل در ازدواج دائم تعجیل کرد؛ در غیر این صورت ازدواج موقت جای آن را می گیرد که تازه بهترین جایگزین است وگرنه روابط نامشروع در جامعه رواج پیدا می کند.»

آمارهای رسمی حاکی از کاهش ازدواج دائم و افزایش طلاق در جامعه است. از سوی دیگر سن ازدواج در ایران نیز افزایش یافته است. این در حالی است که به نظر می رسد در سال های اخیر ازدواج موقت از محبوبیت بیشتری نسبت به ازدواج دائم برخوردار شده است.

یک مقام آگاه در سازمان ثبت احوال می‌گوید: در ۱۲ ماه گذشته، ازدواج موقت در استان تهران حدود ۲۸ درصد بیشتر از دوره مشابه قبل به ثبت رسیده است. همچنین چند روز پیش احمد تویسرکانی معاون رئیس قوه قضائیه از افزایش 10 درصدی ازدواج موقت در کشور در نیمه نخست امسال نسبت به سال گذشته خبر داد.

برخی کارشناسان همچون دکتر مصطفی اقلیما معتقدند کاهش ازدواج دائم و افزایش ازدواج موقت یعنی افزایش بهم‌ریختگی خانوادگی که خبر خوشی نیست و در واقع خبری بدتر از افزایش طلاق است.

اقلیما معتقد است اکنون عقد موقت در واقع مخصوص افراد متمول شده است و اگر می‌خواهیم نیازهای روحی و روانی جوانان را پاسخگو باشیم باید عقد موقت را مخصوص افراد مجرد قرار دهیم.

با این حال اگرچه به لحاظ شرعی ازدواج موقت اشکالی ندارد اما به نظر می رسد فرهنگ جامعه ایران آن را جایز نمی شمارد. اما باید به این سوال مهم پاسخ داد که با سخت شدن ازدواج دائم و افزایش روابط نامشروع، راه جایگزین چیست؟

پروفسور حسین باهر جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفتگو با فرارو گفت: «درباره افزایش ازدواج موقت در جامعه می توان دلایل مختلفی ارائه کرد. در ابتدا باید اذعان کرد در حال حاضر اقدام به ازدواج دائم از نظر مشکلات اقتصادی سخت شده است. به اعتقاد من 90 درصد مشکلات ازدواج دائم ناشی از مسائل اقتصادی و 10 درصد نیز ناشی از مسائل فرهنگی است.»

وی ادامه داد: «مسائل اقتصادی شامل مسکن، شغل و درآمد مناسب، هزینه های بالای ازدواج و مهریه های سنگین می شود و مسائل فرهنگی برخاسته از تهاجم برنامه های ماهواره ای است که راه باز را به مردم نشان می دهند و اینکه زیر بار مسئولیت نروند و تعهد نپذیرند.»

وی افزود: «لذا به نظر من دلیل اصلی رواج ازدواج موقت را می توان سخت بودن ازدواج دائم و سهل بودن ازدواج موقت عنوان کرد.»

این استاد دانشگاه اظهار کرد: «به لحاظ دینی باید گفت قرآن در آیه 24 سوره نساء صریحا ازدواج موقت را پذیرفته است. فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً. یعنی اگر به صورت مُتعه برخوردار شدید اجر آن را بپردازید.»

وی ادامه داد: «از این آیه دو نکته برداشت می شود. اول اینکه عقدی به نام مُتعه وجود دارد و دوم اینکه پرداخت آن مهریه نیست بلکه اجرت است. اما قرآن ازدواج دائم را نکاح می نامد و مهریه آن را صداق می نامد.»

باهر با بیان اینکه در فقه نیز عنوان می شود که نکاح بر دو نوع است: دائم و موقت؛ گفت: «منتهی باید گفت ازدواج دائم شرط لازم بر قضایا است و اگر کسی توانایی دارد واجب است که ازدواج دائم کند.»

وی ادامه داد: «به نظر من جامعه ما اکنون به مرحله ای رسیده که باید برای تسهیل در ازدواج دائم تعجیل کرد؛ در غیر این صورت ازدواج موقت جای آن را می گیرد که تازه بهترین جایگزین است وگرنه روابط نامشروع در جامعه رواج پیدا می کند.»

این استاد دانشگاه اظهار کرد: «به نظر من از ازدواج موقت می توان با لحاظ شرایطی به عنوان جایگزین ازدواج دائم استفاده کرد. به طور مثال برای فردی که شرایط ازدواج دائم را ندارد اقدام به ازدواج موقت بلااشکال است.»

وی ادامه داد: «اما افراد رفاه زده که می توانند ازدواج دائم کنند ممکن است برای آنکه زیر بار مسئولیت نروند بخواهند ازدواج موقت کنند. در حالی که به نظر من ازدواج حق هر دختر و وظیفه هر پسری است و کسانی که از تمکن مالی برخوردارند و شرایط ازدواج دائم را دارند از دایره ازدواج موقت خارج هستند.»

وی تصریح کرد: «ازدواج دائم می تواند از عناوین اولیه باشد؛ در حالی که ازدواج موقت از عناوین ثانویه است. به نظر من ازدواج موقت همانطور که از نام آن پیداست یک امر موقتی و اضطراری است و باید در این باره فرهنگ جامعه را ارتقاء بخشید.»

باهر در پاسخ به این سوال که افزایش ازدواج موقت در جامعه چه تبعات مثبت و منفی در بر خواهد داشت؟، گفت: «به نظر من ازدواج موقت قابل قیاس با روابط نامشروع و هرزگی های موجود در جامعه نیست. لذا ازدواج موقت می تواند باعث کاهش روابط نامشروع، فساد و فحشا در جامعه شود.»

وی ادامه داد: «البته ازدواج موقت مردان متاهل از نظر همسران آنها پسندیده نیست و خانم های متاهل راضی نیستند شریکی در زندگی آنها پیدا شود. اما به نظر من همین که احساس شود می توان ازدواج موقت کرد، ازدواج دائم مستحکم تر می شود.»

وی افزود: «به عبارت دیگر من معتقدم تسهیل در ازدواج موقت می تواند جایگزین مهریه های سنگین که با هدف استحکام ازدواج دائم صورت می گیرد شود. هرچیزی که از انحصار بیرون بیاید رقابتی می شود و کمیت و کیفیت آن بالا می رود. ازدواج دائم نوعی انحصارگرایی است که باعث می شود برخی خانم ها پس از ثبت ازدواج به دنبال دریافت مهریه بروند. لذا تبصره ازدواج موقت می تواند قاعده ازدواج دائم را محکم کند.»

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: «اما از سوی دیگر ازدواج موقت می تواند یک شمشیر دولبه باشد؛ بدین معنا که ممکن است به کاهش ازدواج دائم نیز دامن بزند.»

