مهریه نیوشا ضیغمی چقدر است؟+ عکس

در همه جای دنیا هنرمندها زیر ذره بین هستند به خصوص بازیگرها که مردم همیشه دوست دارند قسمت خصوصی زندگی آنها را بدانند. این کنجکاوی عمومی هم معمولا مزاحم آرامش ستاره هاست. مخصوصا وقتی ملاحظات اخلاقی کم رنگ شود و بعضی آدم ها و بعضی رسانه ها به خودشان اجازه بدهند حرمت ها را بشکنند.
در همه جای دنیا هنرمندها زیر ذره بین هستند به خصوص بازیگرها که مردم همیشه دوست دارند قسمت خصوصی زندگی آنها را بدانند. این کنجکاوی عمومی هم معمولا مزاحم آرامش ستاره هاست. مخصوصا وقتی ملاحظات اخلاقی کم رنگ شود و بعضی آدم ها و بعضی رسانه ها به خودشان اجازه بدهند حرمت ها را بشکنند.

نیوشا ضیغمی و همسرش هم از این فضا دلخورند. از سایتی که به خاطرتسویه حساب های سیاسی سفر حج رفتن نیوشا را بهانه کرده تا بی انصافی را در حق او تمام کند. یا از نشریه ای که به شایعه  اختلاف این زوج دامن زده. اما واقعیت این نیست.  نیوشا می گوید: آرش یک همراه و تکیه گاه است و آرش پولادخان هم می گوید: من به همسرم، نیوشا افتخار می کنم. گفت و گوی خواندنی با نیوشا ضیغمی و آرش پولادخان خیلی چیزها را روشن می کند. نه فقط اینکه اختلاف آنها، فقط شایعه بود و آنها در کنار هم آرامش دارند و به این زندگی آرام افتخار می کنند؛ چیزهای دیگری هم هست که از این گفت و گو دستگیرتان می شود.


مهریه من یک سکه است

نیوشا: راستش را بخواهید مهم ترین ملاک من برای ازدواج شخصیت و ادب و احترام بود. من در بدترین شرایط نمی توانم بی ادب باشم و نمی توانستم با مردی که احترام نگذارد و بددهن باشد، ازدواج کنم.

آرش این ویژگی خوب را دارد که با احترام برخورد می کند و همراه و دوست واقعی من است. خیلی طول کشید که او را انتخاب کردم اما شرط و شروطی نگذاشتم که به زور آنها رابطه را حفظ کنم. مهریه ام یک سکه است. نمی توانم درک کنم که ۲ خانواده سر تعداد سکه با هم چانه می زنند. آیا این مهریه های نجومی باعث تداوم زندگی است؟ به دادگاه خانواده نگاه کنیم، صف دادگاه مثل صف نانوایی است. آیا این ۲ هزارها و چندهزارها ضامن ادامه یک زندگی می شود؟ به چیزهای بهتر و بالاتر بیندیشیم. اگر کسی بخواهد زندگی را حفظ کند فراتر از این عدد و رقم ها پیش می رود؛ من با آرش معامله نکردم.

دلیل اینکه دوست دارم تجربه های مختلف کاری داشته باشم باتوجه به اینکه هرکاری سختی خودش را دارد این است که زن ها همان قدر توانمند هستند و می توانند تاثیرگذار باشند که مردها می توانند

 
دوام زندگی مشترک ستاره ها

آرش: همه زندگی ها می توانند دوام داشته یا نداشته باشند. صنف هنرمندها به این دلیل که دیده می شوند خیلی بیشتر زیر ذره بین هستند. ربطی به سینما ندارد، شاید خیلی آدم ها در خیلی صنف ها دچار مشکلاتی در زندگی شخصی باشند اما آنها دیده نمی شوند و به نظرم چارچوبی که سالم باشد و ازدواجی که با منطق و عقل انجام بگیرد، به راحتی به مشکل برنمی خورد.

کافی است دو نفری که زندگی را با هم شروع می کنند آن را مدیریت کنند و از یکدیگر به شناخت کافی برسند، تجربه داشته باشند و حساسیت بی مورد نشان ندهند. اگر این شناخت کافی باشد تمام حاشیه ها و مشکلات به راحتی پشت سر گذاشته می  شود. من و نیوشا همکار و هم رشته نیستیم و من تاجر نقره هستم اما این هیچ ربطی ندارد که بخواهیم یکدیگر را درک نکنیم و دچار مشکل شویم.

دوست ندارم وابسته باشم

نیوشا: ۱۰سال در فضای کاری و اجتماع فعالیت کرده ام. از وابستگی صرف لذت نمی برم و اساسا انسان بلندپروازی هستم. به هرحال دلیل اینکه دوست دارم تجربه های مختلف کاری داشته باشم باتوجه به اینکه هرکاری سختی خودش را دارد این است که زن ها همان قدر توانمند هستند و می توانند تاثیرگذار باشند که مردها می توانند. اصولا خانه داری یک شغل است اما این برای من کافی نیست.  سقف خواسته هایم خیلی بلند است، این شاید خوب نیست و شاید آرش هم کلافه شود.

آرش: من اصلا از بلندپروازی نیوشا ناراضی نیستم. روح سلامت در منزل را بیشتر دوست دارم تا فقط حضور فیزیکی نیوشا را در خانه. روح همسر من آمیخته شده با جامعه و فضای بیرون و اگر زیاد در خانه باشد پژمرده می شود و سلامتی که باید داشته باشد را نخواهد داشت. روح سلامت نیوشا به زندگی من  آرامش می دهد، من نشاط همسرم را بیشتر از غذای روزانه ای که خانم ها می پزند، نیاز دارم.

 
من تمام وقت در خدمت نیوشا هستم!

آرش: اگر بخواهیم از دید آدمی نگاه کنیم که فقط توقعش یک زندگی معمول ایرانی باشد، بله  دورنمای آن با واقعیت فرق دارد. اما فضا و دید من از یک زندگی مشترک اصولا اینگونه نیست. چارچوب روح و روان نیوشا برایم خیلی مهم است. بقیه کارها را با هم هماهنگ می کنیم و مسئله خاصی وجود ندارد که بگویم آزارم می دهد. یک سری کارهاست که باید با تدبیر مدیریت شود. به عنوان همسر نیوشا، از تجربه ام استفاده می کنم، تمام وقت در خدمتش هستم تا کمک کنم حرکتی که می خواهد انجام دهد، با آرامش باشد.

 
ماجرای کلینیک پوست من چه بود؟

نیوشا: من اساسا به سلامت روح و بدن اهمیت می دهم و برایم صورت و پوست سالم و شاداب و دندان سالم نشان دهنده یک انسان خوشحال و بانشاط است. بدن و چهره نشان دهنده حال درونی است و من از ۲۲ سالگی به کارهای زیبایی پوست علاقه مند بودم. در واقع نگهداری از پوست را دوست دارم و به نظرم نباید اجازه بدهیم همه چیز خراب شود و تازه به فکر جراحی و درمان بیفتیم. به مراکز پوست مراجعه می کردم و دریکی از این مراجعاتم کار خانم دکتری را که برایم خدمات پوست انجام می داد، پسندیدم و قرار شد همکاری کنیم. متاسفانه پول خیلی چیز بدی است و آدم ها را تغییر می دهد اما من آدمی نیستم که شرافت حرفه ای را که ۱۰سال است با زحمت و ذره ذره جمع کرده ام و اعتمادی که مردم به من دارند را به راحتی از دست بدهم، چون در آن مجموعه از اسم من استفاده می شد و من هم در آن برهه زمانی به آنجا اعتقاد داشتم  و همه چیز خوب پیش می رفت.

خلاصه  شراکت آغاز شد و من از یک مراجعه کننده تبدیل شدم به یک شریک و سرمایه گذار مجموعه،اما بعد از مدتی احساس کردم کارهای این کلینیک در چارچوب عقاید من نیست و آنجا به یک تجارتخانه تبدیل شد. من دنبال مجموعه ای بودم که اگر خواهرم یا دوستم وارد آنجا می شوند همان قدر راضی شوند که وقتی من خودم به آنجا می روم. البته اگر فقط به کسب درآمد فکر می کردم این قضیه خیلی هم خوب و پولساز بود اما من به پول در آوردن به هر قیمتی اعتقاد ندارم. بنابراین از آن گروه جدا شدم و به تازگی با یکی از شرکای پزشکم که انسان محترمی است، قرار شده با هم مجموعه جدیدی را مستقل داشته باشیم. خودم کار پوست و زیبایی بلد نیستم البته دیگر تشخیص می دهم کدام کار صحیح است و کدام کار فقط کاسبی از همین جا اعلام می کنم هیچ ارتباطی با مجموعه  مذکور ندارم… درحال حاضر هیچ همکاری ای با هیچ کلینیکی ندارم. سعی می کنم این دفعه فعالیت مجموعه کاملا پزشکی و حرفه ای باشد نه بازاری. دنبال یک سرویس دهی درست هستم.

 
من برای پول با آرش ازدواج نکردم!

نیوشا: نکته ای که خیلی مرا آزار می دهد این است که می شنوم می گویند آرش مرا انتخاب کرده، چون نیوشا ضیغمی بازیگر هستم و من او را انتخاب کردم چون سرمایه گذار فیلم من بوده و برای پول با او ازدواج کردم. آدم ها نمی دانند که در زندگی ما چه می گذرد و به راحتی در مورد ما حرف می زنند البته منظورم مردم عادی نیست مردم اجتماع ما صادقانه با هنرمندشان برخورد می کنند و آنها را می پذیرند و بزرگ می کنند، دوستشان دارند یا حتی از هنرمند یا ورزشکاری متنفر هستند. حتی کسانی که از من متنفر هستند را دوست دارم و به آنها احترام می گذارم چون احساس می کنم نشسته اند و کلی به من فکر کرده اند و به دلیلی به تنفر از من رسیده اند. دلم می خواهد واقعا آن دلیل را بشنوم، شاید خودم متوجه آن نیستم و دیگران آزار می بینند. درون خودم یک اعتقاد شخصی برای انسان بودن دارم. من «نمی توانم» را درک نمی کنم. یعنی انسان اصلا نباید بگوید «نمی توانم». خدا هست و کائنات وجود دارد ولی روح برای انسان نقش خیلی مهمی را بازی می کند.

 من هم از کره مریخ نیامده ام و به توانایی های خودم ایمان داشتم. پدرم دبیر و مادرم کارمند بازرگانی یک کارخانه بود. حتی پدرم اوایل بازیگری ام حس خوبی نداشت و بعد که دید تا این حد مصمم هستم به من کمک هم  کرد. اما من فقط یک مسئله را در نظر گرفتم «که من می توانم».

 
گناهی کردم که خودم را نمی بخشم

نیوشا: در ۲۲سالگی کاری کردم که هنوز هم خودم را برای آن سرزنش می کنم. آن زمان خام بودم و اشتباهی کردم که هنوز هم خودم را نمی بخشم. هرجا مشکلی برایم به وجود بیاید درون خودم می گویم، حتما دارم چوب آن اشتباه را می خورم. این را گفتم که بگویم ما هر کار نادرستی بکنیم، کائنات صد برابر آن را به ما برمی گرداند. اگر یک سیلی به ناحق بزنیم کائنات ضربه ای می زند که تا مدت ها نمی توانیم از جا بلند شویم. اگر همه ما به این اعتقاد داشته باشیم، خیلی کارها را انجام نمی دهیم. همیشه معتقدم واگذار کردن به خدا خیلی سخت است. وقتی کسی را آزار می دهید و می  گوید تو را به خدا واگذار کردم، باید بترسیم. سعی می کنم کاری کنم که شب با رضایت از خودم بخوابم و صبح که بیدار می شوم از خودم راضی باشم.

 
همه چیز تاریخ مصرف دارد،حتی ستاره بودن!