باهر در پایان تاکید کرد: «متاسفانه در بحث ازدواج موقت ما دچار مشکلات فرهنگی هستیم. به نوعی حتی می توان گفت در بحث ازدواج موقت، شرع مقدس از فرهنگ جامعه جلوتر و پیش روتر است. علمای اسلام در این باره فتاوای مختلفی صادر کردند و به نظر من قانون باید در این باره با شفافیت بیشتری عمل کند.»

روحانی قانون ازدواج با فرزندخوانده را ابلاغ کرد

  قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست که در تاریخ 31 شهریور ماه 1392 در مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 10 مهر ماه 1392 به تایید شورای نگهبان رسیده است، در تاریخ اول آبان ماه 1392 از سوی رئیس جمهور برای اجرا ابلاغ شده است.

بر این اساس، سرپرستی کودکان و نوجوانان فاقد سرپرست به منظور تامین نیازهای مادی و معنوی آنان، با اذن مقام معظم رهبری و مطابق مقررات این قانون صورت می گیرد.

امور مربوط به سرپرستی کودکان و نوجوانان بی سرپرست، با سازمان بهزیستی کشور است که در این قانون به اختصار سازمان نامیده می شود.

کلیه اتباع ایرانی مقیم ایران می توانند سرپرستی کودکان و نوجوانان مشمول این قانون را با رعایت مقررات مندرج در آن و با حکم دادگاه صالح بر عهده گیرند.

ایرانیان مقیم خارج از کشور می توانند تقاضای سرپرستی خود را از طریق سفارتخانه یا دفاتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ایران به سازمان بهزیستی کشور تقدیم کنند.

سفارتخانه ها و یا دفاتر یاد شده موظفند در اجرای ایران قانون، با سازمان همکاری کنند و سازمان موظف است با حکم دادگاه صالح به درخواست متقاضی رسیدگی کند.

بر اساس این قانون، زن و شوهری که پنج سال از تاریخ ازدواج آنان گذشته باشد و از این ازدواج صاحب فرزند نشده باشند، مشروط به این که حداقل یکی از آنان بیش از سی سال سن داشته باشد و زن و شوهر دارای فرزند، مشروط بر این که حداقل یکی از آنان بیش از سی سال سن داشته باشد و دختران و زنان بدون شوهر، در صورتی که حداقل سی سال سن داشته باشند، منحصراً حق سرپرستی اناث را خواهند داشت، می توانند سرپرستی کودکان و نوجوانان مشمول این قانون را از سازمان بهزیستی کشور درخواست کنند.

همچنین چنانچه به تشخیص سازمان پزشکی قانونی امکان بچه دار شدن زوجین وجود نداشته باشد، درخواست کنندگان از شرط مدت پنج سال مقرر این ماده مستثنی(زن و شوهری که پنج سال از تاریخ ازدواج آنان گذشته باشد) هستند.

چنانچه درخواست کنندگان سرپرستی از بستگان کودک یا نوجوان باشند، دادگاه با اخذ نظر سازمان بهزیستی کشور و با رعایت مصلحت کودک و نوجوان می تواند آنان را از برخی شرایط مقرر در این ماده مستثنی کند.

بر این اساس، اولویت در پذیرش سرپرستی به ترتیب با زن و شوهر بدون فرزند، سپس زنان و دختران بدون شوهر فاقد فرزند و در نهایت زن و شوهر دارای فرزند است.

درخواست کنندگان کمتر از پنجاه سال سن، نسبت به درخواست کنندگانی که پنجاه سال و بیشتر دارند، در شرایط مساوی اولویت دارند. در مواردی که زن و شوهر درخواست کننده سرپرستی باشند، درخواست باید به طور مشترک از طرف آنان تنظیم و ارائه شود.

بر اساس این قانون، درخواست کنندگان سرپرستی باید دارای تقید به انجام واجبات و ترک محرمات، عدم محکومیت جزائی موثر با رعایت موارد مقرر در قانون مجازات اسلامی، تمکن مالی، عدم حجر، سلامت جسمی و روانی لازم و توانایی عملی برای نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانان تحت سرپرستی، نداشتن اعتیاد به مواد مخدر، مواد روانگردان و الکل، صلاحیت اخلاقی، عدم ابتلاء به بیماری های واگیر و یا صعب العلاج و اعتقاد به یکی از ادیان مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران باشند.

همچنین رعایت اشتراکات دینی میان سرپرست و افراد تحت سرپرستی الزامی است. دادگاه صالح با رعایت مصلحت کودک و نوجوان غیر مسلمان، سرپرستی وی را به درخواست کنندگان مسلمان می سپارد.

در صورتی که متقاضی سرپرستی، ادعای یافت طفلی را کند و ادعای وی در دادگاه ثابت شود، چنانچه واجد شرایط مندرج در این قانون برای سرپرستی باشد در اولویت واگذاری سرپرستی قرار گیرد.

درخواست کنندگان نمی توانند بیش از دو کودک یا نوجوان را سرپرستی کنند مگر در مواردی که کودکان یا نوجوانان تحت سرپرستی، اعضای یک خانواده باشند.

سپردن سرپرستی افراد موضوع این قانون در صورتی مجاز است که دارای شرایطی از جمله؛ امکان شناخت هیچ از پدر، مادر و جد پدری آنان وجود نداشته باشد، پدر، مادر، جد پدری و وصی منصوب از سوی ولی قهری آنان در قید حیات نباشند، افرادی که سرپرستی آنان به موجب حکم مراجع صالحیتدار به سازمان بهزیستی کشور سپرده شده و تا زمان دو سال از تاریخ سپردن آنان به سازمان بهزیستی کشور، پدر یا مادر و یا جدپدری و وصی منصوب از سوی ولی قهری برای سرپرستی آنان مراجعه نکرده باشند، هیچ یک از پدر، مادر و جدپدری آنان و وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را نداشته باشند و به تشخیص دادگاه صالح این امر حتی با ضم امین یا ناظر نیز حاصل نشود، باشند.

همچنین چنانچه پدر یا مادر یا جدپدری کودک یا نوجوان و وصی منصوب از سوی ولی قهری مراجعه کنند، دادگاه در صورتی که آنان را واجد صلاحیت لازم ولو با ضم امین یا ناظر تشخیص دهد و مفسده مهمی نیز کودک یا نوجوان را تهدید نکند، با اخذ نظر سازمان بهزیستی کشور با رعایت حق حضانت مادر و تقدم آن نسبت به استرداد آنان حکم صادر می کند در غیر این صورت حکم سرپرستی ابقاء می شود.

در صورت وجود اقارب طبقه دوم و تقاضای هر یکی از آنان و وجود شرایط، سرپرستی به وی واگذار می شود و در صورت تعدد تقاضا و یکسانی شرایط متقاضیان، سرپرست با قرعه انتخاب می شود. در صورت نبود اقارب طبقه دوم بین اقارب طبقه سوم بدین نحو عمل می شود.

بر این اساس، کلیه کودکان و نوجوانان نابالغ و نیز افراد بالغ زیر شانزده سال که به تشخیص دادگاه، عدم رشد و یا نیاز آنان به سرپرستی احراز شود و واجد شرایط مذکور در ماده(8) این قانون باشند، مشمول مفاد این قانون می شوند.