نیوشا: مارلون براندو با آن همه عظمت الان کجاست؟ سوپراستاری، تاریخ دارد. حتی عمر و زندگی ما یک زمان محدودی است و باید فکر کنیم که بعد از خودمان می خواهیم چه اثری به یادگار بگذاریم. فقط یک اسم یا یک اثر ماندگار؟ برای همین به کسی که از من متنفر است احترام می گذارم. حسادت را دوست ندارم و حس می کنم حسادت بخشی از انسان است و در همه ادیان تاکید شده که آن را از خودتان دور کنید. آدمی که نمی خواهد تلاش کند و گناه عدم توانایی خود را به گردن دیگران می اندازد، سرشار از حسادت می  شود. رسیدن به هرچیزی سخت است، رسیدن به قله یک کوه سخت تر است یا قدم زدن در دامنه آن کوه؟ قطعا به بالا رسیدن خیلی تلاش می خواهد و باید مسیر سختی را بگذرانی، کسی نمی تواند پول بدهد تا به آن بالا برسد. هرکسی می تواند ستاره باشد. یک خیاط ماهر، یک آشپز، یک بازیگر، یک ورزشکار… در هر رشته ای باید تلاش کنی و ستاره شدن کار راحتی نیست. فردی که شاخص می شود خلاقیت داشته و توانسته استعدادهای خود را پرورش دهد.

 
به راحتی هتک حرمت نکنیم

نیوشا: چندوقتی است متاسفانه اتفاق های ناخوشایندی در جامعه هنری می افتد. لادن طباطبایی چندوقت قبل در برنامه هفت حرف جالبی زد، گفت: من دختر یک خانواده هستم، مادر یک فرزند هستم و نقش های مختلفی دارم.

 برای کارم زحمت کشیده ام و شبانه روز تلاش کرده ام. من ناراحت می شوم هنرمندی مثل لادن به راحتی از بازیگری خداحافظی می کند و آب از آب تکان نمی خورد. چرا باید یک هنرمند این همه رنجیده خاطر باشد و ما ناراحت نباشیم. کسی می آید و به تمام خانم های سینمای ایران توهین می کند. خانم هایی که یا مادر هستند یا همسر یا فرزند یک خانواده. آیا تهمت زدن و هتک حرمت به این خانم ها به همین راحتی است؟ این مرا آزار می دهد و دلم می شکند. این اتفاق می افتد و با یک عذرخواهی حاشیه ای همه چیز تمام می شود. این را گفتم که به اینجا برسم، خانم های بازیگر می آیند و بیانیه می دهند، ای ایها الناس! ما اگر خانه نشین شدیم و کار نمی کنیم دلیلش این است که تن به خیلی چیزها نداده ایم! منظور این خانم ها چه بوده؟ من شرعا همسر یک آدم هستم و شرم دارم از نوشته های روی سایت ها و خبرها و گاهی دلم نمی خواهد آرش بعضی از این خبرها را بخواند. شرم آور است و دلم می خواهد بگویم موفقیت دیگران را با بی عرضگی های خودمان زیرسؤال نبریم.

 
من و آرش واقعا خوشبختیم

نیوشا: همیشه معتقدم آدم یک بار زندگی می کند چه لزومی دارد برای خوشایند دیگران به چیزی تظاهر کنم. من ازدواج نمی کردم مگر زمانی که فردی را پیدا کنم که تمام معیارهایی که دوست دارم را داشته باشد. شغل و درآمد داشتم و زندگی ام را می کردم و می توانستم تنهایی زندگی را اداره کنم. اما وقتی با آرش آشنا شدم دیدم او یک همراه است.

با هم قدم برمی داریم، نه من سد راه او هستم نه او سد راه من. نه قرار است من بار مشکلاتم را روی دوش او بگذارم نه او روی دوش من. نه قرار است من سکوی پرواز او باشم نه او سکوی پرواز من، بنابراین در کنار هم قدم برمی داریم و زندگی ما مساوی است. اهدافی برای ۱۰سال آینده داشته و زندگی پویا را دوست داریم. من پرتوقع هستم و به بعد از امروز فکر می کنم.

در هر کاری موفق شدن سخت است

نیوشا: البته که آدم مضطرب می شود اما زندگی را برای خودم زهر نمی کنم و از لحظه هایم لذت می برم. یک کوهنورد هم در بین راه زمین می خورد، شاید پایش پیچ بخورد، خسته و کلافه می شود اما بازهم به راهش ادامه می دهد. یک روزی با  آقای مهدوی کیا با هم یک مصاحبه مشترک داشتیم؛ شما هم می دانید که نصف پسربچه ها دلشان می خواهد فوتبالیست شوند و دختربچه ها هم می خواهند بازیگر شوند اما هیچ کس نمی داند که این حرفه ها به همین راحتی به دست نمی آید. همه همان ۹۰دقیقه دویدن و همان چندساعت جلوی دوربین را می بینند. آقای مهدوی کیا می گفت من آنقدر تمرین می کردم و می دویدم که از حال می رفتم و نفس کشیدن برایم سخت می شد. برای من خیلی جالب بود و که فوتبالیست شدن این همه سخت  است. شاید آقای مهدوی کیا هم نمی دانست که بازیگر شدن چقدر سخت است. حتی یک زندگی خوب داشتن هم سخت است.

از لحظه لذت می بریم

نیوشا: امیدوار هستم. به خاطر نداشته هایم خودم را عذاب نمی دهم و معتقدم دست بالای دست زیاد است. شاید اوایل آرش جا می خورد، او درک می کند که من هم مثل بقیه آدم ها هستم،  گریه می کنم، خسته می شوم و همیشه مثل جلوی دوربین در کمال سلامت و شادابی نیستم. اعتقاد دارم اگر یک زن در اوج قدرت هم که باشد، حتی رئیس جمهور یک مملکت هم باشد باز هم نیاز دارد که به کسی تکیه کند. قبول کردم که آرش قوی تر از من است و به او تکیه کردم. او قطعا از من قوی تر است و از درون به این معتقدم. من یک زن هستم و قرار نیست یک زن که به قدرت می رسد و موفق می شود، مرد شود. باید یک زن قوی باشم.

 من ادای مردها را در نمی آورم برای همین به مشکل برنمی خوریم. اگر راه بروم و بگویم من نیوشا ضیغمی هستم، قطعا او هم اعتراض می کند و می گوید هستی که هستی… مثلا یک زن با یک سوپراستار مرد ازدواج کند و هر روز بشنود که من ستاره هستم من… این من! من! اصولا ریشه  هر خانه ای را نابود می کند… اگر من شکست بخورم آرش هم شکست خورده پس دیگر نمی گویم من… ما موفق هستیم و از لحظه لذت می  بریم.

به تغییر دادن هم فکر نکنیم

نیوشا: این روزها گفتم که شایعه اختلاف ما هم هست. هر آدمی در زندگی مشترک اختلاف دارد، اما باید گفت و گو کرد و اختلافات را کنار گذاشت. ۲تا خواهر که با هم همخون هستند هم گاهی عقاید مشترک ندارند و اختلاف پیدا می کنند.

هر فردی معیاری در زندگی دارد، من صادقانه انتخاب درستی کردم و حالا پای آن هم هستم. همه چیز را همان طور که هست ببینیم و بپذیریم و به تغییر دادن آدم ها فکر نکنیم. آدم ها تا ۷سالگی شکل می گیرند و موقع انتخاب باید دقت کنی و اولویت ها را درنظر بگیری و با خودت صادق باشی…

من هم خانه داری می کنم

نیوشا: ما حاشیه امنی برای خودمان تعریف کردیم. در هر جای دنیا دوروبر هنرمندها حرف هست و برای مردم حاشیه این افراد مطرح، جالب است. این قسمت زرد را دوست ندارم و معتقدم با رفتارمان از حاشیه دوری می کنیم. من همسر مردی هستم و این نقش را پذیرفتم.

آرش هم مرا در همین  جایگاه پذیرفته ولی زمانی که سرکار نیستم، من هم ظرف می شویم و لباس های آرش را اتو می کنم، غذا درست می کنم و مهمان دعوت می کنم. انجام کارهای خانه هم لذت دارد من هم خانه داری می کنم مگر اشکالی دارد.

 نیوشا واقعا معصوم است

آرش: دقیقا! ما خوشبخت هستیم و پشت پرده  ای وجود ندارد. امیدوارم من سنت شکنی کرده و ثابت کنم زندگی سینمایی می تواند دوام داشته باشد. هرچه با سختی های هنر آشنا می شوم، صبورتر و پخته تر می شوم. تجربه سینما را در این ۲، ۳سال کسب کردم و هنوز درحال کسب تجربه های جدید هستم. آدم به این ترتیب بزرگ می شود من هم شنیدم که می گویند من نیوشا را به خاطر ستاره بودن انتخاب کردم، ذهنیتی از نیوشا داشتم که بعد از ازدواج دیدم او از تصور من خیلی هم بهتر است. معصومیت و خوبی نیوشا، درست مثل صورتش است.

کار من بازار است و ما هنوز به رسوم کاسبی معتقد هستیم. در بازار اگر کسی دچار مشکل شود، بزرگان زیر پروبال او را می گیرند و همه مرام و معرفت دارند اما مشکل سینما این است که آدم ها به هم بی محبت هستند. در صورتی که هنر با احساس توام است!

توقع آدم از هنرمندها خیلی بیشتر از اینهاست چون آنها با روح و احساس کار می کنند اما در بازار روح و معرفت انگار بیشتر حکمفرماست. ای کاش سینما هم بزرگ تر و ریش سفیدی داشت، بزرگ تری که حرمت داشت. در سینما همه من هستند و به سفت کردن جایگاه خود فکر می کنند.

 
تایید من برای نیوشا خیلی مهم است

آرش: نیوشا اگر در روز هزارتا تائید هم بگیرد و همه دنیا از او تعریف کنند، تائید و تعریف من برایش جایگاه ویژه ای دارد.

نیوشا: دقیقا همین طور است. تحسین جامعه و مردم با تحسین آرش زمین تا آسمان متفاوت است. آدم هایی که در خانه و روابط شخصی تامین نباشند، درزندگی حرفه ای موفق نیستند و رفتارهای غیرعادی دارند.  اگر در خانه تائید شوی و در جامعه خیلی دچار مشکل نمی شوی که در خانه خلاء عاطفی داشته باشی. استار بودن یک عمر دارد پس مهم ترین قضیه همین تامین عاطفه از طرف همسر و خانواده است.  همه خستگی های روزانه ام با جمله دوستت دارم آرش از بین می رود. اگر روزی همه داشته های امروزم را نداشته باشم، تکیه گاهم، یعنی آرش به من آرامش می دهد… حرمت خانواده برایم خیلی زیاد است…

آرش: من تمام انرژی ام از خانه است. اگر همسرم خسته و غمگین باشد من هم همان مود را می گیرم. اینکه می گویند هنرمندها مودی اند، نه، همه آدم ها اینطور هستند. شاید هنرمندها حساس تر هستند. چارچوبی که سلامت باشد و تکلیف زندگی اش معلوم باشد به او کمک می کند.

نیوشا: خب، نوسانات دلار مود آرش را هم عوض می کند و من تحمل می کنم. (صدای خنده)

آرش: مردانی که تجارت می کنند به نظرم در خط مقدم جبهه هستند و امیدوارم ایرانی ها در همه جا موفق باشند. سربلندی ایران، آرزوی من است. این روزها در حال جنگ هستیم و این بحران ها همه  ما را درگیر کرده است. قدیم ها جنگ با زور بازو بود اما امروز همه در این جنگ حضور دارند. امیدوارم برای ایران بجنگیم و سربلند باشیم.

عوامل خرده‌خیانت‌های زناشویی در تهران


پژوهشی روی ۲۰۰ نفر خانم‌های متأهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره تهران، نشان می‌دهد ۴۸ درصد خانم‌ها شواهد و مدارکی راجع به ارتباط همسرشان با خانم‌های دیگری را ملاحظه کرده بودند
به گزارش نامه، گذشته از این آمار که به نوعی بی‌وفایی همسران این زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره را نشان می‌دهد، ۲۷ درصد از شوهران، رابطه جنسی با فردی از جنس مخالف، غیر از همسر خود را داشته اند که به این عمل خیانت آشکار گفته می‌شود.

این آمار که در پژوهشی با عنوان «بررسی میزان شیوع بی‌وفایی و خیانت زوجین شهر تهران» منتشر شده، در جای دیگری نیز می‌گوید ۳۸ درصد از خانم‌ها فکر برقراری ارتباطی عاطفی با مردی دیگر به ذهنشان خطور کرده و ۱۳ درصد فکر خیانت به همسرشان را کرده بودند.

از این تعداد ۱۳ درصد خانم‌ها اقدام به برقراری ارتباط عاطفی و ۲ درصد اقدام به خیانت(برقراری ارتباط جنسی) نموده‌اند.

بی‌وفایی فقط جنسی نیست

گلناز واحدی پژوهشگر اجتماعی حوزه خانواده معتقد است که بی‌وفایی و روابط خارج از ازدواج، ارتباط با فردی غیر از همسر است. هر نوع پنهانکاری از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج نوعی بی‌وفایی تلقی می شود.

حتی زمانی که شخص اطلاعات خصوصی زندگی خود را با شخص ثالثی در میان بگذارد وآن را از همسرش پنهان کند، نوعی بی‌وفایی و خیانت تلقی می شود.

وقتی صحبت از بی‌وفایی می‌شود همواره بی وفایی جنسی در ذهن تداعی می‌شود. بی وفایی به اشکال دیگری نیز می‌تواند وجود داشته باشد. نکته مهم در بی وفایی، پنهانکاری است.

اگر شخص عملی را در غیاب زوج خود انجام دهد و بداند که در صورت اطلاع، همسرش ناراحت شده و اعتراض خواهد کرد، مرتکب عمل بی وفایی شده است. بنابراین، خیالپردازی با شخصی غیر از شریک زندگی، دیدن عکس و فیلم مستهجن و روابط تلفنی و اینترنتی نیز نوعی بی‌وفایی تلقی می‌شود.

وی در ادامه اضافه کرد: بی وفایی اشکال متعددی دارد، از قبیل بی وفایی جنسی و بی‌وفایی عاطفی؛ بی‌وفایی عاطفی به صورت درد دل کردن با یک غریبه غیر همجنس، در میان گذاشتن اسرار، بگو بخند کردن، عشق ورزیدن و مواردی دیگر که از چشم همسر پنهان باشد.

بی وفایی جنسی، برقراری رابطه جنسی و فیزیکی با شخصی خارج از حوزه زناشویی است که می تواند جنبه عاطفی نداشته باشد. در مواردی بی وفایی عاطفی و جنسی می تواند با هم صورت گیرند.

این پژوهشگر اجتماعی حوزه خانواده معتقد است که خیانت در بستر اجتماعی هر جامعه تعریف می‌شود به طور مثال در بستر اسلامی جامعه،‌ صیغه در منظر بسیاری از مردم جامعه اسلامی خیانت محسوب نمی‌شود اما در تعاریف و از منظر بین‌المللی و جهانی خیانت است.

از نظر حقوقی برخوردی که با زنان خیانتکار می‌شود در بستر اجتماعی ما بسیار شدیدتر از مردان است که این ریشه در نوع ارزش‌های جامعه و بستر اجتماعی دارد.

به گفته واحدی خیانت ۲ بعد اجتماعی و روانشناختی دارد؛ در بعد روانشناختی تاکید بر عوامل و عناصر شخصی است و در بعد اجتماعی بر این مسئله تاکید می شود که عناصر اجتماعی و گروه‌های جامعه‌پذیر کننده چه تاثیراتی روی بر فرد می‌گذارند.

در جدول زیر می‌توانید به طور تفکیکی نگاهی به مواردی از این دو بعد بیندازید


مردان بی‌وفاترند

مردان در مقایسه با زنان بیشتر مرتکب خیانت(جنسی) می شوند. اما زمانی که موضوع بی وفایی یا خیانت غیر جنسی مطرح می شود، مساله تفاوت های جنسیتی اهمیت خود را از دست می دهد. برقراری روابط رمانتیک خارج از حیطه زناشویی، حتی اگر به روابط جنسی منجر نشود، آسیب های جدی به بنیان خانواده وارد می کند.

زنان اغلب به خاطر عشق، دوستی و صمیمیت به رابطه نامشروع کشیده می شوند و تعداد اندکی از آنها فقط به خاطر مسائل جنسی مرتکب خیانت می‌شوند، در حالی که مردان اغلب به داشتن تجارب جنسی صرف بسنده می کنند و بدلیل احساس کنجکاوی جنسی،اقدام به برقراری این نوع روابط می کنند.

پیامد های خطرناک و گاهی مرگبار برای زنانی که خیانت می‌کنند، اغلب باعث می شود که آنان استراتژی های خاصی را برای پنهانکاری در پیش بگیرند.

از سوی دیگر برداشت مردان و زنان از رابطه نامشروع همسرشان با هم متفاوت است و همین تفاوت به نوبه خود واکنش های عاطفی مربوطه را تحت الشعاع قرار می دهد. واکنش زن ها نسبت به رو شدن خیانت همسرشان این است که معمولا به افسردگی روی می آورند در حالیکه مردان با خشونت رفتار کرده و معمولا به زندگی زناشویی خود خاتمه می دهند.

شیوع این بیماری اجتماعی در بستر جوامع و اولین نهاد اجتماعی کننده کشور(خانوداه) منجر می‌شود که نسل‌های آینده یک کشور با جامعه پذیری غلط و ناقص رشد پیدا کنند، خانوداه که مهد و گهواره تعلیم و تربیت اگر آلوده به خیانت شود،‌ می‌تواند صدمات اجتماعی بلند مدتی به همراه داشته باشد، قطعا آموزش‌ روابط زنا‌شویی اعم از جنسی و تفاهم مشترک می‌تواند این آمار و ازقام را در کشور کاهش دهد.
منابع:
- کاوه،سعید (۱۳۸۷)،همسران و بی وفایی و خیانت: بررسی عوامل مؤثر شناخت ویژگی ها و عوامل تشکیل دهنده و پیامدهای ناشی از عارضه بی وفایی و خیانت میان همسران، تهران: نشر سخن.
- خدمتگزار،حسین ، جعفر بوالهری، سمیرا کرملو(۱۳۸۷)، بی وفایی همسران:روش های پیشگیری و رویارویی با بی وفایی، تهران:نشر قطره.

مصاحبه با خانمی که همسر موقت است

 آفتاب: چه متأهل و چه مجرد. این سومین مصاحبه‌ی زنان‌پرس با کسی است که تجربه عقد موقت دارد؛ پیش از این یک بار یک آقا(+) و پس از آن یک خانم (+) از تجربیات خود در این زمینه گفتند و این بار، خانمی که خود پیشنهاد کرد تا زنان‌پرس با او گفت‌و‌گو کند موضوع این مصاحبه است. او در کنار خوبی‌های متعه، کمی هم از آسیب‌ و سختی‌هایش برای زنان می‌گوید. خانمی ۲۹ ساله، تهرانی، با یک بار سابقه‌ی ازدواج و طلاق و ۴ بار تجربه‌ی عقد موقت…
***

ادامه نوشته

یک زوج خوشبخت +تصویر

قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!

یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم
دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟
آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم
قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!
گفتم: آفرین! زنده‌باد ! تو آبروی همه‌ی مردها را خریده‌ای ! من بهت افتخار می‌کنم.
حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چیه ؟
آقاهه گفت: مسائل بی‌اهمیتی مثل این که ما با کی رفت ‌و‌ آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشین‌مان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و …
گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر می‌دی، چیه ؟
آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر می‌دهم!!!!!

معیارهای گزینش همسر از منظر قرآن

انتخاب همسر، سنگ زیربنای یک زندگی موفق
یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج، در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است. به جرئت می‌توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می‌آید، ناشی از این است که زن و مرد، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده‌اند و پس از چند سال زندگی متوجه می‌شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده‌اند.

انتخاب همسر، سنگ زیربنای یک زندگی موفق است و اکثر شکست ها در زندگی مشترک، از بناگذاری نامناسب این سنگ زیرین ناشی می‌شود. این که یک زندگی شیرین پس از مدتی به تلخی و سردی می‌گراید، این دریافت ویران گر هر یک از زوجین را در متن خود دارد که «ما اصلاً برای هم مناسب نبودیم»، یعنی به این نتیجه می‌رسند که در مرحله ی «گزینش» اشتباه کرده‌اند.

شریعت اسلام برای گزینش همسر معیارها و ضوابطی را معین کرده است. در این نوشتار مختصر سعى شده، اصولى ترین معیارها و ملاک هاى انتخاب همسر شایسته، به جوانان عزیز معرفى شود تا به گونه‌اى همسر برگزینند که با یک دیگر «همتا» و «متناسب» باشند، و زندگى مشترکشان بهتر، سالم‌تر، پرجاذبه‌تر، شیرین‌تر و باصفاتر گردد.

 


شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتى و فرهنگى خانواده ی همسر آینده، در ایجاد تفاهم بین زوجین در زندگى، نقش اساسى را ایفا می‌کند و می‌تواند ملاک قابل اعتمادى براى چگونگى تربیت فرزندان و ارتباطات متقابل در زندگى زناشویى تلقى شود

شرایط و ویژگی‌هاى فردى

اصالت و نجابت خانوادگی

خانه و خانواده، نخستین محیط اجتماعی است که کودک را تحت سرپرستی و حضانت قرار می‌دهد. از ‌این ‌رو، بیش از سایر محیط‌های اجتماعی، در رشد و تکامل فرد تأثیر دارد. کودک پیش از آن ‌که از اوضاع اجتماعی خارج متأثر گردد، تحت تأثیر خانواده قرار می‌گیرد.آغاز بیشتر عادت ها، نظریات و عقاید فرد از خانه شروع می‌شود که این موضوع اهمیت تأثیر خانواده را بسی روشن خواهد ساخت. عادت هایی از قبیل: طرز غذا خوردن، سخن‌گفتن، راه رفتن، رفتار با دیگران، همچنین نظر فرد نسبت به حقوق دیگران و ...، همه را شخص از محیط خانه و خانواده کسب می‌کند.

اصالت و شرافت خانوادگى زن و مرد، یکى از اساسى ترین ملاک هاى ازدواج، به-ویژه در جوامع اسلامى است. کلمه ی اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معناى ریشه آمده است. یعنى زن و مرد از خانواده‌هایى باشند که داراى اصل و ریشه‌اند.شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتى و فرهنگى خانواده ی همسر آینده، در ایجاد تفاهم بین زوجین در زندگى، نقش اساسى را ایفا می‌کند و می‌تواند ملاک قابل اعتمادى براى چگونگى تربیت فرزندان و ارتباطات متقابل در زندگى زناشویى تلقى شود.

توصیه‌هاى اسلام در این‌ باره آن است که تا حد امکان، خانواده ی همسر، پاک و عفیف باشند؛ زیرا اخلاق و رفتار خانواده، جنبه‌هاى عقلى - از لحاظ قوت و ضعف هوش - و زمینه‌هاى اعتقادى آن، در زندگى نسل جدید اثر می‌گذارد.از دیدگاه قرآن، زنان فقط وسیله ی ارضاى غریزه جنسى نیستند، بلکه آفریدگار جهان آنان را به‌ گونه‌اى آفریده که وسیله‌اى براى بقاى نسل و حفظ حیات نوع بشر و مرکز ثقل پرورش و تربیت فرزندان صالح و شایسته باشند:

«نِساۆُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ اَنّى شِئْتُمْ وَ قَدّموا لاِنْفُسِکُمْ؛ زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، می‌توانید نزد آنان بروید و (سعى نمایید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکى براى خود، از پیش بفرستید!»قرآن‌کریم در این آیه ی شریفه، زنان را تشبیه به کشتزار نموده، می‌فرماید: «نِسائُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ؛ زنان شما مانند کشت زاری برای شماها هستند». زیرا کشتزار است که بذر را پرورش می‌دهد و به ثمر می‌رساند.

در این جا ممکن است این موضوع مطرح شود که اسلام نسبت به زنان بی‌احترامی کرده و آنان را از مقام انسانی، تنزّل داده است، غافل از این که با طرح این مسئله معلوم می‌شود قرآن بقای نسل بشر را منوط به وجود زن می‌داند و معتقد است اگر زن نبود، بذر مردان بزرگی که تاریخ بشر و دنیا را عوض کرده‌اند، به ثمر نمی‌رسید.