در کلیه مواردی که هیچ یک از پدر، مادر یا جدپدری یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را ولو با ضم امین یا ناظر نداشته باشند، دادگاه می تواند مطابق این قانون و با رعایت مواد(1184) و (1187) قانون مدنی و با اخذ نظر مشورتی سازمان بهزیستی کشور، مسئولیت قیم یا امین مذکور در این مواد را به یکی از درخواست کنندگان سرپرستی واگذار کند.

همچنین تقاضانامه درخواست کنندگان سرپرستی باید به سازمان بهزیستی کشور ارائه شود و سازمان مکلف است حداکثر پس از دو ماه نسبت به اعلام نظر کارشناسی آن را به دادگاه صالح تقدیم کند. دادگاه با احراز شرایط مقرر در این قانون و با لحاظ نظریه سازمان، نسبت به صدور قرار سرپرستی آزمایشی شش ماهه اقدام می کند. قرار صادره به دادستان، متقاضی و سازمان بهزیستی کشور ابلاغ می شود.

دادگاه می تواند در دوره سرپرستی آزمایشی، در صورت زوال و یا عدم تحقق هر یکی از شرایط مقرر در این قانون به تقاضای دادستان و یا سرپرست منحصر یا سرپرستان کودک یا نوجوان و با اطلاع قبلی سازمان بهزیستی کشور و همچنین یا تقاضای سازمان قرار صادره را فسخ کند.

بر اساس این مصوبه، پس از پایان دوره سرپرستی آزمایشی، دادگاه با لحاظ نظر سازمان بهزیستی کشور و با رعایت مفاد مواد(14) و (15) این قانون، اقدام به صدور حکم سرپرستی و ابلاغ آن به اشخاص مذکور در ماده(11) می کند.

دادگاه در صورتی که حکم سرپرستی صادر می کند که درخواست کننده سرپرستی بخشی از اموال یا حقوق خود را به کودک یا نوجوان تحت سرپرستی تملیک کند. تشخیص نوع و میزان مال یا حقوق مزبور با دادگاه است.

در مواردی که دادگاه تشخیص دهد اخذ تضمین عینی از درخواست کننده ممکن یا به مصلحت نیست و سرپرستی کودک یا نوجوان ضرورت داشته باشد، دستور اخذ تعهد کتبی با تملیک بخشی از اموال یا حقوق در آینده را صادر و پس از قبول درخواست کننده و انجام دستور، حکم سرپرستی صادر می کند.

در صورتی که دادگاه تشخیص دهد اعطای سرپرستی بدون اجرای مفاد این ماده به مصلحت کودک یا نوجوان است، به صدور حکم سرپرستی اقدام می کند.

بر این اساس، درخواست کننده منحصر یا درخواست کنندگان باید متعهد شوند که تمامی هزینه های مربوط به نگهداری و تربیت و تحصیل افراد تحت سرپرستی را تامین کنند. این حکم حتی پس از فوت سرپرست منحصر یا سرپرستان نیز تا تعیین سرپرست جدید، برای کودک یا نوجوان جاری است.

بدین منظور سرپرست منحصر یا سرپرستان، موظفند با نظر سازمان بهزیستی کشور خود را نزد یکی از شرکتهای بیمه به نفع کودک یا نوجوان تحت سرپرستی بیمه عمر کنند.

همچنین در صورتی که دادگاه تشخیص دهد اعطای سرپرستی بدون اجرای مفاد این ماده به مصلحت کودک یا نوجوان است به صدور حکم سرپرستی اقدام می کند.

اموالی که در مالکیت صغیر تحت سرپرستی قرار دارد در صورتی اداره آن به سرپرست موضوع این قانون سپرده می شود که طفل فاقد ولی قهری باشد و یا ولی قهری وی برای اداره اموال او شخصی را تعیین نکرده باشد و مرجع صالح قضایی قیمومت طفل را بر عهده سرپرست قرار داده باشد.

تکالیف سرپرست نسبت به کودک یا نوجوان از لحاظ نگهداری، تربیت و نفقه، با رعایت تبصره ماده(15) و احترام، نظیر تکالیف والدین نسبت به اولاد است، کودک یا نوجوان تحت سرپرستی نیز مکلف است نسبت به سرپرست، احترامات متناسب با شان وی را رعایت کند.

بر اساس این قانون، صدور حکم سرپرستی، به هیچ وجه موجب قطع پرداخت مستمری که به موجب قانون به کودک یا نوجوان تعلق گرفته یا می گیرد، نمی شود.

در صورت فوت سرپرست منحصر یا سرپرستان که مشمول یکی از صندوق های بازنشستگی بوده اند، افراد تحت سرپرستی در حکم افراد تحت تکفل متوفی محسوب شده و تا تعیین سرپرست جدید از مزایای مستمری وظیفه بازماندگان برخوردار خواهند شد.

همچنین در صورت فوت یا زندگی مستقل و جدایی هر یک از سرپرستان یا وقوع طلاق بین آنان، دادگاه می تواند با درخواست سازمان بهزیستی کشور و با رعایت مفاد این قانون، سرپرستی کودک یا نوجوان را به یکی از زوجین یا شخص ثالث واگذار کند. رعایت نظر کودکان بالغ در این خصوص ضروری است.

شخصی که سرپرستی افراد تحت حمایت این قانون را بر عهده می گیرد از مزایای حمایتی حق اولاد و مرخصی دوره مراقبت برای کودکان زیر سه سال(معادل مرخصی دوره زایمان) بهره مند است.کودک یا نوجوان تحت سرپرستی نیز از مجموعه مزایای بیمه و بیمه های تکمیلی وقف قانون برخوردار خواهد شد.

بر این اساس، پس از صدور حکم قطعی سرپرستی، مفاد حکم از سوی دادگاه به اداره ثبت احوال و اداره بهزیستی مربوط ابلاغ می شود.

اداره ثبت احوال مکلف است نام و نام خانوادگی کودک یا نوجوان تحت سرپرستی و همچنین مفاد حکم سرپرستی را در اسناد سجلی و شناسنامه سرپرست یا زوجین وارد کند. همچنین اداره ثبت احوال مکلف است شناسنامه جدیدی برای کودک یا نوجوان تحت سرپرستی با درج نام و نام خانوادگی سرپرست یا زوجین سرپرست و در قسمت توضیحات مفاد حکم سرپرستی و نام و نام خانوادگی واقعی وی را در صورت مشخص بودن قید کند.

اداره ثبت احوال مکلف است سوابق هویت و نسبت واقعی طفل را در پرونده ی وی حفظ کند. کودک یا نوجوان تحت سرپرستی می تواند پس از رسیدن به سن هجده سالگی، صدور شناسنامه جدیدی را برای خود با درج نام والدین واقعی در صورت معلوم بودن،یا نام خانوادگی مورد نظر وی، در صورت معلوم نبودن نام والدین واقعی، از اداره ثبت احوال درخواست کند.

اجرای این ماده به موجب آیین نامه ای است که به وسیله سازمان ثبت احوال کشور و با همکاری سازمان بهزیستی کشور تهیه می شود و ظرف سه ماه پس از لازم الاجراء شدن این قانون به تصویب هیئت وزیران می رسد.

بر اساس این قانون، صدور گذرنامه و خروج کودک یا نوجوان تحت سرپرستی از کشور منوط به موافقت سرپرست منحصر یا سرپرستان و دادستان است .دادستان پس از جلب نظر کارشناسی سازمان بهزیستی کشور با رعایت مصلحت،اتخاذ تصمیم می کند.

همچنین چنانچه خروج از کشور در دوره آزمایشی باشد، سرپرست منحصر یا سرپرستان باید تضمینی مناسب جهت بازگشت کودک یا نوجوان تا پایان دوره آزمایشی،به دادستان بسپارند. ضمنا سازمان بهزیستی کشور مکلف است به طریق اطمینان بخشی در مورد رعایت حقوق کودک یا نوجوان در خارج از کشور اقدام لازم را به عمل آورد.

در صورتی که مسافرت کودک یا نوجوان به خارج بر وی واجب باشد مانند سفر حج تمتع، مفاد این ماده اجرا نخواهد شد .سرپرست یا سرپرستان در هر حال باید موضوع را به سازمان و دادستان اطلاع دهند. دادستان و سازمان بهزیستی کشور در صورتی که ضرورت فسخ حکم سرپرستی را احراز کنند، مراتب را به دادگاه صالح اعلام می کنند.

بر این اساس، حکم سرپرستی پس از اخذ نظر کارشناسی سازمان بهزیستی کشور در مواردی همچون هر یک از شرایط مقرر در ماده (6)این قانون منتفی شود و مشخص شدن پدر یا مادر یا جد پدری کودک یا نوجوان و یا وصی منصوب از سوی ولی قهری دز صورتی که صلاحیت لازم برای سرپرستی را ولو با ضم امین یا ناظر از سوی دادگاه دارا باشند، فسخ می شود.

هرگاه سرپرست در صدد ازدواج برآید، باید مشخصات فرد مورد نظر را به دادگاه صالح اعلام کند. در صورت وقوع ازدواج،سازمان بهزیستی کشور مکلف است گزارش ازدواج را به دادگاه اعلام تا با حصول شرایط این قانون،نسبت به ادامه سرپرستی به صورت مشترک و یا فسخ آن اتخاذ تصمیم کند.

ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرزند خوانده ممنوع است مگر اینکه دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی سازمان،این امر را به مصلحت فرزند خوانده تشخیص دهد.

بر اساس این قانون، در صورت فسخ حکم سرپرستی تا زمان سرپرست یا سرپرستان جدیدی در مشخصات سجلی فرد تحت سرپرستی صورت نخواهد گرفت. افرادی که قبل از تصویب این قانون قرار گرفته اند ،مشمول مقررات این قانون هستند.

همچنین کسانی که واجد شرایط را قبل از تصویب این قانون به صورت غیر قانونی تحت سرپرستی قرار داده اند،مکلف هستند ظرف شش ماه از تاریخ تصویب این قانون تحت نظارت سازمان و دادگاه نسبت به ادامه سرپرستی تعین تکلیف کنند. عدم مراجعه پس از مهلت اعطاء شده غیر قانونی بوده و پیگرد قضائی خواهد داشت.

افرادی که بنابه دلایل موجه و یا تحت شرایط خاص،سرپرستی کودک یا نوجوانی را حداقل یکسال پیش از سپردن به سازمان بهزیستی کشور، عهده دار بوده اند با دارا بودن شرایط مقرر در این قانون نسبت به سرپرستی آنان حق تقدم دارند.

ارائه مدارک و اطلاعات مربوط به کودک یا نوجوان تحت سرپرستی،جز به سرپرست یا سرپرستان صرفا در صورت ضرورت، با رعایت مصلحت کودک یا نوجوان و اجازه دادگاه امکانپذیر است.

بر این اساس، دادگاه صالح برای رسیدگی به امور مربوط به نگهداری کودکان و نوجوانان بی سرپرست، دادگاه محل اقامت درخواست کننده است. در کلیه مواردی که به موجب این قانون توسط دادگاه صالح برای کودکان و نوجوانان سرپرست تعیین می شود، دادگاه مکلف است رونوشت رای را جهت اطلاع به سازمان ارسال کند. سازمان بهزیستی کشور موظف است در طول دوره سرپرستی، نسبت به این دسته از افراد نظارت کند.

همچنین اعتراض به آراء صادره تابع قوانین و مقررات جاری و آیین دادرسی حسب مورد خواهد بود. سازمان بهزیستی کشور موظف است به منظور راهنمایی و مشاوره افرادی که سرپرستی کودکان و نوجوانان را عهده دار می شوند، اقدام به ایجاد دفتر مشاوره دینی مربوط به امور فرزند خواندگی با همکاری مرکز مدیریت حوزه علمیه کند. واگذاری سرپرستی کودکان و نوجوانان منوط به تآیید دفتر مذکور خواهد بود.

بر اساس این قانون، به منظور انجام صحیح مسئولیت پذیرش، نگهداری و مراقبت، حضانت و سرپرستی کودکان بی سرپرست و بد سرپرست توسط سازمان بهزیستی کشور و اختیار واگذاری سرپرستی آنان به خانواده های واجد شرایط و موسسات، آیین نامه های اجرایی این قانون با پیشنهاد وزارتخانه های تعاون، کار و رفاه اجتماعی، دادگستری و کشور ظرف سه ماه از تاریخ این قانون تهیه می شود و به تصویب هیئت وزیران می رسد .

بر این اساس، بند (3) ماده (4) قانون تامین زنان و کودکان بی سرپرست مصوب 24/8/1371 و قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست مصوب 29/12/1353 لغو می شود.

وابستگی و کج خلقی پنهان در ارتباط همسران

همسرتان ایرادگیر است؟ هنوز درگیر وابستگی های کودکانه اش است؟ جای خالی صمیمیت را در خانه احساس می کنید؟ پس چرا منتظر نشسته اید؟

به گزارش صراط، در این مقاله، به ذکر چندین نقل قول از مشاوره ها و دردودل های همسران، در رابطه با نوعی وابستگی و کج خلقی پنهان می پردازیم. در این مقاله وابستگی هایی را در روابط زوجین مورد بررسی قرار می دهیم که نه تنها مفید، بلکه مضر و ایجاد کننده ی اختلال در روابط زوجین می باشد. با خواندن این مقاله، شاید خودمان را میان مثال های ذکر شده بیابیم و متوجه شویم که ریشه ی برخی احساسات و رفتارهای به ظاهر حق طلبانه، چه قدر بچگانه و بی مورد بوده است. در واقع می توان گفت ریشه ی اینگونه وابستگی های بغض آلود ، از ارتباطاتی ناشی می شود که طرفین، از حقوق برابر برخوردار نیستند.