نطفه، (ماده ی اولیه ی تشکیل دهنده ی جنین) از جنبه‌ها و خصایص وراثتى والدین و حتى اجدادش متأثر است. اگر آن ها ناسالم باشند، امیدى به اصلاح فرزند نیست؛ مگر در مواردى بسیار نادر.اگر خانواده را به درختى تشبیه کنیم، فرزندان به منزله ی بار و بر آن هستند و اگر به یک زمین تشبیه نماییم، فرزندان به منزله ی گیاهان آن هستند؛ و روشن است که هر درختى میوه ی سالم و شیرین نمی‌دهد و هر زمینى لاله و سنبل برنمى‌آورد! برخی از درختان میوه ی تلخ و ناسالم و بعضى از زمین‌ها خار و خس می‌پرورانند.

قرآن‌کریم دراین‌باره می‌فرماید: «والبلد الطیب یخروج نباته بأذن ربه و الذی خبثت لایخروج الا نکدا کذالک نصرف الآیات لقوم یتشکرون3؛ گیاه سرزمین پاک به فرمان پروردگارش می‌روید، و در زمین‌های ناپاک (گیاه آن) جز به سختی در نیاید، بدین سان آیه‌ها را برای گروهی که سپاس می‌دارند گوناگون می‌کنیم.»و نیز در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «مگر ندیدی خدا چگونه مثلی زد، سخن نیک همانند نهال نیک است که ریشه‌اش در زمین و شاخه‌اش در آسمان است، همیشه به اذن پروردگارش میوه می‌دهد. خداوند برای مردم این گونه مثل می‌زند تا شاید پند و اندرز گرفته، متذکر گردند.»

آرى، زمین شوره، سنبل برنیارد!.در خانواده‌هاى اصیل و شریف، کمتر اتفاق می‌افتد که فرزندان ناصالح و نانجیب پرورانده شوند و در خانواده‌هاى غیراصیل و ناصالح، کمتر اتفاق می‌افتد که فرزندان صالح و نجیب، پرورش یابند.اصالت و شرافت خانوادگى از آن رو حائز اهمیت است که می‌تواند در ردیف معیارها درآید و در بسیارى از موارد، به عنوان یک معیار اطمینان‌بخش مورد استفاده قرار گیرد.

 


منظور از اخلاق نیک، تنها خنده‌رویی و خوش خلقی اصطلاحی نیست زیرا خندیدن و خنداندن و ... در بعضی مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست بلکه ضداخلاق است

 اخلاق نیکو

یکی از ویژگی‌های اساسی برای زندگی شاد، اخلاق نیک است. منظور از اخلاق نیک، تنها خنده‌رویی و خوش خلقی اصطلاحی نیست زیرا خندیدن و خنداندن و ... در بعضی مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست بلکه ضداخلاق است. اخلاق هر انسانى تأثیر مستقیم در زندگى او دارد. این تأثیر در محیط خانواده محسوس تر و نقش‌آفرین‌تر است؛ زیرا مسائل عاطفى در خانواده بر مسائل دیگر غلبه دارد و محیط خانواده بیشتر بر مبناى خصوصیات اخلاقى اعضاى آن شکل می‌گیرد تا عوامل دیگر. ازاین‌جهت، اگر اعضاى خانواده از اخلاقى نیکو بهره‌مند باشند، محیط خانواده تبدیل به بهشتى سرورانگیز می‌شود و چنان چه به بداخلاقى خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمى سوزان گرفتار خواهند دید.

علاقه

امام على(ع ) می‌فرماید: «بِحُسْنِ الاْخْلاقِ یَطیبُ الْعَیْشُ6؛ با خوش اخلاقى، زندگى نیکو و مطلوب می‌گردد.»ملکات فاضله و اخلاق کریمه است که باعث نشاط و شادابی در زندگی شده، دشواری ها را برطرف و اضطراب ها و نگرانی‌ها از بین می‌برد. در مقابل، بداخلاقی جسم و روح انسان را فرسوده می‌کند و عامل مهم پیری زودرس است. پیامبر گرامى اسلام(ص) پیوسته در دعا چنین می‌فرمود: «اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِکَ... مِنْ زَوْجَةٍ تُشیبُنى قَبْلَ اَوانِ مَشیبى؛ خدایا! به تو پناه می‌برم از همسرى که قبل از رسیدن پیرى، پیرم کند.»

زندگى مشترک زناشویى، داراى فراز و نشیب هایى است که برخورد صحیح با آن ها نیاز به روحیه‌اى قوى و اخلاقى پسندیده دارد. زن و مرد اگر از این مزیّت، بهره‌اى نداشته باشند، نمى توانند با تفاهم و همکارى متقابل بر مشکلات زندگى چیره شده، بار سنگین آن را به مقصد برسانند. چنان که یکی از طرفین از اخلاقى نیکو و رفتارى شایسته برخوردار نباشد، طرف دیگر هر چند خوش اخلاق هم باشد، زندگى به کامش تلخ خواهد شد.

از آن جا که اصلاح صفات ناپسند، در صورت ریشه‌دار بودن آن ها، نیاز به تلاش  طاقت‌فرسا و زمانى طولانى دارد، باید از همان ابتدا به صفات اخلاقى همسر توجّه کرد تا در سایه ی انتخاب همسرى خوش‌اخلاق، زندگى سعادتمندانه‌اى پى ریزى شود.به طور کلی منظور از اخلاق نیک، این است که انسان آراسته به صفات، عادات، خُلق و خوهاى پسندیده، فضائل، کمالات و اعمال و رفتار نیکو بوده، از صفات زشت، بیماری های اخلاقی و ... دور باشد. زندگى زن و مرد در محیط خانوادگى احتیاج به اخلاق دارد زیرا تنها در پرتو قانون نمی‌توان زندگى کرد.

قرآن‌کریم از پیامبر گرامى اسلام(ص) به عنوان صاحب «خُلق عظیم» یاد نموده، می‌فرماید: «انک لعلى خلق عظیم؛ تو بر خلق و خوى بزرگى هستى.» خداى سبحان هیچ کس را به این عظمت نستوده است. در تبیین این محور مهم از رسول‌اکرم(ص) چنین نقل شده است: «معیار خُلق نیکو، خلق الله است؛ یعنى آن کسى خلق نیکو دارد که متخلق به اخلاق الهى باشد».

خطر افزایش تجرد قطعی در جامعه

رییس سازمان ثبت احوال کشور گفت: سن ازدواج برای مردان و زنان نسبت به سال های گذشته افزایش یافته و به میانگین 27.2 سال برای مردان و حدود 23سال برای زنان رسیده که این آمارها زنگ خطری برای افزایش تجرد قطعی در جامعه است.

به گزارش ایسنا، ناظمی اردکانی گفت: رهبر معظم انقلاب و دغدغه ایشان نسبت به روند کاهش جمعیتی ایران اسلامی در سخنرانی‌های اخیر ، نشان از این دارد که بی توجهی به این مهم می‌تواند مشکلات بزرگ امنیتی، اقتصادی و فرهنگی برای پیشرفت نظام اسلامی به بار آورد.

وی در ادامه با اشاره به بیانات و نگرانی‌های مقام معظم رهبری با بیان اینکه هدف سیاست جمعیتی حفظ تعادل پویای ساختار کلی جمعیت و کیفیت آن است، گفت: معمولاً کشورهای توسعه‌نیافته یا در حال توسعه پرجمعیت و جوان‌اند و بعد از رسیدن به مرزهای توسعه، به بحران کاهش جمعیت فعال و سالمندی دچار می‌شوند.رییس سازمان ثبت احوال افزود: با این وجود برای ایران زود است تا طبق پیش‌بینی‌ها، جمیعت آن در سال 1420، در شرایطی که هنوز «در حال توسعه» می‌باشد و برای رسیدن به اهداف بلندمدت به جمعیت جوان و فعال نیاز دارد، به سالمندی برسد. گفته می‌شود ایران در سرعت رسیدن به مرزهای سالمندی سومین رتبه‌ی جهانی را دارد.

اردکانی تاکید کرد: جمعیت سرمایه‌ای بی‌بدیل برای کشورها محسوب می‌شود و سیاست‌های ‌جمعیتی، راهبردی‌ترین و پرعمق‌ترین سیاست‌ها در دراز مدت هستند که سیاست‌های توسعه‌ای کشورها را در بلند مدت پشتیبانی می‌نمایند.معاون وزیر کشور گفت: دولت‌ها سیاست‌های جمعیتی مختلفی از جمله سیاست جمعیت مستقیم همچون تشویق ولادت و سیاست غیرمستقیم سریع همچون مهاجرپذیری، سیاست ضمنی مانند تنظیم خانواده، سیاست مداخله‌ای همچون تغییر سن ازدواج را دارد.وی اظهار کرد: اولین سیاست جمعیتی کشور در سال 1346 تدوین و اجرا شد که حاصل آن انفجار جمعیتی در دهه 60 بوده است.ناظمی افزود: در سال 1372 قانون تنظیم خانواده به تصویب رسید که نتیجه آن ورود کشور به مرحله سوم گذار جمعیتی و کاهش شتابنده جمعیت در مقایسه با کشورهای جهان ، آسیا و منطقه شده است.رییس سازمان ثبت احوال کشور اظهار کرد: به طوری که در سال‌های 1371 و 1372 از 6.5 فرزند به چهار فرزند رسیده و در دهه 80 نرخ رشد جمعیت از 3.2 به 2.3 کاهش یافت.

وی تصریح کرد: این در حالیست که طبق برنامه نخست توسعه مقرر شده بود کاهش میزان فرزندآوری از 6.5 به چهار فرزند در دهه 80 رقم بخورد و با رقم خوردن این اتفاق در سال 72 دیگر نیازی به ادامه دادن سیاست‌های کاهشی نبود.معاون وزیر کشور افزود: طبق پیش‌بینی‌ها باید انفجار دوم جمعیتی را بر اثر ازدواج و فرزندآوری متولدین دهه 60 شاهد می‌بودیم، اما با شیب نزولی موالید مواجه شده‌ایم بطوریکه میزان موالید در سال 90 یک میلیون و 380 هزار بود و این در حالیست که این رقم در دهه 60 بیش از دو میلیون بود و این به معنای سقوط آزاد جمعیت است.ناظمی اردکانی با بیان اینکه از نظر نرخ رشد جمعیت در میان 26 کشور منطقه رتبه 23 و از نظر نرخ باروری نیز رتبه 25 را در سال 2010 میلادی داشته‌ایم گفت: این در حالیست که برای تحق اهداف چشم‌انداز1404 نخستین اصل تقویت زیرساخت‌های جمعیتی است.رییس سازمان ثبت احوال کشور تاکید کرد: کشور با چالش های جمعیتی در حوزه مدیریت جمعیت کشور روبروست.

وی کاهش باروری در کشور را اولین چالش جمعیتی کشور عنوان کرد و گفت: کارشناسان معتقدند آنچه که در کشور ما به لحاظ جمعیتی معضل محسوب می‌شود، کاهش رشد جمعیت نیست. دغدغه مهم، تحول در باروری کل است که با کاهش باروری مواجه هستیم .وی همچنین بهم خوردن ساختار جمعیت کشور را دومین چالش دانست و گفت: در حال حاضر 15 تا 23.5 درصد جمعیت کشور زیر 15 سال، 31.5 درصد بین 15 تا 29 سال، 39.5 درصد بین 30 تا 64 سال و 5.5 درصد بالاتر از 65 سال دارند و طبق پیش‌بینی‌ها جمعیت سالمندان در سال 1405 به 7.4 و در سال 1425 به 18 درصد کل جمعیت می‌رسد.

وی افزود: هم اکنون ۵ میلیون نفر از ۷۵ میلیون نفری جمعیت کشور سالمند هستند که حدود 7.3 درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است تا ۴۰سال آینده حدود ۲۴ درصد از جمعیت کشور ما سالمند باشند که این میزان یعنی یک نفر از هر 4 نفر جمعیت کشور بالای ۶۰ سال خواهند داشت.وی فرهنگ نداشتن فرزند و اتخاذ سیاست‌های تک فرزندی است و جستجو در ساختار نهاد مقدس خانواده را از چالش‌های دیگر سیاستهای جمعیتی کشور بیان کرد.ناظمی اردکانی گفت: در سال گذشته حدود 12میلیون نفر مرد در گروه سنی 20تا34 ساله و 11میلیون و هشتصد هزار نفر زن در گروه سنی 15تا29 ساله رسیده که حدود 32درصد از کل جمعیت کشور است و پیش بینی میشود که در این گروه های سنی ازدواج نمایند و از این تعداد 46 درصد مردان و 48 زنان در گروه های سنی مذکور هرگز ازدواج نکرده اند.