در وابستگی های بغض آلود و رابطه ی نابرابر، از یک سو تملق گویی و از سوی دیگر لجبازی و مخالف خوانی حاکم است. مثلا مردی می گوید:
« همسرم وقتی اطاعت می کند رفتارش بسیار کودکانه است، مثل بچه ها به آدم تکیه می کند. اطاعت های او انگار از سر ترس و نگرانی است. گذشته از آن، آدمی دوست دارد همسرش برای خود عقیده ی محکمی داشته باشد. متانت، صبوری و استقلال رأی داشته باشد. مثلا نمی تواند بی حضور من برای خود لباس بخرد. البته گاهی هم اگر مطابق میل او رفتار نشود مثل بچه ها قهر می کند. »

وابستگی‌های کودکانه
تکلیف این مرد با وابستگی های کودکانه ی همسرش چیست؟ بالتبع او نیز دوست دارد با یک انسان بالغ زندگی مشترک داشته باشد نه با یک بچه ی ترسو، مطیع و گاهی لجباز. به نقل قول دیگری از شکایت همسران توجه فرمایید:

«وقتی همسرم هر مشکل کوچکی را بزرگ می‌کند من تحریک می‌شوم و محیط خانه متشنج می‌شود.»
مثلا خانم می خواهد بپرسد که ناهار چی درست کند. می تواند با خوشرویی در حالی که موضوعی دلچسب برای گفت و گو پیدا کرده است، این سئوال را مطرح کند، اما او با لحنی که انگار مشکل لاینحلی پیدا کرده است آن را می پرسد. تازه وقتی جواب می دهی که مثلا خورشت کرفس، با عصبانیت جواب می دهد که بچه ها خورشت کرفس دوست ندارند. به هنگام پرسیدن، لحن کلام او به گونه ای نیست که بخواهد جواب بگیرد و مشکل حل شود، بلکه با این پرسش می خواهد بگوید که زندگی کردن چه قدر سخت است یا خانه داری چه عذاب الیمی است.

بزرگ نمایی مشکلات در مقابل چشم همسر، وجه دیگری از احساس کسی است که می پندارد در رابطه ای نابرابر گرفتار شده است. زندگی مشترک در فضای سوء تفاهم ناشی از وابستگی های بغض آلود و رابطه ی نابرابر، مثل راه رفتن در میدان مین است. هر لحظه ممکن است با کوچک ترین خطایی فضای خانه متشنج شود

جای خالی صمیمیت و هم‌دلی
نمی توان در یک رابطه ی نابرابر انتظار صمیمیت و هم دلی دوستانه داشت. رابطه ی نابرابر از نظر حقوق انسانی و اجتماعی در بین زوجین ، تعاملی را بین آن ها ایجاد می کند که تداعی گر شخصیتی وابسته در خانم ها و کاراکتری خود محور و خود خواه در آقایان است . به دلیل بیمار گونه و غیر منصفانه بودن این رابطه ، وابستگی خانم ها به همسر خود از نوع وابستگی بغض آلود می‌شود. به نقل قول زیر توجه فرمایید:
« همسرم بسیار ایرادگیر است. جالب این که کار را به عهده ی من می گذارد، به خود جرئت تصمیم گیری نمی دهد اما به تصمیمات من هم رضا نمی دهد و ایراد می گیرد. غالبا ایرادهایی که می گیرد بعد از آن است که بشود اصلاحاتی در آن انجام داد. ابتدا که به خود زحمت تصمیم گیری و اظهار نظر جدی نمی دهد مگر با عصبانیت و اخم که بی فایده است، بعد که شما تصمیم گرفتید و اعلام کردید ایشان ایراد می گیرند. ایشان ایراد نمی گیرند، که امور اصلاح شود، ایشان ایراد می گیرند که فقط ایراد بگیرند، زیرا نگاه او به زندگی منفی است.»

به نمونه دیگری از نقل و قول که حکایت از وابستگی بغض آلود می کند توجه فرمایید:
«همسرم یا اطاعت می کند یا سرپیچی. احساس حاکم بر رفتار او ترس و انفعال است. ترس و انفعالی که گاه موجب اطاعت می شود و گاه پرخاشِ ناشی از احساسات فرو خورده و تسلیم شده. آیا درست است که وقتی سر پیچی می کند او را به حال خود رها کنم چون مطمئنم که بعد از سرپیچی نوبت اطاعت و رفتار تسلیم طلبانه و پوزش خواهانه فرا می رسد؟ با این رفتار الاکلنگی همسرم چه کنم؟ می توانم امیدوار باشم که روزی همسرم رفتار متعادل پیدا کند و دست از افراط و تفریط بردارد؟»

بدبینی و سوءظن
از نشانه های وابستگی های بیمارگونه و بغض آلود، بدبینی و سوء ظن است. مثلا خانمی می گفت:
«همسرم همواره با بدبینی با وقایع روبه رو می شود. او به خود زحمت نمی دهد که درباره ی حالات روحی من از من بپرسد، بلکه به حدس و گمان خود اکتفا می کند، حدس و گمانی که غالبا از موضعی بدبینانه است. ناگهان به امری متهم می شوم که منشا ء آنرا نمی دانم و آوار برسرم خراب می شود.»

بدبینی راه رفتن در میدان مین
زندگی مشترک در فضای سوء تفاهم ناشی از وابستگی های بغض آلود و رابطه ی نابرابر، مثل راه رفتن در میدان مین است. هر لحظه ممکن است با کوچک ترین خطایی فضای خانه متشنج شود. به این نقل قول توجه فرمایید:
« کافی است لحظه ای از رفتار تحریک آمیز همسرم غافل شوم تا فضای خانه متشنج شود. ناگهان با یک ایراد بی جا، با رفتار یا گفتاری طعنه آمیز و ملامت گر، با رفتاری تنش آلود و از سر ناامیدی و بدبینی و ... پا روی اعصاب انسان می گذارد. آیا این درست است که من در تمام لحظات شش دانگ حواس خود را جمع کنم که در تله ی رفتارهای تحریک آمیز او نیفتم؟ آیا به راستی نباید انتظار رفتار انسان بالغ را از همسر خود داشته باشم؟ او بدرفتاری می کند و من هم ازاو انتقاد می کنم و این دور باطل جنگ اعصاب ادامه پیدا می کند .آیا چاره ی کار فقط سکوت است؟ سکوت هم که فقط در ظاهر سکوت است و در باطن انتقال همه ی تنش های عصبی است به دوران ، خودخوری و به دنبال آن هزار مرض دیگر.»

پس آرامش کجاست؟
تمام این احساسات، مهارت شاد بودن و داشتن یک زندگی آرام را از انسان سلب می کند: احساس این که آدمی مجبور باشد شرایط نابرابری را به عنوان زندگی مشترک تحمل کند؛ احساس این که دارد به او ظلم می شود؛ احساسی که بالتبع افسرده خویی را به همراه دارد.