رییس سازمان ثبت احوال اظهار کرد: آمار ها حاکی از کوچک تر شدن متوسط بعد خانواده از 5.1 نفر در دهه 60 به 3.55 نفر در سال اخیر است.وی با بیان اینکه در سال 2010 برای ایران سه ، سناریوی، رشد بالا، رشد متوسط و رشد پایین مطرح شده است گفت: در سناریوی رشد بالا میزان باروری کل از 1.8 فرزند برای هر مادر به 2.5 فرزند در سال 1480، در سناریوی دوم میزان باروری کل از 1.8فرزند برای هرمادر به 1.5 فرزند و در سناریوی رشد پایین جمعیت که در آن میزان باروری کا از 1.8 فرزند برای هر مادر در سال 1390 به حدود یک فرزند برای هر مادر در سال 1420 خواهد رسید.

وی توجه به تاثیر «مهاجرت» بر «نسبت جمعیت جوان»، برنامه ریزی برای تدوین سیاستهای جمعیتی منطقه‌ای ، ارایه مشوق‌هایی مانند ارتقای استانداردهای کیفی آموزش و بهداشت، پذیرش فرهنگ مردم در خصوص افزایش تعداد فرزندان ، ضرورت تدبیر سیاستهایی برای ترویج ازدواج، کاهش سن ازدواج و همچنین کاستن از فاصله سنی زوجین و در نهایت استفاده از تجربیات جهانی را از جمله نکات قابل توجه برای تکمیل بسته سیاسی که اخیرا توسط رییس جمهور اعلام شده است عنوان کرد.

«طلاق می‌خواهم؛ من پسر دیگری را دوست دارم»

زنی در دادگاه خانواده شهرستان ایلام حضور یافت و به قاضی دادگاه گفت: حکم طلاقم را صادر کنید، دیگر نمی‌توانم زن خوبی برای شوهرم باشم، من کس دیگری را دوست دارم.

به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این زن در حضور قاضی اظهار کرد: من از اولش هم به شوهرم علاقه نداشتم و فقط به اصرار خانواده و کتک کاری آنها به این ازدواج تن دادم.

این زن که 28 سال بیشتر سن نداشت با چشمانی پر از اشک ادامه داد: من به کسی دیگر علاقه داشتم اما خانواده‌ام اجازه ندادند که به خواستگاریم بیاید و مجبورم کردند که با پسر عمویم ازدواج کنم که هیچ علاقه‌ای به او نداشتم.

وی با بیان اینکه هرکاری کردم نتوانستم پسری را که دوست داشتم فراموش کنم و بر این اساس بتوانم به شوهرم محبت کنم، افزود: تمام فکر و ذکرم پیش همان پسری است که قبلا عاشقش بودم و به همین دلیل نمی‌توانم برای شوهرم زن خوبی باشم و همین باعث اختلاف من و شوهرم شده است.

زن جوان که اشک ریختن امانش نمی‌داد ادامه داد: زمانی که پدرم به زور از من خواست با پسر عمویم ازدواج کنم به او گفتم اگر نگذارد با پسری که همدیگر را می‌خواستیم ازدواج کنم زن خوبی برای پسر عمویم نخواهم بود اما پدرم به لج بازی خود ادامه داد و می‌گفت یا باید با پسرعمویت ازدواج کنی یا هیچ وقت نمی گذارم به خانه بخت بروی.

وی با بیان اینکه بیش از 4 سال است که از زندگی مشترک‌مان می گذرد و تلاش های زیادی کردم که بتوانم به شوهرم محبت کنم اما نتوانستم، ادامه داد: اگر پدرم می‌گذاشت با همان پسر ازدواج می‌کردم الان خوشبخت بودم و زندگی من و پسر عمویم هم نابود نمی‌شد.

این زن باردیگر تاکید کرد: من نمی توانم زن خوبی برای شوهرم باشم چون علاقه‌ای به او ندارم فقط طلاق می‌خواهم و تمام مهریه‌ام را هم بخشیدم و هیچ گله‌ای هم از همسرم ندارم.

شوهر این زن نیز که در دادگاه حضور داشت به قاضی گفت: من نخواسته‌ام و راضی هم نیستم زنم را طلاق دهم اما اگر او را با زور وادار به زندگی کنم نیز ارزشی نخواهد داشت.

در پایان دادگاه، قاضی به بیان اینکه جدایی نمی‌تواند زمینه خوشبختی هیچکدام از شما را فراهم کند خواستار توافق برای ادامه زندگی مشترک این زوج شد ولی اصرار طرفین باعث شد که در نهایت حکم طلاق توافقی آنها صادر شود.

نماز خواندن اول وقت داماد کنار ماشین عروس+عکس

به تازگی تصویری در سایت‌های عرب‌زبان منتشر شده است که نماز خواندن اول وقت دامادی را کنار ماشین عروس و در پیاده‌رو نشان می‌دهد.

به گزارش فارس، بر اساس روایات اسلامی هر قدر که نماز اول وقت به تأخیر بیفتد، از فضیلت آن کاسته می‌شود. اما این تأکید بر ادای فریضه نماز در اول وقت به چه دلیل است؟
امام صادق(ع) در این باره می‌فرمایند: «الصلوةُ تستحبُّ فی اَوَّلِ الأَوقاتِ»، خواندن نماز در اول وقت و در اولین فرصت، کاری مستحب و پاداش افزاست (بحارالانوار، جلد ۸۰، صفحه ۱۳). همچنین از آن حضرت نقل شده که نماز اول وقت، «خشنودی کردگار» را به همراه دارد.
برآورده شدن خواسته‌ها از دیگر اثرات و برکات خواندن نماز اول وقت است، چنانچه حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسکری(ع) روایت می‌کند که فرمود: «خداوند متعال با حضرت موسی تکلم کرد، حضرت موسی فرمود: خدای من! کسی که نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود: حاجت و درخواستش را به او عطا می‌کنم و بهشتم را برایش مباح می‌گردانم.» (بحارالانوار، جلد۸۲، صفحه ۲۰۴)

پیامبر اعظم(ص) در حدیثی برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی را به اقامه‌کنندگان نماز اول وقت نوید می‌دهند و می‌فرمایند: «بنده‌ای نیست که به وقت‌های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این که من سه چیز را برای او ضمانت می‌کنم: برطرف شدن گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش.» (سفینة البحار،جلد ۲، صفحه ۴۲)
درست است که اگر نمازگزار، نماز خود را در آخر وقت هم بخواند انجام وظیفه کرده است، اما از آنجا که کار، مربوط به پروردگار و بر کارهای دیگر مقدم است، چنانچه آن را بدون عذر به عقب بیندازد، مسئول است و باید پاسخگو باشد.
در ادامه، تصویری از به جا آوردن فریضه نماز در اول وقت مشاهده می‌شود که جالب توجه و در خور تحسین است:



برای این تازه‌داماد اُردنی که در آغاز زندگی مشترک خود قرار دارد، آرزوی خوشبختی می‌کنیم.

راهبردهای تحکیم روابط همسران از منظر پیامبر اعظم (ص)


مقدمه:

«ارتباط» در فرهنگ لغت به معنای پیوستگی، رابطه و پیوند آمده است (معین، 1371، ص 198) و معادل آن در زبان انگلیسی وازه "COMMUNICATION" می باشد. اما در اصطلاح و در حوزه ی روابط انسانی، ارتباط، انگاره ای است که دو نفر با آن یکدیگر را می سنجند؛ اطلاعات را بین خود رد و بدل می کنند و تاثیری عمیق در کم و کیف زندگی یکدیگر می گذارند. (ستیر، 1370، ص 43)

مکتب حیات بخش اسلام به منظور تنظیم روابط انسان ها، قوانین و رهنمودهایی سعادت آفرین در سیره ی پیشوایان معصوم (ع) مقرر کرده است که با اجرای آنها در جامعه می توان به افق های روشن فردی و اجتماعی امیدوار بود. یکی از این رهنمودها که آرامش روحی و روانی افراد را در نظام خانواده تامین می کند، ایجاد روابط صحیح و سازنده بین مرد و زن است که موجب تحکیم بنیان خانواده می شود و سعادت و تعالی دیگر اعضای خانواده را تضمین می کند.

در این نوشتار به بررسی مولفه های تقویت روابط بین همسران در پرتو سیره و سخن پیامبر اعظم (ص) خواهیم پرداخت.

 

درک متقابل یکدیگر:

درک و فهم، فرایند پیچیده ای است که همسران به وسیله ی آن اطلاعات متقاعد کننده و توضیح دهنده را از یکدیگر به دست می آورند.

شک نیست که زن و شوهر از دو خانواده اند و در دو فرهنگ جداگانه پرورش یافته اند. طرز فکرها، سلیقه ها و برداشت های آنها متفاوت است و ممکن است درباره ی هر مسئله اختلاف نظر داشته باشند که این خود موجب پدیدآیی بحران در زندگی خانوادگی است.

در راه درک یکدیگر و رسیدن به تفاهم، زوجین باید به این اطمینان برسند که محبوب یکدیگرند و در بینش آنها پیوندی حقیقی وجود دارد.

مردی که بیرون منزل با انواع مشکلات درگیر است و با ناملایمات زیادی برخورد می کند، دوست دارد هنگام برگشت به خانه کسی او را درک کند و از وی دلجویی نماید. شخصی به حضور رسول خدا (ص) رسید و عرضه داشت: یا رسول ا...! من همسری دارم که موقعیت مرا کاملا درک می کند؛ بنابراین هرگاه وارد خانه شوم به استقبالم می آید و چون می خواهم از منزل بیرون روم مرا بدرقه می کند. هرگاه مرا اندوهگین ببیند، می گوید: چه چیز تو را اندوهگین کرده است؟ اگر برای مخارج زندگی ات ناراحتی، مطمئن باش که دیگری(خداوند) عهده دار آن است، پس غصه مخور! رسول خدا فرمود: خداوند در روی زمین کارگزارانی دارد و این زن یکی از آن ها است. برای او نصف پاداش شهید می باشد. (حر عاملی، 1403 ق، ج2، ص32)

 

رعایت حقوق مشترک:

در زندگی خانوادگی، در عین این که اصل بر مودّت و صفا و ایثارگری است، امّا این مسئله نباید فراموش شود که میزان خواست ها و توقعات نمی تواند بی حساب و بر اساس سلیقه ی شخصی باشد.

اسلام برای هر یک از اعضای خانواده حقوق خاص معین کرده است که در صورت آشنایی با این حقوق تکالیفی را نیز در مقابل این حقوق باید بر دوش بگیرند. لازم است زن و مرد هر کدام حقوق و وظایفی را که در برابر هم دارند مورد مطالعه و بررسی قرار دهند تا بتوانند در قبال یکدیگر موضعی نیکو اتخاذ کننـد.

آگاهی به حقوق و وظایف خود، مقدمه ی عمل است و جلوی بسیاری از اختلافات و درگیری های فیمابین را می گیرد.

شیوه ی همسرداری پیامبر اسلام (ص) با حضرت خدیجه (س) بهترین نمونه ی مراعات حقوق متقابل زن و شوهر در آیین متعالی اسلام است.

رسول خدا (ص) در مورد همسر با وفایش خدیجه می فرمود: «خدیجه زنی بود که چون همه از من روی می گردانیدند، او به من توجه می کرد و چون همه از من می گریختند، به من مهربانی و محبت می کرد و چون همه دعوت مرا تکذیب می کردند، به من ایمان می آورد و مرا تصدیق می کرد. در مشکلات زندگی مرا یاری می کرد و با مال خود کمکم می کرد و غم ها را از دلم می زدود. آن حضرت (ص) چنان از همسرش راضی بود که سال ها پس از رحلت حضرت خدیجه می فرمود: من دوستان خدیجه را هم دوست دارم.» (مجلسی، 1404 ق، ج 43، ص 131)

بسیاری از حقوقی که در اسلام برای زوجین معین شده و با رعایت آن کانون خانواده گرم تر و محکم تر می شود، میان زن و مرد مشترک است و آنان وظیفه دارند به پیروی از سیره ی حسنه ی پیامبر (ص) آن را مراعات کنند

.

یاری همسر:

از مسایلی که در زندگی مشترک زن و شوهر مطرح است و در تحکیم روابط و خوشبختی خانواده تاثیر بسزایی دارد، انجام کارهای مربوط به زندگی و تامین نیازها و انجام کارهای خانه است.

این مسئله اگر به صورت عادلانه و صحیح حل شود و هر یک از زن و شوهر وظیفه ی خود را به خوبی انجام دهند، بسیاری از مشکلات پیش نخواهد آمد و صفا و صمیمیت در محیط خانواده حاکم خواهد شد.

حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) در آغاز زندگی مشترک برای تعیین مسئولیت های خویش در کانون خانواده، خدمت رسول خدا (ص) رسیدند و از آن حضرت درخواست داوری کردند.

رسول خدا کارهای درون خانه را بر عهده ی حضرت فاطمه (س) گذاشت و کارهای بیرون خانه را به علی (ع) سپرد. (اسلام پور، 1383، ص 73)

روزی رسول خدا (ص) به خانه ی علی (ع) وارد شد؛ ناگهان مشاهده کرد که دختر و دامادش با محبت بی نظیر در کنار هم نشسته، با همکاری به آرد کردن جو مشغول اند. پیامبر خطاب به آنان فرمود: کدام یک از شما خسته تر هستید تا من به جای او نشسته، کارش را انجام دهم؟ علی (ع) فرمود: ای رسول خدا! دخترت خسته است. آن حضرت (ص) کنار دامادش نشست و با هم به دستاس کردن مشغول شدند. (مجلسی، 1404 ق، ج 43، ص 50)

 

کلام محبت آمیز:

یکی دیگر از راه های استحکام روابط زن و شوهر، توجه به ارتباط کلامی است. سخنان عاطفی و بهره گیری از کلمات دل نشین و خطاب های شایسته و محبت آمیز، مخاطب را جذب می کند؛ خواسته یا ناخواسته از گوینده راضی شده، در دلش نوعی احساس محبت نسبت به او ایجاد می شود.

اگر در خانواده ای مرد یا زن با عبارات زیبا و دلپذیر همسرش را صدا کند، علاوه بر این که به فرزندان چگونه سخن گفتنرا می آموزد، در قلب همسر جایگاه ویژه ای خواهد یافت. (تبریزی، 1422ه. ق، ص 45)

خطاب های ملاطفت آمیز و دل ربا، روح و جسم را نوازش داده، همسر را تحت تاثیر قرار می دهد. بعضی از عبارات آن قدر قشنگ و دوست داشتنی است که هرگز تا آخر عمر فراموش نمی شود.

مرد و زن اساسا باید زبان خویش را به سخن نیک عادت دهند؛ زیرا انسان فطرتا از عبارت های جذاب و مهرافزا استقبال می کند و نسبت به انسان های نیکوسخن، در دل خویش احساس محبت می کند. رسول گرامی اسلام با توجه به این نکته فرمود: «مردی که به زنش بگوید من تو را دوست دارم، اثر این سخن هرگز از دل زن بیرون نمی رود.» (حر عاملی، 1403 ق، ج 20، ص 23)

 

برخورد منطقی:

از ویژگی های روابط سالم و سازنده ی همسران که پیامبر اعظم (ص) در سیره ی تربیتی خود روی آن تاکید زیاد کرده است، برخورد انسانی و منطقی با یکدیگر است.

تعادل در زندگی مشترک زمانی برقرار می شود که روابط متقابل بر پایه های عقلانی استوار باشد. آدمی به دلیل حبّ نفس (خودپرستی) پیوسته گرایش به جانب منافع شخصی دارد و سیاست جلب منفعت و دفع ضرر را بر خط مشی های دیگر ترجیح می دهد. چنین نگرشی در زندگی دوران تجرّد، تا حدی عملی و امکان پذیر است، ولی در زندگی مشترک به لحاظ پدید آمدن روابط و مناسبات جدید، سلیقه های شخصی زن و شوهر در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند؛ چون هر یک از دریچه ی منفعت شخصی به زندگی می نگرد و ترجیحات او از نوع نفسانی است تا عقلانی. در چنین شرایطی اگر زوجین دارای اخلاق ملایم و تربیتی صحیح باشند، می توانند به جای اعمال سلیقه ی شخصی و حاکمیت زور و قدرت در عرصه ی زندگی، پایه های استوار و مطلوبی برای حل اختلاف سلیقه های خود بیابند و منطق در صحنه ی زندگی شان حاکم باشد. زوجین، به خصوص مردها، باید این واقعیت را بپذیرند که هرگز اعمال قدرت، قدرت نمی آفریند، بلکه از زور و قدرت باید زمانی استفاده کنند که از راه های دیگر مایوس شده باشند. (شرفی، 1374، ص 96)

 

چشم پوشی از خطاها:

از وظایف مهمی که بسیاری از مشکلات زندگی را در حوزه ی خانواده از میان برمی دارد، عفو و گذشت و بخشش در موضوعات و وقایع ناراحت کننده بین زن و شوهر است.

بیش ترین سفارش پیامبر (ص) در مورد مسائل خانوادگی، در زمینه ی گذشت و اغماض هر یک از مرد و زن در لغزش ها، کج خلقی ها و اشتباهات یکدیگر است؛ زیرا زن و شوهر دو انسانی اند که همانند همه ی انسان های دیگر، روحیات و طرز تفکرهای دوگانه دارند. آنها که ادعا دارند ما در همه ی موارد یک طرز تفکر داریم و در همه ی مسائل موافق و هماهنگ هستیم، شاید هنوز زمینه و موقعیت برایشان پیش نیامده است که خصلت های واقعی همدیگر را بشناسند. از این جاست که اهمیت گذشت و تاثیر آن در تداوم روابط سالم آشکار می شود.

وجود عفو و گذشت، به یقین کانون خانواده را گرم نگه می دارد، عشق و محبت را سرزنده می کند و اختلافات و مشاجرات را به پایان می برد. عفو و گذشت نشانه ی حسن نیت و خوش بینی به زندگی است. عفو و اغماض به طور یقین در عواطف دو طرف اثر خوبی می بخشد و در طرز تفکر و شیوه ی عمل آنها تحول ایجاد خواهد کرد.

چه بسیار تیرگی ها که در پرتو این صفت از میان برخاسته و جای خود را به صفا و صمیمیت داده است. (حسینیا، 1380، ص 208)

رسول گرامی اسلام (ص) با رهنمودهای حکیمانه ی خود بسیاری از اختلافات و کشمکش های داخلی خانواده ها را حل کرده است. آن حضرت در جمله ای زیبا می فرماید: «آیا شما را به بهترین اخلاق دنیا و آخرت راهنمایی کنم؟ پیوستن به کسی که از تو بریده و بخشش به کسی که تو را محروم ساخته و گذشتن از کسی که به تو ستم کرده است.» (کلینی، 1370، ج 2، ص 107)

با اندکی تامل در این رهنمود سازنده ی پیامبر (ص)، می توان بر عصبانیت و ناراحتی های روانی که در اثر خطاها یا سوءظن ها در میان زن و شوهر رخ می دهد، مسلط شد و آتش خشم و غضب را خاموش کرد.

 

خطاب زیبا:

خطاب زیبا در ایجاد مهرورزی و تقویت ارتباط نقشی بسزا دارد. خداوند سبحان در آیه ی 11 سوره ی حجرات از خطاب های زشت نهی کرده، به مسلمانان یادآور می شود که همدیگر را با نام نیک صدا کنند و از کاربرد کلمات اهانت آمیز به شدت اجتناب کنند.

بر اساس این راه کار قرآنی زن و شوهر برای تقویت ارتباط خود باید از زیباترین القاب و اسامی استفاده کنند؛ بنابراین صدا کردن همسر با نامی که بیشتر دوست دارد، این ارتباط را محکم تر می کند. رسول خدا (ص) در این باره به خانواده ها یادآور می شود که سه چیز دوستی و محبت را بین دو مسلمان تقویت می کند و صفا و صمیمیت را در میان آنان حاکم می سازد: هنگام ملاقات با خوش رویی و چهره ای گشاده برخورد کند، برای نشستن مسلمان دیگر جا باز کند و با بهترین نامی که دوست دارد او را صدا بزند. (کلینی، 1370، ج 2، ص 643)

 

هدیه دادن به همسر:

هدیه دادن نوعی احترام به طرف مقابل محسوب می شود و انسانی که هدیه را می گیرد، بی اختیار و از روی فطرت خدادادی خویش، مهر و محبت هدیه دهنده را در دل خود جای می دهد.

این نکته در روابط زناشویی از اهمیتی خاص برخوردار است و عاملی مهم در ایجاد ارتباط صحیح و همگرایی نسبت به زن و مرد به شمار می رود. پیامبر اعظم (ص) در این زمینه می فرماید: «مردی که وارد بازار شود و تحفه ای برای خانواده اش بخرد، اجر و پاداش او برابر با کسی است که نیازهای نیازمندان را برآورد.» (حر عاملی، 1403، ج 21، ص 514)

هدیه، دل ها را پر از صفا و صمیمیت کرده و غبار کدورت را از دل ها پاک می کند؛ به ویژه آن که اهدای تحفه در مناسبت های خاصی باشد. در این صورت، خاطرات خوش آن روز با شادمانی اهدای تحفه عجین گردیده، تاثیر نشاط آور آن را چندین برابر می کند و در خاطره ها ماندگار و همیشگی می سازد. (تبریزی، 1422 هـ.ق، ص ص 54- 53)

 

مشورت و همفکری:

در فرهنگ اسلامی مشورت کردن یکی از شیوه های مقبول و پسندیده است. این عمل موجب می شود تا انسان از افکار دیگران استفاده کند و از اندیشه ها و افکار جدیدی که خود به آن نرسیده بهره گیرد.

عقل ها مر عقل را یاری دهد

مشورت ادراک و هشیاری دهد

مشورت با همسر در حوزه ی خانواده از امور پسندیده و عقلانی به شمار می آید. پیامبر (ص) در این زمینه می فرماید: «هیچ انسانی از مشورت کردن بی نیاز نیست.» (پاینده، 1366، ص 343)

مردی که بدون در نظر گرفتن رأی و نظر خانواده اش تصمیم بگیرد و مصالح و برنامه های خانه را با افکار و اندیشه های خود اداره کند، بدون تردید تصمیمی کاملا صحیح و منطقی نخواهد گرفت و تمام جوانب را نمی تواند در نظر بگیرد. هم اندیشی در مسائل خانوادگی، علاوه بر این که تصمیمات را پخته تر می سازد، نوعی احترام و توجه به شخصیت همسر و فرزندان به حساب می آید. (پاک نیا، 1385، ص 45)

 

همدلی در انتخاب نوع غذا:

هماهنگی و همدلی در انتخاب نوع غذا از جمله عواملی است که ارتباط زن و شوهر را تقویت کرده، بنیان خانواده را استحکام می بخشد.

اگر زوجین در مورد غذا و خوراک تفاهم داشته باشند و شرایط همدیگر را مراعات کنند، بسیاری از مشکلات و اختلافات خانواده ها حل می شود. اگر مرد غذایی را دوست دارد و انتظار دارد که در منزلش تهیه شود، همسر خویش را از آن آگاه سازد. ولی اگر برای او فرقی نمی کند، در این صورت از غذای تهیه شده استفاده کرده، با کمال متانت و بزرگواری از همسر هنرمند خویش قدردانی و تشکر می نماید و با بهانه های مختلف زحمات وی را نادیده نمی گیرد. (تبریزی، 1422، ص 51- 50)

در سیره ی پیامبر (ص) آمده است که آن حضرت هیچ گاه در مورد انتخاب نوع غذا سخت گیری نمی کرد و با خانواده اش همراه می شد:

«رسول خدا (ص) از هر نوع غذا می خورد و غذایی را که خداوند برایش حلال نموده بود، به همراه خانواده و خدمتگزارش تناول می کرد.» (طبرسی، 1392ق، ص 26) هم چنین پیامبر فرمود: «بهترین زنان شما زنی است که غذای پاکیزه و دل پسند درست کند.» (کلینی، 1370، ج 5، ص 325)

تهیه ی خوراک لذیذ و پختن غذاهای خوشمزه در جلب رضایت شوهر و تمایل قلبی وی به سوی همسرش تاثیر بسزایی دارد. کدبانوی شایسته با هنرنمایی خویش در آفریدن دست پخت های لذیذ و نشاط آور، بذر محبت را در قلب شوهر خویش کاشته، صفا و صمیمیت را به کانون پر مهر خانواده به ارمغان می آورد.