به این نقل قول توجه فرمایید:
«او درباره ی همه چیز با شکایت حرف می زند. انگار همیشه زمانه برخلاف مراد او می چرخد .به ندرت ممکن است خبری را با خوشحالی بیان کند. راستش خبرهای خوشحال کننده به جای این که او را سرحال بیاورد، نگرانش می کند و در نتیجه فراموش می کند که چیزی بگوید. اما کوچک ترین خبر بد، او را به حرف می آورد. آن گاه با لحنی شکوه آلود و مصیبت بار به حرف می افتد و مرا کفری می کند. طوری شده است که حتی اگر ندرتا با لحن شادی هم حرف بزند، من به طور اتوماتیک عکس العملی از سر بی حوصلگی نشان می دهم. واقعا کلافه کننده است که کسی مدام با ناله و شکایت و حس بدبختی حرف بزند و شما مخاطب او باشید.»

آن چه از نابرابری حقوق زن و مرد نصیب زوجین شده است، برای خود آن ها نیز اثر مثبت نداشته است . گاهی رفتارهای بی سرانجام زن و گاهی رفتار تحکم آمیز و خودمحورانه ی مرد ، ایرادگیری های وسواس گونه و کنترل نشده اش، زندگی مشترک را تباه خواهد کرد.

پرخاشگری منفعلانه
از نشانه های بارز وابستگی ناگزیر و بغض آلود، پرخاشگری منفعلانه است. به این نقل قول توجه فرمایید:
«همسرم با عدم همکاری در همه ی زمینه ها در حد معمول، دلخوری خود را نشان می دهد. مثلا دیرتر از ساعت مقرر برای بیرون رفتن از خانه حاضر می شود. از یک هفته قبل قرار شده است که شب جمعه به یک مهمانی برویم و او نیم ساعت قبل از رفتن اظهار می کند که حوصله ی بیرون رفتن را ندارد یا در جمع مهمان ها با ساکت نشستن و در خود فرو رفتن، فضای مهمانی را مکدر می کند. مثلا بسیار زحمت می کشد و برای خانواده شام درست می کند اما خودش به هنگام صرف شام اظهار بی میلی می کند – آن هم با ترشرویی – و طبیعتا اشتهای بقیه را هم خراب می کند. چگونه می توانم با رفتارهای عدم همکارانه ی او مقابله کنم و نتیجه ی مساعدی بگیرم ؟»

با احساسات خود چند چندیم؟
آدم افسرده حال، احساسات خود را با صراحت بیان نمی کند. به نقل قول زیر توجه فرمایید:
« همسرم وقتی دلخور می شود کم حرف می زند یا سکوت می کند. رسما هم اعلام نمی کند که قهر است تا تکلیف آدمی روشن باشد، بلکه بسیار کم حرف می شود، جواب صحبت را با بداخلاقی و بسیار کوتاه می دهد و فضای سنگینی در خانه حاکم می شود. کاش می گفت که چرا بداخلاق شده است، اما اظهار نظر نمی کند. فقط با سکوت و در عین حال با سرو صدای بیخودی – مثلا به هنگام شستن ظرف – می توان فهمید که دلخور شده است. فقط با حدس و گمان باید فهمید که او ناراحت است. چگونه می توانم به همسرم بفهمانم که اگر حرفی دارد آن را برزبان بیاورد، نه اینکه با اخم و تخم یا سرو صدای بیهوده آن را نشان دهد؟»

همسر
آن چه از نابرابری حقوق زن و مرد نصیب زوجین شده است، برای خود آن ها نیز اثر مثبت نداشته است. گاهی رفتارهای بی سرانجام زن و گاهی رفتار تحکم آمیز و خودمحورانه ی مرد، ایرادگیری های وسواس گونه و کنترل نشده اش، زندگی مشترک را تباه خواهد کرد. از رابطه نابرابر، فقط شخص تحت تسلط نیست که زیان می بیند بلکه شخص مسلط هم در این رابطه نصیبی از عشق ، هم دلی و صمیمیت نخواهد برد.

در نقل و قول های فوق هم دیدیم که اگر چه غالبا این مرد است که شکایت می کند، ولی او هم در عذاب مدام است و با رفتارهای نسنجیده اش، وضع را بدتر می کند. تأکید در این مقاله به هیچ وجه این نیست که حق با چه کسی است یا چه کسی مقصر است. در یک رابطه صمیمانه مهم نیست که چه کسی بالاتر و عاقلتر است، بلکه مهم این است که رابطه صمیمانه و رضایت بخش است. بعد از قرن ها اندرز و نصیحت و با منابع غنی از داستان های دلدادگی و ادعاهای مشعشع از عدل و انصاف، هنوز نیازمند آنیم که ابتدایی ترین اصل عشق ورزی و هم دلی را بیاموزیم و آن این که:
شرط اول مهرورزی، عشق است و صمیمیت.

با خودتان و همسرتان چند چندید؟


همسرتان ایرادگیر است؟ هنوز درگیر وابستگی های کودکانه اش است؟ جای خالی صمیمیت را در خانه احساس می کنید؟ پس چرا منتظر نشسته اید؟

به گزارش صراط، در این مقاله، به ذکر چندین نقل قول از مشاوره ها و دردو دل های همسران، در رابطه با نوعی وابستگی و کج خلقی پنهان می پردازیم. در این مقاله وابستگی هایی را در روابط زوجین مورد بررسی قرار می دهیم که نه تنها مفید، بلکه مضر و ایجاد کننده ی اختلال در روابط زوجین می باشد. با خواندن این مقاله، شاید خودمان را میان مثال های ذکر شده بیابیم و متوجه شویم که ریشه ی برخی احساسات و رفتارهای به ظاهر حق طلبانه، چه قدر بچگانه و بی مورد بوده است. در واقع می توان گفت ریشه ی اینگونه وابستگی های بغض آلود ، از ارتباطاتی ناشی می شود که طرفین، از حقوق برابر برخوردار نیستند.

در وابستگی های بغض آلود و رابطه ی نابرابر، از یک سو تملق گویی و از سوی دیگر لجبازی و مخالف خوانی حاکم است.

مثلا مردی می گوید:
« همسرم وقتی اطاعت می کند رفتارش بسیار کودکانه است، مثل بچه ها به آدم تکیه می کند. اطاعت های او انگار از سر ترس و نگرانی است. گذشته از آن، آدمی دوست دارد همسرش برای خود عقیده ی محکمی داشته باشد. متانت، صبوری و استقلال رأی داشته باشد. مثلا نمی تواند بی حضور من برای خود لباس بخرد. البته گاهی هم اگر مطابق میل او رفتار نشود مثل بچه ها قهر می کند. »

وابستگی‌های کودکانه
تکلیف این مرد با وابستگی های کودکانه ی همسرش چیست؟ بالتبع او نیز دوست دارد با یک انسان بالغ زندگی مشترک داشته باشد نه با یک بچه ی ترسو، مطیع و گاهی لجباز.