 

فرجام سخن:

با الهام از سیره ی تربیتی پیامبر اعظم (ص) و رهنمودهای آن بزرگوار، اساس تشکیل خانواده و ازدواج در نظام الهی، رسیدن به آرامش روان، آسایش خاطر و پیمودن راه رشد و تعالی است؛ بنابراین روابط سالم و متعادل بین مرد و زن، خمیر مایه ی عشق به زندگی است و سبب تقویت کارکردهای خانواده در حیطه های ارضای نیازهای عاطفی، تداوم نسل انسانی و پرورش و اجتماعی کردن فرزندان می شود.

خانواده هایی که در آنها روابط صحیح و سازنده میان همسران حکم فرماست، خصوصیات زیر را دارند:

1- مرد و زن از آزادی های اولیه؛ یعنی آزادی اندیشه و آزادی انتخاب برخوردارند.

2- موضوعات بین زوجین به شکل مبهم و چند پهلو مطرح نمی شود، بلکه به شیوه ای واضح بیان می گردد.

3- کشمکش میان زن و شوهر انکار نمی شود، بلکه درباره ی آن بحث و گفت و گو می شود.

4- هر کدام قادر به درگیر کردن خود با نظریات دیگری است، هر چند متفاوت و مخالف نظر دیگری باشد.

5- نوعی سازمان دهی و سلسله مراتب انعطاف پذیر بین زوجین حاکم است.

6- روابط صحیح زن و شوهر، نظام ارزشی مشترک در خانواده برقرار می کند. این نظام ممکن است مذهبی، سیاسی، اقتصادی یا شامل همه ی موارد باشد. در اینجاست که زن و شوهر مراقب و همدل یکدیگرند و هم زمان از نظر شخصیتی استقلال خود را حفظ می کنند.

7- و بالاخره طیف گسترده ای از احساسات محبت آمیز مجال بروز می یابد و عملکرد خانواده را در راه تقویت کارکردهای آن مطلوب می کند

 

عدم درک متقابل بزرگترین عامل خیانت

تعداد زنان و مردان مراجعه کننده به من، که به نوعی با موضوع خیانت دست و پنجه نرم می کنند برابر است

اختصاصی شوشان/ رویا محمودی : خیانت موضوعی است که از دیر باز در تاریخ همه ملت ها دیده شده . در ایران باستان نیز توصیه هایی بر مهر و دوستی و وفاداری به زن و مرد شده است چنانچه زرتشت در یسنا می گوید : ای نوعروسان و نودامادان ، روی سخن با شماست به اندرزم گوش دهید و گفتارم را به خاطر بسپارید و با غیرت در پی زندگانی پاک برآیید . هر یک از شما باید در کردار نیک و مهرورزی بر دیگری پیش دستی جوید تا این زندگانی مقدس زناشویی را با شادمانی و خرمی به پایان رسانید .

 

اما در ادبیات موضوع کمی متفاوت می شود . دانستن این که اولین کسی که به موضوع خیانت در ادبیات ایران می پردازد کار مشکلی است. ولی از اولین آثار باقی مانده به زبان پهلوی می توان به داستان ویس و رامین اشاره کرد .داستان از این قرار است که ویس ناخواسته با موبد ازدواج می کند و پس از آنکه رامین عاشق ویس می شود او که دل در گرو موبد نداشت عشق رامین را با دل و جان می پذیرد . چنانچه مؤبد تهدید می‌کند که ویس را کور می‌کند، اما ویس به تندی به همسر پاسخ می‌دهد که مرا از پادافراه (گناه) نترسان و هر چه می‌خواهی با من بکن، اما من تا زنده‌ام دل از رامین برنمی‌دارم..

وگر تیغ تو از من جان ستاند / مرا این نام جاویدن بماند

که جان بسپرد ویس از بهرِ رامین / به صدجان می‌خرم من نام چونین

در اوضاع و احوال زمانه ما عشق اگر عشق ویس به رامین نباشد ولی خیانت همان است که بود . معنای خیانت هیچ گاه در نظر مردم تعدیل نیافته بلکه به دلیل اوضاع و احوال و گاهی شرایط دینی و مذهبی جامعه رنگ و بوی متفاوت تر به خود گرفته است. شاید در زمان قاجار ها بود که قبح بعضی مسائل در بین مردم شکسته شد و مردم آزادانه تر راجع به این مسائل سخن گفتند. امروزه مضمون اکثر فیلم ها و موزیک ها برمدار بی وفائی و خیانت می چرخد . چنانچه یکی از عوامل دیر ازدواج کردن جوانان را ترس از خیانت عنوان کرده اند.

خیانت از دیر باز واکنش هایی از طرف مقابل شده در پی داشته نظیر : مقابله به مثل کردن، جدا شدن، مرتکب جنایت شدن، یا انتقام گیری. نمونه جالب انتقام گیری را سال گذشته شاهد بودیم که استاد ايراني دانشگاهي در سوئد به علت سوء‌ظن به همسرش لب‌هاي او را با چاقو بريد و خورد. اینکه چرا برخی از زنان و مردان با داشتن زندگی خوب باز به همسرشان خیانت می کنند جای سوال است؟ برخی روان شناسان می گویند داشتن روابط زیاد قبل از ازدواج افراد را تنوع طلب بار آورده و همین دلیلی می شود تا بعد از ازدواج هرچند ازدواج موفقیت آمیزی داشته باشند به خیانت کشیده شوند.

پایگاه خبری شوشان می خواهد به این موضوع بپردازد که واقعا خیانت چیست ؟ آیا فقط بین زن و شوهر اتفاق می افتد؟ علل بروز این پدیده چیست؟ چه مواقع خیانتی صورت نگرفته و فقط ساخته و پرداخته ذهن فرد است؟ زهرا خدری کارشناسی ارشد روان شناسی و مشاور خانواده در پاسخ به این سوالات به ما کمک می کند .

به چه چیزی خیانت گفته می شود ؟

هنگامی که فردی بدون اجازه و اطلاع همسر خود با فرد دیگری در ارتباط باشد. لغات متعددی به کار می رود از جمله خیانت، زنا، بی وفایی، رابطه داشتن و فریب دادن. چنین برچسب های منفی نشان گر این است که تقریبا همیشه و برای همه ، چنین رفتارهایی اشتباه و غیر قابل پذیرش است.

آیا فقط داشتن رابطه جنسی نامشروع در ازدواج خیانت تلقی می شود ؟

برای عشق یک مثلث تعریف شده است. مثلث صمیمیت، تعهد و میل. این مثلث فقط برای ازدواج تعرف نشده است. پس هر نوع داشتن رابطه پنهانی عاطفی که در آن فرد به تبادل احساسات با فرد دیگری بپردازد به معنی زیر پا گذاشتن تعهد است. با زیر پا گذاشتن تعهد، فرد بی وفا تلقی می شود. داشتن رابطه جنسی نوع شدیدی از بی وفایی است و لفظ خیانت در اینجا معنای واقعی تری می یابد.

در مثلث عشق بعضی از افراد فقط میل وجود دارد. این افراد در مقابل انتخاب طرف مقابل نه تعهدی به کار می برند و نه صمیمیتی دارند. این جاست که عشق بولهوسانه شکل می گیرد و این افراد معمولا برای خوش گذرانی به ظاهر ابراز عشق می کنند.

چرا بعضی از روابط به خیانت منجر می شود ؟

در این زمینه نظریات مختلفی است. عمده ترین دلایل ارائه شده از این قبیل است :

- برخی افراد معمولا آقایان برای اثبات حس استقلال خود دست به این کار می زنند این افراد می گویند من می توانم و ازدواج نتوانسته مرا مهار کند

- اگر فرد به بلوغ هیجانی خود نرسیده باشد، یعنی در مقابل ناراحتی از همسر خود قادر به حفظ تمامیت خود نیست بنابراین به دنبال رابطه جدید می گردد تا وضعیت خود را از لحاظ روحی بازسازی کند

- برخی به دنبال رابطه دیگری می گردند تا به خود ثابت کنند که هنوز برای جنس مقابل جذابیت دارند

- افرادی که از ازدواج خود رضایت ندارند و نیازهای عاطفی شان از این طریق برآورد نمی شود

- هنگامی که یکی از طرفین به دلیل بیماری طولانی مدت نتواند نیازهای جنسی طرف مقابل را برآورده سازد

- انگیزه انتقام و حس سرخوردگی و تحقیر شدن مخصوصا اگر خود فرد از طرف مقابل خیانت دیده باشد دست به مقابله به مثل می زند

- برخی به قصد تنوع و هیجان این کار را می کنند. ممکن است این دسته از افراد هیچ مشکلی در رابطه با همسرشان نداشته باشند ولی به دنبال هیجان و تنوع بیشتر می گردند

در جامعه ما کدام عامل باعث می شود تا فرد به این روابط سوق پیدا کند ؟

معمولا عدم درک متقابل و عدم توجه به نیازهای طرف مقابل. این امر می تواند زمینه را برای سایر موارد نیز باز کند.

چه قدر خیانت ساخته و پرداخته ذهن فرد است و در واقع امر خیانتی در کار نبوده ؟

معمولا افرادی که به شکل بیمارگونه احساس بدبینی نسبت به همسرشان دارند به دنبال شواهدی می گردند که آن ذهنیت منفی خود را تایید کنند. مثلا مردانی که به زنان خود مشکوک اند به طور مداوم موبایل همسرشان را چک می کنند یا وسط روز بدون اطلاع قبلی به خانه می روند . این شک بیمارگونه است و فرد باید به روانشناس مراجعه کند. البته این افراد معمولا نزد روانشناس نمی آید چون معتقدند که اشکال از طرف مقابل است و اوست که باید وفادرای اش را ثابت کند یا می گویند جامعه خراب است مشکل از ما نیست. مثلا چند وقت پیش آقایی به من مراجعه کرد و گفت خانم ام هر وقت با موبایل اش حرف میزند من فکر می کنم دارد با مرد دیگری صحبت می کند. به او گفتم مطمئن هستی که با مرد دیگری حرف می زند ؟ گفت : نه مطمئن نیستم . ولی بعضی اوقات از سر کار که به خانه زنگ می زنم گوشی مشغول است. این نشان دهنده ذهنیات خود فرد است که به آن اختلالات هذیان می گویند. هذیان های حسادت گونه. این افراد این باور را دارند که شریک زندگی شان به آنها خیانت می کند. هیچ توضیحی آنها را قانع نمی کند. حتی محبت و توجه همسرشان را نوعی فریب می دانند که می خواهند از این طریق سر شان را کلاه بگذارد.

ولی بعضی افراد سوال پرسیدن مداوم و یا چک کردن گوشی همسرشان را صرفا ناشی از حساسیت می دانند ؟

شک داشتن با حساسیت هایی که طرفین آغاز ازدواج نسبت به هم پیدا می کنند متفاوت است. اگر حساسیت همسر به گونه ای باشد که توانمندی آدم را زیر سوال ببرد طبیعی نیست .

چگونه می توان به احساس بدبینی مداوم فرد قبل از ازدواج پی برد؟

مدت آشنایی قبل از ازدواج اگر کوتاه مدت باشد امکان شناخت این قضیه برای طرف مقابل خیلی ضعیف است. من به خانواده ها توصیه می کنم که اجازه بدهند فرزند شان زیر نظر آنها دوران نامزدی و عقد طولانی تری داشته باشد تا یک شناخت نسبی حاصل شود. می گویم نسبی چرا که بعضی از مسائل فقط بعد از ازدواج و زیر یک سقف رفتن ، مشخص می شود.

به نظر من رفت و آمد داشتن طی یک دوران نامزدی 6 ماه به شناخت افراد خیلی کمک می کند. در غیر این صورت مثل این می ماند که طرفین با یک آدم ناشناس ازدواج کنند. اگر شناخت کامل در زمان مناسبی از طرف مقابل کسب نکنند باید ریسک خطرات احتمالی از این قبیل را هم بپردازند.

چند درصد طلاق ها ناشی از خیانت است ؟

من آمار دقیقی ندارم . فقط به عنوان یک مشاور خانواده با توجه به تعداد مراجعین ام می توانم بگویم که، الان خیانت یکی از آیتم های تعیین کننده طلاق نیست. تعداد زنان و مردان مراجعه کننده به من، که به نوعی با موضوع خیانت دست و پنجه نرم می کنند برابر است. ولی تعداد کل مراجعین نسبت به سال های گذشته افزایش پیدا کرده. در گذشته به هر دلیلی شمار زنان مراجعه کننده کمتر بود.

خوزستان جزو رکورد داران ازدواج !

استان خوزستان جزو استان هایی است که بالاترین درصد ازدواج در کل کشور را به خود اختصاص داده اند.

رییس مرکز مطالعات و پژوهش‌های راهبردی وزارت ورزش و جوانان گفت: بر اساس آمار اعلام شده سازمان ثبت احوال، تهران در سال جاری بیشترین آمار ازدواج را نسبت به دیگر شهرهای کشور داشته است.

محمد تقی حسن‌زاده افزود: در سه ماهه نخست سال جاری، بالاترین درصد ازدواج در کل کشور به ترتیب در استان‌های تهران با 10.46 درصد، خراسان رضوی با 8.92 درصد و خوزستان با 7.43 درصد بوده و کمترین آمار ازدواج مربوط استان‌های سمنان با 0.65 درصد و ایلام با 0.83 درصد است.

وی با بیان اینکه خانواده‌ها مهم‌ترین عامل موثر بر همسرگزینی فرزندان هستند، تصریح کرد: مهم‌ترین مسئله در حوزه ازدواج، عدم آگاهی و شناخت برای انتخاب همسر مناسب است.

فتوای فقها در مورد اجازه پدر دختر برای ازدواج موقت

یکی دو هفته مانده به شروع سال تحصیلی جدید، حجت الاسلام قرائتی در نشستی با روسای دانشگاه‌های کشور درباره سالم سازی فضای فرهنگی دانشگاه ها صحبت کرد و بحث ازدواج موقت دانشجویی را به میان کشید. بحثی که آن روزها سر و صدای زیادی به پا کرد و حالا با گذشت یک ماه و نیم از آن زمان، واکنش ها درباره این جمله معروف که «ازدواج موقت باید در دانشگاه‌ها راه بیفتد؛ وگرنه در محیط دانشگاه انجام حرام و گناه افزایش پیدا می‌کند» همچنان ادامه دارد.

 حجت الاسلام قرائتی چند روز بعد از گفتن این جمله، مصاحبه ای کرد تا واکنش های رسانه ای را تعدیل کند. او در توضیح نظراتش گفته بود: «در مورد ازدواج موقت در دانشگاه ها من قبلا در این باره صحبت کردم اما برداشت اشتباهی از این موضوع شد،در حالیکه مسئله ازدواج موقت به این معنا نیست که دخترها در محیط دانشگاه صیغه شوند.  دانشجویان پسری که امکان ازدواج ندارند اما تمایل دارند که ازدواج کنند، می‌توانند با زنان بیوه جوانی که آمادگی دارند ازدواج کنند تا پس از اینکه تحصیلاتشان به پایان رسید بروند و ازدواج کنند.»

این پیشنهاد حجت الاسلام قرائتی بعد از پاسخ های مثبت و منفی که از کارشناسان اجتماعی دریافت کرد، از سوی مراجع رسمی هم بی جواب نماند تا معاون رئیس جمهور در امور خانواده اولین موضع گیری رسمی را در این باره داشته باشد. زهرا سجادی در این باره گفت: «حجت الاسلام قرائتی مطالبی را در زمینه ازدواج موقت برای حل یک سری مشکلات مطرح کردند اما در ازدواج موقت هم دختر باید اجازه پدر داشته باشد.»

او گفت که ازدواج موقت یک دستور دینی است و این مسئله قابل رد کردن نیست و اگر آن طور که اسلام نگاه می‌کند صورت گیرد مشکلی هم ندارد، چون هم تعداد خانم‌ها از آقایان بیشتر است و هم اینکه عوامل محیطی و آسیب‌ها بیشتر گریبان‌گیر آقایان است.

سجادی که با خبرگزاری فارس گفتگو می کرد، درباره زنان مطلقه و بیوه هم گفت: «برخی از خانم‌های بیوه و یا افرادی که به دلیلی از همسر خود جدا شدند اما با توجه به مشکلات خاص خود، امکان ازدواج مجدد را ندارند. اسلام برای پیشگیری از مشکلات، ازدواج موقت را قرار داده است اما ازدواج موقت هم شرایطی دارد.ازدواج موقت راه‌حل مقطعی است که تنها در مقطع خاص مشکل را حل می‌کند، در دستورت اسلام تاکید شده که اگر مرد نمی‌تواند عدالت را رعایت کند نباید همسر دیگری را اختیار کند.»

 

اذن پدر در ازدواج موقت

علمای شیعه، با توجه به نظرات متفاوتی که درباره اذن پدر در ازدواج موقت دارند در 5گروه قرار می گیرند. عده ای از آنها معتقدند در ازدواج موقت دختر باکره ای که به حد بلوغ رسیده و مصلحت خود را تشخیص می دهد، اذن پدر لازم است. عده ای آن را بنابر احتیاط واجب، لازم می دانند و بر اساس احکام دینی، در چنین موردی می توان به مرجع تقلید دیگری رجوع کرد. عده ای از مراجع، معتقدند اذن پدر در ازدواج موقت تکلیفا لازم است یعنی اگر بدون اذن پدر عقد خوانده شود صحیح است، ولی فردی که باید اجازه می‌گرفت و نگرفته، معصیت کار است. گروهی دیگر، اعتقاد دارند اذن پدر لازم نیست ولی خوب است رعایت شود. و در نهایت، عده ای معتقدند که ازدواج موقت درباره دختری که مستقل است و صلاح خود را می داند، نیازی به اذن پدر ندارد.

 
کدام مراجع اذن پدر را ضروری می دانند؟

آیات عظام امام خمینی(ره)، شبیری زنجانی، تبریزی و نوری همدانی عقیده دارند اذن پدر در ازدواج موقت لازم است. آیت الله سیستانی هم پیرو همین نظر هستند اما در دختری که متصدی امور زندگی خودش باشد اذن پدر را بنا بر احتیاط واجب لازم می‌دانند نه به فتوا.

آیت الله سیستانی در پاسخ به استفتای یکی از مقدانشان که پرسیده بود: «آیا صحیح است که اگر دختری بالغ باشد از نظر فکری و سنی، می تواند بدون اطلاع پدر صیغه پسری شود که بعد ها قصد ازدواج دارند؟» پاسخ داده اند: «صحّت ندارد و اذن پدر لازم است حتی اگر مستقل در شؤون زندگی باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت.» اما در پاسخ به سوال دیگری با این مضمون که «اگر دختر و پسر ندانند که اجازه ی پدر دختر برای عقد موقت لازم است و بعد از جاری شدن عقد متوجه آن موضوع بشوند عقد آنها چه حکمی دارد؟» گفته اند عقد باطل است.


احتیاطا لازم است

اما آیات عظام خامنه ای، مکارم شیرازی، اراکی، خوئی، گلپایگانی، فاضل لنکرانی، صافی و وحید خراسانی، علمایی هستند که عقیده دارند در عقد ازدواج موقت بنا براحتیاط واجب اذن پدر لازم است. آیت الله مکارم شیرازی در توضیح المسائل خود در این باره می نویسند: دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جد پدری ازدواج نماید ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جد پدری دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.(مساله 2037-) اگر دختر باکره‌ نباشد و بکارتش‌ به‌ وسیله‌ شوهر کردن‌ یا به‌ واسطه‌ وطی‌ به‌ شبهه‌ و یا زنا از بین‌ رفته‌ باشد، اجازه‌ پدر و جد پدری‌ لازم‌ نیست‌.

 
نظر آیت الله بهجت درباره اذن پدر

به اعتقاد مرحوم آیت الله بهجت، اذن پدر در ازدواج موقت تکلیفاً لازم است و اگر عقد بدون اذن پدر خوانده شود صحیح است، اما چیزی از گناه فرد کم نمی کند. در استفتایی که یکی از مقلدان آیت الله بهجت از ایشان داشتند، سوال شده بود: «یا دختر باکره‏اى را که بالغ و عاقل و رشیده است، بى‏اذن پدر او مى‏توان متعه کرد؟» که پاسخ آیت الله بهجت این طور بود: «بنابر احتیاط، تکلیفا باید از پدر یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد، چون تکوینا مفسده دارد.»

ایشان در پاسخ به استفتای دیگری در رابطه با شرایط ازدواج موقت گفته اند: «باید در ازدواج موقت مهر و مدت معین شود و بنابر احتیاط با اجازه‏ى پدر دختر صیغه‏ى صحیح خوانده شود، و رابطه با نامحرم حرام است.»

 دختر رشیده بالغه، بی نیاز از اذن پدر

اما آخرین رویکرد علما به مساله ازدواج موقت، رویکردی است که ازدواج دختر رشید و بالغ را بی نیاز از اذن پدر می داند. مثل آیت الله اردبیلی که معتقدند اگر دختر باکره ‏اى که به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است ـ یعنى مصلحت خود را تشخیص مى ‏دهد ـ بتواند زندگانى خود را به نحو مستقل اداره کند و قدرت تصمیم‏ گیرى صحیح در امور زندگى خود را داشته باشد و بیم آن که فریب بخورد در میان نباشد، چنانچه بخواهد ازدواج کند، احتیاجى به اجازه پدر یا جدّ پدرى خود ندارد و در غیر این صورت، بنابر احتیاط واجب باید از پدر یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و یا برادر لازم نیست. همچنین بنابر احتیاط واجب دخترى که باکره نیست نیز همین حکم را دارد.

آیت الله محمدصادق روحانی هم معتقدند در مورد دختر بالغه رشیده اذن ضروری نیست. ایشان در پاسخ به سوالی با این مضمون که «در سوره نساء آمده است که عقد باید با اجازه ولی و صاحب دختر باکره انجام شود. آیا ازدواج دختر باکره بی اذن ولی باطل است؟»، پاسخ داده اند: «آیه مختص است به دختر باکره غیر بالغه و غیر رشیده اما ازدواج دختر بالغه رشیده به حسب روایات نیازی به اجازه ولی ندارد.»
منبع: مهر

شرط عجیب دولت هند برای ازدواج دختران


خانواده‌های هندی موظف شده‌اند تنها دخترانشان را به عقد مردانی درآورند که استطاعت تامین خانه مجهز به سرویس بهداشتی را دارند.

به گزارش دیلی میل، دولت هند در اقدام اخیر خود به منظور افزایش خانه‌های مجهز به سرویس‌بهداشتی این کار را عملی کرد. 

تنها نیمی از خانواده‌های هندی در خانه‌های مجهز به سرویس‌بهداشتی زندگی می‌کنند به همین دلیل دولت هند از مردم خواست تنها به خواستگارانی جواب مثبت دهند که خانه‌هایشان دارای سرویس‌های بهداشتی باشد. 

آمارهای سال گذشته هند نشان می‌دهد: تنها 50 درصد خانه‌ها به سرویس‌های‌بهداشتی مجهز است و از این مقدار تنها 11 درصد آن به سیستم فاضلاب وصل است. 

وزیر توسعه شهری هند گفت: خانواده‌ها ابتدا مطمئن شوند خانه مورد نظر داماد آینده‌شان از سرویس بهداشتی داخلی برخوردار است و سپس تصمیم‌گیری کنند. 

 همچنین از دولت این کشور درخواست شده تا به خانواده‌های کم‌بضاعت کمک کند تا بتوانند سرویس بهداشتی داخل منازلشان را بسازند.