به نقل قول دیگری از شکایت همسران توجه فرمایید:

«وقتی همسرم هر مشکل کوچکی را بزرگ می‌کند من تحریک می‌شوم و محیط خانه متشنج می‌شود.»
مثلا خانم می خواهد بپرسد که ناهار چی درست کند. می تواند با خوشرویی در حالی که موضوعی دلچسب برای گفت و گو پیدا کرده است ، این سئوال را مطرح کند، اما او با لحنی که انگار مشکل لاینحلی پیدا کرده است آن را می پرسد. تازه وقتی جواب می دهی که مثلا خورشت کرفس، با عصبانیت جواب می دهد که بچه ها خورشت کرفس دوست ندارند. به هنگام پرسیدن، لحن کلام او به گونه ای نیست که بخواهد جواب بگیرد و مشکل حل شود، بلکه با این پرسش می خواهد بگوید که زندگی کردن چه قدر سخت است یا خانه داری چه عذاب الیمی است.

بزرگ نمایی مشکلات در مقابل چشم همسر، وجه دیگری از احساس کسی است که می پندارد در رابطه ای نابرابر گرفتار شده است.

زندگی مشترک در فضای سوء تفاهم ناشی از وابستگی های بغض آلود و رابطه ی نابرابر، مثل راه رفتن در میدان مین است. هر لحظه ممکن است با کوچک ترین خطایی فضای خانه متشنج شود

جای خالی صمیمیت و هم‌دلی
نمی توان در یک رابطه ی نابرابر انتظار صمیمیت و هم دلی دوستانه داشت. رابطه ی نابرابر از نظر حقوق انسانی و اجتماعی در بین زوجین ، تعاملی را بین آن ها ایجاد می کند که تداعی گر شخصیتی وابسته در خانم ها و کاراکتری خود محور و خود خواه در آقایان است . به دلیل بیمار گونه و غیر منصفانه بودن این رابطه ، وابستگی خانم ها به همسر خود از نوع وابستگی بغض آلود می‌شود.

به نقل قول زیر توجه فرمایید:
« همسرم بسیار ایرادگیر است. جالب این که کار را به عهده ی من می گذارد، به خود جرئت تصمیم گیری نمی دهد اما به تصمیمات من هم رضا نمی دهد و ایراد می گیرد. غالبا ایرادهایی که می گیرد بعد از آن است که بشود اصلاحاتی در آن انجام داد. ابتدا که به خود زحمت تصمیم گیری و اظهار نظر جدی نمی دهد مگر با عصبانیت و اخم که بی فایده است، بعد که شما تصمیم گرفتید و اعلام کردید ایشان ایراد می گیرند. ایشان ایراد نمی گیرند، که امور اصلاح شود، ایشان ایراد می گیرند که فقط ایراد بگیرند، زیرا نگاه او به زندگی منفی است.»

به نمونه دیگری از نقل و قول که حکایت از وابستگی بغض آلود می کند توجه فرمایید:
« همسرم یا اطاعت می کند یا سرپیچی. احساس حاکم بر رفتار او ترس و انفعال است. ترس و انفعالی که گاه موجب اطاعت می شود و گاه پرخاشِ ناشی از احساسات فرو خورده و تسلیم شده. آیا درست است که وقتی سر پیچی می کند او را به حال خود رها کنم چون مطمئنم که بعد از سرپیچی نوبت اطاعت و رفتار تسلیم طلبانه و پوزش خواهانه فرا می رسد؟ با این رفتار الاکلنگی همسرم چه کنم؟ می توانم امیدوار باشم که روزی همسرم رفتار متعادل پیدا کند و دست از افراط و تفریط بردارد؟»

بدبینی و سوءظن
از نشانه های وابستگی های بیمارگونه و بغض آلود، بدبینی و سوء ظن است. مثلا خانمی می گفت:
«همسرم همواره با بدبینی با وقایع روبه رو می شود. او به خود زحمت نمی دهد که درباره ی حالات روحی من از من بپرسد، بلکه به حدس و گمان خود اکتفا می کند، حدس و گمانی که غالبا از موضعی بدبینانه است. ناگهان به امری متهم می شوم که منشا ء آنرا نمی دانم و آوار برسرم خراب می شود.»

بدبینی راه رفتن در میدان مین
زندگی مشترک در فضای سوء تفاهم ناشی از وابستگی های بغض آلود و رابطه ی نابرابر، مثل راه رفتن در میدان مین است. هر لحظه ممکن است با کوچک ترین خطایی فضای خانه متشنج شود.

به این نقل قول توجه فرمایید:
« کافی است لحظه ای از رفتار تحریک آمیز همسرم غافل شوم تا فضای خانه متشنج شود. ناگهان با یک ایراد بی جا، با رفتار یا گفتاری طعنه آمیز و ملامت گر، با رفتاری تنش آلود و از سر ناامیدی و بدبینی و ... پا روی اعصاب انسان می گذارد. آیا این درست است که من در تمام لحظات شش دانگ حواس خود را جمع کنم که در تله ی رفتارهای تحریک آمیز او نیفتم؟ آیا به راستی نباید انتظار رفتار انسان بالغ را از همسر خود داشته باشم؟ او بدرفتاری می کند و من هم ازاو انتقاد می کنم و این دور باطل جنگ اعصاب ادامه پیدا می کند .آیا چاره ی کار فقط سکوت است؟ سکوت هم که فقط در ظاهر سکوت است و در باطن انتقال همه ی تنش های عصبی است به دوران ، خودخوری و به دنبال آن هزار مرض دیگر.»

پس آرامش کجاست؟
تمام این احساسات، مهارت شاد بودن و داشتن یک زندگی آرام را از انسان سلب می کند: احساس این که آدمی مجبور باشد شرایط نابرابری را به عنوان زندگی مشترک تحمل کند؛ احساس این که دارد به او ظلم می شود؛ احساسی که بالتبع افسرده خویی را به همراه دارد.

به این نقل قول توجه فرمایید:
«او درباره ی همه چیز با شکایت حرف می زند . انگار همیشه زمانه برخلاف مراد او می چرخد .به ندرت ممکن است خبری را با خوشحالی بیان کند . راستش خبرهای خوشحال کننده به جای این که او را سرحال بیاورد، نگرانش می کند و در نتیجه فراموش می کند که چیزی بگوید. اما کوچک ترین خبر بد، او را به حرف می آورد. آن گاه با لحنی شکوه آلود و مصیبت بار به حرف می افتد و مرا کفری می کند . طوری شده است که حتی اگر ندرتا با لحن شادی هم حرف بزند، من به طور اتوماتیک عکس العملی از سر بی حوصلگی نشان می دهم. واقعا کلافه کننده است که کسی مدام با ناله و شکایت و حس بدبختی حرف بزند و شما مخاطب او باشید.»

آن چه از نابرابری حقوق زن و مرد نصیب زوجین شده است، برای خود آن ها نیز اثر مثبت نداشته است . گاهی رفتارهای بی سرانجام زن و گاهی رفتار تحکم آمیز و خودمحورانه ی مرد ، ایرادگیری های وسواس گونه و کنترل نشده اش، زندگی مشترک را تباه خواهد کرد.

پرخاشگری منفعلانه
از نشانه های بارز وابستگی ناگزیر و بغض آلود، پرخاشگری منفعلانه است. به این نقل قول توجه فرمایید:
«همسرم با عدم همکاری در همه ی زمینه ها در حد معمول، دلخوری خود را نشان می دهد. مثلا دیرتر از ساعت مقرر برای بیرون رفتن از خانه حاضر می شود. از یک هفته قبل قرار شده است که شب جمعه به یک مهمانی برویم و او نیم ساعت قبل از رفتن اظهار می کند که حوصله ی بیرون رفتن را ندارد یا در جمع مهمان ها با ساکت نشستن و در خود فرو رفتن، فضای مهمانی را مکدر می کند. مثلا بسیار زحمت می کشد و برای خانواده شام درست می کند اما خودش به هنگام صرف شام اظهار بی میلی می کند – آن هم با ترشرویی – و طبیعتا اشتهای بقیه را هم خراب می کند. چگونه می توانم با رفتارهای عدم همکارانه ی او مقابله کنم و نتیجه ی مساعدی بگیرم ؟»

با احساسات خود چند چندیم؟
آدم افسرده حال، احساسات خود را با صراحت بیان نمی کند. به نقل قول زیر توجه فرمایید:
« همسرم وقتی دلخور می شود کم حرف می زند یا سکوت می کند. رسما هم اعلام نمی کند که قهر است تا تکلیف آدمی روشن باشد، بلکه بسیار کم حرف می شود، جواب صحبت را با بداخلاقی و بسیار کوتاه می دهد و فضای سنگینی در خانه حاکم می شود. کاش می گفت که چرا بداخلاق شده است، اما اظهار نظر نمی کند. فقط با سکوت و در عین حال با سرو صدای بیخودی – مثلا به هنگام شستن ظرف – می توان فهمید که دلخور شده است. فقط با حدس و گمان باید فهمید که او ناراحت است. چگونه می توانم به همسرم بفهمانم که اگر حرفی دارد آن را برزبان بیاورد، نه اینکه با اخم و تخم یا سرو صدای بیهوده آن را نشان دهد؟»

همسر
آن چه از نابرابری حقوق زن و مرد نصیب زوجین شده است، برای خود آن ها نیز اثر مثبت نداشته است. گاهی رفتارهای بی سرانجام زن و گاهی رفتار تحکم آمیز و خودمحورانه ی مرد، ایرادگیری های وسواس گونه و کنترل نشده اش، زندگی مشترک را تباه خواهد کرد. از رابطه نابرابر، فقط شخص تحت تسلط نیست که زیان می بیند بلکه شخص مسلط هم در این رابطه نصیبی از عشق ، هم دلی و صمیمیت نخواهد برد.

در نقل و قول های فوق هم دیدیم که اگر چه غالبا این مرد است که شکایت می کند، ولی او هم در عذاب مدام است و با رفتارهای نسنجیده اش، وضع را بدتر می کند. تأکید در این مقاله به هیچ وجه این نیست که حق با چه کسی است یا چه کسی مقصر است .در یک رابطه صمیمانه مهم نیست که چه کسی بالاتر و عاقلتر است ، بلکه مهم این است که رابطه صمیمانه و رضایت بخش است. بعد از قرن ها اندرز و نصیحت و با منابع غنی از داستان های دلدادگی و ادعاهای مشعشع از عدل و انصاف، هنوز نیازمند آنیم که ابتدایی ترین اصل عشق ورزی و هم دلی را بیاموزیم و آن این که:
شرط اول مهرورزی، عشق است و صمیمیت.

نظر امام درباره حق طلاق زنان چه بود؟


مرضیه دباغ با نقل خاطره‌ای از آیت‌الله سعیدی تصریح کرد که امام خمینی(ره) موافق شرط حق طلاق برای دختران هنگام عقد بود.

به گزارش جماران، خانم مرضیه دباغ با بیان اینکه شهید سعیدی به من توصیه کرده بود که حق طلاق را از داماد خریداری کنید، اظهار داشت: زمانی که من دخترانم را شوهر می‌دادم آیت‌الله سعیدی به من توصیه کرد که حق طلاق را از داماد خریداری کنم من همان زمان سوال کردم آقا من متوجه نمی‌شوم که شما چه می‌گویید.

وی در ادامه افزود: آیت‌الله سعیدی به من گفت خدای ناکرده داماد قصد طلاق دادن ندارد، اما امام خمینی اعتقاد دارد که اگر مقدور باشد حق طلاق را از داماد بخرید. آن زمان من یادم نیست ده تا بیست تومان به داماد دادم و حق طلاق را از داماد گرفتم.

شعر آیت‌الله‌حائری شیرازی برای همسرش


آیت الله حائری شیرازی پس از فوت همسر خود شعری را در وصف وی سروده است که به گزارش  دانا، متن این شعر به شرح زیر است:
 
ای همسر مهربان دلبند
ای مادر عشق را تو فرزند
از لطف، نگاه تو ز دل رفت
هر غصه که خاطرم پراکند
چون نور ز ذره بین گذر کرد
آتش به میان کاغذ افکند
ای همسر من تو ذره بینی
از توست هرانچه از من آرند
تو دست نوازش خدائی
بر همسر خویش و چند فرزند
زندان سیاه اهرمن را 
با داشتن یکی دو فرزند
دیدار من آمدی شب و روز
ای مرهم زخم شوی در بند
دست تو شکسته بود و می شست
همسایه لباس ما و فرزند
در خواب بدید آن مددکار
زهرا به تو گفته بود فرزند
زان روز که این سخن شنیدم
در بند توأم به مهر سوگند

راهکار دختران عربستانی برای ازدواج ! + عکس

به دنبال بالا رفتن سن ازدواج و مجرد ماندن تعداد بسیاری از دختران در عربستان، گروهی از دانشجویان دختر در این کشور در تویتر فراخوانی را تحت عنوان "حلال بودن 4 زن در شرع اسلام" به راه انداختند.!
 دانشجویان دختر در این صفحه از مردان می خواهند تا بیش از یک زن را به همسری انتخاب کنند. زیرا به باور آنها این امر به حل مشکل، مجرد ماندن دختران کمک خواهد کرد.

سایت "الوئام" عربستان نوشت: در این صفحه تصویری قرار داده شده که در آن شماری از دختران با انگشتانشان عدد چهار را نشان داده و با این اقدام به جایز بودن ازدواج مرد، با چهار زن در اسلام اشاره می کنند.


دانشجویان مذکور از مردانی که توانایی و آمادگی چند همسری را دارند درخواست کرده اند که این امر را عملی نمایند.

در حالی که این پیشنهاد با استقبال شماری از دختران مواجه شده است، برخی دیگر از آنها به شدت از تبلیغ برای تعدد زوجات انتقاد و به طور قاطع با آن مخالفت کرده اند.